دوشنبه ۱ آبان ۱۳۹۶
بر خط: 1761
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

310 بازدید
افول دائمی استانداردها

بهبود شرایط زندگی طبقه متوسط در مرکز ارزش‌های ایالات متحده امریکا قرار دارد. این در حالی است که استانداردهای زندگی این طبقه رو به افول است.



طبقه متوسط و بحران ژئوپلتیک آمریکا
ایالات متحده آمریکا با مشکل ژئوپلیک بزرگی مواجه است که ریشه در ادوار اقتصادی دارد. تهدیدی که ایالات متحده با آن مواجه است، افول دائمی استانداردهای زندگی طبقه متوسط است. این مشکل نظم اجتماعی را که از زمان جنگ جهانی دوم تاکنون وجود داشته است، تغییر می‌دهد و چنان چه ادامه یابد تهدیدی برای قدرت آمریکا محسوب می‌شود. در دهه‌های 1950 و 1960 درآمد طبقه متوسط اجازه می‌داد تا یک خانواده با سه فرزند بتواند با یک نان‌آور زندگی کند. درآمد طبقه متوسط برای خرید یک خانه، یک ماشین آخرین مدل و یک ماشین قدیمی،‌ مسافرت خانوادگی و مقداری پس‌انداز کفاف می‌داد. امروز یک خانوار طبقه متوسط به سختی می‌تواند چنین درآمدی به دست بیاورد و این امکان تنها در متروپل‌های بزرگ وجود دارد. برای خانوارهایی که پایین‌تر از طبقه متوسط قرار دارند که نیمی از خانواده‌های آمریکایی را شامل می‌شود، حتی وضعیت از این نیز بدتر است. ابتدائیات زندگی ممکن است برای درآمدهای میانه در دسترس باشد ‌اما زندگی برای طبقه متوسط پایینی بسیار سخت است. این یکی از نتایج بحران وام‌های رهنی 2008 ـ 2007 است. به دنبال اعطای وام‌های رهنی، مردم دارای درامد پایین‌تر از سطح متوسط، به امید اینکه درآمد آن‌ها همان‌طور که از زمان جنگ جهانی دوم سابقه داشت رو به افزایش خواهد رفت، وام‌هایی با نرخ‌های بهره بلند مدت گرفتند. انتظار نسبت به افزایش درامد جزئی از فرهنگ آمریکایی است و بسیاری از خانوارها به دلیل همین مساله فرهنگی امید داشتند که درآمدشان تا پنج سال آینده همچنان افزایش خواهد یافت. زمانی که آن‌ها متوجه شدند که این انتظار نادرست از آب درآمد، دیگر در دام افتاده بودند.

تاریخ آمریکا همواره با این فرض همراه بوده‌است که جابه‌جایی اجتماعی به سمت طبقات بالا امر ممکنی است و انتظار ترقی طبقاتی به صورت سیستماتیک در فرهنگ و واقعیت آمریکایی جای گرفته است. با این حال، رکود بزرگ شوکی به این سیستم بود که نه با سیاست‌های اقتصادی «برنامه‌نو» و نه با جنگ جهانی دوم حل نشد. افتضاحی که در دنبال وام‌های رهنی به بار آمد، نتیجه شکست در فهم این موضوع بود که زندگی طبقه متوسط آمریکا نه به صورت موقت، بلکه به صورت بنیادین تحت فشر قرار دارد. علیرغم اینکه یک نفر بعد از جنگ جهانی دوم با کار کردن می‌توانست یک خانواده بچرخاند، امروز برای هر خانواده به دو نان‌آور نیاز است. معنی دیگر این واقعیت آن است که پدیده خانواده‌هایی که در آمدهای نجومی دارند، همزمان با افول اقتصادی طبقه متوسط به ‌وجود آمده است.

مشکل دیگری که به افول طبقه متوسط آمریکایی انجامید، بحران شرکت‌های سهامی است. شرکت‌های سهامی منبع اشتغال بلند مدت برای طبقه متوسط هستند. در گذشته اینکه فردی تمام عمر خود را در یکی از این شرکت‌ها مشغول به کار باشد،‌ عجیب نبود. اما با گذشت زمان، به فرهنگ شرکت‌های سهامی از واقعیت‌ها فاصله گرفت و بهره‌وری شرکت‌ها از هزینه‌هایشان عقب افتاد و این مساله باعث شد این شرکت‌ها کمتر و کمتر از کارمندان خودشان حمایت کنند. شرکت‌های سهامی از تمرکز بر روی انجام یک کار صنعتی و تخصص در آن دست کشیدند و به غول‌های صنعتی با مدیرانی ناتوان از مدیریت پیچیدگی‌های کسب و کارهای متعدد تبدیل شدند. به این دلیل و به هزاران دلیل دیگر، شرکت‌ها از منظر کارکنان آن‌ها یک معنی بیشتر نداشت: بیکاری! اما از منظر اقتصادی، این باز طراحی به معنی ایجاد ارزش افزوده از طریق محول کردن بخشی از فعالیت‌های شرکت‌ها به نیروهای تولید سایر کشورها بود. هر چه شغل‌های دائمی در شرکت‌ها کمتر می‌شد، افراد بیشتر مجبور می‌شدند تا همواره کار جدیدی را در شرکت جدیدی شروع کنند و این باعث شد تا طبقه متوسط از افزایش درامدی که به دلیل افزایش سنوات شغلی در گذشته داشت، محروم شود.

تهدید بزرگی که آمریکا به دلیل افول طبقه متوسط به آن دچار خواهد شد، سریعاً در دهه‌های آتی رخ نخواهد داد، اما نشانه‌های وقوع آن دیده می‌شود. ایالات متحده آمریکا بر این فرض ساخته شده است که افزایش ثروت اقتصاد همه افراد جامعه را منتفع خواهد کرد و سطح زندگی همه را ارتقاء خواهد داد، اما این فرض مغایر با اتفاقی است که برای نسل‌های اخیر رخ داده است و نشانه‌ای هم برای تغییر شرایط اجتماعی و اقتصادی در آینده نزدیک وجود ندارد. این به این معنی است که فرض اصلی که در مرکز رویای آمریکایی وجود دارد، با خطر مواجه است و مشکل این است که ثبات اجتماعی آمریکا بر روی این فرض ساخته شده است.

اگر ما به سیستمی وارد شویم، در حالی که وضعیت رفاهی نیمی از کشور یا بدون تغییر مانده و یا بدتر شده است، ثروت نیمه دیگر جمعیت به صورت جهشی افزایش می‌یابد و ساختار اجتماعی قدرت جهانی ایالات متحده با خطر مواجه خواهد شد. در سایر ابرقدرت‌های تاریخ مانند بریتانیای کبیر یا امپراتوری رم، بهبود شرایط زندگی طبقه متوسط به عنوان ارزش محوری جامعه تلق نمی‌شد، اما ایالات متحده این ایده را در مرکز ارزش‌های خود قرار داده است و به همین دلیل اگر در تحقق این ارزش شکست بخورد، یکی از ستون‌های قدرت ژئوپلتیک خود را از دست خواهد داد.


با انتخاب لینک کانال تلگرام در قسمت «صفحه اینترنتی مرتبط» به ما ملحق شوید.

تاریخ انتشار در سایت: ۸ مرداد ۱۳۹۶
صفحه اینترنتی مرتبط
نقش ها
نویسنده : جورج فریدمن
مترجم : رها بهار
مطالب
عناوین
رسته: 1