یک‌شنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۷
بر خط: 1769
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

512 بازدید
سمِ سرگشتگی فقهی «بخش دوم»

گرچه احکام فقهی روشنی داریم، اما دچار سرگشتگی هستیم.


این مطلب، بخش دوم از مطلب «سمِ سرگشتگی فقهی» است که پیش از این در سایت منتشر شده و از طریق لینکهای پیوست قابل مشاهده است.

گفت‌وگوی عصر اندیشه با مجید کیانی
چهره ماندگار موسیقی و استاد دانشگاه تهران

عصر اندیشه: امروزه مفهوم «بازار» با آنچه که در جوامع قدیم و تاریخ گذشته وجود داشت، کاملاً متفاوت است. هر روز شاهد ظهور تکنولوژی‌های ارتباطی جدیدی هستیم و به دنبال آن تحویلات زیادی در بازار به‌وجود می‌آید. به قول«مانوئل کاستلز» در «جامعه شبکه‌ای» زندگی می‌کنیم که تحولات شتابان آن دیگر قابل شناسایی نیست. عرصه روابط ما دیگر در فضاهای فیزیکال، نوارکاست و سی‌دی تعریف نمی‌شود که از سوی سازمان‌ها و نهادها قابل کنترل باشد.
امروزه مردم موسیقی مورد نظر خود را از شبکه‌های اجتماعی می‌گیرند و دیگر مفهوم بازار و رقابت کاملاً تغییر کرده و قواعد بازی زود به زود عوض می‌شود. ماهواره‌های خارجی نیز نقش موثری بر رقابت در این بازار دارند، زیرا آن‌ها برای مخاطب ذائقه‌سازی می‌کنند. هر چند این موسیقی‌ها ضعیف و مبتذل هستند، اما مخاطب بالایی دارند و بر جامعه اثر می‌گذارند؛ در چنین شرایطی آیا اساساً می‌توان سخن از«صیانت از موسیقی ملی» گفت؟ مسئولیت این صیانت با کیست؟

مجید کیانی: جواب این سوال شما را باید مسئولین حوزه‌های فرهنگی پاسخ دهند و به موسیقی‌دان و موسیقی اصیل ارتباط ندارد. مسئولیت موسیقی‌دان این است که بتواند موسیقی را تفکیک کند و انواع مختلف آن را به مردم بشناساند و برای مردم حسن انتخاب بگذارد. تجربه نشان می‌دهد وقتی ما انواع موسیقی را معرفی می‌کنیم و در مورد آن‌ها صحبت می‌کنیم، مخاطب ایرانی آن را می‌شناسد و به ارزش آن پی‌می‌برد و موسیقی بهتر را انتخاب می‌کند. ابته در حال حاضر این گونه نیست و هیچ نوع تفکیکی وجود ندارد وبر همه آنچه که در بازار وجود دارد نام موسیقی گذاشته می‌شود. در صورتی که هر کدام از این‌ها می‌تواند در جایگاه ادبی و هنری خود قرار گیرد و به مخاطب نیز قدرت تشخیص داده شود. اگر هنرمندی هم بخواهد چنین تفکیکی انجام دهد، ناکام می‌ماند؛ زیرا شرکت‌های تولید کننده به دلیل نداشتن صرفه اقتصادی از چنین طرحی استقبال نمی‌کنند.

 پیش‌تر به موضوع آموزش اشاره شد؛ به عنوان فردی که سال‌ها مسئولیت مرکز پژوهش‌های موسیقی و حتی گروه موسیقی فرهنگستان هنر را بر عهده داشته‌اید، دلیل معکوس شدن این معادلات در سال‌های پس از انقلاب را چه می‌دانید؟ چرا انقلابی که در دوران خود حامل یک انقلاب فرهنگی و دایه‌دار هنر متعالی بود، به رواج«موسیقی بنجل» در جامعه دامن زد؟ این نتیجه به سبب سیاست‌گذاری فرهنگی ما در این سال‌هاست؛ زیرا افرادی که موسیقی پوپولیستی، عامه‌گرا یا بنجل را رواج می‌دهند، از یک سو هم فرزندان این انقلاب به شمار می‌روند و مسئولان هم که از آن‌ها حمایت می‌کنند، کارگزاران همین نظام هستند.

مجید کیانی: اگر دقت کنیم می‌بینیم که مشکل این اشخاص عدم شناخت نسبت به موسیقی اصیل است. متاسفانه تفکیکی در مورد انواع موسیقی انجام نشده است. فقط می‌توان گفت در این زمینه اشراقی شده‌ایم، آثار صرفاً با احساسات بدون پشتوانه علمی و فکری،‌تولید می‌شود و این کار را مشکل کرده است. در گذشته این‌گونه نبود و پژوهشگران حمایت می‌شدند. اکنون نیز در ظاهر این گونه است؛ در همان فرهنگستان هنر که اشاره کردید، در ظاهر این کار انجام می‌شود، ولی آنجایی که باید حرکتی در این راستا صورت گیرد، پیش نمی‌رود. از سوی ما در شورای هنر بررسی می‌شود، اما در راه تصویب در دولت و... از حرکت باز می‌ایستد، زیرا در کشور ما وضعیت موسیقی دچار سرگشتگی فقهی است،‌ در صورتی که احکام فقهی در این زمینه واضح و روشن است.

ببینید! برای ما جای تعجب است که وقتی کشورمان از استادان بزرگ هنری برخوردار است، چگونه می‌تواند موسیقی بنجل، آن‌ هم در دوره انقلابی که دایه‌دار فرهنگ متعالی و معنوی است، پیروز شود؟

مجید کیانی: ریشه‌های این اتفاقات به عملکرد رسانه‌های عمومی ما هم باز می‌گردد و باید در تحلیل‌ها این فاکتور مهم را حتماً لحاظ کرد. رسانه‌هایی چون رادیو و تلویزیون می‌توانند نقش موثری درخصوص معرفی موسیقی اصیل ایرانی داشته باشند، اما به نظر می‌رسد اولویت آن‌ها موسیقی‌های مناسبتی است. از هر نوع موسیقی هم برای مناسبت‌ها اتسفاده می‌شود، اصیل، سنتی، غربی، وزیری و... اینجا دیگر نمی‌توان گفت این موسیقی خوب یا بدی است، اما حیف است که موسیقی اصیل ما که از جنان غنایی برخوردار است و تا به امروز هم توانسته‌ایم آن را حفظ کنیم، گمنام بماند. روزگاری علاوه بر ایران،‌کشورهای دیگری چون عراق، دمشق،‌ مصر و لبنان از کانون‌های بزرگ موسیقی در جهان بودند، اما اکنون غیر از ایران همه کانون‌های موسیقی از دست رفته است و تنها ایرانیان توانسته‌اند موسیقی شاهنامه‌وار خود را حفظ کنند، هر چند که به شدت مهجور مانده است. پس باید از راه‌های مختلف دیگر(که در تخصص من نیست) آن را به مردم شناساند تا بدانند آنچه که تحت عنوان موسیقی اصیل ایرانی گوش می‌کنند، اصیل نیست. آن زمان است که خود آن‌ها دغدغه‌مند می‌شوند و به جست‌وجو می‌پردازند.

 با این همه هنوز تعریف جامع و قانعی از «موسیقی اصیل» در دست نیست و چارچوبی برای آن تعریف نشده است. مثلاً تک‌نوازی استاد شهناز که مخاطبان بسیاری هم داشت،‌آیا موسیقی اصیل بود؟

مجید کیانی: قبل از پخش برنامه استاد شهناز، به مدت 20 سال برنامه«گل‌های جاویدان» از رادیو پخش می‌شد. این برنامه توانست شناخت و آگاهی لازم را در زمینه موسیقی برای مخاطبان به‌وجود بیاورد. البته گاهی نیز لازم است تغییراتی در اجرا ایجاد شود. در مصاحبه‌ای که چند سال پیش با استاد عبادی انجام شد،‌ایشان گفتند قصد داشتم موسیقی اصیل ایرانی را مانند میرزا عبدالله اجرا کنم، اما چون مخاطب نداشت تغییراتی در آن به‌وجود آوردم تا سرانجام مورد توجه قرار گرفت. من نیز معتقدم صدا و سیما می‌تواند دوباره موسیقی سنتی و اصیل را احیاء و مردم پسند کند، البته اگر بتواند تغییرات لازم را در آن به‌وجود بیاورد. لازم است علاوه بر آگاهی بخشیدن به مخاطبان، آثار به‌گونه‌ای تولید شود که توان جذب مخاطب را داشته باشد.

ا اما برخی از موسیقی‌ها نیز با وجود آنکه در هیچ برنامه‌ای معرفی نشده‌اند و تبلیغی برایشان صورت نگرفته، مورد استقبال مردم قرار گرفته‌اند...
مجید کیانی: علتش این است است که عامه پسند هستند، ‌نیازی هم به توضیح در رابطه با آن احساس نمی‌شود، اما موسیقی عالمانه یک علم است، با گستره و رمز و رازهای خودش. باید مانند علوم دیگر توضیح داده شود،‌ تا مردم به ویژگی‌ها و فواید آن پی‌ببرند. در حقیقت موسیقی معنوی نمی‌توند فراگیر باشد، زیرا این موسیقی برای خلوت است. مثل اشعار حافظ و مولانا. کتاب این دو شاعر در خانه همه ایرانی‌ها موجود است،‌ اما چند درصد از مردم با اشعار این بزرگان می‌توانند ارتباط برقرار کنند؟ حتی در ادبیات عرفانی و متعالی هم عدم درک صحیح سبب شد در برخی از دورها شاعران و علاقه‌مندان اشعار آن‌ها متهم به کفر و الحاد شوند. وضعیت موسیقی‌مان نیز در مواردی به همین شکل است؛ به این دلی که موسیقی تنها وسیله‌ای برای تفریح و تفنن شده، پس از فایده‌ای در آن نیست و همچنین ممکن است مردم را از یاد خدا غافل کند. بنابراین، حکم حرام بودنش را هم صادر می‌کنند.

 چطور می‌شود«شناخت» را فراگیرتر کرد؟ اساساً امکان ایجاد شناخت، در جامعه تکنولوژی‌زده و تلگرامی امروز که کاملاً روز سطح حرکت می‌کند، وجود دارد؟ فرمودید برای گسترش موسیقی متعالی اگر شناخت ایجاد کنیم، می‌توانیم حرکت بطنی را نیز سامان دهیم و روبه جلو برویم. آیا این امکان وجود دارد یا دچار امتناع است؟

مجید کیانی: برای شما مثالی می‌زنم: برای برپایی کنسرت‌هایم علیرغم اینک تبلیغات خوبی هم صورت می‌گیرد، اما مخاطب چندانی ندارم، چون مخاطب با این موسیقی نمی‌تواند تفریح کند، ‌زیرا اساساً هدف این نوع موسیقی تفریح نیست، باید فقط گوش کند و حوصله این کار را هم ندارد، گرچه اگر هم گوش کند، چیزی دستگیرش نمی‌شود؛ پس باید برای آن شناخت ایجاد کنیم. موسیقی هم مانند دیگر دانش‌ها یک علم است و هیچ علمی نمی‌تواند بد باشد. اگر آموزش صحیح موسیقی در دروس مقطع دبستان ما قرار گیرد، بسیار موثر است. تجربه نشانه داده که کودکان موسیقی اصیل را بهتر تشخیص می‌دهند، چون غریزه‌شان به سمت تعالی گرایش دارد. برای آن‌ها انواع موسیقی را پخش کنند وشرح بدهند. زیبایی و درستی هر چیز در مقایسه بهتر تشخیص داده می‌شود. هم نوع تفننی و هم نوه نیایشی و معنوی آن را برایشان شرح دهند. مانند شیوه‌های آموزش دیگر دروس، آن‌ها را درگیر فضای رقابتی کنند. من اطمینان می‌دهم که موسیقی معنوی در میان آن‌ها طرفداران بیشتری خواهد داشت.
اگر موسیقی ما درست معرفی شود، مورد توجه قرار می‌گیرد. امروزه با وجود این بازار کساد موسیقی اصیل از بیرجند، بندرعباس، اهواز، مشهد و... شاگردانی دارم که از مسافت‌های دور می‌آیند تا این موسیقی و دستگاه‌ها و گوشه‌ها را یاد بگیرند. در فراخوان جشنواره جوان فقط 90 نفر در ساز سنتور شرکت کردند که ردیف می‌زدند. این نشان می‌دهد که موسیقی اصیل ما ظرفی بالایی دارد، اما چون شناخته شده نیست مردم به آن توجه کمتری دارند. حتی بعضی به غلط تصور می‌کنند موسیقی اصیل همان موسیقی سنتی است و به آن گوش می‌دهند و لذت می‌برند و کسی هم آن‌ها را گاه نمی‌کند؛ ایراد هم ندارد، بلکه مشکل ناآگاهی است. البته ناگفته نماند که موسیقی اصیل ما جنبه‌های مختلفی دارد. نه تنها معنویات، بلکه حالت‌های نمایشی، تفریحی، تفننی و ... نیز در آن وجود دارد. یکی دیگر از ویژگی‌های آن به عنوان یک موسیقی حقیقی بُعد اجتماعی آن است، به این معنا که فردیت در آن نقش ندارد.

تمام آنچه که در ادبیات و فرهنگ اسلامی است، در موسیقی اصیل هم تجلی پیدا کرده است، زیرا به‌وجود آوردندگان آن اندیشمندان مسلمان بوده‌اند. وقتی اشعار فردوسی را ملاک قرار داده است، روشن می‌شود که آن‌ها تا چه اندازه در موسیقی به فرهنگ و اعتقادات پایبند بوده‌اند. امروزه بر ما پوشیده نیست که فردوسی یک مسلمان وقایع بوده و به انسانیت در حد متعالی آن عشق ورزدیه است؛ انسانیتی که برگرفته از تعالی و ملاک‌های اسلام است. هر چند بعضی در آن زمان فردوسی را درک نکرده و نسبت‌های ناروا به او داده‌اند.

بسیاری از علما موسیقی را به خوب و بد تفکیک می‌کنند و موسیقی خوب را همه تایید کرده‌اند، اما برخی به طور کلی موسیقی را جایز نمی‌دانند. این اختلاف دیدگاه بیانگر آن است که اجماعی که در این مساله باید در میان فقها باشد، وجود ندارد و این باعث شده، عرصه برای موسیقی‌های بی‌هویت گسترش پیدا کند. لازم است در شورایی متشکل از متخصصین علوم انسانی از جمله ادبیات، هنر، فلسفه، روان‌شناسی و .. باز تعریف صحیحی از موسیقی اصیل انجام و خصوصیات آن مشخص شود. همچنین از نظر علمی ویژگی‌های یک موسیقی خوب برری و قابت شود؛ سپس عرصه فعالیت برای آن پیش بیاید، چرا که اگر مانع آن شویم موسیقی بی‌هویت جایگزین آن خواهد شد. البته بارها چنین شوراهایی تشکیل شده است، اما وقتی مساله حرمت موسیقی مطرح می‌شود این سازوکار بهم می‌خورد و دیگر در رسانه‌ها نمی‌توان در مورد آن صحبت کرد. البته از نظر فقهی هم واقعاً مساله آنقدر پیچیده نیست که نتوان به اجماع رسید. امروزه بسیاری از روحانیون نسبت به این مساله اطلاعات کافی دارند و می‌توانند به صورت شفاف پاسخ دهند. رساله‌های متعددی نیز به فقه موسیقی پرداخته و از آن دفاع شده است. از نظر من گره‌گشای این مساله تنها اجماع است که اگر صورت گیرد می‌تواند بار دیگر موسیقی اصیل را به جایگاه خود برگرداند.



انتخاب لینک کانال تلگرام در قسمت «صفحه اینترنتی مرتبط» به ما ملحق شوید.

تاریخ انتشار در سایت: ۱۵ بهمن ۱۳۹۶
صفحه اینترنتی مرتبط
نقش ها
گفت و گو شونده : مجید کیانی
مطالب
عناوین
رسته: 2