پنجشنبه ۳۰ شهریور ۱۳۹۶
بر خط: 1753
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

319 بازدید
جامعه احمق است

دکتر دینانی به تعقل اندک مردم خرده می‌گیرد و آینده را به خاطر ناآگاهی افراد خطرناک می‌بیند. تراکم اطلاعات و کمبود تفکر از کلمات کلیدی سخنان اوست.


• یکی از مباحثات جدی در محافل علوم انسانی ایران، «مرگ تفکر» است؛ بدین معنا که گمان می‌رود در تحولات پرشتاب امروز، اطلاعات و داده‌ها هر چه بیشتر در ذهن مردم، روشنفکران و متفکران انباشته شود، اما این افزایش اطلاعات نه تنها سبب آگاهی بیشتر نمی‌شود، بلکه ممکن است «مرگ تفکر» را در پی‌داشته باشد و این رویداد و اتفاق نیز ناشی از ابتذالی است که امروزه نه تنها دامن مردم، بلکه گریبان متفکران را نیز گرفته است. شما علت‌الاصل این ابتذال فکری همه جانبه امروز را چه می‌دانید؟

دینانی: نادان بودن مردم.

• یعنی در حال حاضر اکثر عالم نادان هستند؟

دینانی: بله. هیچ عیبی ندارد؛ هیچ نترس. راستی درست است، حتی اگر مردم نفهمند.

• با این وضع، آیا صحبت از مفاهیم بنیادین در علوم انسانی مانند عدالت، آزادی و ... بلا موضوع نیست؟

دینانی: نه بلاموضوع نیست، شما اگر می‌توانید با نادانی مردم مبارزه کنید...

• این کار در عمل چگونه ممکن است؟

دینانی: ما تئوری می‌گوییم. من اهل عمل نیستم آقا. شما تئوریک حرف می‌زنید یا عملی؟

• مطلوب این است که این تئوری عملی شود...

دینانی: من مرد عمل نیستم، کارمند دولتم

• اما فیلسوفان نیست به جامعه مسئولیت دارند...

دینانی: فیلسوفان تئوریک سخن می‌گویند و تنها مسئولیت در نظر دارند، نه در عمل.

• خب، این نظر نباید عملیاتی شود؟

دینانی: اگر شد که شد، اگر نشد به فیلسوف مربوط نیست. فیلسوف تنها نظریه می‌دهد.

• برخی اوقات تئوری‌های فلسفی در جامعه کاربردی نیستند؛ یعنی با علومی سر وکار داریم که عملی نیست.

دینانی: چون مردم آگاهی ندارند.

• آیا فیلسوف نباید براساس واقعیاتی که می‌تواند در جامعه و عرصه عمومی به منصه اجرا برسد، نظر دهد؟

دینانی: فیلسوف باید واقعیات را بگوید، اما اگر مردم واقعیات را نفهمیدند، فیلسوف مقصر نیست.

• فیلسوف نباید واقعیات براساس جهانی بیان کند که امکان عملیاتی شدن داشته باشد؟

دینانی: تا آنجایی که می‌تواند.

• در واقع، عالم ذهن را با عالم واقع تطبیق دهد...

دینانی: فیلسوف واقعیت را می‌گوید، خب وقتی مردم نادان هستند و نمی‌فهمند، چه کار کند؟ حضرت نوح به مردم گفت یا نگفت؟! بعد چه اتفاقی افتاد؟ نفرین کرد و همه غرق شدند. شما فکر می‌کنید فیلسوف پاسبان هست و باید تمام شهرها را پاسبانی کند؟

• غرض اصلی بحث این است که فیلسوفان چگونه می‌توانند در دورانی که ابتذال تفکر گسترش یافته، بهتر به جامعه خدمت کنند؟

دینانی: جامعه دچار نادانی شده است. نوح، موسی، عیسی و حضرت ختمی مرتبت نتوانست. آیا پیامبران توانستند همه مردم را مسلمان کنند؟ نشد. صحابه پیغمبر همه آدم‌های خوبی بودند؟ ابوبکر یار غار پیغمبر بود.

• حتی بعضی از آن‌ها بدترین بودند...

دینانی: احسنت؛ وقتی پیامبران نتوانستند همه مردم را هدایت کنند و حتی نزدیکترین به خودشان را، حالا انتظار دارید فیلسوف راه بیفتد در خیابان‌ها و مردم را اصلاح کند؟!

• من این را نگفتم... .

دینانی: شما می‌گویید فیلسوف یک تئوری بیاورد که عملی باشد. شما شاید آن تئوری را نمی‌فهمید، نه اینکه فیلسوف نمی‌تواند. پیامبر یک تئوری می‌آورد که مردم هدایت بشوند. چرا نمی‌روید به پیامبر بگویید یا رسول‌الله یک تئوری می‌آوردید تا مردم قبول کنند؟

• اگر لازم باشد می‌توانیم سوال کنیم...

دینانی: تئوری آوردنی نیست. فیلسوف واقعیت را می‌گوید، البته اگر فیلسوف باشد، ‌اگر نادان باشد که هیچ، فیلسوف واقع‌بین است و واقعیت را می‌گوید و می‌نویسد. این مردم هستند که واقعیت را نمی‌خواهند. چندی پیش می‌گفتند چرا فیلسوفان نمی‌آیند، وضع را درست کنند؟

• چه کسانی این حرف را زدند؟

دینانی: حالا هر کسی که بود. فیلسوفان واقعیت را می‌گویند. شما بروید، گوش دهید و عمل کنید. اگر شد که شد، اگر هم نشد که نشد. فیلسوف قرار نیست کار عملی کند. فیلسوف عملی پراگماتیست است. یک فیلسوف نادانی در آمریکا پیدا شد به نام «ریچارد رورتی» که پراگماتیست است و می‌گوید حقیقت آن است که در عمل بکاریم.

• بحث کاربردی شدن نظریه در جامعه با پراگماتیسم متفاوت است. ما هم منتقد فیلسوفانی چون ریچارد رورتی هستیم که می‌گوید باید سوالات محوری فلسفه را تغییر دهیم، هیچ سوالی از بنیادها نپرسیم و فقط عمل کنیم.

دینانی: شما هم پراگماتیست هستید و می‌خواهید من را هم پراگماتیست کنید.

• سخن ما این است که گارگزاران دولت و حکومت باید اعتنای بیشتری به آرای فیلسوفان می‌کردند، نه اینکه فیلسوفان و متفکران در مقام یک کنشگر عملیاتی وارد عرصه عمومی شوند. از سوی دیگر، فیلسوفان هم نباید در عالم انتزاع و خلأ سیر کنند... .

دینانی: من از شما سوالی دارم: اکنون با من به عنوان کسی که باید عملیاتی رفتار کند صحبت می‌کنید یا به عنوان یک فیلسوف؟

• به عنوان یک فیلسوف...

دینانی: خب پس من نباید کار عملیاتی بکنم.

• اما می‌توانید توصیه‌هایی کنید که فیلسوفان چگونه می‌توانند بهتر به جامعه خدمت کنند...

دینانی: من هیچ توصیه‌ای نمی‌کنم؛ من اساساً با نصیحت مخالفم و هیچ توصیه‌ای هم ندارم. من حرف می‌زنم، می‌خواهید قبول کنید، می‌خواهید قبول نکنید. فلاسفه تا آنجا که عقلشان می‌رسیده، مسائل را گفته‌اند.

• چندی پیش با استاد محمد فرشچیان گفت‌وگویی داشتیم. ایشان می‌گفتند من آنقدر نامه نوشتم و واقعیات عرصه فرهنگ و هنر را گفتم، اما هیچ کس گوش نکرد. آدم‌ها تا یک جایی می‌توانند دوام بیاورند. یک بخش مشکل ناشی از افرادی است که باید تئوری‌های متعالی را در جامعه عملیاتی کنند، اما از مسئولیت‌های خود غافل‌اند...

دینانی: من این مسائلی که شما مطرح می‌کنید را می‌دانم و از منشاء آن هم خبر دارم، اما نمی‌خواهم بگویم.

• بالاخره یک روزی باید این مسائل که وضع تفکر و جامعه را به ویرانی کشانده، صریحاً گفته شود...

دینانی: باید گفته شود، اما من نمی‌خواهم بگویم.

• پس چه کسی بگوید؟! اگر این مسائل ریشه‌شناسی نشود، جامعه ایران رو به فروپاشی فکری می‌رود...

دینانی: چقدر شما ساده‌اید!

• شاید نیاز باشد کمی جامعه و حکمرانان آن گزیده شوند...

دینانی: اصلاً بگذارید بگویم: باید کسانی که رأس امور هستند و پست مدیریتی قبول می‌کنند، آگاه باشند. شما یک فرد نادان را مدیر اداره نکن. شما رأس یک موسسه مهم و یا یک مکان علمی فردی ناآگاه به امور را می‌گذارید تا دیگران را تربیت کند؟!

• فکر نمی‌کنید بخشی از این وضعیت به دلیل رابطه‌ها و نبود ضابطه‌هاست؟

دینانی: مردم باید آگاه باشند و افراد آگاه در رأس امور قرار بگیرند. خداوند به پیغمبرش می‌فرماید تو بگو، هر چند که نمی‌توانی هدایت کنی،‌ اما بگو. این عین آیه قرآن است. شما هم به جای اینکه بگویید چه کنیم؟ حرف‌هایتان را بنویسید. من یک مثال می‌آورم: خیلی از مردم از عدالت صحبت می‌کنند، اما نمی‌دانند که چیست. فقط می‌گویند خوب چیزی است. برای همین از روی ناآگاهی عمل می‌کنند و یک امری که عدالت نیست را به جای آن می‌گذارند. علت تمام مشکلات جوامع بشری همین است که چیزی را خوب می‌دانند که نمی‌دانند چیست؟ جنگ‌های سیاسی هم به همین دلیل است. هر کشوری که علیه کشور دیگر در حال جنگ است، خود و رفتارش را عادلانه تلقی می‌کند و از همین رو با هم جنگ می‌کنند، چون ماهیت عدالت روشن نیست. درباره عمل هم از من نپرسید و بروید از اهل عمل سوال کنید. من اهل عمل نیستم و اهل نظرم. به قول سعدی: جز به خردمند مفرما عمل/ گرچه عمل کار خردمند نیست؛ یعنی، چیزی که می‌خواهی به خردمند بگو، اما عمل کار خردمند نیست. خردمند تنها می‌گوید چه کار کن.

• ابتذال فکری موجود، پیامدهای ناگواری داشته است. برخی متفکران اسلامی در این وضع منزوی و گوشه‌نشین شده‌اند؛ عده‌ای دیگر مهاجرت کرده‌اند و برخی هم رو به مبارزه آورده‌اند. شما از این ابتذال تفکر و احمق شدن جامعه و متفکران چقدر رنج می‌کشید؟

دینانی: خیلی زیاد، ولی من هیچ‌وقت کشورم را ترک نمی‌کنم. من چندی پیش در اصفهان و دینان بودم و آنجا به مردم گفتم که اگر کاخ سفید و کاخ الیزه پاریس را به من بدهند، دینان را بر آن‌ها ترجیح می‌دهم. من از این آب و خاک هستم و در همین آب و خاک هم خواهم مرد، ضمن اینکه رنج هم می‌برم.

• در برابر این رنجی که می‌برید، چه کار می‌کنید؟

دینانی: فقط تحمل می‌کنم. می‌نشینم و با شما مصاحبه می‌کنم. (خنده) گاهی اوقات هم می‌نویسم و سخنرانی می‌کنم. غیر از این هم کاری از من برنمی‌آید.

ادامه دارد...

برای مطالعه بخش دوم این گفت‌وگو، مطلب «رفاه، مانع تفکر جوانان شده است» را از لینک‌های پیوست دنبال نمایید.



با انتخاب لینک کانال تلگرام در قسمت «صفحه اینترنتی مرتبط» به ما ملحق شوید.

تاریخ انتشار در سایت: ۱۳ تیر ۱۳۹۶
صفحه اینترنتی مرتبط
نقش ها
مطالب
عناوین
رسته: 1