پس از سقوط كوتاه مدت بهاي نفت به كمتر از بشكه اي ۵۰ دلار، اكنون اين بها تا بشكه اي ۶۰ دلار افزايش داشته است و احتمالا به سطح بالاتري نيز خواهد رسيد.
در اين شرايط مي توان چنين انتظار داشت كه انتشار خبر افتتاح يك خط لوله نفت مهم و جديد براي انتقال نفت درياي خزر به بازارهاي جديد، افزايش بي رويه قيمت ها را متوقف خواهد ساخت.
هرچند حتي در زمانيكه سازمان كشورهاي صادركننده نفت (OPEC) پانزدهم ژوئن بر سر مسئله افزايش سهميه رسمي توليد نفت به ميزان ۵۰ هزار بشكه در روز به توافق رسيدند، پيش بيني قيمت هاي آينده نفت نيز افزايش بها را نشان مي داد و نه سقوط را.
گمانه زني ها بيانگر اين نكته اند كه تقاضاي جهاني در نيمه دوم سال ۲۰۰۵ دست كم به طور متوسط ۳ ميليون بشكه در روز بيشتر از نيمه نخست همين سال خواهد بود.
اكنون نفت به عامل اصلي در طرح ريزي سياستهاي نظامي و سياسي بدل شده است، حتي اگر چنين نكته اي آشكارا بر زبان نيايد.
خطوط لوله نفت درياي خزر كليد جعبه پاندورا در شرايط فوق بررسي همه جانبه اهميت افتتاح خط لوله باكو- جيهان تركيه از اهميت بسياري برخوردار است.
اين خط لوله به طول ۱۷۶۲ كيلومتر چند ماه پس از طرح ساخت آن، تكميل شد.
خط لوله باكو- تفليس- جيهان ( BTC ) سرانجام در سال ۲۰۰۲پس از چهار سال بحث و كشمكش شديد بين المللي آغاز به كار كرد.
هزينه ساخت اين خط لوله تقريبا ۶/۳ ميليارد دلار بوده است و بدين ترتيب اين خط لوله به يكي از پرهزينه ترين پروژه هاي نفتي انجام شده تا امروز بدل شد.
حامي اصلي اين پروژه شركت نفت بريتيش پتروليوم بود كه مدير عامل آن لرد براون از مشاوران نزديك توني بلر نخست وزير انگليس است.
بريتيش پتروليوم (BP)، پروژه ساخت اين خط لوله را از طريق كنسرسيومي متشكل از شركت آمريكايي يونوكال (Unocal ) و شركت نفت تركيه و چند شريك ديگر به انجام رساند.
دست كم تا اواخر سپتامبر زمان لازم است تا اين پروژه به توليد ده ميليون و چهارصد هزار بشكه نفت در روز، يعني حجم توليد مورد نياز براي شروع به كار انتقال نفت به بندر جيهان تركيه در سواحل مديترانه را فراهم آورد.
جيهان درست در مجاورت پايگاه نيروي هوايي ايالات متحده در اينچيرليك تركيه واقع شده است.
خط لوله باكو- تفليس- جيهان، از زماني كه كلينتون در سال ۱۹۹۸ براي نخستين بار حمايت خود را از آن اعلام كرد، يكي از اولويت هاي استراتژيك آمريكا بوده است.ساموئل بادمن، وزير انرژي آمريكا در مراسم افتتاحيه اين خط لوله حضور يافت و پيام تبريك جرج بوش رئيس جمهور آمريكا را قرائت كرد.
از اين منظر دو بلوك عمده قدرت وجود دارد: نخست ائتلاف آمريكا _ تركيه - آذربايجان - گرجستان ( از زمان انقلاب سرخ گرجستان) گرجستان با آنكه كشور كوچكي است اما از آنجايي كه دقيقا در مسير اين خط لوله قرار دارد كشوري حياتي و مهم در اين ائتلاف به شمار مي رود.
در نقطه مقابل روسيه و بلوك انرژي اين كشور قرار دارد.بلوكي كه خط لوله نفت درياي خزر به آن ختم مي شود و تا سال ۱۹۹۰ كنترل تمامي نواحي را كه خارج از سواحل ايران هستند در دست داشت.
روسيه امروز در مخالفت با ائتلاف آمريكا، ائتلاف آشكار اما شكننده اي را با ايران و ارمنستان تشكيل داده است.
اين دسته بندي دوسويه در درك و شناخت تحولات اين منطقه از سال ۱۹۹۱ تا كنون از اهميت بسياري برخوردار است.
حال كه خط لوله باكو- تفليس- جيهان كامل شده و مسير گرجستان به عنوان پيش شرط اساسي اتمام و تكميل اين خط لوله كاملا در دست نيروهاي طرفدار آمريكا قرارگرفته است، پرسش اين است كه مسكو در اين باره چه واكنشي از خود نشان خواهد داد؟ آيا پوتين هيچ گزينه جدي ديگري بجز راه حل نهايي يعني راه حل هسته اي دردست دارد؟ راهبرد روشن طي چند ماه اخير يك الگوي ژئوپلتيكال نمود بيشتري داشته است.
با توجه به اسناد اشكار و نهان موجود، واشنگتن با حمايت مالي و سياسي با هدف بر سر كار آمدن رژيم هاي همسو با ايالات متحد در كشورهاي سابق اتحاد جماهير شوروي، در واقع رابطه اي استراتژيك براي عملي شدن مسيرهاي احتمالي خط لوله نفت درياي خزر ايجاد كرده است.
اوكراين در حال حاضر كم وبيش در دست رژيم تحت حمايت واشنگتن است، رژيم دموكراتيك تحت رياست ويكتور يوشچنكو و نخست وزير ميلياردرش يوليا تيموشنكو، معروف به شاهزاده گاز، در اوكراين، شانس و اقبالي در حكم يك مقام رسمي به دست آورده و عوايدي از طريق معاملات مشكوك پيشين اش با وزير انرژي اوكراين پاولو لازارنكو و گازپروم (Gaz prom) عايدش شده است.
اعتبار داخلي دولت يوشچنكو از زماني كه آرامش و سعادت ناشي از انقلاب نارنجي جاي خود را به واقعيت هاي تلخ اقتصادي داد، رو به كاهش نهاده است.
با اين حال يوشچنكو در روز شانزدهم ژوئن ميزبان نشست ويژه اجلاس بين المللي اقتصادي داووس در كيف بود تا راه هاي سرمايه گذاري هاي احتمالي در اوكراين نوين را مورد بررسي و ارزيابي قرار دهد.
نظر به ماهيت سياسي طرح نفت بزرگ آمريكا، قطعا رايس و چني معاون اول رئيس جمهور آمريكا و مقامات واشنگتن نقش قدرتمندي را در مذاكرات خط لوله نفت اوكراين ايفا خواهند كرد.
انقلاب نارنجي لااقل از سوي حاميان آمريكايي خود چندان با دموكراسي كاري ندارد و بيشتر دست آويز مسائل ژئوپلتيك نفت و اقدامات نظامي است.
خطوط لوله هاي نفت و معاهدات ميان آمريكا- آذربايجان خطوط لوله نفت باكو- جيهان از سوي بريتيش پتروليوم و بسياري ديگر به عنوان پروژه قرن خوانده شد.
زبيگنو برژينسكي مشاور سابق امنيت ملي آمريكا و بريتيش پتروليوم در طي دوره رياست جمهوري كلينتون واشنگتن را برآن داشت تا از اين پروژه حمايت كند.
در واقع اين برژينسكي بود كه در سال ۱۹۹۵از طرف كلينتون به شكل غير رسمي به باكو رفت تا با رئيس جمهور آتي آذربايجان حيدر علي اف بر سر مسير خط لوله مستقل جديد باكو، از جمله خط لوله BTC ديدار و مذاكره كند.
برژينسكي هم جايي در هيات مديره موثر اتاق بازرگاني آمريكا- آذربايجان USACC, پيدا كرد.
رئيس هيات مديره USACC در واشينگتن تيم چي كا رئيس اكتشافات ExonMobile است.
ديگر اعضاي هيات مديره USACC شامل هنري كيسينجر و جيمز بيكر سوم، مردي كه در سال ۲۰۰۳ شخصا به تفليس سفر كرد تا به ادوارد شوارد ناتزه بگويد كه واشينگتن مي خواهد كه او به طرفداري و حمايت از رئيس جمهور آمريكايي پرورده گرجستان ميخاييل شاكاشويلي كنار رود.
برنت اسكوكرافت مشاور سابق امنيت ملي جرج بوش نيز در جمع اعضاي هيات مديره USACC نشست.
چني خود نيز عضو اين هيات بود تا قبل از آن كه معاون اول شود.
تصور تيمي قوي تر از اين براي درست كردن روابط ژئوپليتيك خيلي سخت خواهد بود.
اين گروه از افراد برجسته يقينا لحظه و دقيقه ايي از وقت خود را صرف نمي كنند مگر آنكه يك ناحيه از نظر ژئوپليتيك حائز اهميت بي اندازه اي براي آمريكا باشد و يا منافع گسترده معلومي در آن نهفته باشد.
در حال حاضر كه خط لوله BTC به جيهان كامل شده است، فاز دوم خط لوله در زير دريا در دست بررسي است كه بالقوه درياي خزر را به قزاقستان و تركمنستان با ذخاير غني گازي شان مرتبط مي سازد و اين انرژي را در مسيري كنترل شده توسط آمريكا و انگليس از چين دور و به غرب هدايت سازد.
در اين بستر اين نكته ارزش بيان كردن را دارد كه بوش شخصا در ۱۰ مي به تفليس سفر كرد تا در ميدان آزادي در برابر جماعتي عظيم سخنراني كند، و جنگ اخيرش عليه استبداد را در اين منطقه تبليغ كند.
او انقلابهاي رنگي تحت حمايت آمريكا را از اوكراين تا گرجستان را مورد ستايش و تجليل قرار داد.
انقلاب آذربايجان چه رنگي خواهد گرفت؟
جاي تعجب نيست كه اين نطق به عنوان علامت حركت براي گروهاي مخالف در سر تا سر قفقاز تلقي شد.
در آذربايجان چهار گروه جوان-Yokh (نه)، Yeni Fikir ) افكار جديد)، Magam (وقتشه) و جنبش نارنجي آذربايجان باعث پيدايش مخالفت و شنيده شدن صداي مخالفان در گرجستان، اوكراين و صربستان شد.
اين در حالي است كه سفارت آمريكا و گردانندگان سازمانهاي غير دولتي تعليم داده شده با كمك سازمانهايي چون موسسه ملي آمريكا براي دموكراسي، خانه آزادي و بنياد Soros مسول تنظيم و سازمان دهي فعاليت هاي تغيير رژيم با هدف بر سر كار آمدن حكومت هاي هوادار ايالات متحده بودند.
به گفته روزنامه نگاران باكو، Pora (وقتشه) از اوكراين، Kmara (كافي) از گرجستان وOtpor (مقاومت) صربستان به عنوان الگو براي هر چهار سازمان مخالف حكومت در آذربايجان توصيف شده اند.
گروه هاي مخالف، ديدار فوريه بوش از براتيسلاوا با والاديسلاو كاسكيو- رهبر Pora - را به عنوان نشانه اي از حمايت آمريكا از خود تلقي كردند.
به نظر مي رسد همان تيم آشنا متخصصان تغيير رژيم از واشنگتن كه در پس پرده برخي ديگر از انقلابهاي رنگي اخير در منطقه بودند، در حال آماده شدن براي سازماندهي انقلاب رنگي ديگري در خلال انتخابات آينده آذربايجان هستند.
در سال ۲۰۰۳ پس از مرگ رئيس جمهور سابق آذربايجان حيدر علي اف، پسرش الهام علي اف در انتخاباتي ناسالم كه واشنگتن آنرا قانوني دانست رئيس جمهور شد.
اين موضع گيري از آنجايي بود كه علي اف حاكمي خودي براي آمريكا محسوب مي شد و همچنين شير نفت باكو را بتوان به دست او داد.
الهام علي اف رئيس سابق شركت نفت ملي SOCAR به قدرت پدرش وابسته است و ظاهرا اكنون براي سياستهاي خط لوله هاي جديد مناسب به نظر نمي رسد.
احتمالا او سهم بيشتري از اين غنيمت مي خواهد.
در هر صورت دولت توني بلر و آژانس AID وزارت خارجه آمريكا در حال تغذيه مالي گروه هاي مخالف آذربايجان هستند، مشابه Otpor در اوكراين.
سفير آمريكا رنو هارنيش بيان داشته است كه واشنگتن حاضر به پرداخت بودجه جهت شمارش آرا ماخوذه انتخابات است.
شمارش مجدد آرا در اوكراين فاكتوري كليدي براي پيش راندن گروه مخالف و موفقيت آنها بود.
مسكو از نزديك شاهد رويدادهاي آذربايجان است.
در ۲۶ مي روزنامه كومرسنت چاپ مسكو نوشت: هنگامي كه خط لوله در حال انتقال نفت از شرق به غرب است، روح انقلاب رنگي در جهت عكس اين جريان حركت مي كند.
بخش ديگر بازي آن است كه استراتژيستهاي پنتاگون از آن به عنوان نفي استراتژيك ياد مي كنند.
حتي با اين وجود كه حيدر علي اف افسر عالي رتبه KGB در اتحاد جماهير شوروي در زمان ميخاييل گور باچف بود، آمريكا از ديكتاتوري فاسد و ظالم وي تا هنگامي كه اين فاميل هم همبازي آمريكا در طرحهاي ژئوپولتيكش در منطقه بود حمايت مي كرد.
سپس در ۱۲ آوريل دونالد رامسفلد وزير دفاع آمريكا براي مطرح كردن تمايل واشنگتن به استقرار يك پايگاه نظامي در آذربايجان كه به عنوان بخشي از طرح انتقال جهاني انرژي توسط آمريكا كه در برگيرنده اروپا، خاور ميانه و آسيا است به باكو سفر كرد، اين سفر دوم وي در چهار ماه گذشته به اين كشور محسوب مي شود.