دوشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۷
بر خط: 1241
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

361 بازدید
مدرنیته یعنی فقه شیعه (2)

امروزه فیلسوف به تمام معنا نداریم


این مطلب، بخش دوم از مطلب «مدرنیته یعنی فقه شیعه» است که پیش از این در سایت منتشر شده و از طریق لینکهای پیوست قابل مشاهده است.

گفت‌وگوی عصر اندیشه با آیت‌الله سید محمد موسوی بجنوردی فقیه و عضو بلندپایه مجمع روحانیون مبارز پیرامون نسبت تجددخواهی شیعی و مدرنیته غربی

عصر اندیشه: مدتی است که این شبهه را مطرح می‌کنند که اگر چه امام حرکت جدید را در فقه، حکومت و مردم ایجاد کرد، ولی تا سال 1357 هیچ سخنی از حکومت اسلامی با مختصات کنونی نکرده بود، اما می‌دانیم در رساله حکومت اسلامی، امام حکومت اسلامی را شیعه‌ای از حکومت پیامبر و اختیارات حاکم اسلامی را نیز همان اختیارات معصوم می‌دانند. زمانی که امام در فرانسه بودند، می‌گفتند ما می‌خواهیم حکومتی متعارف مثل اغلب حکومت‌های دموکراتیک دنیا داشته باشیم،‌ اما زمانی که انقلاب شد و به حاکمیت رسیدند، از حکومت ولایت فقیه و حکومت اسلامی، به همان قرائتی که در نجف درباره آن سخنرانی کردند و آن سخنرانی که رساله و کتاب شد) سخن گفتند. به این اشکال و شبهه چه پاسخی می‌توان داد؟ چرا تا قبل از انقلاب امام ولایت فقیه را با این شئون مطرح نمی‌کردند؟ آیا می‌کردند و اکنون مورخین تحریف تاریخ می‌کنند.

آیت‌الله بجنوردی: حکومت اسلامی که امام می‌گوید، منافاتی با دموکراسی ندارد. ایشان مجمع تشخیص مصلحت نظام را تاسیس کرد از ابتدا اصرار داشت مجلس شورای اسلامی تشکیل شود. سخنرانی‌های ایشان را نگاه کنید: بیشترین واژه‌ای که به کار برده است، چیست؟ ملت. اساس «ملت» است. واژه دیگر هم خدا است. اما، ملت و خواسته آن را در همه چیز اصل می‌دانست و برای انجام هر کاری رأی ملت را گرفت. کدام کار را امام بدون رأی مردم انجام داد؟ حتی خود نظام جمهوری اسلامی را رأی ملت گذاشت. 98 درصد ملت به حکومت اسلامی رأی دادند؛ ایشان نظرشان را تحمیل نکردند.

 جریان تجددخواه غرب‌گرا که این اشکالات را مطرح می‌کند، زمان انقلاب نشریه و تریبون داشتند و از «احمد شاملو» تا «مسعود بهنود» و... فعال بودند و حتی از «ارتجاع آخوندی» می‌نوشتند. اما چون رأی مردم را نگرفتند و اقلیت بودند، امروز آن تاریخ را تحریف و در طرح شبهات سفسطه می‌کنند.

آیت‌الله بجنوردی: بله! مگر کسی در ایران با این‌ها کاری داشت؟ روزنامه‌هایی مثل روزنامه «آیندگان» داشتیم که حتی به امام طعنه می‌زد، کسی به آن‌ها کاری نداشت. ایشان حتی به حزب توده کاری نداشت تا زمانی که توطئه و اقدام کردند. امام، آزادی را به همه داد.

 بله. حتی در تاریخ مطبوعات معاصر، دو سال اول انقلاب از نظر آزادی رسانه‌ها بی‌نظیر است...

آیت‌الله بجنوردی: کسی که توطئه می‌کند و می‌خواهد کودتا کند، حسابش فرق دارد. اگر من بنشینم او را تماشا کنم، این خلاف خواسته ملت است.

 و وظیفه هر نظامی نیز حفظ نظام است...

آیت‌الله بجنوردی: چون ملت آمدند رأی دادند.

 امام فرمودند ما از آزادی دفاع می‌کنیم، اما در دیدارهای مختلف و از جمله کانون نویسندگان ایران توصیه کردند قلم‌ها را تبدیل به تفنگ نکنید و آن را روبه‌روی ملت نگیرید! چه اتفاقی می‌افتد که 98 درصد مردم به خواسته و رأی امام اقبال می‌کنند. و رأی می‎دهند، اما دو درصد اقلیت روشنفکر و به اصطلاح تجددخواه، ساز مخالف می‌زنند و راهشان را از مردم جدا می‌کنند و به محاسباتی می‌رسند که به مسیر دیگری می‌روند؟

آیت‌الله بجنوردی: مقدار زیادی از آن را بازی‌های سیاسی می‌دانم.

 حتی امام می‌فرماید امروز زمانی است که ملت‌ها چراغ راه روشنفکران باشند...

آیت‌الله بجنوردی: بله، تمام حرف امام، مردم و ملت است. در تمام صحبت‌ها و مذاکرات ایشان چه خصوصی و چه عمومی، بیشترین واژه، ملت و مردم بود. این اساس بود. امام هیچ‌وقت برای خودش انحصار ایجاد نکرد.

 شما می‌فرمایید آن اقلیت روشنفکر که دو درصد مردم را نیز در ابتدای انقلاب شامل نمی‌شدند، به دلیل «بازی‌های سیاسی» راهشان را از مردم و امام جدا کردند...

آیت‌الله بجنوردی: کثیری از این‌ها از جای دیگر آب می‌خورند.

 برای تاریخ بگویید!

آیت‌الله بجنوردی: مسائلی بود که همان وقت منشاء آن معلوم بود. انقلاب را مردم ایران انجام دادند. به تاریخ نگاه کنید: یگانه انقلاب مردمی که نه با ارتش و نه با شهربانی کار داشت و کارها دست عمومی مردم بود، انقلاب اسلامی بود. مردم ریختند و کلانتری‌ها را یک‌به‌یک گرفتند و به پادگان‌ها رفتند.

 شما از انقلاب مردمی سخن می‌گویید که فقه تجددخواه شیعی نرم‌افزار آن است و متحجرین و متجددین غرب‌گرا از موانع رشد آن به شمار می‌روند. آیا می‌توان با این دو طیف به تعامل و گفت‌وگو رسید؟

آیت‌الله بجنوردی: اساساً تفکر این افراد به گونه دیگری است. یک تحجر بر این‌ها حاکم است. با آدم متحجر که نمی‌شود بحث استدلالی کرد... وقتی این مسائل باور متحجران شد، ‌برای چه با او بحث کنم؟ چون تمام قانون علیت اینجا از بین می‌رود...

 آن‌ها به ما متحجر می‌گویند و ما هم به آن‌ها متحجر می‌گوییم و هیچ دیالوگی هم اتفاق نمی‌افتد...

آیت‌الله بجنوردی: مسخره است که به ما متحجر بگویند! کسانی که انقلاب کردند و هنوز هم فعالند، همه فلسفه خوب بلدند، آزادی خواه هستند، زندان رفتند، برادر من «محمدکاظم موسوی بجنودی» که رئیس دایره المعارف اسلامی است، 15 سال در زندان بود! آن‌هایی که زندان رفتند، آدم‌های متحجری نبودند. این‌ها حرف‌های زور و غیر عقلانی می‌زنند. اصلاً حرف علمی ندارند. در مورد سلطنت طلبان هم خوشم نمی‌آید بنشینم از داخل آن‌ها مسائلی نقل کنم، ولی کثافت‌کاری‌های بسیاری را از آن خاندان می‌دانم. من ده سال عضو شورای عالی قضایی بودم و همه این مسائل را در جریانم! خدا شاهد است دنبال این نیستم که این اتفاقات را بگویم، اما کسانی بودند که قدر سرسوزن به فکر ملت نبودند. نه اعتقاد به خدا و نه غیرت و شرف داشتند. خود فرح چه بود و با چه کسی بود؟ حالا بعد به شما می‌گویم. این آدم‌ها بر ایران حکومت می‌کردند! امام رهبر انقلاب بود، اما کل ملت انقلاب کرد. هیچ قشری نبود در این انقلاب شرکت نکند.

 همین جا اشکال مهم دیگری مطرح می‌شود: اما خمینی طبقه متوسط را در انقلاب فریب داد! برخی مورخان قائلند که امام روی موج احساسات یا خاستگاه‌های طبقاتی سوار شد...

آیت‌الله بجنوردی: حرف‌های بیخود می‌زنند. زن‌هایی در راهپیمایی‌ها آمدند که کسی سایه‌شان را نمی‌دید! انقلاب عجیب ‌و غریبی بود! من از خانواده‌ها آگاهی دارم، فامیل‌های خودمان، این‌ها که سایه‌شان را کسی نمی‌دید، در راهپیمایی‌ها آمدند.

 یعنی امام برنامه‌ای برای کنترل طبقه متوسط در انقلاب نداشت؟

آیت‌الله بجنوردی: امام که در نوفل‌لوشاتو بود، اصلاً اینجا نبود امام قبلش در نجف درس حکومت می‌داد که چاپ و منتشر هم شد. متاسفانه این‌ها حرف‌زور می‌زنند! اتفاقاً امام انسان روشنفکری بود. شب کریسمس من در نوفل‌لوشاتو بودم. امام چه کار کرد؟ دسته‌های گل خیلی بزرگ درست کردند و با یک متن تبریک و یک سکه، (خودم هم بودم) می‌بردیم در خانه‌ها می‌دادیم و می‌گفتیم این را امام داده است. نمی‌دانید چه سروصدایی کرد، ‌تمام روزنامه‌ها نوشتند که اتفاق عجیبی در جهان مسیحیت افتاد. مسیحیت را به اسلام نزدیک کرد. امام کارهای ابداعی بسیاری انجام داد. من ایشان را مظلوم می‌دانم، چون آن‌گونه که مردم باید امام را بشناسند، نشناختند. انسانی بود که در تقوا و ساده‌زیستی نظیر نداشت. من با ایشان خیلی محشور بودم. به خدا، وضع زندگی یک طلبه عادی بهتر از او بود. من برای اولین بار دیدم کسی فوت می‌کند یک قِران ارث ندارد. وجوهات خیلی بود. وصیت کرد تا حاج‌احمد آقا وجوهات را به قم ببرد و به شورای مدیریت بدهد تا شهریه بدهند. تا یک سال و نیم بعد از فوت امام شهریه ایشان را می‌دادند. کسی به وجوهاتی که آنجا بود، به یک قِران آن دست نزد.

 جنابعالی تاکید دارید که هم عنصر تجددخواهی اصیل در فقه شیعه و هم سیره و روش امام خمینی به مردم شناسانده نشد و این اتفاق، عامل مظلومیت اسلام و امام است. چرا این اتفاق افتاد و متفکران ما به جای پرداختن به این امور، به یک ابتذال سهمگین فکری افتادند؟ چرا بعد از انقلاب جای محققان و دانشمندان اصیل که توان حرکت ایجابی داشته باشند، خالی است؟ این اشکال از انقلاب است یا از ما؟

آیت‌الله بجنوردی: ابتدا لازم است به چند نکته کوتاه اشاره کنم: تشیع چند خصیصه مهم دارد. به اعتقاد من فقه و حقوق ما، مدرن است، چون یکی از منابع اسلامی ما حکم عقل است. در ضمن مساله اجتهاد وجود دارد: یعنی باید ببینیم عقلای جامعه در یک موضوع چه می‌گویند؟
یک سری علوم باید خوانده شود: فلسفه، جامعه‌شناسی، روان‌شناسی، چون این‌ها در فهم فقیه بسیار موثر است. اگر یک فقیه، جامعه‌شناس و روان‌شناس باشد و فلسفه را خوانده باشد، طرز تفکرش خیلی عمیق می‌شود و به مسائل، مدرن نگاه می‌کند. اکنون این نوع‌ نگرش در حوزه‌های علمیه مهجور مانده است. فقه شیعه امتیازی که بر سایر فرق دیگر دارد، مدرن و نوگرا بودن آن است. فقه شیعه، هیچ‌وقت نمی‌میرد و همیشه زنده است. با هر عصر و زمانی قابل پیاده سازی است. وقتی ما شعار می‌دهیم، پس ابزارمان هم باید مشخص باشد. من وقتی می‌خواهم اجتهاد کنم، باید فلسفه را خوب بدانم، جامعه‌شناسی، روان‌شناسی و ... را هم ملاحظه کنم.

 سوال مشخص این است که در چند دهه گذشته، فیلسوف برجسته یا نسلی از فیلسوفان و فقهای برجسته دوران طلایی تشیع، متولد نشدند، چه پاسخی می‌توان داد؟

آیت‌الله بجنوردی: این‌گونه نیست که عالم برجسته نداشته باشیم. من در نجف 14 سال شاگرد امام و در پاریس و ایران هم همراه ایشان بودم. امام در فلسفه اشراق صاحب نظر بود و به فلاسفه بزرگ اشکال می‌گرفت، خودش حرف و مبنا داشت. «سیدابوالحسن قزوینی» که به فلسفه بوعلی بیشتر نزدیک بود، صاحب نظر بود. تا حدودی علامه «محمدحسین طباطبایی» صاحب نظر بود. ممکن است شما اشکال بگیرید این‌هایی که فیلسوف بودند، جرا مهجور بودند؟ چرا در صحنه نبودند؟

 خب، جواب این اشکال چیست؟

آیت‌الله بجنوردی: عده‌ای از مقدسین فکر می‌کردند کسانی که فیلسوف هستند مردم را به بی‌دینی می‌کشانند، چون با مسائل زیادی چون‌وچرا می‌کنند. خصوصیت فیلسوف این است که بگوید چرا؟ ابوعلی سینا می‌گوید اگر به کسی چیزی گفتند و در جواب شما چرا نگفت، اصلاً انسان نیست. این جزء ذاتیات انسان است که وقتی چیزی به او می‌گویید، می‌گوید چرا و علت می‌خواهد. متاسفانه عده کثیری در تعبد رفتند و چرا نمی‌گویند. حرفشان این است که اگر چیزی را خدا بگوید، بنده چرا نمی‌گوید. در بسیاری از امور که خداوند مطالبی فرموده، می‌گویند چرا؟ من علت آن را می‌گویم که چرا این را خداوند فرموده است. یا پیغمبر اکرم چیزی را فرموده و استدلال نکرده است. ما اعتقاد داریم فقه شیعه مدرن است و برای این چراها پاسخ دارد. حالا یک عده‌ای که ضد فلسفه و عقل هستند، من با آن‌ها کاری ندارم. من با کسانی صحبت می‌کنم که فقه مدرن را قبول دارند...

 در نسل قبل، فیلسوفان زیادی داریم، اما سوال، ناظر به جامعه امروز ایران است...

آیت‌الله بجنوردی: امروزه فیلسوفان بسیار ضعیف شده‌اند. متاسفانه بر اثر همین تبلیغات، ما دیگر یک فیلسوف به تمام معنا نداریم که هم فلسفه اشراق را و هم فلسفه مشا را بداند. فلسفه مشا برای بوعلی سینا و فلسفه اشراق برای ملاصدرا است. من درحوزه هر دو را و هم فقه را در نجف خواندم. پدر من هم در فلسفه مشا و هم در فلسفه اشراق صاحب‌نظر و یکی از مراجع بزرگ و شجاع نجف بودند. مثلا گاهی اوقات در نجف نمی‌توانستیم بگوییم، ملاصدرا این را گفته است. ایشان می‌گفت، ملاصدرا رحمت‌الله علیه. در بیان نظرات فلسفی خیلی شجاع بودند. وقتی درس می‌گفت همیشه فلسفه را مطرح می‌کرد. خصوصاً در مبحث اصول که خیلی با فلسفه سروکار دارد. کسانی که فلسفه خوب بلدند، اصولشان خیلی عالی است. امام خمینی در قم 700، 800 شاگرد در اصول داشت، این برای چه بود؟ چون فیلسوف بود.

 خب، چرا این نوع رجال پس از انقلاب تکثیر نشدند؟ همین افرادی که وجه فلسفی‌شان به آن‌ها کمک می‌کند تا بتوانند مردم را به سمت خود جذب کنند و شخصیتی مانند امام شوند؛ البته برخی می‌گویند امام کاریزمای مذهبی داشت، این روایت را قبول ندارند که وجه فیلسوفانه امام سبب جذب مردم و گشودن گره‌های فکری آنان شد...

آیت‌الله بجنوردی: من می‌توانم این را بگویم، چون همراه ایشان بودم، امام یک فیلسوف صاحب نظر بود و برای همین، حرف‌های تازه زد.

 با این وصف، چرا بعد از انقلاب فیلسوفان را بازی ندادند؟ اشکال از چیست؟

آیت‌الله بجنوردی: چون حوزه‌های قم و نجف آن کارایی قبل را ندارند.

 یعنی میراث این دو حوزه باعث رکود فکری در جامعه فلسفی ما شد؟

آیت‌الله بجنوردی: بله. علامه طباطبایی که فوت کرد، دیگر کسی جایگزین او نشد تا فلسفه عالی درس بدهد. بعد از امام هم نبود. امام آدم شجاعی بود و اگر جایی نظری مخالف بقیه داشت، می‌گفت. برای همین، درس اصولش 700، 800 شاگر داشت. هیچ‌کس این قدر شاگر نداشت. چون حرف‌های جدیدی می‌زند. حرف‌های نو را بدون فلسفه نمی‌توان گفت. باید فلسفه بیاید، تا نوگرایی آغاز شود. متاسفانه بعد از اینکه امام، علامه طباطبایی، ابوالحسن قزوینی(ایشان فیلسوف بزرگی بود) رفتند، ما یک رجل فلسفه و فیلسوف خوب جایگزین آن‌ها نداشتیم و این خلاء پیدا شد.

 پس یک خلاء فلسفی در گسترش ابتذال تفکر در جامعه ایران موثر بوده است؟

آیت‌الله بجنوردی: بله، خلاء یک استاد بزرگ فلسفی کاملاً مشهود است. استاد بزرگی که صاحب نظر باشد، نه اینکه فقط اسفار و شفای بوعلی را بلد باشد، بلکه فیلسوف خودش هم باید صاحب نظر باشد. ما امروز در حقوق بشر و حقوق شهروندی بهترین نظریه‌ها را داریم. ما می‌توانیم منادی حقوق بشر باشیم، چون اعتقاد ما این است که احکام شرع تابع مصالح و مفاسد است. ما اعتقاد داریم که خداوند هر چه را واجب کرده، در آن یقیناً‌ مصلحت ملزومه قرار دارد و هر چیزی را که حرام کرده است، در آن مفسده ملزمه دارد. ما حکم گزافی در اسلام نداریم. شیعه این را صریحاً فریاد می‌زند و می‌گوید. بدبختی این است که مذهب شیعه این ندا را سر می‌دهد، اما عملاً‌ خیلی‌ها پایبند به آن نیستند!

 این خلاء فلسفی چه مخاطراتی را می‌تواند برای جامعه ما بیافریند؟

آیت‌الله بجنوردی: رشد فقهی و رشد اصولی که باید ادامه پیدا کند، متوقف می‌شود.

 با زوال نوگرایی در میان متفکران، فضا برای یک عده از متجددین لیبرال و اندیشمندان آن باز شد تا در این خلاء فلسفی در تشیع، آرای خود را ترویج و چه بسا حاکم کنند...

آیت‌الله بجنوردی: متاسفانه این افراد و خصوصاً لائیک‌ها، وقتی با آن‌ها بحث می‌کنید توخالی هستند و فقط شعارهای قشنگ می‌دهند.

 در عصر ابتذال تفکر، چگونه می‌توانیم از این بحران و خلاء رهایی یابیم؟

آیت‌الله بجنوردی: ظرفیت شیعه می‌تواند ما را نجات دهد. چون ما همه چیز را به اصول عقلی ارجاع می‌دهیم. این شعار ماست و در فقه و اصول صددرصد به این معنا پایبند هستیم.

تاریخ انتشار در سایت: ۲۸ فروردین ۱۳۹۷
صفحه اینترنتی مرتبط
نقش ها
گفت و گو شونده : سید محمد موسوی بجنوردی
مطالب
عناوین
رسته: 2