یک‌شنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۶
بر خط: 1764
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

315 بازدید
حبس در برزخ

دکتر نصر معتقد است موسیقی تنها کمیت بردار نیست؛ بلکه موسیقی مکمل یک پدیدار و واقعیتی است که یک جنبه آن کمی و یک جنبه آن کیفی است.



عصر اندیشه: در مجله «عصر اندیشه» مباحثاتی را پیرامون نسبت موسیقی با حکمت و فلسفه آغاز کرده‌ایم، چون گمان می‌کنیم موسیقی ایرانی نیازمند یک احیاءگری نظری و بازسازی تئوریک است. به نظر می‌رسد بنیان‌های موسقی اصیل ما در روزمرگی بحث‌های ژورنالیستی و دعواهای سطحی مدفون شده است. در متون تاریخی، علم موسیقی هموراه شاخه‌ای از ریاضیات و فلسفه وسطحی به شمار رفته است. از همین رو، اغلب تئوری‌پردازی در حوزه موسیقی، که ماهیتی هنری و احساسی دارد، از شاخه ریاضیات تلقی می‌گردد؟

سید حسن نصر: اول از همه باید نوع لسان برای توصیف یک امر مشخص شود؛ مثلاً ساختمانی دارید که می‌توانید آن را با زبان‌های گوناگون توصیف کنید، می‌توانید زبان فارسی را به کار ببرید یا زبان عربی یا زبان سانسکریت یا زبان فرانسه. آن ساختمان‌ همان ساختمان است، ولی توصیف آن می‌تواند به زبان‌های مختلف باشد. هنر موسیقی یک هنر واقعیت و عالمی از اصوات است، ولی نحوه تحلیل و توصیف آن می‌تواند به صور مختلف باشد. در مصر قدیم یک سنت بسیار بزرگ موسیقی وجود داشته، اما متاسفانه ما موسیقی مصری را نشنیده‌‌ایم، ولی می‌دانیم چنین سمنی بوده است که با آن حتی معالجه می‌کردند و جنبه طبی و روانی، سلحشوری و عشق داشته است. آن دانش به طور کامل از بین رفت، ولی مقداری از آن موسیقی به یونان قدیم رسید. بخشی از این تمدن یونان به مکب فیثاغورث منتقل شد که به آن مکتب فیثاغورثی گفته می‌شود. مکتب فیثاغورث اهمیت فوق‌العاده دارد و حاصل انتقال یک سنت چند هزار ساله است. فیثاغورث به صورت روشن در تاریخ اندیشه، پیوند بین موسیقی و ریاضیات را شکل داد. این پیوند فوق‌العاده مهم است.

وقتی از حساب و سایر شعب ریاضی صحبت می‌کنیم، در واقع سخن از کمیت می‌گوییم. حساب، کارش با «کمیت منفصل» است و هندسه سر و کارش با «کمیت متصل» و این تعاریف را در ریاضیات داریم. جنبه کیفی پدیداری که کمیت آن در حساب و هندسه وجود دارد، موسیقی است. اگر شما یک سیم تار را بگیرید و محکمش کنید و با آن مضراب بزنید، دینگ صدا می‌دهد. حال فرض کنیم این نت دو است، خب چه نتی است؟ اگر بتوانیم آن را درست نصف کنیم و اگر به فرض 20 سانت است، آن را به اندازه 10 سانت کنیم، باز هم همان صدا را خواهد داد. البته یک اکتاو بالاتر از قبلی خواهد بود. اگر این سیم را به سه تقسیم کنیم یک نت، یک پنجم می‌دهد که به آن ثلاث می‌گویند. تمام نت‌های موسیقی، نت اکتاو موسیقی غربی از لحاظ فیزیک کار، تقسیم ابعاد اعداد کوچک به صورت کسر است. چرا وقتی نی‌لبک نواخته می‌شود، صدای مختلفی می‌دهد؟ اگر شروع به نواختن یک نی‌لبک کنیم و در ابتدا انگشت‌ها را روی سوراخ‌های مختلف بگذاریم، طول جایی که ایجاد صدا می‌کند کم و زیاد می‌شود. کسانی که کمانچه می‌زنند همین کار را با انگشت خود انجام می‌دهند و همین طور در مسیقی‌های دیگر، مثل پیانو و دیگر ادوات موسیقی نیز به همین صورت است: درون مایه و شالوده جدول فیثاغورث است. البته این جدول، جدول ضرب نیست. این جدول رابطه بین اعداد یعنی کسر ارقام کوچک و نت موسیقی است. بنابراین، موسیقی یک پایه ریاضی دارد و یک جنبه علمی بسیار قوی که از قدیم این دو با هم پیوند داشتند و مکتب فیثاغورث نیز این پیوند را از مصر گرفته است، یک مقدار بابل از مصر قدیم گرفته و فقط اختراع نبوده است، بلکه این را به صورت علمی‌تر درآورده است؛ منتها سری بوده و یک بخشی از آن نیز گم شده است.

جدول فیثاغورث در قرن 19 توسط یک افسر سواره نظام آلمان دوباره کشف شد که عاشق این کارها بود. بعد «هانس کایزر» و دیگر دانشمندان آلمانی این پیوند را به صورت کتابی درآوردند که بر مبنای آن اکنون ما رابطه پیوند بین علم موسیقی و ریاضیات را می‌دانیم. اولین کتابخانه موسیقی در دنیا را MTT درست کرد. من چهار سال آنجا کار می‌کردم و به جای اینکه کتاب بدهند به بچه‌ها، صفحه موسیقی می‌دادند تا گوش کنند.

این رابطه، رابطه خیلی عمیقی است. پیوند عمیق بین آن‌هایی که سر و کارشان با ریاضیات یا فیزیک نظری است، با موسیقی وجود دارد. به طور مثال کوپن هایمر، انیشتین، ماکس‌واک، هایزنبرگ، شرودینگر که بزرگترین فیزیکدانان قرن بیستم هستند، همه این‌ها عاشق موسیقی بودند. این عشقی که در قلب این ریاضی‌دان‌ها وجود دارد، فقط یک عشق عادی نیست، بلکه پیوندی است که میان دید آن‌ها با موسیقی وجود دارد. این پیوند فقط از فیثاغورث وارد اسلام نشد، بلکه از ماهیت موسیقی آمده است. فلسفه فیثاغورث یک زبانی ایجاد کرد که با آن می‌توان پیرامون موسیقی ایرانی صحبت کرد. کتاب موسیقی کبیر فارابی که اسم آن موسیقی عربی است، تئوری نظریه موسیقی ایرانی است. این کتاب مبتنی بر فلسفه فیثاغورثی است، ولی آن موسیقی‌ای که شرح می‌دهد، فیثاغورث به‌وجود نیاورد. موسقی یک تمدن، مانند تمدن ایران است، نه تمدن یونان، ولی زبانی را مکتب فیثاغورث ایجاد کرد که می‌توان با آن موسیقی را تحلیل کرد. بعد در امپراتوری روم در اثر نفوذ یونانی‌ها، مراتبی از دانش به‌وجود آمد به نام مراحل چهارگانه که شامل منطق، زبان و دستور زبان بوده است.

مراحل چهارگانه بسیار مهم بود و نشان می‌داد چگونه موسیقی با علوم پیوند داشته و شامل حساب، هندسه، موسیقی و نجوم است. این چهار علم به هم پیوند دارند و همه این علوم را باید به صورت یک جا درس داد. وقتی شما می‌خواستید به مدرسه بروید، ابتدا باید زبان لاتین یا عربی یا فارسی یا هر چه که بود را یاد می‌گرفتید، یعنی گرامر و دستور و منطق و امثال این‌ها را می‌خواندید. بعد کواد روویوم می‌خواندید که آن را به مراحل اربعه و چهارگانه ترجمه کرده‌اند. البته فکر می‌کنم با زبان فارسی این مراحل چهارگانه مطابق شده است. این نشان می‌دهد در مدارس، موسیقی با ریاضیات تدریس می‌شد. برای اینکه پیوند هم متافیزیکی و فلسفی هست و هم تاریخی و هم درسی وتعلمی.

رعنا شیعه: سوال این است که اگر موسیقی بُعد احساسی دارد، چرا در مورد آن منطقی صحبت شده است؟ در دوره بعد از باخ که آخرین حلقه موسیقی دانان غربی است، آهنگسازان به صورت عقلانی و احساسی آهنگسازی می‌کنند و بعد از آن، جوامع غربی بیشتر به سمت اساس و قسم عقلانی موسیقی حرکت می‌کنند. در اینجا ما دوره رمانتیک را داریم. در واقع این‌ها می‌آیند و آن جریان احساسی را می‌گیرند. بعد از دوره بتهوون و عصر رمانتیک، می‌بینیم کسانی مانند شوئنبرگ و استراوینسکی می‌آیند که فقط موسیقی را با هارمونی، کنترپوان و ریاضی‌وار شروع می‌کنند و به آن قسمت احساسی و ملودیک خیلی توجه نشان نمی‌دهند. من این بحث را با یکی از استادان خودم که ایتالیایی و استاد موسیقی قرون وسطی است، داشتم. ایشان می‌گفت مساله این است که ما در قرون سطی می‌بینیم که متفکر موسیقی داریم، اما هیچ اسمی از نوازندگان در دست نیست. البته نوازندگانی بودند که در حد بسیار عالی آهنگ می‌زدند. ولی چیزی که در این میان مهم است فکر و بعد احساس است.

حال اینکه کار نوازنده احساس است. آنچه امروز در ایران رخ می‌دهد، این است که نوازنده که خودش را آهنگساز هم می‌داند، جنبه عقلانی آن آهنگ و آهنگسازی را نمی‌داند. البته من به آهنگسازی در موسیقی سنتی اعتقاد ندارم. همین اتفاق در دوره اسلامی هم می‌افتد و ما متفکر موسیقی داریم؛ چنان که افرادی می‌آیند که از لحاظ فلسفی و جهان‌بینی در مورد موسیقی قکر می‌کنند. از دوره صفویه، موسیقی بیشتر قالب احساسی پیدا می‌کند. البته پیرامون علم موسیقی تا حدودی در این دوره صحبت می‌شود، اما نه به صورتی که مثلاً در عصر فارابی داریم.

سید حسین نصر: در واقع ما اکنون در ایران متفکر موسیقی نداریم، متفکری که فلسفه اسلامی را خوب بشناسد. البته فلاسفه ایرانی داریم که آن تفکر را از غرب گرفته‌اند. همین اتفاق در موسیقی ما هم رخ داده است. هر چیزی که در غرب هست را بر‌می‌داریم و بدون تفکر وارد موسیقی می‌کنیم. وقتی اخوان‌الصفا که به صورت عقلانی درباره موسیقی فکر کرده است، در مورد اخلاق موسیقی و ارتباطش با علوم دیگر و با زندگی و جهان‌بینی انسان صحبت می‌کند. در نتیجه گذشتگان، متفکران و فلاسفه سنتی ما، همه امور را با هم در تعادل داشتند، در حالی که بعد از یک دوره‌ای دیگر این اتفاق نمی‌افتد.

عصر اندیشه: یک سوال کلیدی این است که آیا ریاضیات برای سهولت تحلیل موسیقی وسنجش کمی نغمات و اصوات، امروزه به موسیقی ما کمک می‌کند؟ یا اینکه موسیقی ذاتاً کمیت‌بردار است و به ناچار جزء موضوعات ریاضی است؟

سید حسین نصر: نمی‌توان گفت موسیقی فقط کمیت‌بردار است، ولی یک جنبه کمی هم دارد. موسیقی از جنبه کیفی همان واقعیتی است که ریاضیات به جنبه صرفاً‌ کمی آن می‌پردازد. وقتی شما یک آهنگ و نتی را می‌خوانید، یک کیفیتی دارد و نمی‌شود گفت این کمیت است، ولی در عین حال به لحاظ علمی آن صورت یک جنبه کمی دارد.

رعنا شیعه: معماری هم همین طور است.

سید حسین نصر: به قول گوته، معماری موسیقی یخ‌زده و منجمد شده است. معماری سنتی مبتنی بر ابعاد موسیقایی است. همان طور که خانم شیعه اشاره کردند، موسیقی با ریاضیات ارتباط دارد، ولی فقط ریاضیات نیست و یک جنبه کیفی دارد. وقتی شما یک معادله ریاضی را حل می‌کنید، در این صورت موی بدن شما سیخ نمی‌شود، در حالی که اگر قطعه آهنگ را بشنوید، ممکن است موی بدنتان سیخ و حتی اشک هم از چشمانتان جاری شود. ممکن است رنگ پوست شما هم عوض شود، خون به چهره‌تان بیاید. موسیقی به طور عجیب و غریب در بدن ما اثر می‌کند. آن جنبه کمی موسیقی صرفاً این کار را نمی‌کند. موسیقی مکمل یک پدیدار و واقعیتی است که یک جنبه آن کمی و یک جنبه آن کیفی است.

عصر اندیشه: آقای دکتر! شما به نسبت موسیقی و معماری سنتی ما اشاره کردید. جایگاه علم موسیقی در روند رشد و بالندگی تمدن اسلامی چیست؟ چقدر وابسته به پیشینه یونانی بوده است؟ در واقع، می‌خواهیم بدانیم ماهیت موسیقی‌ای که حکمای اسلامی درباره آن سخن گفته‌اند را چقدر ایرانی می‌دانید؟

سیدحسین نصر: مسلمانان، تمام کتب علوم مختلف را به زبان عربی ترجمه کردند. این کتب تقریباً حدود 85 تا 90 درصد از یونانی وسریانی می‌آمد. البته وقتی من می‌گویم سریانی به این علت است که خود سریانی هم از یونانی ترجمه شده بود. ده درصد آن از پهلوی وسانسکریت (یعنی دو تمدن ایرانی و هندی) است. 90 درصد برای تمدن شرق دریای مدیترانه است. فقط هم برای یونان نیست و شامل یونانی، سریانی ترکیه و ... می‌شود. آن متونی که از یونان ترجمه شده بود، برخی اوقات مستقیم به عربی ترجمه می‌شد و برخی اوقات از راه سریانی که بعضی از این کتب به عربی و برخی هم به فارسی منتشر شدند. همین کار را مسلمانان تا حدی که ممکن بود برای موسیقی انجام دادند. وقتی شما متون یونانی را نگاه می‌کنید، مثلاً کتاب هندسه اقلیدس یا کتاب المجستی نجوم هپارکاس و یا دانشمندانی مانند بطلمیوس و دانشمدن دیگر را می‌بینید، کتاب موسیقی ایرانی کجاست؟ کدام کتاب موسیقی ایرانی داریم که نت‌های آن را به عربی ترجمه کرده باشند که ما این کتب را در ریاضی داریم، ولی در کتاب‌های موسیقی کجاست؟! کسی در ایران این سوال را می‌کند؟ این مطالب در کدام کتب عربی است؟ به من نشان بدهید! در کتاب تیمائوس افلاطون اشاره به اهمیت موسیقی و موسیقی سماوات دارد که تمام کتاب‌های فلسفی است، ولی کتاب‌های موسیقی نظری به زبان عربی اصلاً نداریم. چیزی بوده که سینه ‌به سینه منتقل گشته و این مطالب از استاد به شاگر منتقل شده است، ولی این انتقال علم نیز مثل سایر علوم می‌ماند.

فلسفه ابن سینا اگر مشایی است، عین ارسطو نیست. خیلی مطالب در ابن‌سینا هست که در ارسطو نیست. مثلاً مساله خلقت آدم که یونانی‌ها اصلاً اعتقادی به خلقت آدم نداشتند و عالم قدیم مد نظر بوده است. در مورد موسیقی هم همین طور است. نمی‌توان گفت فارابی فقط آمده و آثار یونانی‌ را گرفته و فقط به عربی درآورده است. اصلاً این طور نیست. در مورد موسیقی، سرکارشان با واقعیت دیگری بوده است؛ نظریه موسیقی یونانی نظریه‌ای است که تنها در یونان بوده، نه موسیقی که در هند و چین بوده است. در حالی که دانشمندان اسلامی سروکارشان بیشتر با موسیقی ایرانی و عربی بوده است و به تئوری‌های آن علاقه‌مند بودند. منتها علوم یونانی کمک کرده است تا بتوانند آن را تحلیل کنند.

ادامه دارد ...

برای مطالعه بخش دوم این گفتگو، مطلب «اسرار موسیقی در فلسفه اسلامی» را از لینک‌های پیوست دنبال نمایید.


با انتخاب لینک کانال تلگرام در قسمت «صفحه اینترنتی مرتبط» به ما ملحق شوید.

تاریخ انتشار در سایت: ۳۰ مرداد ۱۳۹۶
صفحه اینترنتی مرتبط
نقش ها
گفت و گو شونده : سید حسین نصر
گفت و گو شونده : رعنا شیعه
مطالب
عناوین
رسته: 1