سه‌شنبه ۶ تیر ۱۳۹۶
بر خط: 3399
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

730 بازدید
ای برادرم

اخی انت حر وراء السدود
اخی انت حر بتلک القیود

اذا کنت بلله مستعصما
فما ذا یضیرک کید العبید

اخی ستبید جیوش الظلام
ویشرق فی الکون فجر جدید

فاطلق لروحک اشراقها
تری الفجر یرمقنا من بعید

اخی قد اصابک سهم ذلیل
وغدرا” رماک ذراع کلیل

ستبتر یوما” فصبر جمیل
ولم یدم بعد عرین الاسود

اخی قدسرت من یدیک الدماء
ابت ان تشل بقید الماء

سترفع قربانها…. للسماء
مخضبة بوسام الخلود



اخی هل تراک سئمت الکفاح
والقیت عن کاهلیک السلاح

فمن للضحا یا یواسی…الجراح
ویرفع رایتها من جدید

اخی هل سمعت انین التراب
تدک حصاه جیوش الخراب

تمزق احشاءه بالحراب
وتصفعه و هو صلب عنید

اخی اننی الیوم صلب المراس
ادک صخور الجبال الرواس

غدا” ساشیح بفاس الخلاص
رءوس الافاعی الی ان تبید

اخی ان ذرفت علی الدموع
و بللت قبری بها فی خشوع

فاوقد لهم من رفاتی الشموع
وسیروا بها نحو مجد تلید

اخی ان نمت نلق احبابنا
فروضات ربی اعدت لنا

و اطیارها رفرفت حولنا
فطوبی لنا فی دیار الخلود

اخی اننی ما سئمت الکفاح
و لا انا القیت عنی السلاح

و ان طوقتنی جیوش الظلام
فانی علی ثقة…. بالصباح

و انی علی ثقة من طریقی
الی الله رب السنا و الشروق

فان عافنی السوق او عقنی
فانی امین لعهدی الوثیق

اخی اخذوک علی اثرنا
و فوج علی اثر فوج جدید

فان انا مت فانی شهید
و انت ستمضی بنصر جدید


قداختارنا الله فی دعوته
و انا سنمضی علی سنته

فمنا الذین قضوا نحبهم
ومنا الحفیظ علی ذمته

اخی فامض لاتلتفت الی الوراء
طریقک قد خضبته الدماء

ولاتلتفت ههنا اوهناک
ولا تتطلع لغیر السماء

فلسنا بطیر مهیض الجناح
ولن نستذل و لن نستباح

وانی لاسمع صوت الدماء
قویا” ینادی الکفاح الکفاح

ساثار لکن لرب و دین
و امضی علی سنتی فی یقین

فاما الی النصر فوق الانام
واما الی الله فی الخالدین

شاعر: سید قطب

معنی:
ــ ای برادرم! تو در پشت این دیوارها آزادی و با وجود این بندها و محدودیت ها، آزادی!
– چون به خدا تمسک بجویی، نیرنگ بندگان، ترا چه ضرر رساند؟
– ای برادرم! سپاه تاریکی هلاک می گردد و سپیده نو در هستی خواهد درخشید.
ــ پس بگذار که روحت آزادانه بدرخشد، تا ببینی که سپیده از دور ما را نظاره می کند.
– برادرم! تیری زبون به تو اصابت نموده است و بازویی ضعیف تو را ظالمانه هدف قرار داده است.
– روزی از پای درمی آید و قطع می شود، پس صبری نیکو پیشه کن که هنوز خون از لانه شیر جاری نگشته است.
– برادرم! خون از دستهایت جاری گشت، اما هرگز اجازه ندادند که در بند بندگی و اسارت سست شوند.
ــ آری قربانی خویش را در حالی که آغشته به خون است و دارای نشان جاودانگی است به سوی آسمان بالا می برند.

ــ برادرم! آیا به نظر می آیی که از مبارزه خسته شده ای و سلاح را از دوش انداخته ای؟
ــ پس کیست که قربانیان را تسلی دهد و زخمشان را مرهم نهد و دوباره پرچم آنان را به اهتزاز در آورد؟
ــ برادرم آیا ناله خاک را شنیده ای، که سنگریزه های آن زیر پای سپاهیان ویرانی خرد می شود.
ــ و اعضای بدنش با دشنه و خنجر تکه تکه می شود و بر او که سفت و سخت است سیلی زده می شود؟
ــ برادرم همانا من امروز نیرومند و توانا، صخره کوه های محکم و استوار را خرد می کنم و می کوبم.
ــ و فردا با تبر نجات، سر افعیها را قطع می کنم تا از بین بروند.
ــ برادرم! اگر بر قبر من اشک ریختی و با آن خاشعانه، گورم را خیس نمودی.
ــ از ریزه ریزه های استخوانم،شمع های بساز و مشعل هایی بر افروز و با آنها به سوی عظمتی جاودانه پیش بتازید.

ــ برادرم! اگر بمیرم دوستانمان را ملاقات خواهیم نمود و باغ های پروردگار برایمان مهیا،
ــ و پرندگانش در پیرامونمان بال می گشایند، پس خوشا به حال ما در سرزمین جاودانگی.
ــ برادرم! همانا من از مبارزه خسته نشده و سلاح از دوش نینداخته ام.
ــ و هرچند سپاهیان تاریکی مرا محاصره کنند، من به آمدن صبح اطمینان و اعتماد کامل دارم.
ــ به راستی من به راهی که به سوی الله،پروردگار درخشش و روشنایی در پیش گرفته ام، اطمینان دارم.
ــ و اگر مرگ، بالای سرم دور بزند و بر من وارد شود و یا مرا بشکافد باز من پیمان محکم خویش را نگه می دارم و بر آن امین هستم.
ــ برادرم به دنبال ما، ترا نیز دستگیر کرده و گروهی از پی گروهی تازه می آیند.
ــ اگر من مردم براستی که شهیدم و تو نیز به سوی پیروزی تازه ای پیش خواهی رفت.

ــ همانا خداوند ما را برای دعوت به دینش انتخاب نموده و ما نیز بر سنت و را او پیش خواهیم رفت.
ــ برخی از ما، اجل و نذرش را ادا نموده و برخی نیز پیمان را نگه داشته و در انتظار ادای آن است.
ــ برادرم به پیش بشتاب و پشت سرت را نگاه مکن، همانا راهت به خون آغشته است.
ــ به اینجا و آنجا توجه مکن، جز به سوی آسمان به جای دیگری نظر مینداز.
ــ ما پرنده بال شکسته نیستیم، و هرگز به ذلت کشانده نخواهیم شد و از بین نخواهیم رفت.
ــ و همانا من صدای خونها (ی شهدا) را می شنوم که محکم فریاد بر می آورند: مبارزه، مبارزه!
ــ به زودی انتقام خواهم گرفت و خونخواهی می نمایم، اما بخاطر پروردگار و دینم (نه خودم) و بر راه خود با اطمینان و یقین پیش خواهم رفت.
ــ یا به سوی پیروزی بر همه جهانیان، و یا به سوی خداوند در بهشت و همراه با ماندگاران در آنجا.

تاریخ انتشار در سایت: ۹ شهریور ۱۳۹۵
صفحه اینترنتی مرتبط
رسته: 0