شنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۶
بر خط: 2664
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

171 بازدید
سهم قصور فقه

رابطه فقه و موسیقی از دید برخی دچار چالش‌های جدی است. نظرات فقها درباره موسیقی و حلیت یا حرمت آن متفاوت است. آیا فقه در این‌باره دچار سرگشتگی است؟


• جنابعالی از جمله فقهایی هستند که با ارائه راه و روشی جدید در استباط و اجتهاد، امیدهای تازه‌ای را به تحول فقهی برانگیخته‌اید. از این جهت، برای ما مغتنم است که شبهات و اختلافاتی که حول‌وحوش یکی از هنرهای عمومی، یعنی موسیقی، در جامعه امروز ایران وجود دارد را با شما مطرح کنیم. هنگامی که چالش‌های موسیقی محل بحث قرار می‌گیرد، به نظر می‌رسد ما با یک سرگشتگی فقهی مواجه هستیم. از یک سو، عده‌ای از فقها دیدگاه‌هایی را درباره موسیقی ابراز می‌کنند که به دوره اولیه اسلام بر‌می‌گردد و تطبیق آن با شرایط امروز مشکل است. هنوز درباره تعریف واحدی از موسیقی و حرمت و حلیت آن اجماع وجود ندارد وحتی شاهد پارادوکس‌هایی هستیم. مثلاً برخی فقها که حکم به حلیت موسیقی می‌دهند، ‌آموزش آن را حرام می‌دانند و این نوع رفتارها بر سرگشتگی‌ها افزوده است. با این حال اگر بخواهیم صورت جامع نگاه کنیم، شاید به دلیل شرایط مذهبی جامعه ما، انتظاراتمان از فقه بیش از حد رشد کرده است و در این میان باید سهم فقها را نیز در وضع موسیقی معاصر به درستی بسنجیم. آیا فقه می‌تواند پاسخگوی مسائل امروز موسیقی ایران باشد؟ اساساً این انتظار،‌ انتظار به جایی است یا باید نقطه ثقل بحث را به جای دیگری منتقل کرد؟

علیدوست: از شما بزرگواران تشکر می‌کنم؛ از رحمتی که می‌کشید. مدت‌هاست «عصر اندیشه» را می‌بینم و مطالعه می‌کنم و حقیقتاً استفاده می‌برم. خط‌مشی شما حمایت از یک گفتمان باز،‌ اما منضبط دارد و خوشحالم. از این جهت باز است که شما یک خط‌های بسته‌ای با افراد مشخص تعریف نکردید. این در فضایی که شاید برای برخی‌ها یک ارزش به حساب آید به نظرم ستودنی است، اما از آن طرف، مجله را یله و رها هم نکرده‌اید که هر مطلبی را از هر کسی چاپ کنید، به صرف اینکه، در راستای ترویج نشریه باشد؛ یک نوع ماکیاولیسم رسانه‌ای که بگویید هدف هر کاری را توجیه می‌کند و اگر هر چه جذبه ایجاد کنیم اشکال ندارد، در مجله نیست، یعنی ضمن اینکه باز برخورد می‌کنید، منضبط هم عمل می‌کنید و این دو نکته کنار هم کار ارزشمندی است. قبل از اینکه به پرسش‌های خوب شما پاسخ دهم، چند نکته عرض کنم. شاید برای شما که سابقه طولانی در مسائل دارید روشن باشد، ‌ولی معلوم نیست خوانندگان مجله هم این مسائل را بدانند. اولین مطلب اینکه فقاهت و به تعبیری کاری که یک فقه انجام می‌دهد، هم«باز» و هم «بسته» است: باز است، به این معنا که فقه با یک گزاره‌های قطعی مشخص مواجه نیست و در جریان فقاهت می‌تواند به گزاره‌های مختلفی برسد.

از این جهت مقدار سواد، متد استنباط، گفتمان، شخصیت‌ فکری، درگیر بودن او با اجرا و محیطی که در آن زندگی می‌کند، بی‌تاثیر نیست. گاه به برخی بزرگان نسبت می‌دهند که فقه فقیه روستا، بوی روستا می‌دهد یا فقه و فقیه شهر، بوی شهر می‌دهد، این نظر را قبول ندارم و افراط می‌دانم، ولی اصل آن را نمی‌شود انکار کرد. پس فقاهت جریان بازی است و هیچ نهادی حتی خدا و رسول خدا فقیه را مجبور نکرده است که باید حتماً به این گزاره برسد. اما آرای او باید در چارچوب اسناد و بر پایه هنجارهای شناخته شده فقاهت باشد.

نمی‌توان فارغ از مراجعه به قرآن، روایات، اتفاق فقها و ضرورت‌های فقهی نظر دهد. فقها نمی‌توانند مانند یک مجلس قانونگذاری دور هم جمع شوند تا یک مساله را مطرح کنند، افکار را روی هم بریزند، سبک و سنگین کنند؛ رأی‌گیری کنند و بگویند این نظر ماست. خیلی‌ها فکر می‌کنند فقاهت یا اجتماع این است. در دورة ششم مجلس شورای اسلامی، برخی از نمایندگان مجلس نامه‌ای را به مرحوم آیت‌الله منتظری نوشتند که حضرت آیت‌الله منتظری، ما نمایندگان از شما انتظار داریم نظر خود را در مورد دیه اهل کتاب که برابری با دیه مسلمانان باشد ابراز دارید و شهروندان جمهوری اسلامی و اقلیت‌ها را خوشحال کنید. این نامه از نمایندگان خطاب به یک مجتهد نوشته می‌شود، حکایت غفلت از این نکته می‌کند که فکر می‌کنند رأی فقهی، دست خود فقیه است، چون می‌گویند: این نظر را بدهید و اقلیت اهل کتاب را خوشحال کنید! البته من راه را برای «برابری» بسته نمی‌بینم؛ چه از نظر حکم اولی و مطابق برخی از اسناد شرعی! چه از نظر حکم حکومتی و مصلحت که اکنون عمل می‌شود، اما به این نامه نمایندگان مجلس ششم و آن تفکری که پشت آن است کار دارم و روشی را که ترویج می‌کند. اگر دقت کنید این انتظار از مراجع و بزرگان، مخصوص نمایندگان دوره ششم نبود.

غنا و موسیقی یک تعین از هنر است و برخی از اهالی فرهنگ فکر می‌کنند دست فقیه باز است. به همین دلیل می‌گویند مشکل فقها چیست؟ دردوران مدرن و پسامدرن و قرن 21، فقهای ما بنشینند مصلحت‌سنجی کنند: امروز بگویند موسیقی حلال است، فردا بگویند مجسمه‌سازی حلال است و ... ولی توجه نمی‌کنند که دست فقیه از این نظر بسته است. فقیه باید مراجعه کند به:1) قرآن، 2) سنت، 3) اجماع و 4) عقل. باید در این چارچوب، به اسناد و هنجارهای‌ شناخته شده مراجعه کند. هنجار نیز غیر از منابع است: نحوه استفاده و مدیریت این منابع است. به تعبیر امام زمان، عالم یک نگاهش باید به حوادث واقعه و اقتضائات زمان و مکان و یک نگاهش به این اسناد باشد. از این جهت، اگر فقط به اسناد نگاه کند و اقتضائات زمان و مکان را در نظر نگیرد، این فقیه پویا نیست و فقهش نیز پاسخگوی حوادث نخواهد بود. از آن طرف اگر هنجارهای شناخته شده را ملاک قرار ندهد و به اقتضای اسناد معتبر بی‌توجه باشد، ‌یک فقه عوام‌پسند ارائه می‌دهد که واقعاً فقه نیست...

• شاید بیشتر یک فقه پوپولیستی باشد...

علیدوست: بله؛ می‌توانید به این نیز تعبیر کنید. بنابراین، هنر فقیه این است که بتواند بین این دو جمع کند، یعنی هنجارهای شناخته شده را نگاه کند، انضباط فقهی را در نظر بگیرد و البته از آن طرف حوادث واقعه را محاسبه کند. اگر به این مسائل توجه شود، فکر می‌کنم انتظارات جامعه مردم، هنرمندان و هنردوستان از فقیه معتدل می‌شود؛ یعنی انتظاری از فقیه را در خودشان به وجود نمی‌آورند که در آنجا واقعاً دست فقیه بسته است.

نکته دوم که روی آن تاکید می‌کنم، این است: گاهی اوقات، در زمان طرح برخی از مسائل ذهن‌ها متوجه این می‌شود که فقه ما مشکل دارد؛ فقیه ما این جور گفته است و فقاهت ناتوان است! در حالی که بسیاری از مواقع مشکلات ناشی از فقه، فقیه یا نبود ظرفیت پاسخگویی در فقاهت نیست، بلکه ناشی از مشکلات جانبی است. ممکن است ما بگوییم صدا و سیما یک موسیقی را پخش می‌کند، ولی حاضر نیست فضایی که این موسیقی در آن ساخته شده یا آلاتی که استفاده شد، نشان داده شود. در سوال شما بود که این وضعیت را باید به عنوان پارادوکس تعبیر کنیم. باید ببینیم این پارادوکس یک پارادوکس درون فقهی است یا ربطی به آن ندارد و ناشی از عوامل دیگر است. شاید تلویزیون ما احساس می‌کند هنوز جامعه عادت نکرده یا تحمل ندارد یا بالاتر از این من تعبیر می‌کنم به امواج ضلال: سایت‌ها یا موسیقی‌های فاسد، با مفسده و جذبه‌ا‌ی که برای جوانان دارد، ‌مطرح می‌شود.

بسیاری می‌گویند وقتی فقه دست هنرمندان ما را می‌بندد و فقاهت به مسائل آنان پاسخ نمی‌دهد، امواج ضلال غلبه می‌کند، اما باید دید که آیا واقعاً این گونه است؟ یا برخی ناتوانی‌ها، سوء مدیریت‌ها، کم کاری‌ها، نداشتن یک هنر فاخر حلال و ... که شاید این مسائل به فقها هم ربطی نداشته باشد، سبب بروز نارسایی‌های امروز شده است. فردی مشکل اشتغال، مسکن و... دارد و احساس می‌کند باید با همه نظام بجنگد. برای همین علیه آن برنامه‌ای که سیما پخش می‌کند، موضع می‌گیرد و سراغ ماهواره می‌رود یا حساسیت نظام را در ارتباط با امواج ضلال می‌بیند و لج می‌کند. بنابراین، باید تمایز دهیم که چه مقدار از این مشکلات به نبود ظرفیت در فقه و حوزه یا به عدم پاسخگویی فقاهت باز می‌گردد و چه مقدار به دیگران و کم کاری‌های آنان؟

• بنابراین، وقتی بحث فقه وهنر می‌شود، باید تاثیر عوامل مختلف را بسنجیم...

علیدوست: بله؛ گنه کرد در بلخ آهنگری، به شوشتر زدند گردن مسگری. این خلاف انصاف است. باید سهم هر امری در جای خود بیان شود. باید سهم نهادها را مشخص کنیم. می‌دانید هنر در اسلام از استحباب شروع می‌شود: «إِنِّ اللهِّ جَمِیلٌ یُحِبُّ الْجَمَال.» ما به راحتی از این سند که سندش معتبر است، استفاده می‌کنیم که خدای متعال هر گونه اظهار زیبایی را (اینکه انسان عالم را زیبا ببیند، زیبا نشان دهد و بتواند خلق پدیده‌های هنری کند) دوست دارد. کف دوست داشتن از مستحب شروع می‌شود. اگر این نگاه را ببینیم که یک نوع قداست در ذات هنر خوابیده است، کشیده شدن به حرام دلیل و وجه می‌خواهد. یک بار می‌گوییم: اصل اولی اباحه است؛ حتی اصل اولی حرمت و منع است و کشیده شدن آن به استحباب وجوب دلیل می‌خواهد، اما یک بار می‌گوییم: اصل اولی بر استحباب و تقدس است، بر اینکه خدای متعال دوست دارد. این فهم می‌تواند مشوق هنرمند ما باشد و در فقاهت نیز وقتی اصل اولی بر استحباب می‌شود، تاثیر دارد.

در بحث موسیقی و هنر، مثل سایر پدیده‌ها، مراحلی سهم فقیه و مواردی سهم عرف عام است. عرف عام یعنی همین مردم کوچه و بازار و شخص مقلد هم موثر است. اینکه مثلاً غنا و موسیقی حلال یا حرام است کار فقیه است، اگر دیگران وارد این بحث شوند، به حوزه‌ای ورود می‌کنند که غیر تخصص آن‌هاست. برخی امور را هم باید به عهده «عرف عام» گذاشت. مثلاً اینکه گفته شود این صدا، این نوع حرکت، این پدیده با مجلس گناه مناسبت دارد یا خیر؟ اینکه امری مناسب با مجلس گناه است یا نیست را مردم باید داوری کنند. اگر فقیه بخواهد وارد شود، گرچه ممکن است مقلد را از سرگردانی در بیاورد، اما دست مقلد را می‌بندد و وارد حوزه‌ای می‌شود که ربطی به فقیه ندارد.

ما در بلاد کبیره و شهرهای خیلی بزرگ می‌گوییم اگر کسی از این محله به آن محله دیگر برود، به شرط اینکه مسافرت آن 45 کیلومتر باشد، نمازش شکسته است. این را مجتهد باید بگوید، اما اینکه آیا تهران بلاد کبیر است یا نه، این دیگر ربطی به مجتهد ندارد. اگر از مرحوم امام خمینی سوال می‌کنند و ایشان هم جواب می‌دهد، در واقع به عنوان یک عرف جواب می‌دهد. این است که اگر تشخیص مقلد ایشان این باشد که تهران بلاد کبیره نیست، لزومی ندارد تا تقلید کند. باید در جایی که سهم فقیه است، غیر فقیه را ننشانیم و جایی که سهم فقیه نیست،‌ فقیه را ننشانیم. کاری که متاسفانه در کشور ما بسیار رخ می‌دهد.

یک بخش نیز سهم مقلد است، یعنی خودش، تشخیص اینکه امری ضرر دارد یا خیر را می‌دهد، البته مقلد نباید سرخودش کلاه بگذارد. اتفاقاً پویایی و مطبوعی حکم شرعی این است که شارع بگوید اگر خوف ضرر دارید، روزه نگیرید. برای خوف ضرر باید به خودتان مراجعه کنید، خودش یا قاطع به ضرر، یا قاطع به عدم ضرر می‌شود، یا شک می‌کند. برای هر کدام حکم داریم: اگر قطع به ضرر دارید، ‌روزه نگیرید، اگر قطع به عدم ضرر دارید بگیرید، اما اگر خوف و شک دارید وشک شما شک قوی است، می‌گویند خوف است که نگیرید و اگر غیر این است، روزه بگیرید. حال تشخیص مجلس گناه با عرف است، اما مصداق و نه موضوع. اینکه این مصداق، مصداق مجلس گناه است با این صدا، صدای لهوی است یا خیر؟

من که می‌خواهم فلان آهنگ را گوش کنم یا یقین دارم صدای لهوی است، یا یقین دارم صدای لهوی نیست، یا شک می‌کنم. اگر یقین دارم پرهیز می‌کنم، یقین به عدم دارم، پرهیز نمی‌کنم، اما اگر شک دارم، چون اینجا شک ملحق به یقین می‌شود، می‌توانم گوش کنم.

• بنابراین، وظیفه فقیه این نیست که روی مصادیق درهنرها و موسیقی دست بگذارد و بگوید آن آلبوم با کنسرت حلال یا حرام است. این سهم مقلد و تکلیف اوست و از این جهت، حکم می‌تواند شخصی باشد؟

علیدوست: بله. هر جا وابسته به مصداق باشد، حکم شخصی می‌شود. مثل نگاه به نامحرم. اگر مفسد است شخصی است؛ ممکن است این کار برای یکی حلال و برای دیگری حرام باشد. در موسیقی نیز شخص مقلد موثر است.

ادامه دارد ...

برای مطالعه بخش دوم این متن، مطلب «موسیقی و چاره‌های فقه» را از لینک‌های پیوست دنبال نمایید.



با انتخاب لینک کانال تلگرام در قسمت «صفحه اینترنتی مرتبط» به ما ملحق شوید.

تاریخ انتشار در سایت: ۱۱ تیر ۱۳۹۶
صفحه اینترنتی مرتبط
نقش ها
گفت و گو شونده : ابوالقاسم علیدوست
مطالب
عناوین
رسته: 1