یک‌شنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۶
بر خط: 1484
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

296 بازدید
سبک اروپایی مسلمانی

فرآیند «دین‌ساز» در اروپا و ساخت «اسلام ملی» شتاب گرفته است. غرب سعی دارد با تعریف «اسلام اعتدالی»، مسلمانان را با ارزش‌های فرهنگ غربی همراه کند.



عصر پسا مسیحی
«چریل بنارد»، مدیر برنامه «ابتکار جوانان خاورمیانه» موسسه آمریکایی «رند»، سال گذشته در یادداشتی از شکست تلاش‌های غرب برای ترویج و قدرت‌یابی «اسلام معتدل» ابراز تاسف کرد و ضمن آسیب‌شناسی این روند، پیشنهاداتی برای اصلاح و حل بحران دینی موجود ارائه داد. بنارد در سال 2007 نیز سرپرستی گروهی از کارشناسان رند را به عهده داشت که گزارشی 217 صفحه‌ای را به عنوان نقشه راه غرب برای تولید نسخه‌ای غربی از اسلام تهیه و منتشر کردند. این گزارش با الگوگیری از تجربه جنگ سرد، توصیه کرده بود که غرب باید با تشکیل شبکه‌هایی از مسلمانان همسو با ارزش‌های غربی، اسلام اعتدالی را تقویت کند.

از حمله راهکارهای پیشنهادی این گزارش عبارتند از: کمک مالی برای انتشار و توزیع آثار مسلمانان معتدل، به چالش کشیدن فهم مسلمانان «سنتی» و «بنیادگرا» از اسلام و مرتبط ساختن آن‌ها با گروه‌های غیر قانونی و اثبات این مساله که افکار این گروه از مسلمانان، مانع اصلی پیشرفت کشورهای اسلامی است. با این حال، بنارد هشت سال بعد از اجرای این سیاست‌ها، مهمترین دلیل شکست غرب در ترویج «اسلام معتدل» را تعریف ناقص آن می‌داند. از نگاه او کسانی را می‌توان پیرو «اسلام اعتدالی» نامید که قابلیت ادغام در جوامع غربی، پذیرش ارزش‌های غربی و پیروی از سبک زندگی این جوامع را داشته باشند؛ مسلمانانی که آن چنان در فرهنگ غربی ادغام شده‌اند که به بیان بنارد، حتی با نقض صریح‌ترین دستورات اسلامی، همچون نوشیدن مشروبات الکی نیز کنار می‌آیند. این همان اتفاقی است که امروزه نه تنها در غرب، بلکه در کشورهای اسلامی که سال‌هاست تحت نفوذ غرب قرار دارند، دیده می‌شود. «سونیا جنهانی»، پژوهشگر «عصر اندیشه» در نونس در این باره می‌نویسد: «اگرچه نونسی‌ها برای نجات اسلام دست به انقلاب زدند، اما با گذشت هفت سال از این انقلاب، شاهد جوانان مسلمانی هستیم که بی‌حجابی، نوشیدن الکل و رفتن به کلوپ‌های شبانه را مغایر با اعتقادات اسلامی خود نمی‌بینند. جرایی این مساله را باید در سال‌ها نفوذ فرهنگی غرب و کتاب‌های مدارس ابتدایی تونس جست‌وجو کرد. انقلاب مسلمانان جعلی، رژیم‌ها را تغییر می‌دهد، اما جامعه اسلامی تولید نمی‌کند.» حال این سبک جدید مسلمانی چگونه تولید شد؟

سال‌هاست که ترس از افزایش شمار مسلمانان در اروپا، واکنش‌های رادیکال و گاه متناقض اروپایی‌ها را در پی‌ داشته است. پاپ ژان پل دوم، بارها برای اهمیت حفظ ریشه‌های مسیحی اروپا برای تضمین آینده آن تاکید کرده بود و همچون بسیاری از مقام‌های سیاسی اروپایی معتقد بود که رشد اسلام می‌تواند موجب تغییر آرایش سیاسی اروپا شود. «اوریانا فالاچی»، روزنامه‌نگار مشهور ایتالیایی در سه کتاب و شمار زیادی از مقالات خود، گسترش و نفوذ اسلام در اروپا را هشدار داده و خواستار مقابله با آن شد. فالاچی می‌نویسد :«دژکهن مسیحیت در قاره اروپا به سرعت در حال تسلیم شدن در برابر دین بلند پرواز و برون‌گرای اسلام است.» تابستان گذشته همزمان با حرکت انبوه پناهندگان سوری به سمت اروپا نیز افرادی همچون «ویکتور اوربان»، نخست‌وزیر مجارستان با تاکید بر خطر از بین رفتن هویت مسیحی اروپا خواستار ممنوعیت پذیرش مهاجران مسلمان از سوی کشورهای اروپایی شدند. چند ماه پیش نیز «روبرت فیکو»، نسخت‌وزیر اسلوواکی و کمی قبل‌تر، «میلوس زمان»، رئیس جمهوری چک نیز به صراحت خواستار جلوگیری از ورود مسلمانان به اروپا شدند.
از سوی دیگر، برخی صاحب‌نظران همچون «روساز جان رشدونی»، فیلسوف و استاد الهیات مسیحی دانشگاه «چلسدون» آمریکا، معتقدند که جوامع اروپایی در چند دهه گذاشته وارد دوران «پسا مسیحی» شده و فهم این جوامع از ارزش‌های کهن مسیحیت روزبه‌روز در حال کمرنگ شدن است.

از سوی دیگر، افزایش شمار مسلمانان در قاره اروپا که بخشی از آن نتیجه نیاز کشورهای اروپایی به تامین نیروی کار خود از طریق جذب مهاجر است، نگرانی‌های داخلی از اسلامی شدن اروپا را تشدید کرد و حتی موجب شکل‌گیری گروه‌ها و جنبش‌های افراطی مقابله با اسلامی شدن اروپا، همچون گروه «توقف اسلامی‌سازی اروپا» (SIOE) شد. همزمان، موج تازه ترویج ارزش‌های غیر دینی در غرب، اقلیت مسلمان این کشورها را با رویدادهایی همچون قدرت‌یابی جنبش‌های فمینیستی، گسترش آزادی‌های جنسی، تلاش‌ها برای رسمی‌‌سازی ازدواج همجنس‌گرایان و فروپاشی نظام سنتی خانواده روبه‌رو کرد. آن‌طور که «اوریا شاویت» در مقاله «آیا مسلمانان باید در غرب ادغام شوند»، در شماره پاییز فصل‌نامه «خاورمیانه» می‌نویسید: «فشار غرب در تحمیل ارزش‌های خود به مسلمانان واکنش معکوس آن‌ها را در پی ‌داشت. به ‌طوری که حتی نسل‌های دوم و سوم مهاجران مسلمان که تقید کمتری به ارزش‌های اسلامی داشتند نیز کوشیدند هویت اسلامی خود را تقویت کنند و خانواده‌ها و نهادهای اجتماعی مسلمانان نیز پیروان خود را به دوری از تحولات اجتماعی مذکور دعوت کردند.»

اسلام منهای اسلام
در این شرایط، برخی محققین غربی از لزوم تبیین و اجرای فرآیند «دین‌سازی» به منظور باز تعریف اسلام و ارائه تفسیری تعدیل شده و سازگار با منافع غرب سخن گفتند. «دنیل پایپز»، مدیر موسسه «انجمن خاورمیانه» آمریکا نیز سال 2004 و در بحبوحه جنگ‌افروزی‌های آمریکا در خاورمیانه گفته بود که هدف ‌نهایی آمریکا از «جنگ علیه تروریسم»، تحقق ‌فرآیند دین‌سازی و «مدرن‌سازی اسلام» است. آن‌طور که «ابراهیم اسحاق»، محقق و نویسنده مسلمان می‌گوید، غرب در تدوین فرآیند ساخت اسلام جدید، از تجربه تاریخی خود در مواجهه با مسیحیت بهره گرفت؛ یعنی برای عبور از اسلام حقیقی، سعی خواهد کرد تا ضمن تعدیل باورهای اسلامی، بخشی از عناصر کلیدی دکترین اصیل اسلام را حذف کند و یا تغییر دهد. همان طور که غرب توانست با تعدیل متون کتب مقدس و تاریخی مسیحیت و یهودیت، این ادیان را مطابق با دیدگاه مورد نظر خود باز تعریف کند. «ایان هیرسی»، نویسنده هلندی و عضو سابق مجلس نمایندگان این کشور، سال گذشته با انتشار کتاب «چرا اسلام هم اکنون به اصلاحات نیاز دارد»، تاکید کرد که غرب برای تولید نسخه اصلاح شده اسلام باید پنج عنصر کلیدی را در باورهای مسلمانان هدف قرارداده و از میان بردارد. هیرسی این پنج باور را «اعتقاد به عصمت پیامبر و فهم کنونی از قرآن»، «برتر دانستن زندگی پس از مرگ»، «شریعت اسلامی»، «اهمیت فقها مجریان شرع اسلامی» و «جهاد» می‌داند و تاکید دارد که افراط‌گرایی اسلامی نتیجه گریزناپذیر باورهای اسلامی به شکل کنونی آن است و برای دستیابی به نسخه اصلاح شده اسلام باید چنین باورهایی را از میان برداشت.
برای تحقق این اهداف، متفکران غربی همچون چریل بنارد، «آنه نیلسن»، استاد دانشگاه «یل» آمریکا و یا «مگان بنتون»، تحلیلگر ارشد «موسسه سیاست‌گذاری مهاجرت» آمریکا توصیه می‌کنند که ترویج نوع جدید اسلام نباید از سوی غرب، بلکه باید توسط خود مسلمانان و متفکران مسلمان انجام گیرد. مسلمانانی همچون «هدیه میراحمدی»، رئیس «سازمان جهانی آموزش و توسعه منبع» نیز بارها تاکید کرده‌اند که غرب به جای تمرکز بر راهبردهای سلبی که به رادیکال‌سازی مسلمانان حاضر در غرب کمک می‌کند، باید به دنبال تقویت مسلمانان معتدل از طریق اجرای برنامه‌های آموزشی برای پژوهشگران و رهبران مسلمانان باشد.

در همین راستا، اجرای طرح آموزش روحانیون مسلمان توسط دولت‌های سکولار غربی که طی یک دهه گذشته در کشورهای اروپایی مثل فرانسه، انگلیس، هلند و آلمان انجام شد و یا اعطای یارانه‌های دولتی به مراکز آموزش روحانیون مسلمان و حمایت از برگزاری دوره‌های دانشگاهی مطالعات اسلامی را می‌توان بخشی از تلاش‌های غرب برای ایجاد اسلام ملی و کنترل شیوه تربیت مسلمانان اروپایی برای جلوگیری از اثرگذاری کشورهای اسلامی بر آن‌ها دانست. از جمله موفق‌ترین نمونه‌های اجرای سیاست همکاری با رهبران گروه‌های اسلامی همسو با غرب را می‌توان در انگلیس یافت؛ جایی که دولت این کشور توانسته ضمن اعطای امتیازات مدنی و حمایت مالی از برخی گروه‌های اسلامی، همکاری رهبران آن‌ها برای کنترل جوانان مسلمان را جلب کند.

روند تولید اسلام جدید
از سوی دیگر، شاهد ورود گروهی از صاحب‌نظران مسلمان و حتی برخی دولت‌های اسلامی به روند تولید اسلام جدید هستیم. در سال گذشته میلادی، گروهی از شخصیت‌های سیاسی و فکری و مسلمان طی نشستی به میزبانی «بنیاد هریتیج» آمریکا بر نیاز اسلام به «اصلاحات» تاکید کردند و خواستار کمک مسلمانان به شکل‌گیری اسلامی شدند که حقوق زنان و همجنس‌بازان را به رسمیت بشناسد و فاقد تعصب نسبت به احکام شرع اسلام باشد. «فرحناز اسپاهانی»، عضو سابق پارلمان پاکستان و یکی از شرکت‌کنندگان در این نشست ضمن تشریح خواسته‌های این دسته از فعالان مسلمان گفت: «مسلمانان باید ارزش‌های مدرن کثرت‌گرایانه و حقوق بشر را ترویج دهند و بدین طریق با افراط‌گرایی داعش مبارزه کنند.» زهدی جاسر»، رئیس«انجمن اسلامی برای دموکراسی» آمریکا نیز با تایید این نظر، یادآور شد: «مسلمانان باید بپذیرند که اسلام رادیکال عامل بروز افراط‌گرایی است و مسلمانان نیازمند انجام اصلاحاتی در اسلام هستند که شامل جدایی مسجد و دولت و کثرت‌گرایی دینی نیز می‌شود.» برخی شرکت‌کنندگان در این نشست، از جمله اسپاهانی، خواستار بازبینی فهم مسلمانان از آیات قرآن و پذیرش زمان‌مند بودن آن شدند. آن‌ها کاربرد برخی از آیات این کتاب مقدس، از جمله آیات جهادی را محدود به عصر و شرایط پیامبر اسلام دانستند. در سطحی بالاتر، متفکرین مسلمانی همچون «نصر حامد ابوزید»، اندیشمند مصری، «عبدالکریم سروش» و «عبدالمجید الشرفی»، متفکر ‌تونسی نیز قائل به فهم تاریخی آیات قرآن بوده و برای ارائه قرائتی متفاوت و لیبرال از این کتاب تلاش کردند.

«محمد داجانی»، عضو ارشد «موسسه واشنگتن» سال گذشته در گزارش تحلیلی خود برای این موسسه تاکید کرد که در نسخه اعتدالی اسلام، به تفسیر و نیت‌خوانی آیات و متون اسلامی پرداخته می‌شود و مسلمانان با تحلیل منطقی متون دینی خواهند آموخت که ارزش‌هایی همچون جهاد تنها یک مبارزه درونی با شیطان است، نه جنگی خارجی با کافران. اقداماتی همچون برگزاری نشست‌های بین‌المللی و چاپ مقاله‌هایی در اثبات سازگاری همجنس‌گرایی و ازدواج همجنس‌گرایان با اسلام و به میدان آوردن مسلمانان حامی همجنس‌گرایان در سال اخیر و یا چاپ کتاب «اسلام بدون حجاب» در سال 2011 در آمریکا که حاوی استدلال‌هایی در اثبات سازگاری بی‌حجابی زنان مسلمان با دینداری آن‌ها بود و حجاب را یکی از عوامل عدم توسعه کشورهای اسلامی می‌دانست از دیگر تلاش‌ها در این خصوص هستند، اما حتی تحلیگران غربی همچون «جان دیویدسون»، تحلیلگر ارشد «بنیاد سیاست‌گذاری تگزاس» آمریکا و «راس دوتات»، نویسنده آمریکایی نیز اذعان می‌کنند که اسلام جدید و اصلاح شده‌ای که سعی می‌شود با حمایت غرب شکل‌ بگیرد، چیزی کاملاً‌ متفاوت از تصورات مسلمانان از دینشان و در حقیقت به معنای فروپاشی و محو اسلام حقیقی است. دیویدسون در این‌باره می‌نویسد: «مجبور کردن اسلام به پذیرش کثرت‌گرایی سکولار، قطعاً موجب تغییر ذاتی اسلامی می‌شود.»

پژوهشگران «عصر اندیشه» که براساس سیاست این نشریه می‌کوشند با حضور مستقیم در مهمترین همایش‌ها و نشست‌های علمی مرتبط در سراسر جهان، آخرین تحولات فکری حوزه علوم انسانی را پوشش دهند، در چند ماه گذشته از رشد روند تحقیقات و نشست‌های علمی مرتبط با اسلام اروپایی خبر می‌دهند.


با انتخاب لینک کانال تلگرام در قسمت «صفحه اینترنتی مرتبط» به ما ملحق شوید.

تاریخ انتشار در سایت: ۲۹ مرداد ۱۳۹۶
صفحه اینترنتی مرتبط
نقش ها
نویسنده : سید مجتبی موسوی
مطالب
عناوین
رسته: 1