شنبه ۵ فروردین ۱۳۹۶
بر خط: 3047
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

701 بازدید
اربعین، جهانی دیگرـ بخش اول

در اسلام، زیارت از بار معنوی خاصی برخوردار است. این رویه معنوی در بین شیعیان با توجه به زیارت کربلا و اربعین شرایط ویژه‌ای یافته است. امروزه شاهد زائران میلیونی اربعین هستیم که با پای پیاده در اربعین حسینی، خود را به کربلا می‌رسانند. حسین کچویان در نوشتار زیر، برای موشکافی علل گرایش این خیل عظیم به حضور در این مراسم، از تقابل‌هایی بهره گرفته است که در نظریات اجتماعی بین اشکال مختلف کنش و جماعات و اجتماعات چهارچوب مفهومی اجتماعی مطرح است.

این نوشتار، که به تایید استاد رسیده، متن تنظیم‌شده سخنرانی ایشان در اولین همایش ملی «ظرفیت‌های فرهنگی و تمدنی اربعین» است که چهارشنبه 20 آبان 1394، در سالن سوره حوزه هنری برگزار شد.


روشن است که در حادثه راهپیمایی اربعین یک اتفاق نامعمول و غریبی واقع شده و ذهن تشنه فهم آن است. علی‌رغم اینکه حس ما می‌گوید رخداد بزرگی است ولی خیلی نتوانستیم به لحاظ مفهومی به آن نزدیک شویم و ببینیم این بزرگی و اهمیت از چه باب است. سؤالات مختلفی حول این رخداد و حادثه قابل طرح است که به نظر می‌رسد برخی از این سؤالات پاسخ ندارد یا اگر پاسخی داشته باشد خیلی قابل قبول نیست. به طور مشخص به نظر می‌رسد که ما در علت‌یابی حادثه، چیز خیلی زیادی به دست نخواهیم آورد. البته ممکن است به بعضی چیزها به عنوان علل این رخداد اشاره کنیم، مثل پیشینه فرهنگی طولانی مدتی که دارد. زیرا زیارت اربعین از اولین زیاراتی است که در مورد آن صحبت شده و نسب به انجام آن تشویق شده و خیلی به آن اهتمام ورزیده شده و به عنوان یک فرهنگ شیعی مثل خیلی از چیزهای دیگر مانند زیارت رجبیه امام رضا(ع) و مقولاتی نظیر آن، یک زمینه ذهنی کلی نسبت به آن وجود دارد که با عنوان علل مُعدّه می‌توان روی آن حساب کرد. البته این علل معدّه می‌تواند با یک سری رخدادهایی که در عصر حاضر اتفاق افتاده جمع شود. از جمله منع‌هایی که صدام داشته و شکل‌گیری اتفاقی این حادثه در بستر رخدادهای بعد از سقوط صدام. اینها را می‌توان به عنوان علت نگاه کرد، ولی نه ذهن من را سیراب می‌کند و نه ذهن فرد دیگری را، چون ممکن است بگوییم احادیث ترغیب به زیارت اربعین همیشه بوده و حتی اگر بخواهیم برای حوادثی مانند سقوط صدام هم مدخلیت قائل شویم، باید بگوییم از این قبیل اتفاقات در گذشته نیز واقع شده است، مانند سقوط بغداد و حمله هلاکوخان و حوادث دیگری از این دست که می‌توانست در کنار آن بستر فرهنگی به شکل‌گیری این جریان کمک کند، ولی این کار را نکرد. بنابراین به نظر نمی‌رسد که بتوانیم فهم این‌چنینی از علیت داشته باشیم؛ چون تلقی خود من این است که باید این جریان را به تقدیر تاریخی باز گرداند.

اما چیزی که الان خیلی مشتاق هستیم بیشتر از علت‌یابی بدانیم و به کارمان می‌آید، یک درک ماهوی از واقعیت این حادثه است. اینکه باید آن را در چه چارچوب ذهنی قرار دهیم تا این مسئله برای ما روشن شود. چون راه فهم چیزی که برای ما مبهم است، این است که آن را در قالب‌های مفهومی قرار بدهیم و در پیوند با قالب‌های مفهومی که نزد ما معنادار و مفهوم است، آن را نیز بفهمیم. به طور مشخص، ما می‌خواهیم از طریق فهم ماهیت و چیستی این حادثه، ببینیم که این رخداد چه ظرفیت‌ها و قابلیت‌هایی دارد و می‌خواهد چه کار کند! زیرا درست است که گفتیم نمی‌دانیم چه اتفاقی افتاده و یا خیلی راه به فهم این واقعه، خاصه از بعضی جهات نداریم، ولی مهم این است که این واقعه ما را به کجا می‌برد و با این قضیه وارد چه تحولی شده ایم. چون قبل از این حوادث چند سال گذشته، این رخداد وجود نداشت، ولی الان به عنوان بخش جدایی‌ناپذیر تحولات ناشی از انقلاب اسلامی در آمده و به نظر می‌رسد که هرچه جلوتر می‌رویم اهمیت کانونی‌تری پیدا می‌کند و احتمال دارد در پیوند با انقلاب اسلامی هرروز به شکل اساسی‌تری نقش ایفا کند. لذا به نظر می‌رسد باید هرچه بیشتر روی جنبه‌های مختلف این واقعه تمرکز و وقایع عجیبی که در آن اتفاق افتاده را موشکافی کنیم.

یکی از این وقایع عجیب، کثرت جمعیتی است که نیازمند موشکافی و توضیح است؛ زیرا به لحاظ تاریخی ما نظیر این جمعیت را نداریم. بزرگ‌ترین رخدادی که خبر داریم، مراسم تشییع پیکر امام راحل است. البته در مورد اجتماعاتی که در مسیر دیدار پاپ اتفاق می‌افتد نیز جمعیت‌های بزرگی را ذکر کرده‌اند، ولی اگر هم جمعیت مشابهی مانند جمعیت راهپیمایی اربعین در دنیا وجود داشته باشد که حتماً وجود ندارد، این اتفاق از این جهت که در بستر مکانی خیلی طولانی اتفاق می‌افتد و مهم‌تر از آن، اینکه صرف یک تجمع نیست بلکه یک حرکت در قالب تظاهرات و راهپیمایی است و نکته اساسی‌تر شور و فضایی که بر این رخداد حاکم است با بقیه اجتماعات متفاوت است. البته مهم‌تر از این قضیه و تمام جنبه‌هایی که ما را تحت تأثیر قرار داده، تجربه‌های عجیب و غریبی است که در جریان این حادثه رخ می‌دهد و مهم‌ترینش که تعبیر یک جهان دیگر در موردش مصداق دارد و آن را قطعه‌ای از یک قلمروی دیگر می‌کند که دنیایی نیست، فضای اخلاقی حاکم بر آن است. هرچند تعبیر اخلاقی را برای بیان فضای حاکم بر این جریان کم می‌دانم. البته می‌توان تعبیر اخلاقی را برای این فضا به کار برد، ولی به همان معنایی که «اوتو» و دیگران در بحث قدس و قدسیت گفتند، اینجا چیزی فراتر از مسئله اخلاق ظاهر شده است. در تعاملات بین انسان‌ها و شور و اشتیاق وصف ناپذیری که در خدمت کردن به مردم و دیگران در آنها دیده می‌شود، جنس متعالی‌تری از اخلاق به چشم می‌خورد. این جنبه اساسی این مسئله است که حتی ما در مراسم حج هم نمی‌بینیم. البته انسان‌ها در مراسم حج، کم و بیش تجربه‌های مشابه این را داشته و دارند؛ تجربه‌ای نه لزوماً اخلاقی ولی از جنس فرا اخلاقی که قدسی است، ولی ویژگی منحصر به فرد حج نیست؛ یعنی یک نفر می‌تواند به حج برود و در حج درگیر شود، ولی این تجربه را نداشته باشد. بعضی از افرادی که به حج می‌روند چهره‌های بدی از حج در ذهنشان می‌ماند. مثلا اگر شما در مشاطه یا منا تردد کنید، می‌بینید جاهایی که سرها را می‌تراشند، به لحاظ فیزیکی محیطی آلوده و به یک معنا اشمئزازآور است. یعنی اگر آدم در فضای معنوی خودش قرار نگیرد و این محیط را ببیند، تجربه خوبی برایش نخواهد بود. در هر صورت این وجه تجربه‌ای که در اربعین شاهد آن هستیم در حج غالب نیست. انسان‌ها مناسکی را انجام می‌دهند که ممکن است به لحاظ قدسی محتوای بالایی داشته باشد و ممکن است این‌گونه نباشد. افرادی که در حج شرکت می‌کنند حتماً این تجربه را کسب خواهند کرد، ولی بسیاری هم این تجربه را به دست نخواهند آورد و صرفاً مناسک بی‌روحی را انجام می‌دهند و برمی‌گردند. ولی در مورد اربعین این‌گونه نیست و آن چیزی که همه را نسبت به این حادثه حساس کرده، بعد اخلاقی یا به تعبیر درستتر بعد معنوی آن است. اگر مردم عراق چنین حسی را به هر دلیلی پیدا نمی‌کردند و مداخله نمی‌کردند شاید ما این قابلیت‌های عجیبی که به این حادثه نسبت می‌دهیم را نسبت نمی‌دادیم. بنابراین، اینکه ما یک ظرفیت تمدنی فوق العاده در این حادثه می‌بینیم به همین دلیل است.

این تجربه‌ای که شما الان مشاهده می‌کنید، عین تجربه‌ای است که ما در سال‌های اول انقلاب داشتیم. چنین فضایی تدریجاً از سال 1357 شروع شد و در سال‌های 1358-1359 اوج گرفت و یک فضای غیر این‌جهانی را شکل داد. حتی در آن فضا وزن عبادت‌های ما هم فرق می‌کرد و با افت و خیزهایی که در عبادت‌های ما اتفاق می‌افتاد، می‌فهمیدیم که از آن فضا بیرون می‌رویم. یک موقع هم از حدود سالهای 64- 1363 احساس کردیم که دیگر آن فضا وجود ندارد؛ چون حس می‌کردیم که عبادت‌های ما احتمالاً سنگینی ندارد و بیش از سقف اتاقمان بالا نمی‌رود. اساس فهم من هم راجع به این حادثه همین است.

تا بدین جا ابعاد مسئله را باز کردیم که به نوعی تحلیل سؤال و تحلیل مسئله است. البته چیزهای دیگری هم هست که ممکن است دیگران به آن وقوف پیدا کرده باشند و لذا تمام تحلیل مسئله چیزی نیست که بنده گفتم، اما به نظر می‌رسد که اساسی‌ترین وجوه آن، همین باشد.

اما به لحاظ فهمی باید چکار کنیم و آن را در چه چارچوبی قرار بدهیم؟ چارچوب‌های متعددی، هم به لحاظ کلی و هم به لحاظ جزئی وجود دارد؛ مانند چارچوب دینی، عرفانی، فقهی و اخلاقی. البته به لحاظ مفهومی چارچوب‌های بیرون از فقه هم وجود دارد. قاعدتاً چیزی که از بنده انتظار می‌رفته قرار دادن این مسئله در چارچوب مفهومی اجتماعی است. البته بنده خیلی ابا دارم که از لفظ جامعه‌شناسی استفاده کنم؛ زیرا به نظر من جامعه‌شناسی صورت خاصی از فهم است که آن را درست نمی‌دانم و لذا به نظر من استفاده از لفظ چارچوب اجتماعی مطلب را به شما می‌رساند. البته قالب‌های مفهومی متعددی وجود دارد، مثل چارچوب کارناوال باختین و فهمی که او از کارناوال دارد که البته به هیچ وجه در اینجا مصداق پیدا نمی‌کند، ولی ممکن است بعضی‌ها از بعضی جنبه‌ها این را مصداق بدهند و چیزهایی بر اساس این فرق کند، ولی به نظر من تطبیق نمی‌کند.

چارچوب دیگر برای فهم، چارچوب فهم اجتماعی دینی است؛ یعنی فهمی که در جامعه‌شناسی دین از مسئله داریم یا حتی فراتر از جامعه‌شناسی دین، فهمی که در انسان‌شناسی دین، جامعه‌شناسی دین یا بعضاً فلسفه دین از مناسک وجود دارد. این حادثه به عنوان مناسک دینی شناخته می‌شود؛ چون شکل خاصی از زیارت است و می‌توان در این چارچوب به آن نگاه کرد. این، چارچوب بدی نیست و جنبه‌های خیلی خوبی از فهم را به ما می‌دهد ولی به نظرم این چارچوب نیز آن چیزی که من از حادثه می‌فهمم را بازتاب نمی‌دهد. البته مناسک، فهمی فراتر از فهم حوزه دین پیدا کرده است؛ یعنی اهمیت مناسک در زندگی جمعی به طور کلی در این دو سه دهه اخیر خیلی برجسته شده و علی‌رغم نگاه‌های منفی که در گذشته به آن می‌شد، الان مناسک جزء جدایی‌ناپذیر از زندگی به طور کلی است؛ یعنی حتی در زندگی و جهان غیردینی، ضددینی و این - جهانی نیز موضوعیت داشته و نقش ایفا می‌کند؛ زیرا ما انواع مختلف مناسک داریم. مثلاً نحوه مسابقات فوتبال، یک نوع مناسک است؛ چگونگی مدال دادن، وارد زمین فوتبال شدن و ... جزء مناسک است. بنابراین، مناسک صرفاً به حوزه دین محدود نمی‌شود و کلیت زندگی ما را در بر گرفته و نقش مهمی هم دارد.

به نظر من باید یک چارچوب دیگری را برای فهم این حادثه و رخداد عرضه کنم که هم به فهمی که به طور عموم به دست آوردیم نزدیک است و آن را توجیه می‌کند و هم محتوای اساسی این حادثه را که قرار است یک حادثه تاریخی بزرگ باشد. برای اینکه وارد این فهم شویم از تقابل‌هایی که در نظریات اجتماعی بین اشکال مختلف کنش و جماعات و اجتماعات شده استفاده کنم. می‌دانید که این شکل از عمل و کنشی که در قالب اربعین ظاهر می‌شود، شکلی از جماعت و کنش است که هم به لحاظ کنشی و هم به لحاظ صورت نظام اجتماعی که تجدد را می‌سازد دقیقاً مقابل منطق نظام تجددی قرار می‌گیرد. می‌دانید که نظام تجددی و مدرن اساساً نظامی است که خودش را براساس عقلانیت ابزاری تعریف کرده و نظام اجتماعی‌اش هم در این منطق عمل می‌کند؛ یعنی ساختارها و کنش‌های مختلف خود را براساس منطق عقلانی سازمان می‌دهد. یعنی نظام مدرن، نظام عقلانی است. البته برای اینکه فهم دقیق‌تری از مسئله پیدا کنیم به نظر می‌رسد که از روز اول وقتی مفهوم عقلانیت را ترجمه کردند هرچند که اضافه عقلانیت ابزاری را برای آن آوردند ولی خطایی کردند و به کار بردن مفهوم عقلانیت در اینجا درست نبوده است. هنگامی که به ریشه لاتین و یونانی آن هم که به «لوگوش» و «ریشیو» برمی‌گردد، نگاه می‌کنیم متوجه می‌شویم که بیش از هرچیزی حسابگری مدنظر است. البته در حسابگری هم، عقلانیت هست و عقلانیت ابزاری نیز به حسابگری برمی‌گردد، ولی بهتر بود که آن را به معنای حسابگری ترجمه می‌کردیم تا به توهماتی که صد سال ما را گرفتار کرده، دچار نمی‌شدیم. چون با تعبیر عقلانی گویی غربی‌ها نظام عقلانی دارند و نظام ما غیرعقلانی است و بنابراین باید نظام ما هم عقلانی شود، لذا این مفهوم گمراه‌کننده است. نظام مدرن، نظامی است که منطقش حسابگرانه است؛ یعنی کنش‌های اصلی که این ساختار را می‌سازد با این منطق شکل می‌گیرد. البته این حرف بدین معنا نیست که آدم‌های دین‌دار یا مؤسسات دینی در غرب وجود ندارد، بلکه این سیستم، سیستمی نیست که براساس آن، اعمال دینی و مؤسسات دینی تعریف شود. درواقع، منطق حسابگرانه و منطق عقلانیت ابزاری دقیقاً جایگاه این کنش‌ها و اعمال دینی را مشخص کرده است و اینها تعریف موقعیت و ارزش خودشان را براساس آن منطق حسابگرانه می‌گیرند و در کلیت منطق نظام تجددی مدخلیتی ندارند.

از ابتدایی که منطق حسابگرایانه تجددی شکل گرفت تا زمانی که نظریه اجتماعی به شکل کامل توسط ماکیاولی و هابز و لاک پخته شد و نظریه قرارداد اجتماعی براساس همین منطق مطرح شد، دسته‌بندی‌ها و طبقه‌بندی‌های آن اینگونه است که جامعه مدرن مبتنی بر این نوع عقل و حسابگری است و کنش‌هایش هم این نوع کنش‌هاست. در مقابل این کنش‌ها و این نظامات، مطابق طبقه‌بندی وبر، کنش‌ها، نظامات سنتی و عاطفی قرار دارند و جنس عقلانیت آنها عقلانیت غیر حسابگرانه است؛ مثلاً به صورت مصداق مشخص، در اربعین عقلانیت ارزشی حاکم است. به این معنا که شما یک سری اعمال را انجام می‌دهید که قصدتان تقرب به حق تعالی و قلمروی متعالی است، در صورتی که در عقلانیت ابزاری کاری که شما انجام می‌دهید هدف‌های این‌دنیایی دارد؛ مثلاً می‌خواهید این جنس را بخرید و از آن استفاده کنید، یا به مراتب بالای اجتماعی برسید و مدرک بگیرید. مدرک گرفتن، هدفی است در مسیر هدف عالی‌تر و دنیایی شما و عقلانیت آن ابزاری است.

در تفکر مدرن به شدت در مسیر تخفیف، تحقیر و حتی نادرست نشان دادن کنش‌های مقابل کنش‌های حسابگرانه کوشیدند و به عنوان اشکال منسوخ و موهوم یا بدوی و ابتدایی از رفتار و کنش درباره‌اش صحبت کردند؛ مثلاً حرف‌های پاره تو، شکل خیلی تند این بحث‌هاست. از نظر او یک شکل رفتار منطقی و علمی وجود دارد و بقیه رفتارهای بشری از هر قسمی که باشد من جمله رفتارهای دینی، از رفتارهایی است که ما‌به‌ازای توهمی دارد و مصداق‌های روشنی ندارد؛ چون هدف این‌دنیایی ندارند؛ یعنی پاره تو غیر از هدف دنیایی چیزی را نمی‌فهمد و هر فعل و عملی که ما‌به‌ازای دنیایی نداشته باشد، از نظر او توهم است. در نهایت و در بهترین حالت ممکن است این روزها بگوید ما‌به‌ازاهای روانی در ذهن فرد دارد و متعلق بیرونی و عینی ندارد.



با انتخاب لینک کانال تلگرام در قسمت «صفحه اینترنتی مرتبط» به ما ملحق شوید.

تاریخ انتشار در سایت: ۲۶ آبان ۱۳۹۵
صفحه اینترنتی مرتبط
نقش ها
سخنران : حسین‌ کچویان
مطالب
عناوین
رسته: 1