یک‌شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۷
بر خط: 4744
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

326 بازدید
موج چهارم فقه هنر (1)

امام ابتدای انقلاب تذکر دادند «مطلق موسیقی» را حذف کنید


مانیفست ایجابی موسیقی در اندیشه رهبری انقلاب اسلامی

ابهامات مقوله موسیقی، مقوله‌ای تک جهتی نیست که بتوان سریعاً پس از بررسی آن، نسخه‌ای کامل برای آن در عرصه خلوت و جلوت اجتماع صادر کرد، بلکه ابهامات ذاتی و عرضی آن به حدی است که به نظر می‌رسد باید کاری اساسی و همه بُعدی درباره‌اش انجام داد. ضرورت بحث از طرح جامع تحلیل موسیقی هنگامی مضاعف می‌شود که اراده کنیم تکلیف توده‌های مومن و غیر مومن را در بستر انقلاب و یا شهروندان جمهوری اسلامی روشن کنیم. در واقع، به این پرسش پاسخ دهیم که آیا استماع موسیقی و انس به آن، امری ناپسند و غیر الهی است یا اصلاً موسیقی ارتباطی به این مقوله ندارد؟ آیا وجود عنصر موسیقی در سبک زندگی دینی و انقلابی ما، عنصری ناهمگون و در نهایت موجب تهدید دین و تفکر انقلابی ما می‌شود یا اساساً موسیقی می‌تواند تقویت کننده این امور اثباتی باشد و فرصتی برای رشد و ترویج روحیه دینی و انقلابی شود؟
پرسش دیگر این است که در روند تحقق و تکمیل و تثبیت تمدن نوین اسلامی،‌ موسیقی چه جایگاهی دارد؟ آیا بازیگری در نقش مثبت است و یا نقشی منفی را در این ساحت ایفاء خواهد کرد؟ حقیقت این است که اگر بخواهیم به این پرسش‌ها و هر پرسش دیگری برای استنتاج صحیحی در باب موسیقی پاسخ دهیم، باید موسیقی را در مبحثی جامع مورد تحلیل و بررسی همه بعدی قرار داد و آنگاه از آن نتایج چندی بعدی، برای نسخه‌نویسی‌های فرهنگی، اجتماعی و اخلاقی بهره ببریم. اگر پژوهشگری به این مقوله خطیر ، با عینکی تک بعدی بنگرد، قطعاً در مقام برنامه‌نویسی و نرم‌افزارسازی، نخواهد توانست دستورالعملی جامع برای شخص و اجتماع ما تصور و تصدیق کند.
نگارنده از سال‌ها پیش طرحی جامع و تحلیلی در ده بعد را برای بررسی همه جانبه مقوله موسیقی، پیشنهاد کرده است که هر قسمت آن بدون حضور دیگر قسمت‌ها، ناقص بوده و در نتیجه تحلیل متناقض و ناکارآمد از موسیقی را به ما ارائه خواهد کرد.
هم عنوان غنا و هم عنوان موسیقی دارای تطورات مختلفی از حیث حکم شرعی بوده‌اند که اگر بخواهیم برای حال حاضر خودمان نسخه‌ای کامل و استوار پیچیده باشیم،‌ ناگزیر هستیم که فتاوا و دیدگاه‌های خاص رهبر انقلاب را به عنوان شاخص و فصل‌الخطاب قرار دهیم، پیش از طرح ادوار فتوایی غنا و موسیقی، ضرورت دارد اولاً تصور شفاهی از اصطلاحات این بحث ارائه کرده و پس از آن در ادامه ادوار فقهی و مبادی تصدیقی، هر دو مقوله را مورد تبیین قرار دهیم. یعنی به این پرسش اساسی پاسخ دهیم که آیا از منظر فقه اسلامی و به صورت خاص آن، از منظر فقهای معاصر و رهبر انقلاب،‌ موسیقی تهدیدی برای انقلاب، تمدن اسلامی، دینی و سبک زندگی ما به حساب می‌آید و یا خیر؟ آیا این امکان وجوددارد که با رعایت حدود سلبی و اثباتی معینی، موسیقی فرصتی بسیار مغتنم برای بالندگی این ساحات محسوب شود؟

ترمینولوژی غنا و موسیقی
اطلاقات واژه غنا:
واژه غنا در لغت به دو معنی واردشده است: بی‌نیازی، آواز خواندن1 که در بحث حاضر به منای آواز خواندن است، ولی در اصطلاح غنا به چهار معنا وارد شده است:
الف) مدالصوت، یعنی اگر صدا آزاد شود و از حالت معمولی و متعارف خارج شود، به آن غنا اطلاق می‌شود که شاید بتوان این معنا را جزء معانی لغوی غنا نیز به حساب آورد.
ب) فن خوانندگی و آواز: گاهی در موارد غنا، یعنی حیطه خوانندگی و آواز به این معنا که گاهی به کسی که اهل آواز است اهل غنا، اطلاق می‌شود؛ این همان معنایی است که واژه‌ موسیقی از واژه غنا جدا می‌شود، یعنی وقتی این دوکلمه در کنار هم و درعرض هم استعمال می‌شوند، موسیقی به معنای فن نوازندگی و غنا به معنای خوانندگی مورد بحث است.
ج) فن ترکیب الحان: غنا در یک اطلاق هم شامل نوازندگی می‌شود و هم شامل خوانندگی.
د) خوانندگی لهوی و مضل: در یک اطلاق واژه غنا گاهی برای نوع خوانندگی حرام که توضیح آن خواهد آمد، اتفاده شده و به کار می‌رود.
اطلاقات واژه موسیقی:
موسیقی در لغت به معنای آواز خوش(موسی + قی)2 و در اصطلاح به چهار معنا وارد شده است:
الف) مطلق صورت: در یک معنا موسیقی شامل هر صدا و نوایی می‌شود؛ چه خوشایند، چه معمولی و یا ناخوشایند. مثلاً‌ گفته می‌شود موسیقی آبشار و یا موسیقی باران.
ب) صداهای موزون و خوشایند که با معنای لغوی دارای اشتراک است.
ج) صورت برخاسته از سازها و آلات مصنوعه: در یک اصطلاح، موسیقی براصواتی اطلاق می‌شود که خصوصاً در صداهای برخاسته از ابزار و سازها اطلاق می‌شود و این معنا گاهی در مقابل غنا به کار برده می‌شود که به معنای ساحت خوانندگی است.
د) فن ترکیب الحال و اصوات: در یک اصطلاح نیز موسیقی بر معنای عامی که هم شامل نوازندگی و هم خوانندگی است، اطلاق می‌شود. موسیقی در مباحث آینده به معنای نوازندگی و غنا به معنای خوانندگی مورد واکاوی فقهی قرار خواهد گرفت و اگر در موضعی معنای عام موسیقی و غنا منظور باشد، جداگانه و به صور اختصاصی تذکر داده خواهد شد. در نتیجه، مباحث نوشتار حاضر در دو فصل کلی ارائه خواهد شد. فصل اول پیرامون مباحث فقهی نوازندگی در اسلام(موسیقی) و فصل دوم پیرامون مباحث فقهی خوانندگی در اسلام(غنا) که در هر عنوان نظرات تمامی فقها شیعه بالاخص آیت‌الله خامنه‌ای مورد تبارشناسی و استنتاج قرار خواهد گرفت، اما در باب موسیقی، نخست ادوار چهارگانه فتوایی را بررسی خواهیم کرد و در ادامه نظرات بدیع و ایجابی رهبری انقلاب را باز تعریف خواهیم کرد.

ادوار چهارگانه فقهی موسیقی
موج اول: از شیخ صدوق تا صاحب جواهر
واقعیت این است که با توجه به مجامع فقهی شیعه، فتوای فقهای عظام شیعه از بدو زمان اجتهاد تا به زمان معاصر، فتوا به حرمت مطلق موسیقی بوده است. فقهای شیعه در کتب فقهی خویش به تبع روایات اهل بیت از آلات موسیقی به آلات لهو تعبیرکرده‌اند. در واقع، اعتقاد بر این بوده است که به دلیل مذمت مطلق آلات موسیقی در روایات شیعه، نظر شارع مقدس اسلام، بر ممنوعیت مطلق استعمال و استماع نوای این آلات تعلق گرفته است و اینکه به نظر می‌آمد هم مطلق ارتکاب لهو امری محرم بوده و هم الات موسیقی مصداق قطعی امور لهوی و ابزار ارتکاب لهو به حساب می‌آمده است. در پایان این توضیح اجمالی، تذکر این معنا ضروری است که علی التحقیق به غیر از فتوایی واحد از علامه حلی در کتاب «مسائل منهائیه» و استثنائاتی از محقق کرکی در «جامع المقاصد» تمامی فقهای شیعه در تمام تاریخ شیعه از جمله خود علامه حلی در سایر کتاب‌هایش، فتوا به حرمت مطلق موسیقی صادر کرده‌اند.
1) شیخ صدوق: بپرهیز از استعمال آلات موسیقی‌(که حرام است) و دلیل آن این است که شیطان با تو همراه می‌شود و ملائکه از تو متنفر می‌شود3 و در جایی دیگر می‌فرماید: از تمام الات لهو (موسیقی) اجتناب کن.4
2) شیخ مفید: به کار بردن عودها و تنبورها و سایر آلات لهو حرام و تجارت آن ممنوع است.5
3) شیخ طوسی: یکی از محرمات، به کار بردن هر نوع آلات موسیقی و لهو است از قبیل عود، تنبور و امثال آن و تجارت و خرید و فروش آن‌ها و نیز کسب از طریق آن‌ها که امری باطل به حساب می‌آید. قطعاً حرام و ممنوع است.6
4) سلّاربن عبدالعزیز: نواختن آلات موسیقی و خرید و فروش آن‌ها حرام است.7
5) ابن ادریس حلی: تمام آلات موسیقی با همه انواع مختلفش از قبیل طبل، دف، نی و هر چه از این باب است، جزء محرمات مسلم شرع به حساب می‌آید.8
6) محقق حلی: نوع دوم از مکاسب محرمه آنچه به دلیل حرمت مقصودش، حرام است مثل آلات موسیقی از قبیل عود، قره‌نی و...9
7) علامه حلی: ایشان در اکثر نوشته‌های خویش مانند تذکره، منتهی، مختلف، ارشاد، تحریر، قواعد،‌ نهادیه، تبصره و تلخیص صراحتاً بر حرمت آلات موسیقی فتوا می‌دهد، اما در بعضی از کتاب‌هایش مانند «المسائل المنهائیه» قائل به تفکیک نوع حرام موسیقی از نوع حلال آن می‌شود که در نوع خود جای بسی تعجب است و البته ما نیز این فتوای شاذ را از ایشان در فتاوای موج سوم نقل خواهیم کرد و اما فتوای اصلی و مشهور ایشان در یکی از کتاب‌هایشان: به کارگیری و استماع و کسب جمیع آلات لهو موسیقی مانند دف، طبل، نی و امثال آن حرام است.10
8) فخرالمحققین حلی: ایشان در ضمن شرح کلمات علامه، جمله‌ای را به عنوان حرمت مسلم غنا و همچنین آلات موسیقی بیان می‌کنند: جواز وجه مغنیه در شب عروسی وقتی است که آن غنا همراه با آلات موسیقی و لهو نباشد.11
9) شهید اول: مرتکب لهو (آلات موسیقی) مانند عود، ‌نی، تنبور و مانند این‌ها فاسق است؛ چه انجام دهنده و فاعل آن باشد و چه شنونده این آلات باشد و همچنین دف و سنج12 و دیگر آلات موسیقی مانند عود و نی هم حرام است.13
10) محقق کرکی: ایشان نیز مانند اکثریت فقهای شیعه فتوا بر حرمت موسیقی می‌دهند، اما باید جانب انصاف را رعایت کنیم و بگوییم که ایشان برای این حرمت چند استثناء نیز قائل شدند و ظاهراً این موارد استثناء به تبع استثنائات جواز غنا است، به این معنا که آنچه از موارد غنا در نزد ایشان حلال است، مانند غنا در شب عروسی و غنا در جلسه ختان (ختنه فرزند) و یا جلسات شادی،‌ جزء موارد جواز استعمال موسیقی نیز هست، اما فتوای ایشان بر حرمت موسیقی به صورت فی‌الجمله: استعمال موسیقی حرام است، به جز آن مواردی که در عروسی جایز است، پس دایره‌ای که بدون حلقه باشد اشکالی ندارد، ولی غیر از موارد مطلقاً حرام است.14
11) شهید ثانی: ایشان نیز در تمامی کتب خویش استعمال آلات موسیقی را مطلقاً حرام می‌داند از جمله: یکی از مکاسب محرمه استعمال آلات لهو (موسیقی) است مانند دف، نی و امثال آن.15 آلات لهو مانند تارها، عود، نی، تنبور، رباب، سنج و دف که حلقه‌دار باشد بدون اختلافی در شیعه حرام است.16
12) محقق اردبیلی: از کسب‌های حرام که هم خرید و فروش آن‌ها و هم کسب از راه آن حرام است. آلات لهو (موسیقی) مانند دف، نی، عود و امثال آن است؛ به دلیل اینکه فایده‌ای غیر لهو ندارند و دلیل حرمت آن نیز اجماع فقها است.17
13) فیض کاشانی: اگر چه جناب فیض در بین آرای فقهی در باب غنا (خوانندگی) نظر خاصی دارند قائل هستند که مطلق غنا حرام نیست، اما در تمام کتب خویش قائل به حرمت مطلق موسیقی هستند،‌ از جمله ایشان در ذیل یکی از روایات کتاب وافی خویش فرموده‌اند: آنچه برای من از مجموع اخبار وارده در خصوص حرمت غنا ظاهر می‌شود، این است که حرمت غنای مربوط به غنایی است که همراه با سخنان باطل و یا همراه با آلات موسیقی و یا اختلاط نامحرمان که امور حرامی باشند. بشود18 که عین همین مطلب را ایشان در کتاب مفاتیح نیز ابراز می‌دارد19 و همچنین در کتاب اخلاقی خویش یعنی محجه‌البیضاء با تعبیری مشابه، همین معنا را مطرح می‌کند.20
14) شیخ حر عاملی: ایشان در کتاب اثنا عشریه در رد صوفه و در ذیل بحث غنا، روایات مذمت و حرمت موسیقی را نیز در ذیل عنوان مشترکاً جزء محرمات بر می‌شمرند: و همانا فعل غنا و شنیدن آن از کارهای دشمنان خدا و رسول خداست که در روایت از امام صادق وارد شده است: وقتی حضرت آدم از دنیا رفت، ابلیس و قابیل از این وفات شادی کرده و موسیقی نواختند، پس هر کسی که در روی زمین از نواختن موسیقی لذت ببرد جزء گروه ابلیس و قابیل به حساب می‌آید.21
15) علامه محمد باقر مجلسی: ایشان در کتاب «نظم اللآلی» که توسط شاگرد ایشان جمع‌آوری شده است، در پاسخ به سوالی که از استعمال و استماع آلات موسیقی می‌پرسد فرموده‌اند: هر چه داخل معارف و ملاهی است که عرفاً ساز گویند حرام است.22 ایشان حتی در پاسخ به پرسشی از دف بدون جلاجل(حلقه) که مورد استثناء بعضی فقها است اشاره کرده‌اند: نقلی کرده‌اند که در عروسی حضرت فاطمه چنین بوده، اما صحتش معلوم نیست.23
16) شیخ‌بهایی: ایشان نیز در رساله علمیه خویش(جامع عباسی) در حرمت موسیقی و احکام تجارت‌های حرام (مکاسب محرم) فرموده‌اند: چهارم (از تجارت‌های حرام) خریدن و فروختن آلات قمار و لهو (موسیقی) چون نرد، شطرنج، دف، نی، عود و ...24 همچنین در کتاب کشکول آمده است: دانش موسیقی دانشی است که به وسیله آن نغمه‌ها و ایقاع و چگونگی ترکیب آوازها و شیوه گرفتن آلات موسیقی را می‌شناسیم و بسیاری از فقیهان نیز در این فن سرآمد بوده‌اند، ‌اما شرع مطهر ما عمل آن را منع کرده است و کتاب‌هایی که در این فن تصنیف شده، تنها بهره علمی دارند.25
17) شیخ‌الفقها محمد حسن نجفی صاحب جواهر در کتاب جواهر فرموده‌اند: استعمال آلات لهو (موسیقی) مانند عود و نی، حرام است و من در این حکم هیچ اختلافی ندیدم و بلکه هر دو نوع اجماع (محصل و منقول) بر حرمت آن وجود دارد و در روایات هم وارد شده است که آلات موسیقی جزء آلات لهو به حساب می‌آید. (روایت معروف تحف العقول)26
ادامه دارد...


بخش دوم این مقاله را می‌توانید با عنوان «موج چهارم فقه هنر (2)» از لینکهای پیوست مشاهده کنید

تاریخ انتشار در سایت: ۲۹ فروردین ۱۳۹۷
صفحه اینترنتی مرتبط
نقش ها
نویسنده : مجتبی فلاحتی
مطالب
عناوین
رسته: 1