پنجشنبه ۳۰ شهریور ۱۳۹۶
بر خط: 2394
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

227 بازدید
موسیقی سنتی؛ محروم از حمایت‌ها

دکتر سیدحسین نصر معتقد است هر چه در موسیقی عقب‌تر برویم، موسیقی اصالت بیشتری پیدا می‌کند.



متن پیش‌رو، بخش سوم از گفتگوی عصر اندیشه با دکتر سیدحسن نصر و رعنا شیعه با عنوان «حبس در برزخ» است که بخش اول و دوم آن پیش از این در سایت منتشر شده و از قسمت لینک‌های پیوست قابل دسترسی است.

عصر اندیشه: اگر اجازه بدهید به بحث معناگرایی در موسیقی بازگردیم. عده‌ای از فلاسفه موسیقی را با زبان سابجکتیو انسانی می‌دانستند تا حدی که شوپنهاور موسیقی را پاسخی به «راز زندگی» معرفی کرده است و در مقابل عده‌ای دیگر کلام را بالاتر از موسیقی می‌دانند. در جوامع اولیه بشری زبان متمایزی جدا از آواز وجود نداشت. بر این اساس از نظر فلسفه می‌توان منشاء گفتار و موسیقی را واحد دانست؟ زیرا زبان اساس بیان نیازهای احساسی و ارتباطات انسانی به ‌وجود آمده و احساساتی مانند عشق، نفرت، خشم، نغمه و آواهای ویژه و واژه‌های به ‌وجود آمده را همراهی می‌کرده است.

سید حسین نصر: به نظر من نه تنها فلسفی، بلکه از نظر سایر ادیان و تاریخ ادیان هم صددرصد این منشاء واحد بوده است. ما نمی‌دانیم وقتی جبرئیل بر پیغمبر اکرم نازل شد فرمود «اِقْرَاْ بِاسْمِ رَبِکَ الَّذِی خَلَقَ»، چه فرمود؟
عصر اندیشه: حتماً صورت بوده است.

رعنا شیعه: حتماً‌ گفته است بگو.

سید حسین نصر: قرآن که نازل شد، هیچ‌وقت به صورت عادی خوانده نمی‌شد و حتماً با آهنگ بود. اتفاقاً خانم شیعه اخیراً در مورد این موضوع، مقاله‌ای با عنوان «موسیقی تجوید قرآن» نوشتند که امیدوارم به زودی چاپ شود. این وحی ماست. در هندوستان معتقدند شیوا که در واقع جنبه خلاقیت خداوند را می‌رساند، اولین هنری که به این دنیا آورد موسیقی است. در مجسمه او هم می‌بینید یک سازی در دست اوست و از آسمان به پایین می‌آید. آن موسیقی اولین کلام را در بین داشته است و توسط این کلام، خداوند به خلق عالم پرداخت. کلام مقدسی که به آن سانسکریت اُم می‌گویند، OM، با یک میم طویل. این صدای مقدس است که مانند الله ما می‌ماند؛ یعنی اسم خداست و می‌گویند تمام عالم، ارتعاش موسیقی صدام اُم است. از لحاظ تمدن‌های سنتی بین تکوین و حفظ عالم و موسیقی ارتباطی عمیق وجود دارد؛ یعنی آن کلام اولیه که خداوند توسط آن عالم را خلق کرد، اولین نت موسیقی و اولین صدای موسیقی است، به همین جهت در تمام عالم این هماهنگی وجود دارد.

حتی کپلر، هارمونی‌ای که منجم معروف آلمانی در مورد هماهنگی جهانی‌ها نوشته‌ است، نشان می‌دهد که روابط بین سیارات همه نت موسیقی است. این منجم می‌گوید اول خداوند با موسیقی، عالم را خلق کرد. شما رابط بین فواصل سیارات را از خورشید بگیرید و به هم ترسیم کنید، در این صورت نت موسیقی می‌دهد! قانونی که منجر به قانون جاذبه زمین شد، همان قانون جاذبه‌ای که نیوتن کشف کرد، قانون سه ممیز بر دو بود. کپلر چهل روز ویولنسل زد. نه اینکه داشت کار می‌کرد، بلکه یک دفعه به ذهنش رسید که حتماً رابطه عددی بین نت موسیقی وجود دارد. تمام جدول‌های بزرگ تیکوبراهه که در 120 رقم اصلاً منطقی نیست و حرکات سیارات همه را نوشته بودند روز‌به‌روز شب‌به‌شب، می‌خواند تا یک قانونی برای این‌ها پیدا کند، این قانون را توسط موسیقی پیدا کرد. حالا در کلاس می‌گویند روش علمی، پس ویولنسل زدن هم یک روش علمی است. اصلاً اعتقادی به روش علمی ندارم، علم کاری است که علما باید بکنند. انیشتین به معادله نیوتن نگاه کرد و در حالی که جوان 20 ساله‌ای بود، گفت این معادله غلط است. او گفت من نسبیت را وضع کردم.

کپلر هم همین طور از راه موسیقی و مساله هماهنگی، تمام قوانین حرکت سیارات را حل کرد و اسم کتاب را هارمونی تسولت یا به لاتین هارمونی ماندی گذاشت. این نشان می‌دهد اصولا چقدر این دو جنبه با هم ارتباط دارد؛ هم جنبه ذوقی و هم جنبه ریاضی. به هر حال نباید از اهمیت ذوق، حدس و ارتباط این‌ها با ریاضیات به معنای فیثاغورثی که امروز داریم در مورد آن حرف می‌زنیم، غافل بود.

عصر اندیشه: بر خلاف دیدگاه حکمای مسلمان یکی از نتایج و نظرات برگرفته از فرضیه داروین، این است که نت‌ها و ریتم‌های موسیقی اساساً برای جذب جنس مخالف در جوامع اولیه انسانی به‌وجود آمده است و صرفاً مبنای جنسی دارند. برخی از تلاش‌های دانشمندان، موید نظر داروین درباره موسیقی فرهنگی و اجتماعی در جوامع اولیه است، یعنی موسیقی در بخش زیادی از تاریخ وجودی خود، عمدتاً فعالیتی اجتماعی بوده است و در آئین‌ها و مناسبت‌های جمعی مانند جنگ‌ها حضوری فعال داشته است، اما نگاه فلاسفه اسلام به موسیقی غالبا نگاه روحانی است که حتی رگ و ریشه‌هایی از عرفان ایرانی هم در آن دیده می‌شود. ارزیابی شما از نگاه‌های داروینیستی چیست؟

سید حسین نصر: اول اینکه داروین کاملاً مزخرف می‌گوید و این حرف‌ها بی‌معنی است. حرف‌هایی که هندی‌ها یا مصری‌ها زدند، صحیح‌تر است. یعنی خیال می‌کنیم بشر قدیم به میمون نزدیکتر است، یا ما خیلی باهوش‌تر، عاقل‌تر و بهتر از این هستیم! در حالی که همین آثاری که در موسیقی قرون وسطی و یا موسیقی‌هایی که از موسیقی‌های زیر زمینی یا نایت‌کلاب بیرون می‌آید، سقوط ما را می‌رساند. با این موسیقی، ما ارتقاء پیدا نکردیم، بلکه هبوط پیدا کردیم. هر چه در موسیقی عقب‌تر برویم، موسیقی اصالت بیشتری پیدا می‌کند. موسیقی عصر حجر استرالیا که هنوز زنده است، یا موسیقی سرخ‌پوستان و قبایل بدوی، از عمق عجیب‌ و غریبی برخوردار است، شما پیچیدگی ساختار موسیقی را در نظر نگیرید. بله! در موسیقی غربی بین گرگوار قرون وسطی و مثلاً باخ، همه چیز بسیار پیچیده‌تر شده است، ولی این‌ها به هیچ وجه علامت کمال نیست. موسیقی از اول یک امر معنوی بوده و در عین حال، تمام جامعه جنبه معنوی داشته است و به همین جهت در جوانب مختلف جامعه اثر کرده است. بله! موسیقی‌هایی هم بوده است برای زمانی که رزمندگان می‌خواستند به جنگ بروند و یا موسیقی‌هایی برای عشق و عاشقی، موسیقی‌هایی برای استراحت و یا برای عبادت و ما همه را در قبایل اولیه می‌بینیم، این را ما اختراع نکرده‌ایم. اتفاقاً ارکستر نظامی را ابتدا عثمانی‌ها درست کردند و بعد به غرب آمد. با این حال، موسیقی تغزلی که برای عشق و عاشقی داریم و یا موسیقی عروسی و عزا به نظر من، مبتنی بر تطور داروینی نیست یا فقط هم برای سکس نیست که داروین مطرح کرده است. البته آن موسیقی هم که داروین مطرح می‌کند یک نوع از موسیقی است.

به طور مثال، خواندن پرندگان را می‌توان گفت که از نظریه داروین گرفته‌اند. حتی زیباترین خواندن پرندگان برای جذب حنس مخالف است، ولی همه آن از این جنس نیست. مرغ حق که صبح‌ها در تهران یا ایران می‌خواند را می‌توانیم به عنوان مثال بیان کنیم و یا خیلی موارد دیگر. موسیقی در نهاد وجود و نهاد خلقت است و همان طور که گفتم قال الله کُن. هنگامی که خداوند گفت کنُ، با موسیقی و با خواندن توأم بود و برای همین یکون شد. چون همه هستی یک نوع هارمونی و هماهنگی دارد و آن هماهنگی در عالم صوت است که ما به صورت موسیقی می‌شنویم. چیزی که هماهنگی دارد و آن را به صورت چشم می‌بینیم و از لحاظ فکری اگر هماهنگی داشت آن را در فکر خود می‌بینیم. اهمیت موسیقی خیلی بیش از آن است که مردم عوام خیال کنند فقط برای لعب و لهو است و برای تشتت فکری یا دور کردن انسان از حقیقت و از این قبیل حرف‌هاست.

عصر اندیشه: با روندی که بحث شد، بدیهی است که ما از اصالت‌های هنری در عصر موسیقی به صورت نجومی فاصله گرفته‌ایم. نه تنها در ذهن جوانان امروز ما، بلکه در آموزش‌های دانشگاهی و مباحثات زنده علمی کشور، این تفسیر از حکمت موسیقی جریان ندارد. به سوال اول بازگردیم: برای یک احیاء‌گری روشمند در این حوزه چه باید کرد؟

سید حسین نصر: با گفتاری از غزالی در رساله موسیقی او شروع می‌کنم. هر دو برادر غزالی هم ابوحامد و هم احمد، در موسیقی رساله نوشتند و در اهمیت معنوی موسیقی بسار شاهکار هستند. غزالی می‌گوید موسیقی آن چنان را آن‌چنان‌تر می‌کند، اگر در وجود تو خوبی و آتش عشق است، آن را قوی می‌کند، اگر در وجود تو فقط آتش شهوت و بدی است، آن را هم قوی می‌کند و این بسیار زیباست، به همین علت، آدم حدود را در موسیقی گذاشته است، چون دوای قوی‌ای برای روح است. در عین حال ‌کسی که دنبال موسیقی اصیل بود، خودش یک لطافت روح دارد. یک عده‌ای اصلاً نمی‌توانند موسیقی اصیل گوش دهند و باید موسیقی مبتذل گوش کنند، چون روحشان آن لطافت را ندارد. در عین حال موسیقی دوایی است که روح را لطیف می‌کند و به همین جهت موسیقی از هنرهای اساسی و مهم برای ما و دیگر تمدن‌ها است.

امروزه، ایران در خظر از دست دادن خیلی چیزهاست: فقط هوای پاک تهران نیست که آلودگی آن را از بین می‌برد. بسیاری از جوانب فرهنگی ما در معرض خطر هستند، مانند موسیقی اصیل. نه تنها فقط با ورود پاپ موزیک یا رپ موزیک و ... موسیقی اصیل در ایران به خطر افتاده است، بلکه یک نوع موسیقی کاذب عرفانی هم رواج یافته است. این موسیقی که ادعای عرفانی می‌کند، نه نوازندگان آن از عرفان بویی برده‌اند و نه توأم با اخلاق و تزکیه نفس است. خانم شیعه، اسم آقای فراهانی را بردند که اسم سازش قلندر بود و آیات قرآن را می‌نواخت! آن کجا و ما کجا!

رعنا شیعه: آن‌ها قبل از کارشان وضو می‌گرفتند!

سید حسین نصر: نصیحت من این است: ما باید تمام کوشش خود را بکنیم تا اصالت موسیقی‌مان حفظ شود. به نظر من هیچ‌گاه در تاریخ ایران، چه در پایان دوره قاجاریه و یا در دوران پهلوی که موسیقی غربی وارد ایران شد،‌ موسیقی ما مانند حالا در خطر نبود. این یکی از مهمترین جوانب فرهنگ ایران است.

رعنا شیعه: ابتدا در مورد سوال آخر به نکته‌ای اشاره کنم؛ داروین و فروید انسان را در حد حیوان پایین آورده‌اند! البته وقتی در زمینه موسیقی برای حیوانات از جنبه طبیعی و طبیعت یا غریزه آن‌ها نگاه کنیم، موسیقی را دوست دارند، ولی وقتی درباره فکر و اندیشه صحبت می‌کنیم، دوباره به همان تفکر فلسفی برمی‌گردیم. ما انسانیم و قدرت فکر کردن داریم و شرایط ما با یک حیوان خیلی فرق می‌کند. حیوان موسیقی گوش کند، ولی ما باید با موسیقی به تفکر برسیم. این طور نیست که فقط دارای احساس شویم، بلکه احساس ما باید متفکرانه باشد. این مساله‌ای است که در موسیقی به آن توجه نمی‌شود. متاسفانه بدترین چیزی که امروزه در ایران اتفاق می‌افتد، وجود افرادی است که از موسیقی سنتی ما به اسم عرفان سودجویی می‌کنند و مردم ما هم به این جهت می‌روند، چون به این مساله علاقه‌مند هستند و فکر می‌کنند این موسیقی عرفانی است، اما معیارهایی مانند حاج قربان سلیمانی، استاد احمد عبادی، استاد شهنازی و این افراد را نزد خود داریم. با این معیارها می‌توانیم بفهمیم چه موسیقی خوب و اصیل است و چه موسیقی اصیل نیست.

به نظر من ابتدا باید جهان بینی مردم تغییر کند، یعنی باید از لحاظ فکری همان طور فکر کرد که صد سال پیش شخصی سنتی به موسیقی گوش می‌داد. امروزه این کار خیلی سخت است، ولی اگر بتوانیم حداقل در درون خودمان آن فضا را بسازیم و جهان‌بینی داشته باشیم، آن وقت در پی آن، مسائل دیگر اصلاح می‌شود. در اتوبان‌های تهران همه پلاکاردهای بزرگ به موسیقی پاپ تعلق دارد. خواننده‌هایی که موسیقی‌شان صددرصد اصیل و سنتی نیست را معروف می‌کنیم و به کنسرت‌های آن‌ها می‌رویم و از آن‌ها حمایت می‌کنیم. پس بخش موسیقی سنتی یا محلی چگونه باید حمایت شود؟ ما برای کسانی در ایران تبلیغات می‌کنیم که واقعاً‌ موسیقی آن‌ها قابل گوش دادن نیست، اما در بزرگترین سالن کشور می‌روند و برنامه اجرا می‌کنند، اکثر مردم هم پول می‌دهند و به این کنسرت‌ها می‌روند. ما هیچ حمایتی از موسیقی سنتی و اصیل نداریم.


با انتخاب لینک کانال تلگرام در قسمت «صفحه اینترنتی مرتبط» به ما ملحق شوید.

تاریخ انتشار در سایت: ۳۰ مرداد ۱۳۹۶
صفحه اینترنتی مرتبط
نقش ها
گفت و گو شونده : سید حسین نصر
گفت و گو شونده : رعنا شیعه
مطالب
عناوین
رسته: 2