دوشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۷
بر خط: 1171
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

446 بازدید
فریاد فرودستان

طبقات فرودست آمریکا چگونه به ندای ترامپ جواب مثبت دادند؟ پاسخ به این سوال، مورخان را برای ده‌ها سال درگیر خواهد کرد


آمریکا همچنان در شوک پیروزی «دونالد ترامپ» در انتخابات ریاست جمهوری است. هر چند ترامپ خیلی بی‌پروا، وعده چنین نتیجه‌ای را داد و گفت که در روز انتخابات آمریکا، طبقه حاکم اسالات متحده را به لرزه درخواهد آورد، اما از آنجا که تقریباً تمامی نظرسنجی‌ها«هیلاری کلینتون» را برنده انتخابات نشان می‌داد، توجه چندانی به اظهارات تراکپ نشد. گفته می‌شد کلینتون تمامی آرای کلیدی کالج الکترال را در اختیار دارد و «هیچ راهی به کاخ سفید» برای ترامپ وجود ندارد. حدود 219 روزنامه از کلینتون حمایت کرده بودند، این در حالی است که ترامپ تنها حمایت چهار روزنامه را جلب کرده بود ه یکی از آن‌ها مربوط به گروه نژادپرست«کوکلاس کلان»1 بود. گروه‌نژادپرستی که شهرت خود را مدیون شکنجه و قتل سیاهان در بیش از یک قرن پیش است. هیچ شکی وجود نداشت که «طبقه حاکم» انتظا پیروزی چه کسی را دارد: بازارهای مالی حتی پیش از انتخابات هم خود را با فرض پیروزی کلینتون تطبیق داده بودند. ترامپ درگیر ادعاهای زن ستیزی و جنسی بود که علیه او مطرح شد و می‎‌توانست هر نامزد معمولی آمریکایی را در خود غرق و از صحنه خارج کند.

با این شرایط، چگونه این میلیارد را تکیه زده بر تخت طلایی‌اش در بلندای برج ترامپ نیویورک، توانست چهره‍ای پوپولیست از خود بسازد؟ چهره‌ای که برای طبقه کارگر آمریکایی که مشاغلشان را از دست داده بودند و از مساله مهاجرت احساس تهدید می‌کردند، جذابیت داشت و به ندا و ادعای اینکه ترامپ«بار دیگر عظمت آمریکا را باز خواهد گرداند»، جواب مثبت دادند. پاسخ به این سوال، مورخان را برای ده‌ها سال درگیر خواهد کرد، اما باید به این مساله توجه کرد که انتخاب ترامپ نیز در میانه چالش‌های حیاتی که علیه طبقات حاکم در سراسر جهان به پا شده، رخ داده است. چالش‌هایی که طی آن، مردم عادی در انتخابات، خسته از سیاست‌های بی‌فایده، دست به انتخاب‌های «رادیکال» می‌زنند تا نامزدی را برگزینند که وعده تخریب یا تغییر جدی سیاست‌های جاری را داده‌اند. رأی مردم انگلیس به خروج این کشور از اتحادیه اروپا تنها یک مورد از این دست و اکنش‌های مردمی است همه‌پرسی شکست خورد کلمبیا برای تصویب صلح با شورشان فارک، نمونه‌ دیگری است. اکنون نیز شاهد آن هستیم که سیاستمداران به شدت راست و ملی‌گرا در فرانسه و سراسر اروپا امید تازه‌ای به جلب رضایت مردم برای تغییر نظام‌های قدیمی پیدا کرده‌اند.

جمهوری اسلامی ایران نیز سال 1384 و هنگامی که «محمد احمدی‌نژاد» برخلاف انتظار کارشنسان توانست نامزد«طبقه حاکم»، یعنی «اکبر هاشمی رفسنجای» را شکست دهد، چنین مساله‌ای را تجربه کرد، اما در آمریکا چه اتفاقی افتاد که غول صنایع آمریکایی با آن سابقه متنوعش درحوزه‌های تجاری، توانست طبقه متوسط را قانع کند که ناجی آن‌هاست؟ این ناجی، همانی است که شرکت‌هایش بارها اعلام ورشکستگی کرده‌اند؛ همانی است که تنها در یک سال با از دست دادن 900 میلیون دلار راه فراری برای نپرداختن مالیات به مدت 18 سال پیدا کرد؛ مردی که دانشگاه انتفاعی او، به چنان رسوایی تبدیل شد که مجبورش کرد با پرداخت 25 میلیون دلار، یک دعوی حقوقی را پایان دهد؛ مردی که بدترین و منفی‌ترین رتبه‌بندی نامزدهای تاریخ آمریکا را به خود اختصاص داده بود. لیست دلایلی که می‌توان برای شکست ترامپ در هر انتخابات عادی آمریکا تهیه کرد، بی‌پایان است. اما در دنیای«پسا حقیقت»2 کنونی، تمامی تعاریف از عوامل موفقیت تغییر کرده‌اند و تعریف جدید از موفقیت نیز، شکلی توهمی از «عظیمت دوباره آمریکا» ترسیم کرده است.

چه چیزی طبقه متوسط آمریکا را قانع کرد؟ در حقیقت، سال‌هاست که طبقه متوسط آمریکا رو به زوال و کوچک شدن می‌رود و شاهد دو روند همزمان و مرتبط تشدید شکاف سیاسی و رشد نابرابری میان«یک درصد» سرمایه‌دار و آمریکایی‌های فقیر و محروم که روزبه‌روز نیز به تعدادشان افزوده می‌شود، است. در سه دهه گذشته، دستمزدها به نسبت رشد سریع هزینه زندگی در آمریکا افزایش نیافته‌اند و بیشترین گروهی که از این شرایط تاثیر پذیرفته‌اند نیز آمریکایی‌های سفید پوست و با تحصیلات پایین‌تر هستند که چندین نسل از آن‌ها مشاغل تولیدی را به عهده داشتند. همان‌ها که خودروها و لوازم خانگی را می‌ساختند و با دستان خود ابزار و تجهیزات و تولید و تعمیر می‌کردند و معمولاً هم تحصیلاتشان بالتر از سطح دبیرستان بود. بسیاری از سفیدان آمریکایی حس می‌کنند سال‌هاست از درجه و طبقه‌ای که استحقاقش را دارند، محروم شده‌اند. این‌ها همان افرادی هستند که اغلب از جانب «باراک اوباما»، رئیس جمهوری سیاه‌پوستشان احساس خطر می‌کردند. همان‌هایی که ز تغییر شدید دیدگاه آمریکایی‌ها نسبت به ازدواج همجنس‌گرایان و حقوق‌دگرباشان جنسی ولیبرال‌تر شدن ایالات متحد احساس خطر می‌کنند.

این‌ها همان افرادی هستند که در طول تاریخ علاقه‌ای به رأی دادن از خودشان نداده‌اند، اما جذب وعده ترامپ شدند که قول داد نگذارد فرصت‌های شغلی مردم در آمریکا به مکزیک، اروپا یا چین منتقل شود. در واقع راهرد«اول آمریکا» که ترامپ همواره از آن سخن می‌گوید، نظر این دسته از رأی دهندگان را که آرزو دارند یک بار دیگر مشاغل نیمه حرفه‌ای به آمریکا بازگردند، جلب کرد. مشکل اینجاست که احتمالاً چنین مشاغلی هیچ‌گاه به بازار آمریکا باز نخواهند گشت. با این حال، یک وجه کلیدی و روشن برای این دسته از رأی دهندگان وجود دارد؛ ترامپ وعده داد تا یک تریلیون دلار برای بازسایزی زیر ساخت‌های آمریکا هزینه کند. وظیفه‌ای که سال‌هاست با تاخیر اتفاده است، زیرا عمده بزرگراه‌ها، خطوط ریلی، پل‌ها، سدها و سامانه‌های الکترونیکی آمریکا در دهه‌های 1940، 1950 و 1960 ساخته شده‌اند و مدت‌هاست که دچار مشکل و حرابی هستند. بنابراین، چنین سرمایه‌گذاری در داخل آمریکا قطعاً می‌تواند موجب بهبود اقتصاد و زندگی آمریکایی‌های طبقه متوسط به پایین شود که امید دارند تاثیر مثبت این اقدامات شرایطی شبیه«سال‌های خوب» دوران بازسازی آمریکا بعد از جنگ جهانی دوم را ایجاد کند.

با این حال شاید تحقق چنین امری چندان آسان نباشد و از هم‌اکنون نیز نشانه‌هایی از عدول ترامپ از دعده‌هایش به چشم می‌خورد. امری که قطعاً موجب عصبانیت حامیان ترامپ خواهد شد که زمانی علیه کلینتون شعار می‌دادند زندانی‌اش کن. حامیانی که از ترامپ انتظار دارند تا همان طور که قل داد، دیواری در مرز مکزیک بکشد و مانع ورود مهاجران غیر قانونی به آمریکا شود. گفته می‌شود که سیاست‌های رئیس جمهوری جدید آمریکا به حدی اسلام ستیزانه است که امکان دارد طرحی برای ثبت مشخصات مسلمانان آمریکایی اجرایی شود اقدامی که منتقدان آن را با بازداشت دسته جمعی ژاپنی ـ آمریکا‌یی‌ها در جریان جنگ جهانی دوم مقایسه می‌کنند. گذاشته از این‌ها، سرنوشت وعده‌های ترامپ برای مجاز کردن دوباره شکنجه غرق مصنوعی و باز نگاه داشتن زندان گوانتانامو چه می‌شود؟ او برای بهره‌گیری از رأی دهندگان سفیدپوست عصبانی و «فاقد نماینده»، تفرقه‌اندازانه‌ترین موضوعات جامعه آمریکا را احیاء کرد و بر آتش ترس و هراس دمید و البته جواب هم گرفت. حتی با وجود آنکه کلینتون تا لحظه نگارش این متن، 5/2 میلیون رأی مردمی بیشتری از ترامپ کسب کرده است، اما این تاجر ویرانگر است که به کاخ سفید می‌رود.

اگر قرار باشد ترامپ به وعده‌های خود پایبند بماند و این طبقه متوسط عصبانی را راضی نگه دارد، باز هم چالش‌های عظیمی پا بر جا خواهد ماند. ترامپ قول داده است که واشنگتن را تصفیه می‌کند، اما با این حال او بیش از هر رئیس جمهوری دیگری در ترایخ آمریکا، میلیاردها و میلیونرها ر وارد کابینه خود کرده است. مردانی که صاحب بانک‌های بزرگ هستند و به بروز مشکلات اقتصادی کمک کردند. همان‌ها که با طمع مهار نشدنی خود کرده است. مردانی که صاحب بانک‌های بزرگ هستند و به بروز مشکلات اقتصادی کمک کردند. همان‌ها که با طمع مهار نشدنی خود موجب بروز بحران بازار مسکن در سال 2008 و نابودی رویای میلیون‌ها آمریکایی شدند. شبکه خبری«بلومبرگ» چندی پیش گفت‌وگویی با یک بانکدار انجام داد که فریب مردم توسط ترامپ ابراز خشنودی می‌کرد. مردمی که به اشتباه باور داشتند ترامپ، نامزدی ضد طبقه حاکم است و همه چیز را تغییر خواهد داد. نامزدی خارج از طبقة حاکم که فساد و فشار و بهره‌کشی از طبقات پایین‌تر را از میان برمی‌دارد.

این‌ها توصیفات مردی است که بسیاری از آمریکایی‌های طبقه متوسط و طبقات پایین‌تر به او رأی داده‌اند. اما اکنون با مشاهده افرادی که برای مذاکره در خصوص پیوستن به کابینه دولت جدید به برج ترامپ رفت‌وآمد می‌کنند، فاصله عظیم فیزیکی و مالی میان آن‌ها و آمریکایی‌های عصبانی و محرومی نیز که به ترامپ به عنوان یک منجی پوپولیست رأی داده‌اند، آشکارتر می‌شود.

تاریخ انتشار در سایت: ۵ اردیبهشت ۱۳۹۷
صفحه اینترنتی مرتبط
نقش ها
نویسنده : اسکات پیترسون
مطالب
عناوین
رسته: 1