شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۶
بر خط: 4723
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

348 بازدید
توکیو، اوساکا و چند جای رازآلود دیگر

هاروکی موراکامی اگرچه از شیوه نویسندگان عامه‌پسند پیروی نمی‌کند، از مورد اقبال‌ترین رمان‌نویسان در ایران است. اما این امر چگونه واقع شده‌است؟



هاروکی موراکامی در کمتر از یک دهه که از چاپ آثارش در ایران آغاز شده، به یکی از نویسنده‌گان محبوب ذائقه‌ی مخاطب ایرانی هم تبدیل شده. موراکامی نویسنده‌ی سهل‌خوانی نیست یا مانند نویسنده‌گانی چون لاهیری یا خالد حسینی گرایش‌های عامه پسند ندارد، از عرفان‌های سانتی مانتال نمی‌نویسد مثل اریک امانول اشمیت و کریستین بوبن و شباهتی هم ندارد به نویسنده‌ای مانند پل استر که جذابیت‌های روایی ماجرا محورش برای خواننده‌ی ایرانی بسیار خوشایند بوده. موراکامی شبیه هیچ‌کدام از این نویسنده‌گانی نیست که در چند سل اخیر مانند او برای گروه زیادی از مخاطبان ایرانی جذاب بوده‌اند. در واقع می‌توان فضای داستان‌های او را به شدت سرد و کم‌ماجرا و مملو از فضا سازی‌های حجیم و فانتزی‌هایی دانست که از او نویسنده‌ای جدای از عامه پسندهای مذکور می‌سازد. هر چند اقبال به نوشته‌های او مختص ایران نیست و حالا چند سالی می‌شود که رمان‌های این ژاپنی آرام در تیراژهای وسیع منتشر می‌شود. با این وجود همواره این سوال برای من پیش آمده که چطور نویسنده‌ای با این مشخصات و مختصات توانسته این اقبال عمومی چشمگیر را پیدا کند... پاسخ به این سوال قطعا آسان و جامع نیست اما گمان می‌کنم موراکامی در زبان فارسی به چند دلیل مهم طرفدار پیدا کرده است.

اول این که او رمان‌نویسی ست که از شیوه‌های آمریکایی روایت برای نوشتن استفاده می‌کند. شیوه‌هایی که آثارش را دارای وجهی دوگانه می‌کند؛ یکی روایتی‌ست نسبتا ساده و بدون پیچیدگی‌هایی که به اصطلاح در رمان موسوم به «اروپایی» می‌بینیم و دوم وارد کردن ابعادی از باورهای زیستی ژاپنی‌ست که همیشه برای مخاطبان غیر ژاپنی جذاب بوده. موراکامی در تلفیق این دو امر بسیار موفق بوده. نه مثل نویسندگان ناسیونالیست ژاپنی بر بومی‌نویسی صرف تاکید دارد، نه تسلیم ایده‌های جهانی شدن به معنای کنار گذاشتن جغرافیای روایت شده‌است. برای همین ژاپنی بودن قهرمان‌ها و روایت‌ها به شدت در رمان‌ها و داستان‌های کوتاه‌اش اهمیت دارد و از سویی دیگر در بند قالب‌های سنتی روایت این زنده‌گی نیست، به همین دلیل زبان و جهان روایی‌اش افقی بسیار فراتر از نویسندگان دیگر ژاپن امروز پیدا کرده است. دومین دلیل به چگونه‌گی اجرای این ایده‌ها باز می‌گردد. موراکامی نویسنده‌ی تنها و آسوده‌گی ذهن است. نویسنده‌ای که شکلی از تنهایی عیش‌آور را در فضایی معنا باخته روایت می‌کند و می‌تواند در این روند اهمیت انسان بودن راوی‌ها و شخصیت‌های اصلی‌اش را برجسته‌تر کند. مثلا در رمان تحسین شده‌ی «کافکا در کرانه» شاهد سرخوشی‌های سکرآور قهرمانی هستیم که تقریبا به نوعی از زنده‌گی آنارشی‌وار رو آورده. شکوهی که در این روایت وجود دارد و تاکید موراکامی بر قرار دادن او در فضاای خالی برای خیال‌پردازی به جذابیت‌های درون متنی‌اش افزوده است.

از سویی دیگر برای مخاطبان عام‌تر ادبیات فضای امن در رمان یا داستان کوتاه اهمیت فراوان دارد. در اکثر آثار موراکامی فاجعه یا رخداد تلخ یا در کلّ متن پخش شده یا پس متن پنهان شده. به‌واقع فاجعه‌ای که امنیت ذهنی مخاطب را به هم بزند به شکلی مستقیم در آثار او وجود ندارد و امر شر در پس متن نهفته. به همین دلیل مخاطب شاهد مستقیم و بی‌واسطه‌ی تلخی و زوال نیست؛ هر چند که موراکامی اصولا نگاه آن چنان تیره‌ای ندارد به وضع و مفهوم انسان خود.

سومین نکته‌ای که فکر می‌کنم به بیشتر خوانده شدن موراکامی در ایران کمک کرده به مسئله‌ی جذابیت روایت معمایی ـ کارآگاهی او باز می‌گردد. موراکامی هم بارها در مصاحبه‌های خود ذکر کرده که شیفته‌ی ادبیات پلیسی است و هم در آثارش این امر را نشان داده. منهای این دو قضیه، ژاپنی‌ها در پنجاه سال گذشته شکل‌های متنوع و گوناگونی از شکل‌های روایی ادبیات پلسی ـ معمایی را در ادبیات‌شان تجربه کرده‌اند که متاسفانه به فارسی اصلا ترجمه نشده‌اند در واقع سنت پلیسی‌نویسی و رمان کارآگاهی خوندن یک سنت قدیمی و مرسوم است در ادبیات ژاپن و مور اکامی نیز به شدت به این امر علاقه دارد. ترکیب تعلیق‌های رمان پلیسی با ماجراهای نسبتاً مرموز و خاص رمان‌اش به شدت جذابیت روایی آثارش را زیاد کرده. در اکثر آثار او مخاطب در انتظار اتفاق یا ماجراهایی رازآلود است که در فضای رمان تدوین شده‌اند. انگار این رازآلوده‌گی و وجود اموری که مخفیانه، ممنوع یاناشناخته به شمار می‌آیند شخصیت‌های او را در برگرفته است. به این‌ها می‌توان فانتزی‌های عجیب او را هم اضافه کرد که کاملاً ‌ریشه‌های سنتی ژاپنی داشته و برگرفته شده‌اند از موجودات خیالی و جادویی‌ای که در حکایت‌های ادبیات کلاسیک ژاپن فراوان به آن‌ها برمی‌خوریم. بنابراین وقتی نویسنده‌ای با این شمایل در یک رئالیسم محض و کامل شروع می‌کند به ایجاد راز آلودگی و تعلیق، مخاطب ناخودآگاه تحت تاثیر قرار می‌گیرد.

جالب این که در هیچ یک از رمان‌های او این راز منجر به اتفاقی پلیسی به معنای مرسوم‌اش نمی‌شود اما هیچ‌وقت هم خط بطلانی بر صادق یا کاذب بودن امر مذکور کشیده نمی‌شود، نوعی بعد پنهان در نوشته‌های او وجود دارد که مخاطب را ناچار به کشف و خیال‌پردازی می‌کند و هول و گاه هراسی ناشی از این احساس ساخته می‌شود که تا پایان رمان با مخاطب باقی می‌ماند.

چهارمین نکته به زبان به‌شدت ساده‌ی موراکامی باز می‌گردد. حتا نسخه‌های انگلیسی رمان‌های او که زیر نظر خودش از ژاپنی ترجمه شده‌اند نیز به هیچ‌وجه سخت‌خوان نبوده و این ساده‌گی اصولا از ویژ‌گی‌های روایی نویسنده‌ی ژاپنی است. این ساده‌گی در زبان فارسی نیز به خوبی قابل مشاهده است و در شرایطی که ساده‌گی به خوبی قابل مشاهده است و در شرایطی که ساده‌گی به خودی خود و به درست یا غلط «حُسن» محسوب می‌شود، موراکامی نویسنده‌ای ساده‌نویس محسوب می‌شود، هر چند این ساده‌گی به معنای پیش‌ پا‌افتاده‌گی ایده‌های او نبوده ولی به خواندن رمان او بسیار کمک می‌کند. این امر هاروکی موراکامی را هم نویسنده‌ای خوش‌خوان نشان می‌دهد هم روای معناهای پیچیده و راز آلود. هم ژاپنی است با ایده‌هایی که از سنت بومی خود وام گرفته هم منش نویسنده‌گان آمریکایی را دارد، هم راوی انسان امروز کشور خود است.

این ترکیب بدیع طیف فراوانی از مخاطبان رمان خارجی را به خود جلب می‌کند. در این جا هیچ اشاره‌ای نمی‌کنم و فقط اشاره دارم که موراکانی می‌تواند نسبتی شگفت‌آور ایجاد کند بین دغدغه‌های فرهنگی سرزمین خود با وجوه جهانی این دغدغه‌ها. شاید بتوان این‌طور گفت که او جهانی‌نوشتن را به خوبی می‌داند و در عین حال می‌تواند ژاپنی را برای مخاطب خود روایت کند که رازآلوده‌گی‌های مدرنی پیدا کرده است. این رازآلودگی جهانی نو می‌سازد که در عین ساده‌گی روایت شده‌است. شاید این هم از دلایلی باشد که مخاطب عام ادبیات در ایران امروز این نویسنده‌ی ژاپنی را دوست دارد و منتظر آثار مختلف اوست.


با انتخاب لینک کانال تلگرام در قسمت «صفحه اینترنتی مرتبط» به ما ملحق شوید.

تاریخ انتشار در سایت: ۴ مرداد ۱۳۹۶
صفحه اینترنتی مرتبط
نقش ها
نویسنده : مهدی یزدانی خرم
مطالب
عناوین
رسته: 1