دوشنبه ۷ فروردین ۱۳۹۶
بر خط: 1611
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

343 بازدید
بوى گل می آید از چاک گریبان بقیع

بس که پنهان گشته گل در زیر دامان بقیع
بوى گل می آید از چاک گریبان بقیع

مرغ شب در سوگ گل‎ هایی ‏که بر این خاک ‏ریخت
از سر شب تا سحر، باشد غزل ‎خوان بقیع

ناله ‏هاى حضرت زهرا هنوز آید به گوش
از فضاى حسرت آلودِ غم افشان بقیع

گوش ده تا گریه زار على را بشنوى
نیمه شب‎ ها از دل خونین و حیران بقیع

این حریم عشق دارد عقده‏ ها پنهان به دل
شعله‏ ها سر می ‏کشد از جان سوزان بقیع

از دل هر ذره بینى جلوه ‏گر صد آفتاب
گر شکافى ذره ذره خاکِ رخشان بقیع

هر گل اینجا دارد از خون جگر نقش و نگار
وه چه خوش رنگ است گل هاى گلستان بقیع

بسته ‏ام پیمان الفت با مزار عاشقان
خورده عمق جان من پیوند با جان بقیع

اى ولى حق، تسلابخش دل‎ هاى حزین
خیز و سامان ده به گلزار پریشان بقیع

سینه این خاکِ گلگون، هست مالامال درد
کوش اى غمخوار رنجوران به درمان بقیع

اى جهان آباد کن، برخیز و مهر و داد کن
باز کن آباد از نو، کوى ویران بقیع

چون ببیند هر غروبش مات و خاموش و غریب
سیلِ خون ریزد «شفق» از دل به دامان بقیع

تاریخ انتشار در سایت: ۲۳ تیر ۱۳۹۵
صفحه اینترنتی مرتبط
نقش ها
مطالب
عناوین
رسته: 0