پنجشنبه ۳۰ شهریور ۱۳۹۶
بر خط: 2090
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

306 بازدید
دموکرات آرمان‌خواه

نلسون ماندلا سعی داشت با سیاستی تساهل‌مدارانه، کشورش را از تفرقه و عقب‌ماندگی حفظ کند؛ هرچند حزب ملی افریقا با چنین رویکردی مخالف بود.


مساله آپارتاید یکی از دیرپاترین معضلات جامعه بین‌المللی بود که پیشینه آغاز بحث آن با عمر شکل‌گیری سازمان ملل برابری می‌کند. بر این اساس،‌ این مساله به ابتکار هندی‌ها در دستور کار مجمع عمومی سازمان ملل قرار گرفت و با ادامه پیگیری‌ها به وضع تحریم‌های محدود در شورای امنیت منتج گردید؛ تحریم‌هایی که شامل ممنوعیت فروش نفت و تسلیحات به رژیم آپارتاید آفریقای جنوبی بود. در این بازه زمانی ایران روابط بسیار مناسبی با آفریقای جنوبی داشت و دو کشور مراودات خوبی با یکدیگر داشتند؛ اتفاقی که البته از سوی طرف غربی هم به جد دنبال می‌شد و آنها هم روابط مناسبی با دولت آفریقای جنوبی داشتند. اما اواخر حکومت این رژیم کشورهای غرب به طور جدی به مخالفین این سبک از حکومت در آفریقای جنوبی پیوستند. بر این اساس کشورهای جهان، برای نخستین بار بر خلاف ماده هفتم بند دو منشور سازمان ملل متحد آنچه را در آفریقای جنوبی می‌گذشت تهدید داخلی تلقی کرده و آن را تهدیدی برای صلح و امنیت بین‌المللی دانستند و تحریم‌هایی را نسبت به آفریقای جنوبی مطرح کردند.

در 1960 حزب کنگره ملی آفریقا غیر قانونی اعلام می‌شود و در ادامه سال 1962 نلسون ماندلا فعالیت زیر زمینی خود را آغاز می‌کند و بعد از آن رئیس شاخه نظامی آن جریان می‌شود هر چند این دوران بسیار کوتاه بوده است. اما به هر ترتیب پس از آن او شناسایی و دستگیر می‌شود و سال‌های متمادی را در زندان به سر می‌برد. باید توجه داشت در آن سال‌ها هیچ صحبتی از ماندلا نبود و کمتر کسی او را در صحنه بین‌الملل می‌شناخت در اواخر دهه 1960 میلادی و وقتی او در زندان به سر می‌برد، کمی نامش تحت عنوان یکی از رهبران مخالف آپارتاید، بر سر زبان‌ها افتاد.

نقطع اوج ماندلا زمانی است که پس از پیروزی مبارزات بلافاصله اعلام می‌کند، نمی‌خواهد بیش از یک دور به عنوان رئیس جمهور فعالیت کند و اعتقاد راسخ خود بر چرخش و گردش نخبگان را که از مقتضیات دموکراسی به شمار می‌رود، به صورت علمی به نمایش می‌گذارد. این در حالی بود که در همان بازه زمانی رئیس جمهور در بسیاری از کشورهای جهان سوم، یا مادام‌العمر یا موروثی می‌شد و ماندلا از همان آغاز با این حرکت خود سبب شد تا ضمن احترام به نفس دموکراسی به احزاب و افراد مختلف اجازه دهد، در یک فضا و انتخابات آزاد شرکت کنند. ناگفته پیداست همین حرکت ماندلا سبب شد پایه‌های دموکراسی در این کشور تا حدودی نهادینه شود. بر این اساس باید توجه کرد دو نکته از مهم‌ترین عوامل کسب شهرت ماندلا به شمار می‌رود. یکی اینکه پس از خروج وی از زندان، سعی نکرد در مقام انتقام‌جویی یا تخریب ساختار موجود در دولت آفریقای حنوبی برآید. چرا که در این کشور سفید پوستان از نظر اقتصادی، توان نظامی و همچنین توان علمی بسیار پیشرفت کرده بودند. بر این اساس ماندلا می‌دانست که اگر مانند سرزمین‌های دیگری که دستخوش تحول، انقلاب، کودتا و مفاهیمی از این دست می‌شوند کل ساختار دولت و کشور را دگرگون سازد، چند ده سال این کشور را به عقب می‌راند، ضمن اینکه آفریقای جنوبی خود به تنهایی قادر به طی ادامه مسیر و حفظ پیشرفت و توسعه خود نبود، بر این اساس سعی کرد اسکلت‌هایی را که سفیدپوستان ایجاد کرده بودند حفظ نماید و از هر گونه انتقام‌جویی و تخریب خودداری شود. همین روند باعث شد آفریقای جنوبی بتواند از نظر ساختار اقتصادی و همچنین بنیه نظامی، اعتبار پیشین خود را حفظ نماید. دومین نکته تلاش وی برای حفظ وحدت میان سفیدپوستان، آسیایی‌ها یا همان رنگین‌پوستان و همچنین سیاهان آفریقای جنوبی بود. این رویکرد از جهتی حائز اهمیت است که به خاطر آوریم این رویه با عملکردی که در بسیاری دیگر از کشورها در مواقع مشابه صورت می‌پذیرد، متفاوت بود. حتی در این مورد ماندلا در مرتبه‌ای بالاتر از گاندی نیز قرار می‌گیرد. چرا که گاندی پس از پیروزی و خارج نمودن بریتانیایی‌ها از هند، سیاست مقاومت منفی را در پیش گرفت، ولی ماندلا موفق شد بافت اجتماعی و سیاسی که پیش از آن در تنش دائمی با یکدیگر بودند را به جامعه‌ای تبدیل نماید که با یکدیگر وحدت دارند و در فضایی مسالمت‌آمیز با یکدیگر زندگی می‌کنند. توجه به این نکته نیز ضروری است که ماندلا سعی کرد نقش پاترنالیستی در آفریقای جنوبی ایفا نماید و در مواردی چون توسعه اقتصادی، مسائل خیریه، مبارزه با ایدز این راه را در پیش بگیرد تا به عنوان الگویی موفق و جهانشمول در جهان طرح گردد. ضمن اینکه ماندلا خواهان تغییر اساسی در سیاست خارجی این کشور نشد و روابط خوب دولت پیشین را با قدرت‌های جهانی ادامه داد و این سیاست هم به ادامه مسیر پیشرفت این کشور کمک اساسی نمود.

سیاست ایران در قبال آپارتاید
اما اگر بخواهیم سیاست ایران در قبال آپارتاید را بررسی کنیم باید توجه داشت این مساله را باید به دو بخش تقسیم کنیم. یکی پیش از انقلاب و دیگری پس از آن پیش از انقلاب روابط میان ایران و آفریقای جنوبی روابط بسیار مناسب و حسنه بود و دو کشور در زمره متحدان جدی آمریکا تعریف می‌شدند. در این راستا ما شاهد بودیم که وقتی آمریکا تامین امنیت خلیج فارس و دریای عمان را به ایران واگذار کرده بود، ایران خواهان این بود که این محدوده گسترده‌تر شود و مثلثی استراتژیک در اقیانوس هند میان ایران، استرالیا و افریقای جنوبی ایجاد شود تا از لحاظ نظامی این محدوده استراتژیک میان متحدان آمریکا مد نظر قرار گیرد و گستره فعالیت ایران هم افزایش یابد؛ اتفاقی که هر چند رخ نداد، اما به هر ترتیب ناوگان نظامی و دریایی ایران به استرالیا و کیپ تاون می‌رفت و مراودات و مبادلات میان دو کشور برقرار بود. پس پیروزی انقلاب اما ورق برگشت و جمهوری اسلامی ایران با این کشور به طور کامل قطع رابطه کرد و این مساله تا زمان پیروزی نهضت مبارزه با آپارتاید و آزادی ماندلا ادامه داشت.

در خصوص مساله آپارتاید باید اشاره کرد، این مساله یک سال پس از تاسیس سازمان ملل متحد یعنی در سال 1946 در این سازمان طرح شد و این مساله طولانی مدت، تا سال 1990 ادامه یافت. در این روند طولانی، ایران در خصوص قطعنامه‌هایی که آپارتاید را محکوم کرد، همگام با جامعه بین‌المللی عمل می‌کرد. اما ایران در آن زمان اقدامی فراتر از رای دادن در سازمان‌های بین‌المللی علیه آپارتاید انجام نمی‌داد. و روابط مناسبی هم با این کشور برقرار بود و در شرایطی که حتی فروش نفت به این کشور هم تحریم شده بود، ایران یکی از کشورهایی بود که نفت این کشور را تامین می‌کرد البته باید توجه کرد، کشورهای غربی هم به دلایلی چون صادرات الماس و طلا و ... با این کشور رابطه داشتند و تنها در سال‌های آخر بود که روند انزوا و محکوم کردن اقدامات دولت آفریقای جنوبی شکل جدی‌تری به خود گرفت. اما باید توجه داشت کشورهای شمال اروپا و کشورهای اسکاندیناوی زودتر از سایر کشورهای غربی سعی کردند روباط خود را با آفریقای جنوبی کم و کمتر نمایند.

به هر ترتیب پس از مذاکرات فراوان که با نلسون ماندلا صورت پذیرفت او بالاخره در سال 1990 از زندان آزاد شد و یک دوره به عنوان رئیس جمهور این کشور مشغول فعالیت شد. در اینجا باید به این نکته هم توجه کرد که ماندلا از همان ابتدا و در دوران جوانی هم بر لزوم زندگی مسالمت‌آمیز میان سفیدپوستان و سیاهان تاکید داشت، اما حزب ملی آفریقا چنین رویکرد تساهل‌مدارانه‌ای را در پیش نمی‌گرفت ماندلا پس از پیروزی هم با نادیده‌انگاشتن تعارضات، خشونت‌ها و ظلم‌هایی که به وی و سیاهان از سوی سفیدپوستان صورت گرفته بود، سعی کرد وحدت ملی و آشتی ملی در این کشور به وجود آورد و در این مسیر بسیار خردمندانه و عقل مدارانه عمل کرد. به عنوان مثال اگر می‌خواست روندی را که یان اسمیت در زیمبابوه در پیش گرفته بود در آفریقای جنوبی پیاده نماید، تمام ساختارهای اقتصادی و سیاسی که در این کشور به وجود آمده بود، از بین می‌رفت و‌آفریقای جنوبی به کشوری عقب‌افتاده تبدیل می‌شد، اما ماندلا با تدبیر خود اجازه چنین کاری را نداد و با روحیه تساهل مدارانه خود باعث شد در ادامه، زندگی مسالمت‌آمیزی میان سفیدپوستان و سیاهان بر قرار گردد. بر این اساس ما شاهد هستیم امروز آفریقای جنوبی به عنوان مقتدرترین و قدرتمندترین کشور چه در زمینه اقتصادی و چه در زمینه نظامی در قاره آفریقا شناخته می‌شود.



با انتخاب لینک کانال تلگرام در قسمت «صفحه اینترنتی مرتبط» به ما ملحق شوید.

تاریخ انتشار در سایت: ۱۲ تیر ۱۳۹۶
صفحه اینترنتی مرتبط
نقش ها
مطالب
عناوین
رسته: 1