جمعه ۲۸ مهر ۱۳۹۶
بر خط: 3264
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

280 بازدید
طبقه تن‌آسا و آینده ایران

اشرافیت نوخاسته و طبقه تن‌آسای ایرانی، میلی بیمارگونه به مصرف تظاهری دارد و مورد طمع قدرت‌های خارجی است.



متن پیش‌رو، بخش دوم از مقاله «اشراف لمپن در ایران» است که پیش از این در سایت منتشر شده و از قسمت لینک‌های پیوست قابل دسترسی است:

علاوه بر اینکه طبقه متوسط جدید ارزش‌های خودش را از خارج و به صورت ناقص دریافت کرد، سبک زندگی این طبقه نیز نه با زیستن که با دستورات حاکمیتی تجددخواهانه یا چیزی که آبراهامیان اسم آن را «مشت آهنین رضاخان» گذاشت، از بالا به او تحمیل شد. رضا شاه انگیزه زیادی برای مدرنیزاسیون کشور داشت و طبیعتاً تهران بیش از همه جا تحت تاثیر برنامه‌های اصلاحی او دگرگون شد. او بخش عمده‌ای از قسمت‌های قدیمی شهر از جمله (12) دروازه، پنج محله، تکایا و کوچه‌های پیچ در پیچ را با هدف ایجاد یک پایتخت «مدرن و امروزی» تخریب کرد و به جای تکیه قدیمی دولت، ساخت یک سالن بزرگ اپرا را را آغاز کرد. باغ‌هایی نظیر سپهسالار و فرمانفرما را از بین برد و مجوز ساخت پنج سالن سینما را در شمال تهران صادر کرد که نخستین فیلم‌های آنان آثاری چون تارزان، علی بابا و چهل دزد بغداد و جویندگان طلای چاپلین بود. در اطراف این سینماها سبک زندگی طبقه متوسط جدید به صورت کافه‌ها، بوتیک‌ها، سالن‌های تئاتر، رستوران‌ها و کتاب‌فروشی‌ها شکل گرفت. طی این سال‌ها چهره شهر آن چنان تغییر یافت که نسل جدید دیگر نمی‌توانست در محلات آشنا برای پدران و پدربزرگ‌هایشان مانند سنگلج، پارک سپهسالار، گود عرب‌ها و پاقاپوق ـ میدان اعدام سابق ـ زندگی کند.(15) طبیعتاً طبقه متوسط جدید در آن زمان هنوز به اندازه کافی بزرگ نشده بود تا خودش این حجم تغییرات را در ظاهر و سبک زندگی شهر ایجاد کند. بنابر برآوردهای آبراهامیان، تا نیمه‌های دهه 1310 شمس کمی بیش از 4000 زن در تمام ایران بدون حجاب یا بدون چادر در اماکن عمومی تردد می‌کردند که می‌توان آن را شاخصی از جمعیت کم طبقه تجددخواه در نظر گرفت.

شروع سلطنت پهلوی دوم و انفجار درآمدهای نفتی دولت استبدادی، نقطه عطف جدیدی در سرنوشت طبقه متوسط ایرانی پدید آورد. بعد از ظهور جریانات تجددخواه در انقلاب مشروط و تلاش‌های پهلوی اول برای تزریق مدرنیسم به لایه‌های جامعه ایرانی که باعث گسست فرهنگی طبقه متوسط جدید از تاریخ اجتماعی ایران شد،‌ تلاش‌های پهلوی دوم برای تولید یک پایگاه اجتماعی وفادار به خود، دومین تغییر مهم در سیر تکوین این طبقه در ایران به شمار می‌رود. محمدرضا شاه بعد از کودتای 1332 توانست دوباره قدرت منطقه سلطنتی را احیاء کند، اما با اجرای سیاست‌های اصلاح ارضی سبب تضعیف طبقه مالکان زمیندار و خوانین روستایی و عشایری شد. طبقه مالکان که یک بار در جریان انقلاب مشروطه خطر جدی برای قدرت مطلقه شاه قاجار ایجاد کرده بود، دیگر نمی‌توانست پایگاه اجتماعی قابل تکیه‌ای برای استبداد پهلوی باشد، چرا که این طبقه همواره سهم بیشتری از نمایندگی در مجلس شورای ملی و اثرگذاری بر سیاست‌های ملی را طلب می‌کرد و توان بسیج کردن نیروی نظامی تا حد اشغال پایتخت و اجبار شاه به فرار از مملکت را داشت.

از همین‌رو، محمدرضا شاه در کنار تقسیم اراضی مالکان و تضعیف این طبقه، با چرخش به سمت طبقه متوسط جدیدی که در شهرها به خصوص پایتخت ایجاد شده بود، سعی کرد تا پایگاه اجتماعی جدید خود را گسترده‌تر و وابسته‌تر کند. به همین دلیل، گسترش بوروکراسی اداری و «استخدام» طبقه متوسط شهرنشین در دستور کار دولت قرار گرفت. تا پیش از این، اصطلاح روشنفکر مترادف با طبقه متوسط حقوق‌بگیر بود، اما با گسترش سریع طبقه حقوق‌بگیران، اصطلاح روشنفکر به طور خاص درباره نویسندگان، روزنامه‌نگاران، هنرمندان و نخبگان دانشگاهی استفاده شد.(16) از این دوره به بعد طبقه متوسط جدید جمعیتی بزرگتر از تجددخواهان و روشنفکران را در برگرفت، اما ویژگی‌های اصلی آن را حفظ کرد. ویژگی اصلی طبقه متوسط جدید «وابستگی به دولت» بود. در تاریخ اروپا، نام طبقه متوسط همراه با واژگانی مانند کارآفرینی، آزادی اقتصادی و استقلال مالی به کار رفت. بین جامعه ایرانی و اروپایی تفاوت کلیدی وجود دارد که باعث شد خصلت‌های طبقه متوسط در این دو جامعه متفاوت باشد. به‌طور کلی در اروپا دولت متکی به طبقات بود و در ایران طبقات متکی به دولت. در اروپا هر چه طبقه بالاتر بود دولت بیشتر به آن اتکاء داشت؛ اما در ایران هر چه طبقه بالاتر بود بیشتر به دولت وابستگی داشت.(17)

«محمد علی همایون کاتوزیان» وضعیت سال‌های ابتدایی سلطنت محمدرضا شاه بعد از کودتای 28 مرداد را این گونه توصیف می‌کند: «طبق سرشماری سال 1335 جمعیت کشور بالغ بر 5/18 میلیون نفر بود که 75 درصد آن در روستاها و یک دوم از 30 درصد باقی ماده در تهران سکونت داشتند. تمرکز جمعیت در پایتخت ناشی از مهاجرت اهالی شهرها و شهرستان‌های دیگر بود. روستائیان به نسبت فقیرتر شدند، اما بر شمار و طبقه متوسط شهری افزود و درآمد و مصرف آن افزایش چشمگیر یافت. رشد هزینه‌های دولتی بیش از هرجا، در شبکه نظامی ـ بوروکراتیک مشهود بود. دستگاه‌های دولتی 260 هزار نفر را در استخدام خود داشتند که شمار بسیاری از آن‌ها دچار بیکاری پنهان بودند. با این همه توسعه بی‌برنامه آموزش متوسطه، ارتشی از بیکاران دیپلمه و فارغ‌التحصیل ایجاد کرده بود که در نتیجه استراتژی سرمایه‌گذاری دولت، نمی‌توانستند در فعالیت‌های مولد جذب شوند.»(18)

افزایش درآمد‌های نفتی شاه بین سال‌ها 1342 تا 1352 ـ به دلیل افزایش استخراج از میادین و صادرات بیشتر اتفاق افتاد ـ موتور اصلی وابسته‌سازی طبقه متوسط شهری به سلطنت بود. در همین زمان، شوک اول درآمدهای نفتی در سال 1352 ثروت شاه را چنان افزایش داد که صاحب‌نظران از این دوره به «استبداد نفتی» یاد می‌کنند. هر چه بر درآمدهای دولت بیشتر افزوده می‌شد، طبقه متوسط شهری نیز وابسته‌تر و از کارایی‌های طبقه متوسط در نظام سرمایه‌داری دورتر می‌شد.

رشد طبقه متوسط رانتیر
پیروزی انقلاب اسلامی ایران دگرگونی‌های زیادی در عرصه سیاست و فرهنگ ایجاد کرد. این دگرگونی‌ها نه تنها جامعه ایران را در برگرفت، بلکه تمام جهان اسلام متاثر از آن شد، به ‌گونه‌ای که رهبری ایالات متحده خود را درگیر جنگ سرد جدیدی در جهان اسلام یافت.(19) با این حال، نهادهای اقتصادی و سیاست‌گذاری کلی دولت‌های پس از انقلاب به صورت میراثی از اقتصاد نفتی قبل از انقلاب در جامعه و دولت ایران رسوب کرده بود. اگر چه دولت‌های بعد از انقلاب ـ خصوصاً دولت‌های پس از جنگ ـ درآمدهای هزینه‌های سالانه خود را با تصویب نمایندگان واقعی مردم در مجلس شورای اسلامی انجام می‌دادند و برنامه‌های توسعه‌ای نه به صورت فرمایشی که در یک فرآیند مردم‌سالارانه تدوین می‌شد و در یک کلان دیگر «استبداد نفتی» آن‌طور که در حافظه تاریخی جامعه است وجود نداشت، اما «دولت نفتی» همچنان بزرگترین بازیگر اقتصاد ایران بود و «طبقات اجتماعی نفتی» جدی‌تری از گذشته حضور خودشان را در جامعه حفظ کردند. تمرکزگرایی برنامه‌های توسعه‌ای در دولت‌های پس از جنگ باعث ادامه رشد طبقه متوسط پایتخت‌نشین شد.

نسبت شهرنشینی در ایران از 31 درصد در سال 1331 به بیش از 71 درصد در سال 1390 افزایش یافت(20) که شهر تهران سهم بزرگی از این رشد داشته‌است. گسترش جمعیت حومه‌نشین، تولد شهرهای خوابگاهی در اطراف پایتخت، کمبود امکانات عمومی و ... مسائلی هستند که به دنبال ادامه سیاست‌های گسترش شهرنشینی در سال‌های بعد از انقلاب ایجاد شدند. مهمترین اثری که تمرکزگرایی سیاست‌های توسعه‌ای دولت‌های بعد از جنگ بر طبقه متوسط شهری داشت، تشدید نابرابری درآمد و ثروت فقط به نفع طبقه نوخاسته‌ای از مالکان دارایی بود. به‌گونه‌ای که قیمت زمین و مسکن در تهران بین سال‌های 1358 تا 1388 بیش از 300 برابر افزایش یافت.(21) سرمایه‌گذاری در بازار مسکن یکی از سودآورترین فعالیت‌های سفته‌بازانه بعد از انقلاب به شمار می‌رود، چنان که اولین بانک‌های خصوصی ایران به وسیله سندیکاهای انبوه‌سازان و شرکت‌های عمرانی مسکن در تهران تاسیس شده‌اند و از دل این سیاست‌ها بود که کم‌کم فاجعه به بار آمد.

یکی از سیاست‌های مهم دولت نفتی که بعد از جنگ تا به امروز دنبال شده است، استفاده از درآمد نفت برای واردات مستقیم کالا است. واردات کالا از یک طرف با پایین نگه‌داشتن توان رقابتی تولید داخل و از طرف دیگر با اعطای امتیازات وارداتی مرتبط است. برآیند اثر افزایش واردات از این دو کانال، تضعیف هر چه بیشتر روحیه و توان کارآفرینی طبقه متوسط و تولد گروه‌های اجتماعی بود که طبقه متوسط بالایی(22) رانتیر را تشکیل دادند. لایه بالایی طبقه متوسط شهری ایران، شامل اقشاری مانند مدیران شرکت‌های سهامی دولتی، صاحبان امتیازات واردات کالاهای ضروری مانند گندم، روغن، کنجاله و انبوه‌سازان می‌شوند. طبیعتاً منظور این نیست که تک‌تک اعضای اقشار یاد شده صاحبان رانت‌ها و انحصارات هستند، بلکه مقصود این است که توزیع نابرابر درآمدهای نفتی و سیاست‌های نابرابرساز دولت‌های بعد از جنگ، اثر مستقیمی بر رشد این طبقه داشته است؛ کما اینکه جزء مفقوده دائمی در اعطا امتیازات وارداتی، تعرفه‌گذاری‌های گمرکی و مناقصه‌های دولتی شفافیت و اطلاع عمومی مردم از فرآیندهای توزیع رانت بوده است.

ماهیت طبقه تن آسای ایرانی
«تورستین وبلن»، جامعه‌شناس و اقتصاددان برجسته آمریکایی که به عنوان پایه‌گذار نهادگرایی اقتصادی شناخته می‌شود، در آستانه قرن بیستم میلادی، نظریه طبقه تن‌آسا(23) را منتشر و اخلاقیات طبقه‌ای را تشریح کرد که «در کنار بخش مولد جامعه زیست می‌کند نه در داخل آن». این طبقه که از «فعالیت‌های سوداگرانه» ثروت‌های کلان به دست آورده است، به هیچ چیز به جز نمایش قدرت و برتری خود نمی‌اندیشد. هدف این طبقه از مصرف آشکار و ولخرجی و تفاخر به آن‌ها، تثبیت برتری و تسلط خود بر طبقه و لایه‌های پایینی جامعه است.(24) مشاهدات وبلن از طبقه تن‌آسای آمریکایی بسیار به وضعیت اشراف نوکیسه حاضر امروز در جامعه ایران شباهت دارد. تفاوت این است که وبلن طبقه تن‌آسای جامعه امریکا را در مقابل طبقه متوسط کارآفرین و تولیدکننده قرار می‌دهد، اما طبقه تن‌آسای ایرانی نه در مقابل طبقه متوسط جدید شهرنشین که مولود آن به شمار می‌رود.

وبلن مهمترین ویژگی طبقه تن‌آسا را میل بیمارگونه به «مصرف تظاهری» می‌داند. طبقه تن‌آسا، ارزش و اعتبار اجتماعی را در «نمایش قدرت و برتری» خود از طریق مصرف می‌بیند. دارایی برای طبقه تن‌آسا نشانه‌ای از قدرت برتر صاحب کالا بر دیگر اعضای اجتماع است، پس نشان دادن هر چه بیشتر قدرت مصرف کالاهای گران، آنتیک و دست نیافتنی به سایر اعضای جامعه ضروری‌ترین شرط کسب اعتبار برای او است. نجیب‌زادگان نوکیسه تنها به نمایش مصرف خودشان قناعت نمی‌کنند. آن‌ها برای ساعاتی که در اجتماع حضور ندارند، مصرف کنندگان نیابتی تربیت می‌کنند تا به نمایندگی از ارباب صاحب ثروت، قدرت و اعتبار اجتماعی او را نشان دهند. فرزندان و اعضای خانواده اشراف شهری جدید، بار مسئولیت مصرف نیابتی را به عهده دارند. فرزندان با نمایش یک اتومبیل لوکس، یا برگزاری یک میهمانی گران‌قیمت یا خریدهای هفتگی اسراف‌آمیز و پرهزینه نمایشگر گشاده دستی و قدرت منبع ثروت،‌ یعنی پدران هستند، به عقیده وبلن «اعتباری که از راه تن‌آسایی ملازمان به فرد می‌رسد، تحت تاثیر رابطه دوری یا نزدیکی آن‌ها با ارباب است، چون هر چه به او نزدیک‌تر باشند، همه می‌توانند منبع این گشاده‌دستی را به روشنی بشناسند.» برگزاری میهمانی‌ها پرهزینه، یکی دیگر از استراتژی‌های موفق در مانور تجمل است. وبلن درباره پذیرایی‌های پر هزینه طبقه تن‌آسا می‌نویسد: «وجود یک هماورد که میزبان می‌تواند با حضور وی زمینه مقایسه خود با دیگران را فراهم کند، وسیله‌ای برای این هدف است. مهمان به نیابت از میزبان مصرف می‌کند.»

نیاز شدید به خشنودی روان‌شناختی حاصل از تفاخر، طبقه تن‌آسا را وادار به گریزی غیر طبیعی از ارزش‌های انسانی می‌کند. کار، کسب دانش، تسلط و تخصص در علمی خاص، اخلاق و ... برای طبقه تن‌آسا اعتباری به بار نمی‌آورند، زیرا کمکی به تفاخر او نمی‌کنند. به همین دلیل نتایج تن‌آسایی به صورت فعالیت‌های شبه علمی و شبه هنری،‌ حضور در گالری‌ها و جمع‌آوری دانش‌های لوکسی که تاثیری در زندگی فردی و اجتماعی ندارند و آگاهی از آخرین سبک‌های لباس بروز می‌کند. این گریز از ارزش‌های واقعی به سمت هر چیز تفاخرآمیز، در طبقه تن‌آسا یک خلاء فرهنگی ایجاد می‌کند و او را به شکل یک نجیب‌زاده لمپن در می‌آورد. وبلن درباره جوامعی که طبقه تن‌آسا در آن‌ها حضور پررنگی دارند می‌نویسد: «در این گونه جامعه‌ها که هنجار و اعتبار و آبرومندی از سوی طبقه بالایی وضع می‌شود، نفوذ تسلط‌آمیز خود را با مانعی اندک بر تمامی ساختار اجتماعی تا پایین‌ترین لایه گسترش می‌دهد.»(25) به همین دلیل، تکثیر معیارها و ارزش‌های تن‌آسایی در اشراف لمپن را باید یکی از عوامل رخ‌دادن آسیب‌های اجتماعی دانست. فشاری که جامعه از جانب این ارزش‌های تحمیلی برخود احساس می‌کند، منشاء عقده‌های روحی می‌شود که پایه رفتارهای غیر قاونی و حتی، اخلاق‌ستیزانه و مایه توجیه این رفتارها در وجدان فرد است.

نجیب‌زادگان نوکیسه و آینده تغییرات جوامع مسلمان
بسیاری از کشورهای مسلمان در تاریخ معاصر خود، مسیری با ویژگی‌های مشابه را در توسعه اقتصاد طی کرده‌اند. تقریباً همه کشورهای اسلامی (چه آن‌ها که مستقیماً مستعمره شدند و چه آن‌ها که با دخالت‌ قوای استعمارگر دست و پنجه نرم می‌کردند)، شکلی از جریانات تجددخواهانه و دین ستیز را درون خود تجربه کردند. مصر، ترکیه و ایران، هر کدام دوره‌ای از حاکمیت استبدادی را پشت سر گذاشتند که در آن‌ها حاکمان قدر قدرت و تجددطلب، تلاش کردند تا تغییرات چند صد ساله تاریخی جوامع غربی را در کشورهای خودشان محقق کنند و برای این هدف تمامی راه‌ها، از توسعه صنایع و دانش‌های اروپایی گرفته تا تخریب مستقیم فرهنگ و سبک زندگی بومی جوامع تحت حکومت خودشان را امتحان کردند. مساله نفت و توزیع نابرابر رانت‌ها و انحصارهایی که از آن منشعب می‌شود، مساله مشترک بسیاری ازکشورهای اسلامی است. زمانی که از اشراف لمپن و نجیب‌زادگان نوکیسه و بی‌ریشه نام برده می‌شود، تصویری کما بیش یکسان از اتومبیل‌های لوکس مهمانی‌های پر از اسراف، رانت جویی و فساد اقتصادی و شکاف طبقاتی در ذهن همه جوامع مسلمان شکل می‌گیرد. همسایگی فقر و غنا به همان اندازه که در شب‌های پر از زرق و برق سعادت آباد و زاغه‌نشین‌های زیر پل مدیریت تهران مشهود است، در نکروپولیس قاهره نیز به چشم می‌خورد. طبقه متوسط جدید مسلمان و اشرافیت نوخاسته، برآمده از آن پدیده‌ای است که از عقب‌ماندگی فرهنگی چند صد ساله این جوامع ناشی می‌شود.

اشرافیت نوخاسته و بخش بزرگی از طبقه متوسط جدید کشورهای مسلمان امروز از بافت تاریخی و فرهنگی جوامع خود گسسته شده‌اند و همین گسستگی از تاریخ و جامعه مهمترین دلیلی است که باعث شده طبقه متوسط نوظهور مورد طمع اندیشکده‌ها و استراتژیست‌های آمریکایی باشد. طبقه‌ای با اخلاق کاسبکارانه و رانت‌جو که هیچ اتصالی در تاریخ و سنت جامعه خود ندارد و همین امر باعث می‌شود به راحتی در جریان جهانی‌سازی با نظام سرمایه‌داری همگرا شود. زمانی که از طبقه متوسط جدید مسلمان نام برده می‌شود، نباید انتظار دیدن یک سکولاریسم عریان را داشت. به قول ولی‌رضا نصر، طبقه متوسط جدید دین را هم مانند کالا مصرف می‌کند، این طبقه به مسجد می‌رود و غدای حلال مصرف می‌کند، اما آگاه است که صحبت کردن از مفاهیمی مانند جهاد به ضرر منافع اقتصادی او در بازارهای جهانی است. به عقیده او «جهانی سازی و طبقه متوسط در حال گسترش با کیف‌های پر از پول که اتفاقاً تاکید دارند که مانند یک مسلمان متشرع زندگی کنند، دست در دست یکدیگر دارند. همان طبقه‌ای که بعد از انتخابات ژوئن 2009[خرداد 1388] میلیون‌ها نفر را رهبری کرد تا بپرسند رأی من کجاست؟»(26)


با انتخاب لینک کانال تلگرام در قسمت «صفحه اینترنتی مرتبط» به ما ملحق شوید.

__________________________________________
12 . Abrahamian, Ervand.”AHistory of Modern Iran” (2008) p. 35.
13 . دانشنامه جهان اسلام جلد اول، ص 3775.
14. همایون کاتوزیان محمدعلی، اقتصاد سیاسی (ایران 1357)، ص 28.
15 . آبراهامیان، تاریخ ایران مدرن، 1389، ص. 168
16 . هما ص 138.
17 . همایون کاتوزیان محمد علی، تضاد دولت و ملت، (1380) ص 74.
18 . همایون کاتوزیان محمدعلی، اقصاد سیاسی ایران، (1385) ص. 256
19 . Nasr, S.V.R, 2009 Foces of fortune: The rise of the new Muslim Middle class and What it Will Mean for our Worl. P. 2.
20 . سیف‌الدین فرانک(1392)، پویایی فضایی ـ زمانی نظام شهری ایران(1390 ـ 1335)
21 . مرکز پژوهش‌های محلس(1388) «تشریح و تبیین مساله حباب قیمت زمین و مسکن».
22 . Upper middle class.
23 . Theory of leisure class.
24 . وبلن تورستین، نظریه طبقه تن‌آسا، 1383، ص 25.
25 . همان، ص 121.
26 . Nasr, s.v.r, 2009 Foces of fortune: The rise of the new Muslim Middle class and What it Will Mean for our World. P.23.

تاریخ انتشار در سایت: ۷ مرداد ۱۳۹۶
صفحه اینترنتی مرتبط
نقش ها
نویسنده : سید مصطفی شاداب
مطالب
عناوین
رسته: 2