دوشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۷
بر خط: 2042
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

446 بازدید
همچنان در آستانه تجدد قرار داریم _ بخش سوم

دولت مورد نظر نائینی سکولار نیست. یعنی به نظر نائینی ناسیونالیسم لزوماً موازی سکولاریسم نیست که بگوییم اگر دولتی می‌خواهد حقوق ملی را پاسدار یکند دیگر نمی‌تواند به وظایف شرعی خودش عمل کند.


این مطلب، بخش سوم از مطلب «همچنان در آستانه تجدد قرار داریم» است که پیش از این در سایت منتشر شده و از طریق لینکهای پیوست قابل مشاهده است.

بررسی فقه سیاسی نائینی و شرح آن در کتاب آستانة تجدد در گفت‌و گو با داود فیرحی

مهرنامه: نائینی ضرورت وجود قانون اساسی را مطرح می‌کند. این که مجلس و قانون اساسی جای قوه عصمت را بگیرد. در واقع می‌خواهد به این موضوع چارچوب شرعی بدهد. در حالی که برخی مخالفان مشروطه مثل شیخ‌فضل‌اله معتقدند که قانون‌گذاری‌شان مجلس نیست.

داود فیرحی: درکی که مرحوم نائینی از قانون‌گذاری دارد با درکی که مرحوم شیخ‌ از قانون‌گذاری دارد متفاوت است. مرحوم نائینی می‌گوید که مردم اگر بخواهند در امور مشترک نوعی‌شان دچار اختلاف نشوند لازم است که وارد قرارداد می‌بندند که کوچه‌شان را آسفالت کنند خب ده نفر پول جمع می‌کنند و به یک آسفالت کاری می‌گویند که کوچه‌شان را آسفالت کند. آن‌ها را در قرارداد بندهای مختلفی در مورد مبلغ و هزینه آن و زمان و غیره می‌گذارند. حالا چطور می‌شود در یک سطح ملی حقوق آدم‌ها را مبلغ و هزینه آ« و زمان و غیره می‌گذارند. حالا چطور می‌شود در یک سطح ملی حقوق آدم‌ها را بنویسند؟ یا حداقل کلیاتش را ننویسد؟ مرحوم نائینی معتقد است جایی که حقوق مردم به میان است، ثبت کردن مقررات خودش مقدمه یا لازم حذف تنش‌هاست و مقدمه واجب هم واجب است یعنی اگر چیز مکتوبی وجود نداشته باشد مدتی بعد فراموش می‌شود، اما اگر شما یک چیز مکتوب داشته باشید، زمانی که حاکم یا نخست‌وزیری را انتخاب کردید خواهید گفت که انتخاب ما براساس قانون بوده و حاکم موظف است براساس قانون به وظایفش عمل کند در حالی که اگر قانون نباشد هر کسی برداشت خودش را از قضایا خواهد داشت. به همین دلیل است که به نظر مرحوم نائینی حفظ حقوق مستلزم نوشتن قانونی است. نائینی می‌گوید مردم می‌توانند خواسته‌های خودشان را براساس قرارداد تبدیل به قانون کنند. مرحوم شیخ هم در این خصوص ایرادهای فنی می‌گیرد و با اصل قضیه مخالف نیست.

 ولی ایرادی که می‌گیرد ایراد درستی است.

داود فیرحی: بله، ایراد درستی و الان هم قضیه حل نشده است. ببینید مسأله اصول و تکنیک است. به لحاظ اصولی مرحوم نائینی درست می‌گوید که اگر بخواهیم از حقوق ملی پاسداری کنیم باید آن را تبدیل به قراردادهای مکتوب کنیم. بعد مرحوم شیخ هم می‌گوید به فرض هم اگر این درست باشد، این مسأله به لحاظ فنی مشکل دارد. چون در مورد حقوق ملی همه باید رضایت بدهند یا همه مشارکت کنند در حالی که می‌بینید در انتخابات همه مشارکت نمی‌کنند. پس ما یک محظوری داریم و آن ناهمسانی بین یک اصل و یک تکنیک است. این که چه زمانی این حل خواهد شد خودش یک مسأله است، اما به نظر می‌آید که هر دو[شیخ‌فضل‌الله و نائینی] در این باره نظر درستی دارند. نکته این‌جاست که نمی‌شود به این خاطر که چیزی
از لحاظ تکنیک عملی نیست، اصل را هم از بین برد که شیخ این کار را می‌کند و همچنان که مرحوم نائینی می‌فرماید چون نوشتن قانون ضرورت دارد نمی‌شود از تکنیک به تسامح گذشت. این معضلی است که ما هنوز درباره آن توضیح روشنی ارائه نداده‌ایم و هنوز هم تفکر سیاسی ما در این زمینه دچار خلاء‌های فراوانی است.

 یک مسأله‌ای که بدان اشاره کرده‌اید تفکیک دو امر دینی و وطنی از دیدگاه نائینی است بر این اساس ملیت چه جایگاهی در تفکر نائینی دارد؟ اگر جایگاهی دارد، چرا می‌گوید وظیفه اصلی حکومت حفظ بیضه اسلام است؟ و چرا به جای اسلام نمی‌گوید حفظ بیضه ایران؟ چون طبق این گزاره‌ به نظر می‌رسد که حفظ اسلام برای او بیشتر از حفظ ایران حائز اهمیت است و آن تفکیک(امر دینی و وطنی) را خیلی مورد توجه قرار نداده است.

داود فیرحی: نه، نائینی اصلاً این طور نیست و احساس نمی‌کند که ملیت با مذهب متضاد است؛ یعنی وظیفه دولت ملی همزمان حفظ مذهب و حفظ ملیت است. دولت مورد نظر نائینی سکولار نیست. یعنی به نظر نائینی ناسیونالیسم لزوماً موازی سکولاریسم نیست که بگوییم اگر دولتی می‌خواهد حقوق ملی را پاسدار یکند دیگر نمی‌تواند به وظایف شرعی خودش عمل کند.

 پس این تفکیک امر دینی و وطنی که آورده‌اید به چه معناست؟

داود فیرحی: به این معناست که در واقع دولت بسیاری وظایف وسنی دارد که مجلس آن‌ها را انجام می‌دهد؛ مثلاً مجلس در مورد سربازگیری و مالیات و خیلی چیزهای دیگر قانون‌گذاری می‌کند. دولت یا حکومت یا قوه مجریه دو کار انجام می‌دهد؛ یکی این که دلوت در واقع مجری احکام مسلمانی است و یکی هم آن که مجری آن چیزی است که مجلس شورای ملی دو نوع قانون وضع می‌کند؛ یک نوع قانونش این است که هم فلسفه ماهیت و هم فلسفه اداره را هم‌زمان وضع می‌کند که این در حوزه حقوق عمومی است؛ یعنی می‌تواند بگوید که در چه موردی چه قانونی وضع کنند، مثلا وقتی می‌گوید مالیات بگیرد وارد فلسفه ماهیت می‌شود و وقتی می‌گوید چگونه بگیرد – از کارمند یا بازاری – وارد فلسفه اداری می‌شود مجلس در حوزه حقوق هر دو امر را انجام می‌دهد، اما از نظر مرحوم مدرس در جایی که احکام شرعی آن موجود است، مجلس فقفط این که «چگونه به لحاظ اداری قانون‌گذاری بکند» را اجرا می‌کند و به احکام ورود نمی‌کند. پس مجلس هم‌زمان دارد هم حقوق ملی را تأمین می‌کند و هم احکام شرعی را مثالی که مرحوم مدرس درباره قوانین شکلی می‌زند، در مورد وقف است. می‌گوید زمانی که می‌خواستند در مجلس دوم مشروطه درباره اداره موقوفات قانونی وضع کنند، مرحوم مدرس گفت این مسلم است که متولی وقف اختیار وقف را دارد و دولت نمی‌تواند اختیار متولی وقف را بگیرد، این شرعی است، اما اینکه چگونه قانون‌گذاری کند که متولی وقف بتواند به درستی در وقف تصرف کند به گونه‌ای که مثلاً اختلاس نکند و مخل مصالح ملی نباشد، قانون‌گذاری در شیوه اداره وقف است و اصلاً تصرف در محتوا نیست. پس درواقع هر نوع قانون‌گذاری، به نظر مرحوم مدرس که هم‌فکر مرحوم نائینی است، دو فلسفه دار؛ یکی محتوا و ماهیت و یکی هم مکانیزم اداری و اجرا آن جایی که مربوط به حقوق ملی می‌شود، مجلس هر دو فلسفه را مورد نظر دارد و آن جایی که مربوط به احکام شرعی است، فقط آن قسمت شکلی را در نظر داردف به همین دلیل است که مرحوم نائینی می‌فرمایند وظیفه حکومت حفظ بیضه اسلام هم هست. یعنی حکومت نمی‌تواند خلاف احکام شرعی، قانون در مورد وقف وضع کند یا قانونی در مورد قصاص وضع کند.

 اما به نظر نمی‌رسد که در کتاب تنبیه‌الامه یا جای دیگر توجه مخصوص معطوفی به ملیت داشته باشد. درست است؟ آیا حکومت ملی در اندیشه نائینی جایی دارد؟

داود فیرحی: نائینی خیلی به ملیت تکیه می‌کند اما ناسیونالیست نیست. به نظر نائینی حکومت ملی از درون یک قرارداد استخراج می‌شود گروهی از مردم در یک جامعه، اعم از مسلمان و غیر مسلمان دور هم جمع می‌شوند و یک حکومت را تشکیل می‌دهند. درک مرحوم نائینی از ملیت این است، نه ناسیونالیسم ایدئولوژیک یا نوستالژیک؛ مثلاً منظورشان از ایرانیت، تبار ایران یا ایرانی در برابر انیرانی و این چیزها نیست. نائینی می‌گوید هم‌اکنون و در این لحظه از تاریخ، گروهی از انسان‌ها پذیریفته‌اند که دور هم باشند و خطی هم به اطرافشان بکشند و بگویند این‌جا سرزمین ماست. ناسیونالیسم مرحوم ونائینی مبتنی بر قرارداد است و با خون نژاد و تبار و... کار ندارد؛ کارش هم دقیقاً مشابه لاک است. اسم این را هم می‌گذارد دولتی که محافظ حقوق مشترک نوع است. نوع یعنی مردمی که یک جا جمع شده‌اند و آزادانه در کنار هم قرار گرفته‌اند و برای اداره جامعه‌شان مجلس تشکیل می‌دهند و تصمیم‌گیری می‌کنند در نظر نائینی اگر یک نفر از ایران قطع علاقه کند و از کشور ایران بیرون برود دیگر ایرانی حساب نمی‌شود اگر هم کسی وارد ایران شد و جامعه هم او را پذیرفت، ایرانی محسوب می‌شود نائینی خیلی مدرن می‌اندیشید.

س شما در کتاب‌تان گفته‌اید که نائینی فقه سیاسی را بر فلسفه سیاسی ترجیج می‌دهد. به طور کلی به نظر می‌رسد که فقه سیاسی از جایی به بعد دیگر در اندیشه ایرانی جای فلسفه سیاسی را گرفته است.

داود فیرحی: بله، مرحوم نائینی حتی وقتی که از فلسفه صحبت می‌کند به عنوان درآمدی بر یک تحلیل فقهی به آن نگاه می‌کند.

 آیا فقه سیاسی را می‌توانیم همان فلسفه سیاسی در نظر بگیریم؟

داود فیرحی: فقه همیشه سامانه خودش را دارد. اگر نائینی یک اصطلاح فلسفی هم به کار می‌برد به این خاطره است که بتواند از موضوع تبینی به دست بدهد تا آن را به تحلیل‌های فقهی وصل کند. تحلیل‌های فقهی تحلیل‌هایی است که سرانجام باید مستند دینی داشته باشد.

 به طور کلی شما ریشه این چیزگی فقه سیاسی بر فلسفه سیاسی را در کجا می‌بینید؟

داود فیرحی: ریشه این موضوع طولانی است ولی خب بالاخره مرحوم نائینی یک فقیه است.

 ما در فارابی فلسفه سیاسی داریم و بعد از فارابی فقه سیاسی کم‌کم جای فلسفه سیاسی را می‌گیرد.

داود فیرحی: بله ولی خود فارابی هم هنگامی که بحث را تفصیل می‌دهد، سرانجام در کتاب «المل» به فقها ارجاع می‌دهد. این خیلی مهم نیست که کدام یک اولویت‌دارد ولی به نظر می‌آید که به لحاظ تاریخی متفکران مشروطه بیشتر لسان فقهی داشتند تا فلسفی.

 آخرین سوالم در مورد تاثیر است که نائینی از کواکبی گرفته و تعریف او از استبداد و اینکه آن را به دو نوع سیاسی و دینی تقسیم می‌کند. این تاثیر تا کجا بوده و چه تفاوت‌هایی با هم دارند؟

داود فیرحی: برخی سعی کرده‌اند که بگویند«تنبیه‌الامه» مرحوم نائینی حاشیه‌ای‌ست بر متن «طبایع الاستبداد» مرحوم کواکبی و در واقع ملهم از آن است. من خواستم توضیح بدهم که «تنبیه‌الامه» سازمان فکری جامعی است، درحالی که کواکبی فقط توانسته است طبیعت استبداد را توضیح بدهد. نائینی تحلیل‌هایی راجع به اصل حکومت دارد و این که اصلاً حکومت مطلوب و دموکراسی و دولت ملی چیست در حالی که کواکبی اصلاً این‌ها را ندارد. در واقع کواکبی با نائینی فقط در یک جا مشترک هستند و آن این است که کواکبی سعی کرده طبیعت استبداد را توضیح بدهد دیدگاه کواکبی critical است ولی مرحوم نائینی موسس است و سعی می‌کند توضیح بدهد که نظام مطلوب و درست چیست؛ کواکبی اصلاً چنین چیزی را ندارد. دوستان محقق ما وقتی که به نائینی نگاه می‌کنند، چون ادبیات نائینی پیچیده است، فقط آن قسمت شباهتش با کواکبی را در نظر می‌گیرند و خود نائینی هم‌انکار نمی‌کندکه اصطلاح استبداد دینی و استبداد سسیاسی را از کواکبی گرفته است، منتها این فقط یک اصطلاح است و چیز زیادی نیست. آن‌ چه که نائینی را نائینی کرده این است که او به اصل حکومت می‌پردازد و این که اصولاً چرا حکومت باید دموکراتیک باشد و این که چرا حکومت درست باید دموکراتیک باشد و چرا ما می‌توانیم در عین مسلمان بودن دولت ملی مبتنی بر قرارداد تاسیس کنیم و چطور دولت می‌تواند وظایفی را در مجلس شکل بدهد و آن دو فلسفه قانون را ایجاد کنند و موارد دیگر – حتی مرحوم نائینی از مکانیزم اجرا و حزب هم صحبت می‌کند و رابطه حزب و دولت درست را توضیح می‌دهد، مرحوم کواکبی هیچ کدام این‌ها را در اثرش ندارد می‌خواهم بگویم تقلیل دادن مرحوم نائینی به کواکبی مثل این است که شما بخواهید یک کوزه بزرگ را در یک شیشه نوشابه جا بدهید.

 این که راه اصلاح سیاسی از اصلاح دینی می‌گذرد هم مورد قبول مرحوم نائینی بود؟

داود فیرحی: بله این را هم قبول داشت. ولی مرحوم نائینی اولویت را به اصلاح سیاسی می‌دهد.

 کسانی که اصلاح سیاسی را متوقف بر اصلاح دینی می‌دانند بر این باورند که ابتدا باید اصلاح دینی صورت بگیرد و بعد به تبع آن اصلاح سیاسی هم شکل می‌گیرد.

داود فیرحی: مرحوم نائینی در واقع هم‌زمان هر دو را دنبال می‌کند، اما منتظر نمی‌ماند تا یک روزی بالاخره اصلاح دینی تمام بشود تا اصلاح سیاسی آغاز بشود نائینی معتقد است که این دو، دوقلو هستند و بیماری یکی فوراً به آن یکی هم سرایت می‌کند؛ به همین دلیل مرحوم نائینی اهمیت زیادی به اصلاح سیاسی می‌دهد و منتظر این نیست که حتماً یک اصلاح دینی هم شکل بگیرد. نائینی از این جهت متفکر جامعی است. این نکته را هم بگویم که بسیار خوب است اگر راه این گفت‌وگو‌ها دوباره باز بشود و ما از استبداد سیاسی و استبداد دینی صحبت کنیم و این که دورت درست چیست و دولت حقیقی با دولت واقعی که در تاریخ داریم چه نسبتی دارد و دولت در واقعیت چقد کاستی دارد و یکصد سال گذشته را از این منظر مورد بررسی قرار بدهیم.
من احساس می‌کنم مسکوت گذاشتن این بحث‌ها(دولت درست و حقیقی و نسبت آن با دولت تاریخی در ایران و رابطه دین و دموکراسی) ما را دچار تأخر تاریخی خواهد کرد. ما تصور می‌کنیم به محض این که این بحث‌ها را طرح کنیم آشوب ایجاد می‌شود و میل داریم این بحث‌ها را به تأخیر بیندازیم، و چون دائماً به تأخیر می‌اندازیم همیشه مشکلات آن باقی می‌ماند. گاهی هم این بحث‌ها تزینی می‌شود. در حالی که مثلاً یک نماینده و یا رئیس دولت باید بداند که چه کاره است و چه وظایفی دارد و یک دانشجو باید بداند که اکنون در کجای تاریخ ایستاده است. مسکوت گذاشتن این بحث‌ها خطرناک است. در واقع طرح مجدد این بحث‌ها ممکن است که در جامعه برای یک مدتی آشوب ذهنی ایجاد کند، اما در دراز مدت خطرش کمتر از مسکوت گذاشتن آن است.



با انتخاب لینک کانال تلگرام در قسمت «صفحه اینترنتی مرتبط» به ما ملحق شوید.

تاریخ انتشار در سایت: ۱۵ اسفند ۱۳۹۶
صفحه اینترنتی مرتبط
نقش ها
گفت و گو شونده : داود فیرحی
مطالب
عناوین
رسته: 2