● به نام خدا - امروز ، جمعه 12 شهريور 1389 - كاربران برخط: 335   باشگاه را خانه خود بسازيد   در سایت عضو شوید   نام کاربری   کلمه عبور  


  
  
    
تحقق رویای چینی؟
ارسال صفحه براي دوستان اظهار نظر امتياز به صفحه چاپ


 
   ● نويسنده: محمد رضا - جعفری

منبع: روزنامه - کارگزاران - تاريخ شمسی نشر 11/06/1387

 
 

آیا می‌توان در مقابل رویای آمریكایی، از رویای چینی نام برد؟ آیا می‌توان در برابر رویای آمریكایی كه بر پایه مصرف و اصل مبادله، ترویج مد و پیروی از الگوهای مختلف سرمایه‌داری سامان یافته است كه آن را تحت لوای تكثر فرهنگی در قالبی محدود جا می‌زند، از رویای هم‌شكلی و همسانی آدم‌هایی نام برد كه در سازمانی بسته، یك‌جور لباس می‌پوشند و یك‌جور رفتار می‌كنند آن هم براساس الگویی از پیش تدوین‌شده؟ اگر رویای آمریكایی در تحقق میل می‌كوشد و آزادی عمل و اراده را در خرید و مصرف كالاهای هر روزه تبلیغ می‌كند و در برابر فرد برانگیخته، تنوعی از جنس و موقعیت فراهم می‌آورد تا سمت‌وسوی امیال غریزی به مصرف و میل عطشناك به خرید معطوف شود و از این طریق فرد تك‌بعدی را تحت نظارت خود در بیاورد، اما رویای چینی با تبلیغ كار در سازمان متشكل و ارزش‌دهی صرف به آن در قالب مصالح جامعه، آدم‌هایی را جار می‌زند كه مثل هم‌اند و از خلال این روند همسانی، راحت تحت نظر قرار می‌گیرند و راحت‌تر هدایت می‌شوند. افتتاحیه و اختتامیه المپیك چین، شاید نمود تحقق این رویا باشد: رویای چینی‌كردن جهان. رویای آدم‌های متحدالشكل و منظم در سازمانی نظام‌یافته در قالب گروه‌های منظم كار. این دو مراسم، متكی بود بر خیل عظیم افراد منظم و با هماهنگی دقیق در اجرای وظایف. آنچه به‌عنوان امر زیبا در این مراسم به نمایش درآمد و به عنوان حد اعلای زیبایی دهان جهانیان را خیره كرد و چینیان را غرق در لذت، حاصل تلفیق دقیق تكنولوژی و آدم بود: شبكه‌ای منظم از آدم‌ها در ساختاری تنظیم‌شده براساس اهداف از پیش معین، برمبنای توانایی‌های تكنولوژیك. این زیبایی، همان چیزی است كه روند رسیدن به آن را پنهان می‌كند. آدم‌ها در غایتی حل می‌شوند كه راه ِ دسترسی به زیبایی موعود است. تصویر و تصور چندباره این زیبایی در ذهن، پس از مشاهده آن، ذهن را از پرداختن به مسیری كه به این زیبایی صوری ختم شده است ناتوان می‌كند. تكنولوژی به كار می‌آید تا با یكسویه‌كردن آدم‌ها و پرداختن به بعد عملی و كارای جسم آدمی، از او همچون بخشی از خود و ابزاری مابین نیت و تحقق آن در هدفی والا سود جوید. انسان به تن و كارایی جسمی خود فروكاهیده می‌شود تا به‌عنوان یك شی موثر، میانجی صاحبان قدرت و شبكه‌ای شود كه به آن هدف‌ها منجر می‌شود. شكوه و زیبایی این دو مراسم در تلفیقی است كه از آدم و تكنولوژی صورت می‌گیرد تا حد نهایی توانایی هردو تجسم یابد و این روند تحت رهبری مراجعی صورت می‌گیرد كه روابط و مناسبات ساختار را چنان تنظیم كرده‌اند كه دسترسی به این حد نهایی را ممكن می‌سازد. این مرجع، از آدمی، تنها تن و كاری را می‌گیرند كه می‌تواند انجام دهد و تمام جنبه‌های دیگر كنار گذاشته می‌شود. در سایه این هدف مقرر، تمام امكانات بسیج می‌شوند تا راه دسترسی به این غایت تسهیل شود.


این روند مستلزم سلطه‌ای است تا هریك از اجزا از انجام وظایف محوله تخطی نكنند و در مرحله بعد با میل آن را انجام دهند. این سلطه كه ورای اهدافی، در پیشانی ساختار مقررشده، هدف غایی و نهایی چنین ساختار منظمی است كه در ضمن، شرط تضمین بقا و كارایی آن نیز هست. نظارت و حلول در تمام اركان زندگی و زیست آدمی به سلطه‌ای تام و تمام شكل می‌دهد و آدم‌ها را همچون برآمدگی‌های چرخ دنده‌ای در می‌آورد كه چرخ صنعت آنان را می‌چرخاند. آنچه ما می‌بینیم و دهان‌مان بازمی‌ماند و چشم‌مان خیره، نه فردفرد آدمی و نه تكنولوژی، كه عملكرد هماهنگ و منظم یك سیستم واحد است. زیبایی كه بانیان مراسم به آن می‌نازند، در قالب این سیستم واحد تجلی می‌یابد. تدوین‌كنندگان این مراسم‌ها به‌خوبی توانسته‌اند از توانایی‌های تكنولوژیك خود در به‌خدمت‌درآوردن و استفاده از تن و جسم آدمی در تحقق برنامه‌های خود سود برند. درست به این دلیل كه انگار بدون هریك از این دو دسترسی به این هدف ممكن نمی‌بود. این مراسم این نكته را جا می‌اندازد كه با استفاده بهینه از تكنولوژی و آدم و تركیب و تلفیق دقیق هردو می‌توان به چشم اندازهای وسیعی دست یافت كه در غیاب نظم و تدبر كافی چنین تلفیقی، رسیدن به آن ناممكن است. این روش، آدم‌ها را تا آن جا به رسمیت می‌شناسد كه بتواند در قالب چنین وحدتی، به آنها سروشكل دهد. در پای چنین تفكری است كه آدمی قربانی اهدافی می‌شود كه سلطه راه ِ وصول به آنهاست. تجلی این سیستم در گروی كار بی‌وقفه منظم، سازمان‌یافته و دست‌شستن از وجوهی است كه گمان می‌رود به عملكرد سیستم خدشه وارد می‌كند. نظام سلطه، این وجوه را از كار می‌اندازد و آن را به خدمت خود درمی‌آورد. همه وجوه دیگر در هدفی كلی حل می‌شود. غایتی وعده داده می‌شود و سازوكار روابط اجتماعی براساس «آن» غایت تنظیم می‌شود. تمام روابط انسانی در سایه چنین مناسبات اجتماعی كمرنگ می‌شود. آدم‌ها به‌ناچار مختارند(!) خود را با این مناسبات هماهنگ كنند و به بخشی از آن بدل شوند. فرد از خود به درمی‌آید تا جزیی از یك سیستم موفق اجتماعی شود. رفتار فرد با این كلیت هماهنگ می‌شود تا موقعیتی را برای او به‌ ارمغان بیاورد.


موقعیت و رسیدن به آن در این كلیت است كه چگونگی رفتار معیار فرد را مشخص می‌كند. استانداردهایی شكل می‌گیرد كه فرد به‌عنوان شیء درون این معیارها به‌طور مكانیكی تعریف می‌شود. هر جز از این ساختار با هدفی بنا نهاده می‌شود و فرد كه حالا جزیی از آن است با كاركرد عینی كه به او اختصاص یافته وفق می‌یابد. این نظام، انسان‌ها را همچون ذاتی هماره ثابت و یكسان به‌خدمت خود درمی‌آورد و در مناسباتی قرار می‌دهد كه اصل مبادله را محقق می‌سازد. انتخاب او از میان گزینه‌هایی است كه درون این كلیت اجتماعی براساس تقسیم كار در برابر او قرار می‌گیرد و توانایی‌های‌اش مطابق با نیاز و خواستی بروز می‌یابد كه در این تقسیم كار معین شده است. در این سلطه، هر چیز ِ متفاوت تابعی می‌شود از نیات جمع كه در تحقق نیات زعمای جمع، پنهان گشته است. روابط قدرت پوشانده می‌شوند تا آنچه هست جزیی از اهداف جمع تصویر شود. غایت موعود برآیند نیت تك‌تك افراد به‌حساب می‌آید نه خواست نیرویی برتر. فرد از خود خالی می‌شود تا پذیرای اهداف متعالی شود. اهدافی كه جز با انطباق كامل با الگوها و معیارهای سیستم میسر نخواهد بود. فرد خود را كنار می‌گذارد تا به این جریان مداوم بپیوندد.


این نظم كه بر نفی تك‌تك ِ افراد مبتنی است، مشروعیت‌اش را از درونی‌كردن ارزش‌هایی كه هم از ساختار سرچشمه می‌گیرد و هم ضامن بقای آن نیز هست. روابط قدرت چنان به‌هنجار می‌شوند كه فرد مختارانه تن به آنها می‌سپارد. درونی‌شدن این هنجارها رابطه فرد با كلیت اجتماعی را به‌صورت امری مختارانه درمی‌آورد كه ضامن شكلی از سلطه است كه خشونت را به لایه‌های پنهان‌تر می‌راند. در این وضعیت مرز میان منافع واقعی و موجود كم رنگ می‌شود و فرد منافع خود را در تحقق اهداف كلیت می‌بیند و نه غیر از آن. این را می‌توان در داوطلبانه‌بودن خادمان و شركت‌كنندگان مراسم دید. همه از همه چیز خود به‌راحتی می‌گذرند تا بخشی از رویداد عظیمی باشند كه قرار است چیزی برای آنها به ارمغان بیاورد. آنها خود را داوطلبانه در اختیار سیستم و جبر حاكم به آن می‌سپارند. خود را می‌كاهند، از خود می‌زنند و همه را داوطلبانه انجام می‌دهند؛ بدون مزد و منمت تا حتی كالایی‌بودن رابطه نیز تغییر كند و به چیزی دیگر استحاله شود.. روابط قدرت چنان درونی شده است، معیارها چنان طبیعی جلوه كرده‌اند كه این امر ممكن می‌شود. منافع واقعی پنهان می‌شوند، فرد امكان تشخیص منفعت خود را چنان از دست می‌دهد كه این نفع كلی را به عناون نفعی اجتماعی و برتر بپذیرد.


اگر در رویای آمریكایی یك نوع آزادی در میان انتخاب‌های مختلف در قالب همان كلیت جلوه می‌كند، رویای چینی راه چنین انتخاب‌هایی را نیز می‌بندد و كار هماهنگ را به‌عنوان تنها راه زیست و نیل به هدف بهبود اجتماع تبلیغ می‌كند.



 

    302 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات منطقه ای:
●   چين 

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:30/06/1387
   
 ارسال پیام l ارسال خبر l ارسال م
     

تماس با ما  l ارسال مطلب l درباره سایت l آمار سایت l ارزش سایت