سه‌شنبه ۲ آبان ۱۳۹۶
بر خط: 2204
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

358 بازدید
نگران هنر ایرانم

محمود فرشچیان معتقد است بخشی از افول، ابتذال و لمپنیسم موجود به «تجاری‌سازی» هنرها باز می‌گردد. عرصه فرهنگ تبدیل به یک بیزینس و معامله شده است.



عصر اندیشه: جنابعالی همواره پیرامون آموزش‌های دانشگاهی و شیوه‌های تدریس هنر حساس بوده‌اید، حتی مذاکراتی را با دولتمردان درباره بهبود وضعیت آموزش انجام داده‌اید و پیشنهاداتی را نیز ارائه کرده‌اید؛ از جمله اینکه با الهام از دوره تحصیل خود در اتریش پیشنهاد تاسیس موقوته‌های هنری را برای پرورش دانشجویان مستعد، اما کم بضاعت دادید...
فرشچیان: بله؛ من قبل و بعد از انقلاب، چون احساس کردم هنرهای ایرانی و سنتی رو به زوال و نابودی است، نامه نوشتم و پیگیر شدم. تاکید هم کردم که من نمی‌خواهم کاره‌ای بشوم و عمری هم به آن صورت ندارم، اما این پیشنهادات موثر واقع نشد و به اجرا نرسید. با آقای دکتر مخبر دزفولی (دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی) و آقای دکتر نامور مطلق گفت‌وگویی هم درباره وضع آموزش‌های هنری داشتم. البته قول‌های مساعدی از اقدامات موثر خود در این خصوص داده‌اند. من موارد را از سر دغدغه بیان می‌کردم، چون در هنر زاده شدم و همه شب و روز در هنر هستم، به جز سه، چهار ساعت شب که می‌خوابم کل ساعات من وقف هنر است. اکنون که با شما حرف می‌زنم یک دستم تلفن است و دست دیگرم قلم نقاشی و دارم طرحی می‌کشم.

 عده‌ای معتقدند رواج ابتذال هنری و عدم توجه به توصیه‌هایی که کردید، سبب شد تا از ایران مهاجرت کنید. آیا این گمانه‌زنی‌ها صحت دارد و می‌توان گفت شما از ابتذال گریختید؟
فرشچیان: برای اینکه وضع ناگوار آموزش هنرها در ایران را بهتر درک کنیم، من یک مثال روشن می‌آورم: وقتی به آستان مقدس امام رضا مشرف می‌شوید، در بازار سرشور، مسجدی است که 700 سال پیش کاشی کاری شده است. شما ببینید این کاشی چقدر زنده است: روزبه‌روز که از عمر این کاشی‌ها می‌گذرد پرجلاتر، زیباتر و هنری‌تر می‌شود و مانند نگینی می‌درخشد، ولی اخیراً کاشی کاری که می‌کنند تمام آن بعد از پنج یا ده سال آفتاب خوردن رنگش می‌پرد. این روند نشان می‌دهد که از کجا به‌کجا رسیده‌ایم... .

 دلیلش چیست؟
فرشچیان: به نظر من اولیای امور باید بیشتر فکر کنند! یک بار هم صحبت شد. این وضع باید مطالعه آکادمیک شود. ما در آموزش، علاوه بر آن وجهه استاد و شاگردش که واقعاً ضرورت دارد، باید به احیاء‌گری بپردازیم و سنت‌هایمان را دریابیم تا پیشرفت کند.

 شما معتقدید دانشجو باید سخت داخل دانشگاه و سخت‌تر فارغ‌التحصیل شود تا آب دیده گردد. از دیگر‌سو، تاسیس دانشکده هنرهای اصیل ایرانی را پیشنهاد دادید تا به ‌واسطه آن اصالت‌‌های فرهنگی حفظ و منتقل شود. آموزش‌های پیشنهادی شما چه ‌ویژگی‌هایی دارد که می‌تواند معادله را تغییر دهد؟ تاسیس دانشگاه هنرهای اصیل ایرانی باید چه ویژگی‌هایی داشته باشد و چه اتفاقی در زمینه آموزش هنر باید بیفتد؟ تعبیری را فرمودید که ما با تورم فارغ‌التحصیل در زمینه نقاشی نو، مدرن و ... واجه هستیم.
فرشچیان: باز هم یک مثال می‌زنم: فرش ایران از لحاظ پشم، نقشه، رنگ در رتبه اول دنیا قرار داشت، حالا به رتبه 27، 28 رسیده است. دنیا شتابان و بی‌وقفه رو به مسائل تکنولوژی و علمی جلو می‌رود. روزگاری می‌رسد که چهار نفر استادی هم که می‌توانند درس بدهند عمرشان تمام می‌شود و آن وقت، واقعاً هنر و صنایع دستی ایرانی با بحران موجه و نهایتاً ‌به اقتصاد و افتخارات ملی زیان‌های قابل ملاحظه‌ای وارد می‌شود.
وقتی کسی به حرف شما گوش نمی‌دهد، باید سرتان را پایین بیندازید و بروید. من در آمریکا کاری به کسی ندارم و جواب کسی را هم نمی‌دهم. فقط کار و کار و کار! شب و روز این است و خدا را گواه می‌گیرم، کاری کردم که در تاریخ بماند. چند نمونه از کارهایم هم سعادت این را پیدا کرد که وقف آستان مقدس حضرت رضا شد و در موزه آنجا برقرار است. من گفتم شما با تورم فارغ‌التحصیل در رشته‌های هنری، نقاشی، موسیقی و ... مواجه هستید و پیشنهاد دانشکده را دادم، اما خودم برای مدیریت آن توان و وقتش را ندارم. اگر بتوانم تمام تجربه‌ای را که آموختم روی چهار اثر هنری بگذارم، خیلی عالی است. دل آدم می‌گیرد و می‌سوزد که این قدر دانشگاه‌ها و دانشکده‌های مختلف در مملکت درست می‌شود. حالا چقدر ضرورت دارد، خدا می‌داند! تأسیس پشت سر هم این مراکز،‌ چقدر هم تورم ایجاد می‌کند واقعاً چقدر نتیجه‌بخش است؟ چندین سال است که می‌گویم بیایید یک دانشکده هنرهای ایرانی اسلامی تأسیس کنید، اما هیچ کس توجهی نمی‌کند. استادانی که اکنون در ایران هستند از دست می‌روند و می‌میرند و آن وقت تاسف خواهیم خورد.
قبل از انقلاب می‌خواستند یک نمایشگاه نقاشی برگزار کنند. دعوت عام می‌کردند و 11،10 نقاش از استادان خوب شرکت می‌کردند که یکی دو نفر خانم و بقیه آقا بودند و این‌ها چهار، پنج تابلو ارائه می‌دادند، ولی خوشبختانه پس از انقلاب، وقتی فراخوان برای یک نمایشگاه خصوصاً نقاشی ایرانی می‌دهند، حدود 600، 700 نفر شرکت کننده دارد. باید برای کسانی که ذوق هنری دارند و علاقمند هستند چیزی یاد بگیرند، راه باز شد، اینکه شما می‌گویید ابتذال آموزشی وجود دارد، همین طور است. اگر برنامه‌ریزی علمی و صحیحی نباشد، ‌معلوم نیست جوانان راه به جایی ببرند. متاسفانه هنرهای ایرانی، مانند هنر نقاشی ایرانی را از استان‌ها برداشتند و در اصفهان اصلاً وجود ندارد.

 شما بارها غرب‌زدگی در هنر ملی و بومی ایران را نکوهش کرده‌اید. بخشی از غرب‌زدگی و ابتذال موجود ناشی از متد آموزشی‌ای است که بر آموزش عالی تسلط دارد، اما آیا این غرب‌زدگی با تاسیس یک دانشگاه یا صرفاً تغییر برخی روش‌ها قابل اصلاح است؟ آیا این روند قابل توقف است یا ما در سیر ناگزیری از انحطاط هستیم که نمی‌توان جلوی آن را گرفت؟
فرشچیان: غرب‌زدگی ما به دلیل ناتوانی از گسترش تفکر بومی است. هنرمندانی که در چین، ژاپن و حتی در هندوستان موفق هستند، وقتی نو یا مدرن نیز کار می‌کنند، حال و هوای چینی و ژاپنی در آن کاملاً مستتر است. اکنون در بسیاری از آثار می‌گویند آن را یک نقاش نوآور، متفکر، فیلسوف و حکیم چینی یا ژاپنی کار کرده و کاملاً مشخص است، اما در هنر مدرن ایرانی این را نمی‌بینیم. انگار تنها رفته جای پای هنرمندان غربی گذاشته و بعد آمده و همان را ارائه کرده است.
زمانی من هنرهای ملی را اداره می‌کردم، استادانی آنجا کار می‌کردند و زحمات زیادی می‌کشیدند. غصه اصلی من این است یکی‌یکی آن‌ها دارند به رحمت الهی می‌روند و کسی نیست از آن‌ها یاد بگیرد! آن چیزی که سال‌های بعد مورد قضاوت قرار می‌گیرد، مثل عالی‌قاپو، هنر است که نمایانگر تمدن اسلامی است. مسجد امام نشان می‌دهد که چه تمدن بزرگی آن را ساخت، ولی جزئیات مهم ساخته شدن این تمدن و هنر که چطور زندگی و سیاست‌گذاری کردند، لابلای کتاب‌ها و متون خاک می‌خورد و باید به حال آن فکر اساسی کرد. نباید گذاشت آن دیدگاه فرهنگی و معنوی فراموش شود، وگرنه نمی‌توان اصالت‌ها و آفرینش‌های بومی را حفظ کرد. هنر، روح زندگی و از عنایات خاص خداوند به بندگانش است. جمال و کمال دو هدیه بزرگی الهی است؛ چون روزبه‌روز گرایش به مادیت افزایش پیدا کرده و این دو پدیده الهی در کل جوامع کم‌رنگ شده است. کسانی که علاقه‌مند و دل آگاه هستند، می‌دانند که باید همت کنند و هنرها را زنده نگه دارند. پاکی قداستی که در هنر بود را زنده نگه دارند و این جنبه‌های مختلفی دارد: آموزش و گرایش دادن جوانان به معنویات است، اما متأسفانه تلویزیون و رسانه‌های ما هم مسائل بسیار پیش پا افتاده‌ای را مطرح می‌کنند، به جای آنکه به معضلات اصلی بپردازند.

 آموزش‌های مدرن اکنون به مجرایی برای تولیدات کاریکاتوری از مدرنیته تبدیل شده‌اند و کاملاً دانشجویان را از روح فرهنگ ایرانی و دین جدا می‌کنند...
فرشچیان: یادم هست یک دختر خانمی پیش من گریه می‌کرد، گفتم چه شده است؟ گفت من از دانشگاه هنر یزد هستم، استادم به من گفته برو در اصفهان کاشی‌های قدیمی را بگیر و تکه‌تکه کن، کنار هم بگذار و تابلوی کلاژ درست کن. گفت من فلان قدر پول‌ ترم می‌دهم و دیگر پول این را ندارم بروم این کاشی‌ها را بخرم و بنشینم و درست کنم، حالا چه کار کنم؟ گفتم برو به استاد دست شکسته‌ات بگو برو مساجد و کاشی کاری‌های اصفهان را که بهترین نوع را هم دارد ببین و آن‌ها را به بچه یاد بده، خوب هم مطالعه کن تا معنی تلفیق شکل و فرم و رنگ را بفهمی!

 و اسمش را هم هنر مدرن می‌گذارند...
فرشچیان: بله، متاسفانه! به نظرم باید مدرنیسم را مطالعه کنند و آن را در چارچوب هنر ایرانی بیاورند که البته کار مشکلی است.

 یعنی مدرنیسم را با هنر بومی ایرانی تطبیق دهند؟
فرشچیان: تلفیق کنند. حیف است این هنر از بین برود، زیرا هنر دامنه وسیعی تا بی‌نهایت دارد.

 یک نکته را هم باید مد نظر داشت که بخشی از افول، ابتذال و لمپنیسم موجود به «تجاری‌سازی» هنرها باز می‌گردد. عرصه فرهنگ تبدیل به یک بیزینس و معامله شده است و برای نمونه، حراج کریستی همین روحیه تجاری را میان هنرمندان از جمله چهره‌های ایرانی گسترش داده است...
فرشچیان: حراج کریستی و ... همه قصه و داستان‌های عجیب و غریب است. از 120، 130 سال پیش اگر مطالعه بفرمایید، جوّی در دنیا راه افتاد که غربی‌ها می‌خواستند تمام ممالک را از هویت اصلی خود منفک کنند تا بتوانند بهتر سیاست‌های خود را پیش ببرند و مردم را از چیزی که دارند تهی کنند...

 اگر بخواهیم از این ابتذال رهایی یابیم، لاجرم در سلوک فردی هنرمندان نیز باید تحقیق کنیم و به نسل جوان خود نه تنها تکنیک و اصول حرفه‌ای بلکه یک سبک زندگی را بیاموزیم. از این جهت اجازه بفرمایید کمی به خود شما بپردازیم. شیوه فکری شما چیست که وقتی به همه تابلوهای شما نگاه می‌کنیم، حتی در تابلوی عاشورا که در آن حزن و غم بسیاری دیده می‌شود، اما باز هم زیباست...
فرشچیان: شما بهتر می‌دانید که حضرت زینب(س) در محضر آن نامیمون فرمودند که هر چه من می‌بینم زیباست. یک تکه‌های زیبا و خیلی قشنگ و نکته‌های آموزنده...

 که برای هنرمند در همه آثارش«کلید» می‌شود.
فرشچیان: بله، «کلید» می‌شود. وقتی به مشهد مشرف می‌شوید، اخیراً‌ دو تابلو در موزه حضرت رضا وقف کرده‌ام، یکی شام غریبان و دیگری آسمان چهارم است؛ داستان شام غریبان را که خودتان می‌دانید. اگر ملاحظه کنید می‌بینید شام غریبان یک حالتی دارد و آسمان چهارم حالت دیگری. همه این‌ها به فرآیند موضوع و مفهوم تابلو متغیر است.

 مضامین مذهبی که در آثارتان به آن پرداخته‌اید، سبب شده که مینیاتور آن صلابت خود را حفظ کند؟
فرشچیان: بله. به نظر من شایسته است به جای مینیاتور بنویسم نقاشی ایرانی.
این روند، اما اجازه نمی‌دهد که سبک‌تان را عوض کنید. درست است؟
فرشچیان: خیر! چرا باید عوض کنم؟ مینیاتور کلمه خارجی است و در کار من نیست. من نقاشی ایرانی کار می‌کنم وبه فراخور الگوهای مختلف آن را تغییر جهت می‌دهم. دو تابلو در موزه سعدآباد است که یکی محیط‌زیست و دیگری هم هفت شهر عشق برای عطار است و پرندگانی که می‌آیند. زیباشناسی همه آن‌ها متغیر است.

 این متغیر بودن زیباشناسی چه اثری روی مخاطب دارد؟
فرشچیان: برای اینکه مفهوم را بیشتر نشان دهیم. دو نکته در هنر وجود دارد که ریشه و اساس آن جمال و کمال الهی است. اگر هنری کمال نداشته باشد، بی‌محتوا می‌شود، اگر جمال نداشته باشد کشش و جذابیت پیدا نمی‌کند. اگر با این ملاک فکر کنیم که «ان الله جمیل و یحب الجمال» می‌بینیم اگر بخواهیم اثر ما زیبایی، کشش و جذبه داشته باشد، باید متفاوت باشد و یکسان نباشد. این نگاه زیباشناسانه، لازمه هنر است. شما ببینید در مساجد اسلامی چقدر این نوع زیباشناسی با حساب و کتاب کار شده است.

 این تفکر زیباشناسی دینی از چه چیز نشأت می‌گیرد؟
فرشچیان: از درون خود انسان‌ها به ‌وجود می‌آید. باید بسنجد و مطالعه داشته باشد. رسیدن به این سبک نگاه، ریاضت، کارکردن و مطالعه می‌خواهد. در دنیا برای هر سبک و روش، استادی است و هنرمند باید استاد داشته باشد. یک جوانی پیش من آمد و گفت می‌خواهم یک نمایشگاه کار کنم و احتیاج مالی دارم. گفتم تو چقدر کار کردی و کارهایت کجاست؟ گفت دو سالی است کار کردم. گفتم پس چرا می‌خواهی به این زودی نمایشگاه بگذاری؟ گفت من اول می‌خواهم مشهور بشوم، بعد نقاشی کنم! گفتم برو دنبال زندگی‌ات، تو که اول می‌خواهی مشهور شوی و بعد نقاشی کنی، به جایی نخواهی رسید.

 راهکاری که شما می‌دهید این است که افراد خودشان به تنهایی کار و سلوکی را شروع کنند تا به پختگی برسند، اما معمولاً افراد خیلی نادری مانند شما این شیوه را انتخاب می‌کنند و خیلی از هنرمندان معاصر ما دوست دارند مانند نقاشان دنیا کار کند. در نهایت وقتی نگاه می‌کنید، می‌بینید هنرمندی که در تهران نقاشی می‌کند با نقاشی که در فرانسه است، یک نقاشی کشیدند.
فرشچیان: این روش راه به جایی نمی‌برد و ناشی از تبلیغات رسانه‌ها و روزنامه‌هاست که موجب گمراهی می‌شود. این را صریح بگویم، این خبرها که فلان نقاش فلان کار بزرگ را انجام داده و ... همه سراب و فریب است. وقتی شما روزنامه‌های هنری را می‌خوانید، می‌فهمید آن‌هایی که این تبلیغات را می‌کنند، بیش از اندازه فریبکار هستند. رسانه‌ها بخشی از از ذائقه هنری را می‌سازند و همین فریبکاری ابتذال را گسترش می‌دهد. البته برخی هم حسن‌ظن دارند که همکاران شما هستند...

 شیوه‌ای که شما در کارتان پیش گرفته‌اید و سلوکی که داشته‌اید، سبب نمی‌شود اگر امروز هم بخواهد توسط هنرجویان تعقیب شود، هنرمند از روند پیشرفت هنر دنیا جا بماند؟
فرشچیان: شما پیشرفت هنر دنیا را چگونه حساب می‌فرمایید؟

 شما هنر خودتان را به شکل عجیبی نگه داشتید؛ به یک راهکاری رسیدید که برای جوانان امروز سخت است. هنرمندی که بخواهد به این پختگی برسد، لازمه‌اش این است که یک حرکت انقلابی، یک حرکت جدید در شیوه و نگرش خود ایجاد کند که در روزگار ما شرایط سختی را برای سالک پدید می‌آورد. اکنون اگر در دانشگاه‌ها نگاه کنید راه دیگری می‌روند و هنر غرب را تدریس می‌کنند، هنری که سلوک در آن باشد و هنرمند بخواهد به آن تعالی برسد را نمی‌بینیم. شما این را چطور می‌بینید و چه راهکاری می‌توانیم برای آن پیدا کنیم که حداقل هنرمندانی که...
فرشچیان: دانشجویانی که می‌خواهند روش طی سلوک کنند باید ادبیات بخوانند و بی‌وقفه و شب و روز مطالعه کنند، به نظر من دانشگاه هنر باید عاشق به هنر و هنرمند با دانش و طراح کارآمد بپروراند و به جامعه تحویل دهد؛ برای اینکه افراد ذوقشان و بینششان متفاوت است و مطلقاً مثل هم در نمی‌آیند. دانشکده‌ها باید یاد دهند و راهنمایی کنند، بعد رهایشان کنند که هنرمند خودش برود مطالعه کند و به جایی برسد و موفق شود.

 اگر این‌ها را رها کنیم که خودشان بروند یاد بگیرند پس می‌شود دانشگاه‌ها را بست؟!
فرشچیان: خیر، نمی‌شود بست، چون باید راه و روش را یادشان داد. یکی از راه و روش‌ها اخلاقیات در هنر است که بداند هنرمندی که آنجا می‎‌آید برای چه می‌آید و می‌خواهد چه کار کند؟ نه تنها رنگ و خط و طرح یاد دهد، باید بیاموزد شما که دارید کار می‌کنید باید اخلاق هنری، ریاضت و علم هنرت را تقویت کنید. خدا استادم حاج «میرزا امامی» را رحمت کند، به ما آموخت که چطور این قلم را به دست بگیریم و به یاد خدا باشیم.
دانشکده‌های هنر در حالی که علم یاد می‌دهند، باید یک استاد معنوی مانند آقای دکتر اعوانی و آقای دکتر دینانی داشته باشند که بیایند معنویت را هم یاد بدهند. باید به بچه‌ها عشق بیاموزند، هنر ورای دو دو تا چهارتا است. یادم هست استاد بهادری در عالی‌قاپو می‌نشست و در مسجد شاه نقاشی می‌کرد؛ من صبح به آنجا می‌رفتم و از روی گل‌بوته‌ها، نقاشی و نقوش را طراحی می‌کردم و بعد از ظهرها که طراحی‌ها را به نظر استاد می‌رساندم، ایشان می‌فرمود این بد است، این خوب نیست. می‌گفتم استاد بگو چرا خوب نیست؟ می‌گفت برو با اصلش مقایسه کن، ببین چرا خوب نیست، من بخواهم به تو بگویم چرا خوب نیست، نمی‌شود، من این کار را می‌کردم و نتیجه هم می‌گرفتم.
از سوی دیگر، هنرمند باید چند بعدی باشد و موسیقی، ادبیات و ... بداند. اگر سعدی و فردوسی را بخوانید، می‌بینید در اشعارشان چقدر نقش و هنر است. کسی که بخواهد نقاش بشود و در کار خود مستعد شود، باید تمام این‌ها را بگذراند. وقتی من کار می‌کنم و موسیقی می‌شنوم، روحم خیلی آماده می‌شود که رنگ‌ها را چطور بریزم، البته نه موسیقی مبتذل، بلکه موسیقی عرفانی. ما باید خودمان را پیدا کنیم و اگر به این توجه نشود: «قدر وقت ار نشناسد دل و کاری نکند/ بس خجالت که از این حاصل اوقات بریم.»
خدا رحمت کند بزرگانی که در گذشته کار کردند، نقاشان ایرانی که آن‌ها پایه‌گذار بودند همچون «علیرضا عباسی»، «رضا عباسی» و «کمال الدین بهزاد» که آثارشان در موزه‌ها هست. شما به قاجاریه که دوره انحطاط هنر است، نگاه کنید: در قاجاریه به هنر فقط به دلیل تفاخر سلطنتی اهمیت می‌دادند. ناصرالدین و فتحعلی شاه می‌خواستند تفاخر زندگی خود را به رخ مردم و نمایندگان خارجی بکشانند، اما اگر قاجاریه روی ادبیات و هنر زمانه خود جلو می‌رفت، هنرمندان خیلی خوبی هم پرورش می‌یافتند. باید بیشتر روح هنر و معنویت را که سال‌های قدیم استادان و شخصیت‌های فرهنگی داشتند، ترویج کنیم، نه اینکه تسلیم تبلیغات شویم. هنرمند باید تزکیه روح شود تا کار هنری را برای خود هنر انجام دهد.

 گفتید ریاضت در هنر تاثیر دارد: ریاضت عرفانی یا ریاضت کاری؟
فرشچیان: هر دو. ملاصدرا از کجا پیدا شد؟ آن‌ها به کار خود باور داشتند واگر باور نداشتند، معقوله‌هایشان به اینجا نمی‌رسید. سهروردی از بزرگانی بود که تفحص و مطالعه بر افکار متعالی و تابناکش برای جست‌وجو‌گران معنویت، راهگشای آموزنده‌ای است.

 در راه عرفان، خودسازی و محبت و ریاضت و ذکر است که تلفیق‌شان هنر را به‌وجود می‌آورد.
فرشچیان: کاملاً درست است. این‌ها پازل‌هایی است که باید کنار هم چیده شود تا کسی که در این راه می‌رود، موفق شود.

 یک هنرمند متعهد باید با این جامعه مبتذل که در آن به سر می‌بریم بجنگد یا...
فرشچیان: ما از عهده جنگ با کسی برنمی‌آییم: «سعدی افتاده‌ای ست آزاده/ کس نباید به جنگ افتاده.» با چه بجنگد، مگر می‌شود؟!

 به هر حال باید با ابتذال جنگید و با توحش هنری مبارزه کرد...
فرشچیان: من در حد توان اندک خودم در این اندیشه کوشا بودم.


با انتخاب لینک کانال تلگرام در قسمت «صفحه اینترنتی مرتبط» به ما ملحق شوید.

تاریخ انتشار در سایت: ۲۵ شهریور ۱۳۹۶
صفحه اینترنتی مرتبط
نقش ها
گفت و گو کننده : علیرضا ذاکری
گفت و گو شونده : محمود فرشچیان
مطالب
عناوین
رسته: 1