جمعه ۲۹ تیر ۱۳۹۷
بر خط: 1571
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

111 بازدید
عکاسی زندگی روزمره (بخش دوم)

در عصر مدرن دوران قصه‌گویی به سر آمده و آدم‌ها ناتوان از انتقال تجربه‌های جمعی خودشان شده‌اند.


این مطلب، بخش دوم از مطلب «عکاسی زندگی روزمره» است که پیش از این در سایت منتشر شده و از طریق لینکهای پیوست قابل مشاهده است.

سوم؛ پیامدهای عکسی‌شدن زندگی روزمره
با عکسی زندگی روزمره ، نه تنها تولید و مصرف عکس به امری معمولی تبدیل شده که امر معمولی نیز موضوع عکاسی قرار گرفته است و علاوه بر این، مصرف عکس‌ها به امری همگانی، روزمره، فراگیر و هر زمانی و هر مکانی تبدیل شده است. آن چنان که ما اینک با پدیدة انبوهة عکس‌ها مواجهیم. انبوه شدن عکس‌ها در زندگی روزمره پیامدهایی دارد که در ادامه به اختصار به برخی از آن‌ها اشاره می‌کنیم.

1. ارتباطات به میانجی عکس: یکی از مهم‌ترین پیامدهای عکسی‌شدن زندگی روزمره به مدد شبکه‌های اجتماعی مجازی و تلفن‌های همراه هوشمند، ارتباطی شدن بیش‌تر کارکردها عکس و تصویری شدن انتقال پیام است. حضور انبوه عکس در زندگی مردم به شکل جدیدی از مصرف فرهنگی دامن زده است آن‌چنان که ما واقعیت‌ها، داستان‌ها، خاطرات رخدادهای روزانه، حوادث، مهمانی‌ها، احساسات و... را از خلال تصویر و به کمک شبکه‌های اجتماعی چون وایبر، واتس‌آپ، اینستاگرام، لاین و... برای مردم و برای دوستان‌مان منتقل می‌کنیم. امروزه پیام‌ها به نحو عجیبی به صورت تصویری، مبادله می‌شوند و به معنای کلی ارتباطات تا اندازة زیادی از طریق عکس‌ها ممکن می‌شود. گویا به دوران اقوام نانویسا که فاقد خط بودند و صرفاً از طریق تصاویر ارتباط برقرار می‌کردند، نزدیک می‌شویم!

2. سفلی‌شدن زندگی روزمره: خیزش عکس‌های جدید، زندگی روزمرة ما را بیش از پیش سلفی کرده‌اند. عکس‌های سلفی به کمک تلفن‌های هوشمند و از طریق شبکه‌های اجتماعی، انقلابی را درجهت «نمایش خود» دامن زده‌اند. در عکس‌های سلفی، عکاس با تصویر یکی می‌شود و همواره به هر نحو نقش خود را در کانون تصویر می‌نهد. پدیدة سلفی، بیش از پیش باید در بستر فرهنگی جامعه‌ای که در آن رخ می‌دهد درک شود. سلفی در جامعة جمع‌گرای ایرانی که «نمایش خود» در آن چندان پسندیده نبوده و تا حد امکان از به کارگیری واژة «من» در گفتار و نوشتار طفره می‌رود، پدیدة قابل مطالعه‌ای است. از سوی دیگر، در حالی که برداشت عمیق عرفانی و سنتی ما، کمال نفس از طریق حذف و حقیر دانستن نفس ممکن می‌شده، سلفی‌گرایی، فلسفة فردگرایانة جدید را دامن می‌زند که در آن نفس و در عین حال پرداختن به امور بدیهی و پیش پاافتاده نه تنها بی‌ارزش شمرده نمی‌شود بلکه به امر هنری، زیباشناسانه و پراهمیت تبدیل می‌شود. در عین حال مطالة عکس‌های سلفی‌ نشان می‌دهد که ما با یک سلف یکپارچه و یکدست مواجه نیستیم. عکس‌ها هر کدام پاره‌هایی از یک آینة شکسته‌اند که وجوه متعددی از نفس و وجود را آشکار می‌سازند. زندگی روزمره‌ای که از طریق این گونه عکس‌ها آشکار می‌شود جدای از این که نفس (خود) را در کانون قرار می‌دهد، در عین حال وجوه متعدد امر روزمره یعنی ملال و شگفتی را آشکار می‌سازد. بدین معنا، زندگی روزمره به هیچ وجه صرفاً ابزار نمایش خودشیفتگی و جلوه‌فروشی نفس نمی‌شود بلکه با فراتر رفتن از آن، ابعاد متناقض و متعدد و متکثر نفس را افشا می‌کند.

3. عمومی شدن آلبوم‌های شخصی: تحقیقی در زمینة عکس‌های خانوادگی در ایران نشان داده چگونه عکس‌های خانوادگی نسبت به دهه‌های گذشته که یادمانی بوده‌اند به هویتی تغییر ماهیت داده‌اند. عکس‌های دهة پنجاه بر مبنای امر یادگارانه بود، یعنی همان ثبت لحظات مهم، حال آن که عکس‌های امروزه بیش‌تر شخصی‌اند. شخصی شدن عکس‌ها را باید در کنار چند ویژگی‌ فهم کرد. اول، فردیت جدیدی که در نتیجة شبکه‌ای شدن جامعه شکل گرفته است؛ یعنی برهه‌ای که در آن خود و بدن بیش‌تر نمایش داده می‌شود. دوم، نمایش چیزهای پیش‌پاافتاده و غیر مهم آن چنان که عکس‌ها آن چه در پیش از این مبتذل پنداشته می‌شد به مرکز آورده‌اند. سوم، عمومی شدن امر خصوصی که به کمک مجازی شدن زندگی روزمره وسعت داده شده است. در نهایت این‌که گویی طبقة متوسط به نحو اغراق‌آمیز مایل است کیفیت زندگی و کیفیت وجودی خود (احساسات و عواطف) را در معرض داوری و قضاوت همگان بگذارد و آلبوم‌های شخصی دیجیتال بر خلاف آلبوم‌های شخصی و خانوادگی پیشین، نه تنها در عرصة عمومی نمایش داده می‌شوند بلکه برای نمایش عمومی تولید می‌شوند.

4. تغییر معنای خاطره: امرزوه عکس‌‌های شبکه‌ای‌شده، به منبع تولید خاطره تبدیل شده‌اند. گویی این خاطره‌ها نیستند که صرفاً عکس تولید می‌کنند بلکه عکس‌ها نیز می‌توانند خود منبع مستقلی برای تولید خاطرات باشند. عکس‌ها لحظات معمولی ما را به خاطره تبدیل می‌کنند. اگر تا پیش از این خاطره‌ها باید عکس‌مند می‌شد، و با مستندشدن ثبت و ضبط می‌گردید، اکنون لحظات بی‌پایان، کوچک و گاه بی‌اهمیت به محض بصری شدن و عکسی شدن بخشی از خاطرات ما می‌شوند.

5. گره خوردن عکس با لحظات معمولی: عکس‌ها به خصوص در قالب اینستاگرامی یا فیس‌بوکی بیش از آن که خبرها و اتفاقات مهم را پوشش بدهند از رویدادهای معمولی چیزهای مهم می‌سازند. سبک زندگی ما را نمایش می‌دهند و با فردگرایی ما رابطه بر قرار می‌کنند. تا پیش از خلق دوربین‌های دیجیتال، عکاسی هنوز می‌توانست هنری تخصصی فرض شود اما پس از آمدن تلفن‌های هوشمند عکاسی بیش‌تر به سمت عامه‌پسندشدن گرایش یافت و حالا پس از آمدن شبکه‌های اجتماعی چون فیس‌بوک و اینستاگرام، عکاسی از مرحلة گرفتن عکس از عملی خصوصی به عملی عمومی که باید به اشتراک گذاشته شود تبدیل شده است. بدین ترتیب امر معمولی بر امر نخبه‌گرایانه غالب شده است. حالا فرهنگ تا اندازة بیش‌تری از طریق نمایش امر معمولی خود را برمی‌سازد و به نمایش می‌گذارد، با ثبت لحظات غیر مهم، معمولی و پیش پا افتادة زندگی در تقابل با ثبت وقایع مهم زندگی در عکاسی قدیم؛ با اهمیت دادن به فرهنگ معمولی، به کوچه و خیابان، به پرنده‌ای که در حال پرواز است، به رهگذری که از کنار ما می‌گذرد، به انبوه ماشین‌های درون اتوبان همت، به نوشته‌های روی ویترین مغازه‌ها، به تصویر خواب‌آلودة کودک‌مان، به آرایش چهرة پیش از مهمانی، به چایی که می‌خوریم، سفره‌ای که برای غذا چیده‌ایم، ظرف‌های نشسته‌ای که پس از مهمان‌ها باقی‌مانده‌اند، کفش‌هایی که پشت در آپارتمان جمع شده‌اند، و بی‌نهایت تصاویر معمولی دیگر. آیا این عکس‌ها از ارزش زیباشناسانه و هنری نیز برخوردارند؟ آیا عکاس این عکس‌ها در پی خلق اثری هنری است؟ آیا هنر معنای خود را باید از نو بازسازی کند؟ گویی که مردمان زندگی روزمره به هنرمندانی بدل شده‌اند که با عکس‌ها و فیلم‌های‌شان از تجربة امر معمولی و با نمایش دادن مستمر امر معمولی (ordinary) و به اشتراک گذاشتن و مانا کردن آن، امر معمولی را به امری فرامعمولی (extraordinary) بدل می‌کنند.

6. مجازی‌شدن آیین عکاسی: در دوران گذشته عکاسی یک آیین در زندگی روزمره بود؛ در مراسم‌ها انجام می‌شد یا در لحظات مهم زندگی مانند ازدواج، تولد و جشن‌ها چنان که اشاره شده، عکس‌ها در گذشته، با لحظات مهم گره می‌خوردند اما امروزه به بخشی طبیعی و اجتناب‌ناپذیر از زندگی روزمره تبدیل شده‌اند. با بصری شدن جامعه، عکس به یک پدیدة روتین در زندگی روزمره و عکاسی نیز به هنر عامه تبدیل شده است. دیگر برای عکاسی زمان و مکان خاص، اهمیت ندارد. همه جا و همه‌وقت می‌توان عکاسی کرد. از آن مهم‌تر، عکس‌ها در جای خاصی مانند آلبوم‌ها جای نمی‌گیرند و منتشر نمی‌شوند بلکه شبکه‌ها این عکس‌ها را نمایش می‌دهند و به سرعت در اختیار عموم قرار می‌گیرند و دسترس‌پذیر می‌شوند. پدیده‌هایی چون اینستاگرام و فیس‌بوک تماشا کردن عکس‌ها و گرفتن عکس‌ها را به یک آیین همه زمانی و همه مکانی تبدیل کرده‌اند.

7. انبوهة عکس‌ها و مسئلة آرشیو: یکی از پیامدهای این رویکرد جدید به عکس، ثبت لحظات بی‌شمار و تولید عکس‌های انبوه است. انبوهه شدن عکس‌ها، نه تنها امکان چاپ و پرینت عکس‌ها را از ما گرفته‌اند بلکه آن را از ضرورت نیز انداخته‌اند. بدین ترتیب با افول آلبوم‌های خانوادگی به شکل سنتی، عصر عکس‌های چاپی نیز به پایان رسیده است. ترتیب و چینش خاص زمانی (سربازی، عروسی، جشن تولد و ...) و مکانی عکس‌ها در آلبوم‌های چاپی اینک جای خود را به فولدرهای موضوعی و زمانی در کامپیوترهای شخصی یا آرشیوهای گوشی همراه داده است. در واقع ما اطلاعات شخصی زندگی خود را همواره با خودمان حمل می‌کنیم و این امر مسائل متعددی را که ناشی از افشا و انتشار عکس‌های خصوصی است موجب شده عکس‌ها همانند نیروهایی قدرتمند عمل می‌کنند، می‌توانند ما را قهرمان کنند، می‌توانند برای ما مسئله بیافرینند، حتا می‌توانند ما را از زندگی ساقط کنند. از سوی دیگر ما با ثبت بی‌شمار لحظات مواجهیم. زندگی هر یک از ما انسان‌های معمولی همانند آدم‌های مهمی شده است که دائماً ثبت و آرشیو می‌شود. لحظات بی‌شماری از ثانیه‌های زندگی ثبت می‌شوند که گذشتة ما را بازسازی و خاطره‌مند می‌کنند و ما در نهایت با یک مجموعه دفترچه خاطرات تصویری مواجهیم که منبع خوبی برای قصه‌پردازی در باب زندگی روزمرة منحصر به فرد تک‌تک ما خواهد بود.

نتیجه‌گیری؛ زندگی روزمره در فضای مجازی
زندگی روزمره به مدد فراگیری ابزارهایی چون اینستاگرام، بیش از پیش با عکس‌ها و تصاویر در هم می‌آمیزد و شکل بصری (visual) پیدا می‌کند. بصری شدن زندگی روزمره بی‌تردید دو تأثیر متفاوت ایجاد می‌کند. اول این که نوعی زندگی روزمره درون فضای مجازی و درون تصاویر ایجاد می‌شود که صرفاً واقعیات بیرونی را منعکس نمی‌کند بلکه واقعیات بصری مختص به خود را هم خلق می‌کند. به این معنا، زندگی روزمره صرفاً تصویر نمی‌شود بلکه روزمره تصویری و بصری هم شده است. دوم این که بصری شدن زندگی روزمره، درون زندگی واقعی نیز تأثیرگذار خواهد بود. امر معمولی بیش از پیش در مرکز قرار می‌گیرد و مردم زندگی خود را با ایماژها مرتبط می‌سازند. از سویی دیگر، عکس‌ها بهانة خوبی برای شروع داستان‌پردازی در باب زندگی روزمرة مردمان معمولی شده‌اند. بنیامین معتقد بود که در عصر مدرن دوران قصه‌گویی به سر آمده و آدم‌ها ناتوان از انتقال تجربه‌های جمعی خودشان شده‌اند. اما گویا با انقلاب عکس‌های دیجیتال، شکل جدیدی از قصه‌گویی و روایت زندگی آغاز شده است.

یادداشت‌ها
-----------------------------------
. Williams, Raymond, 1958, Culture is ordinary, in The Everyday Life Reader, ed by Ben Highmore, Routlege , 2002.
. Moran, Joe, 2005. Reading the everyday, New York:Rutledge.
. در هر سه دیدگاه ما در پی کشف عکسی زندگی روزمره از خلال تصاویر هستیم در بررسی بچه‌پولدار‌های تهران در شمارة بیست و یکم مجلة اندیشة پویا تا اندازه‌ای این رویکرد به بحث گذاشته شده بود.
. اصطلاح عکسی شدن را از خانم افسانه کارمان وام گرفته‌ام.
. «نشانه‌شناسی عکس خانوادگی دهه‌های پنچاه و هشتاد در ایران» پایان‌نامة دکتری افسانه کامران، 1392.
. بنیامین، والتر، «قصه‌گو تأملی در آثار نیکلای لسکوف»، ترجمة مراد فراهاپور و فضل‌الله پاکزاد. فصلنامة ارغنون. 1375، ش 9 و 10.


با انتخاب لینک کانال تلگرام در قسمت «صفحه اینترنتی مرتبط» به ما ملحق شوید.

تاریخ انتشار در سایت: ۲۰ تیر ۱۳۹۷
صفحه اینترنتی مرتبط
نقش ها
نویسنده : عباس کاظمی
مطالب
عناوین
رسته: 2