چهارشنبه ۲ خرداد ۱۳۹۷
بر خط: 1188
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

388 بازدید
نخبه‌کشی مسلمانان _ قسمت دوم

برخی دانشجویان مسلمان تحقیق را کپی کردن از منابع می‌دانند.


این مطلب، بخش دوم از مطلب «نخبه‌کشی مسلمانان» است که پیش از این در سایت منتشر شده و از طریق لینکهای پیوست قابل مشاهده است.


گفت‌وگوی عصر اندیشه با خالد ابولفضل؛ نظریه‌پرداز مصری و استاد حقوق اسلامی

عصر اندیشه: علاوه بر اسلام هراسی عملکردهای بد نیز به آن دامن زده است. آنچه که می‌خواهم به آن اشاره کنم آن است که مدارس مذهبی و مبلغان نیز نتوانسته‌اند خود را با جوامع مدرن وفق دهند و مشکلات و نیازهای ان‌ها را بفهمند. آن‌ها نفهمیده‌اند که نسل جدید متفاوت فکر می‌کند. مدارس مذهبی چطور می‌توانند نقش موثری در دنیای جدید داشته باشند؟

خالد ابوالفضل: در مدارس مذهبی هم دانشجویانی که حافظه خوبی دارند، اما قدرت تحلی ندارند، ارزشمند تلقی می‌شوند. به نظر می‌رسد این نوع نگرش در همه عرصه‌ها باید خاتمه یابد. دیگر ادیان را در نظر بگیرید؛ یهودیان و مسیحیان مبلغان و متخصصان خود را دارند، بعضی از آن‌ها در ایالات متحده دانشگاه‌هایی دارند که بسیار علمی هستند. نکته‌ای که باید به آن توجه کرد آن است که طبق برنامه درسی آن‌ها، اگر کسی استاد تاریخ اسلام است، باید حتماً در زمینه متدلوژی رایج و تحلیل تاریخی مطالعه دشاته باشد. حتی ممکن است یک دانشگاه یهودی، مدرسی غیر یهودی را به کار بگیرد کهبتواند دانش مورد نظر را در اختیار دانشجویان قرار دهد. من در دانشگاه الازهر درس خوانده‌ام. وقتی به ایالات متحده آمدم، متوجه شدم که الازهر تنها مقدار زیادی اطلاعات در اختیار من قرار داده، اما هیچ دانشی به من نیاموخته است. دانش با داده فرق می‌کند. من مجبور شدن داده‌های خود را با استفاده از متدلوژی‌ای که در غرب یاد گرفته بودم تبدیل به دانش کنم.

گفته می‌شود امروزه در مصر میزان بی‌دینی با قیام علیه دین به طری بی‌سابقه‌ای زیاد شده است. من تعجب نمی‌کنم، چرا که وقتی شما به یک عالم دینی مراجعه می‌کنید، او فقط در جواب سوالات شما فرمول ارائه می‌دهد؛ طوری که شما فکر می‌کنید وی در عصر دیگری زندگی می‌کند. این یک فاجعه است و من در کتاب«محاجه با خدا» یکسره در همین مورد سخن گفته‌امو به عقیده من آنچه سهروردی و غزالی را از علمای بزرگ زمان خودشان جدا کرد آن بود که آن‌ها در معرفت‌شناسی‌های زمان خود خبره بودند. وقتی شما آثار این افراد را می‌خوانید، می‌بینید که در بسیاری از علوم زمان خود استاد بوده‌اند.

اسلام هراسی به آن علت به راحتی گسترش یافت که علمای مسلمان زیادی برای مقابله با آن مزخرفاتی که ضد اسلام منتشر می‌شد، وجود نداشتند. ما با تقلید صرف از غرب به جایی نخواهیم رسید. حتی در غرب نیز به کسانی که تلید کورکورانه می‌کنند،‌به دیده حقارت نگریسته می‌شود و آن‌ها ر از خود نمی‌دانند. شیوخ و ائمه مسلمانان باید بدانند که فهم معرفت وظیفه آن‌هاست و حکمت، کاربردی سازی معرفت است. تعریف معرفت این است که داده‌ها را با شرایط حال مطابق کنیم تا نتیجتاً به اهداف رحمت، تسامح و عدل برسیم. اگر دانشجویی بیاید و بگوید می‌خواهم در مورد عدل بتویسم، من اول از او می‌خواه عدل را تعریف کند. معمولاً آن‌ها تعاریفی که در ابن‌تیمیه و امثال آن دیده‌اند به من ارائه می‌دهند. اینجاست که من از آن‌ها در مورد مطالعات و تئوری‌های جدید عدل و فلسفه می‌پرسم و تا زمانی که در سنن قدیمی و علم جدید خبره نشوند به آن‌ها اجازه پایان دکترایشان را نمی‌دهم.

می‌دانید که علوم تجربی و علوم اجتماعی در یک امتدادند. بنابراین، اگر به دانشمندان احساس قدرت، بزرگی و اعتماد ندهید قطعا متخصصان علوم تجربی خوبی نخواهید داشت. خلاقیت و نوآوری از حس تحیرناشی می‌شود و این تحیر از اعتماد شما به خودتان به وجود می‌آید. اگر شما در جامعه‌ای زندگی می‌کنید که در مقابل تحیرتان دریافتن پاسخ سوالات اساسی به شما می‌آموزد که «جواب سوال‌های شما در کتاب‌هایی که شما حفظ کرده‌ایم موجود است» و اگر متحیر شوید و جامعه‌ای مناسب برای ارتقای فکر و تحریک تفکر خود نداشته باشید، در وجود خود احساس شکست و سرخوردگی می‌کنید. دانش، زمانی پیشرفت می‌کند که جامعه‌ای برای درگیر کردن و غنی کردن شما وجود داشته باشد.ممکن است با خود فکر کنید«در مصر موفقیت چه معنی می‌دهد؟ من برای اینکه احساس مبهم بودن داشته باشیم باید به انگلیس یا آمریکا بروم.» اگر جامعه حس تحیر شما را تحسین نکرده و از شما حمایتی نکرد، و از شما حمایتی نکرد، شما هیچ بازدهی نخواهید داشت. من به شما می‌گویم که تنها درصد کمی از پیشرفت‌های علمی کشوری مثل آمریکا از اکتشافات علمی مردم خود آن کشور به دست آمده‌است. در یک مقاله خواندم که 85 درصد پیشرفت‌های علمی در آمریکا حاصل تلاش مهاجران به این کشور بوده‌است. بنابراین، در ایالات متحده نظامی ایجاد شده‌است که افراد مستعد را جذب کرده‌ و برای آنها محیطی مشوق و جامعه‌ای حمایت‌گر مهیا می‌کند و به آنها حس غرور و اهمیت داده می‌شود. اگر نخبگان مورد تحسین جامعه واقع نشوند، شکست خواهن خورد.

من معتقدم اگر ما حقیقتابشر را همان‌طور که هست بفهمیم، دیگر نخواهیم گفت که«چون تو مذهبی هستی بدون هیچ امکاناتی نوآوری داشته باش.» حتی پیامبر نیز به یارانش احساس قدرت و اعتماد و روحیه می‌‍‌داد و به آن‌ها کمک می‌کرد. گاهی نتیجه خوبی از این کار می‌گرفت و گاهی نه، اما باید بدانیم که بدون غنی سازی و تقویت روحیه بشر نمی‌توان حرکتی کرد؛ در این صورت انسان‌ها ساکن و یخ زده خواهند ماند.

متاسفانه این همان‌کاری است که جوامع ما از دوران استعمار تا اکنون انجام داده‌اند. در مصر وقتی دانشجویی بسیار عالی و باهوش است و ایده‌های چالش برانگیزی دارد، با اولین چیزی که باید مقابله کند حسادت استادان و همکارانش است که برای سرکوب کردنش تلاش می‌کنند. اگر شما بهنظری متفاوت داشته باشید و بخواهید چیز متفاوتی را بررسی کنید آن‌ها می‌گویند«تو می‌خواهی بگویی از من بیشتر می‌دانی؟ می‌خواهی بگویی باهوش تر از منی؟ می‌دانی من کی هستم؟ جایگاه خودت را بدان!»

آیا خلاقیت در چنین محیطی ممکن است؟ قطعا ممکن نیست. باید آگاهی و معرفت مردم را نسبت به هدف از آموزش تغییر داد تا بدانند دانشجوی آن‌ها نباید به کسی مثل خودشان تبدیل شود. اگر دانشجوی شما نتواند ایده اصیل و جدیدی نسبت به آنچه شما انجام داده‌اید ارائه کند، این نشان دهنده ضعف شما به عنوان یک استاد است. هر دانشجو باید بتواند حرف جدیدی نسبت به آنچه از استادش آموخته ارائه بدهد.

 در این وضع ممکن است بیش از گذشته شاهد صف آرایی مردم و نخبگان در برابر یکدیگر باشیم و این رویارویی، شکاف بی‌اعتمادی میان جامعه و متفکران را بیشتر خواهد کرد...

خالد ابوالفضل: بله، متاسفانه باید بگویم این همان چیزی ‌است که در مصر اتفاق ‌افتاد. البته من از مصر مثال می‌زنم، اما این مثال قابل تعمیم ‌است. در مصر ارتباط نخبگان و جوانان قطع شد و آن‌ها در نظر جوانان دیگر متقاعد کننده و مشوق نبودند. ما در قیام مصر شاهد چنین چیزی بودیم. مردم در مقابل رهبری، به‌ویژه رهبری دینی، قیام کردند و زمانی نخبگان متوجه شدند که کنترل اوضاع را از دست داده بودند. نخبگان در برابر جوانان بدترین واکنش ممکن را نشان دادند که باعث عقب ماندگی کشور شد. آن‌ها برای سرکوب مردم و حفظ جایگاه و منفعت خود از نیروی نظامی استفاده کردند. جوانان وقتی دیدند نخبگان آن‌ها را در نظر نمی‌گیرند. جوانان وقتی دیدند نخبگان آن‌ها را در نظر نمی‌گیرند، قیام کردند اما رهبران نباید با ارتش جواب جوانان را می‌دادند و آن‌ها را قتل عام و بازداشت کرده و آن را موفقیتی برای خود می‌دانستند. در نتیجه این اقدامات، مشروعیت الازهر نیز به کلی از بین رفت و معلوم نیست که این مشروعیت دوباره کی به دست بیاید. وقتی علمای الازهر متوجه شدند جوانان دیگر از آن‌ها تبعیت نمی‌کنند و حرفشان را گوش نمی‌دهند، با نیروی نظامی همراه شده و از سرکوب نظامی مردم توسط نخبگان حمایت کردند.

این چرخه حل مشکلات از طریق سرکوب باعث می‌شود، کشورهای مسلمان هیچ وقت به جای نرسند. من به تقلید کورکورانه از غرب اعتقادی ندارم، اما اینکه مردم را مجبور کنیم بر خلاف طبیعت خود عمل کرده و آگاهی و عصر زندگی آن‌ها را نادیده بگیریم، عواقب بدی خواهد داشت. ما هم محصول زمان خود هستیم. یک منفر واقعی باید زمان خود را از جنبه فلسفی و معرفتی بشناسد، نه اینکه انتظار داشته باشد مردم نظری را صرفاً به دلیل اینکه فلان شخص گفته است، بپذیرند. این نوعی تنبلی فکری است؛ این یعنی شما به عنوان یک متفکر یا وظایف خود را انجام نمی‌دهید و یا توانایی لازم را ندارید. افراد زیادی تظاهر به متفکر بودن می‌کنند، اما توانایی متفکر بودن ندارند.



با انتخاب لینک کانال تلگرام در قسمت «صفحه اینترنتی مرتبط» به ما ملحق شوید.

تاریخ انتشار در سایت: ۹ اسفند ۱۳۹۶
صفحه اینترنتی مرتبط
نقش ها
گفت و گو شونده : خالد ابوالفضل
مطالب
عناوین
رسته: 2