باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز چهارشنبه 18 دي 1387 كاربران برخط 18 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
حيات تازه غيرمتعهدها
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ
دورنماى يك جنبش عدالت طلب در عصر جهانى شدن


 
   ● نويسنده: محمد - بخشنده

منبع: روزنامه - ایران

 
 

از سال ۱۹۶۱ كه سازمانى با پرچم سبز مستقل بودن در شهر بلگراد تولد يافت تا به امروز كه ايام ميانسالى اين نهاد را شاهد هستيم بنيان گذاران اين جنبش درست نيم قرن را در آرزوى برافتادن انديشه سلطه به سر كرده اند. رهبران و اعضاى اين جنبش در اين ۵۰ سال ايام توفانى جهان سياست، بار ها درباره كارآمدى و توانايى اين نهاد دچار ترديد شده اند. اما گويى زيستن در سايه تهديد جزو عوامل ذاتى حيات اين جنبش بوده است. يكه تازى دوبلوك قدرت در سه دهه ايام جنگ سرد - واشنگتن و مسكو- و يك جانبه گرايى قدرتى ديگر پس از فروپاشى شوروى همانند دو موج سهمگين بودند كه حيات اين سازمان را با تلاطم و خطر مواجه ساختند. اما غير متعهد ها در دوران پرمخاطره پس از سقوط امپراتورى شرق نيز بر دوش همان پايه گذاران ديرينش ادامه حيات داد.

اكنون در فرداى پانزدهمين اجلاس اين جنبش كه صداى هويت خواهى آن رساتر از هر زمان به گوش مى رسد، مى توان با نگاهى تازه دراين پرسش انديشه كرد كه دلايل ماندگارى اين نهاد چيست و سازمانى كه به تعبير وزير خارجه ايران چند سال را در ركود به سر برد چگونه بر بحران هويت و بقا فايق آمده است؟

در پاسخ اين سؤال دلايل گوناگونى مطرح مى شود. برخى ظرفيت هاى اقتصادى و اقليمى اعضاى ۱۱۴ گانه اين نهاد را به خاطر مى آورند و مى گويند اين جنبش۶۰ درصد خاك جهان؛ ۲۰ درصد توليد ناخالص ملى را داراست. كشورهاى عضو جنبش غيرمتعهدها، دو سوم از كشورهاى جهان را تشكيل مى دهند يا آنكه رشد اقتصادى بيشتر كشورهاى عضو اين سازمان در دهه ۹۰ و ۲۰۰۰ ميلادى بيشتر از گذشته بوده است.

يا آن كه برخى ديگر از تحليلگران به تلاش و مجاهدت پيشقراولان جديد و قديم جنبش از هند و مصرايام گاندى ها و ناصرها تا ايران و مالزى و كوباى تحت رهبرى امام خمينى(ره)، ماهاتير محمد و فيدل كاسترو اشاره مى كنند و مى گويند همچنان كه اين جنبش بر شالوده تفكر درخشان رهبرانى چون: تيتو، سوكارنو ونهرو پايه گذارى شد اكنون نيز به همت كشورهاى مهم واستقلال طلب منطقه راه خويش به سوى ايفاى نقش در قرن جديد را هموار ساخته است.

اما بى آن كه نقش هركدام از اين عوامل را در بقا و پويايى اين نهاد ناديده بگيريم عامل حيات بخش سازمان غير متعهد ها را همانا بايد در تفكرى جست كه مانند ريسمانى ناگسستنى در هر برهه زمانى كاروان كشورهاى جهان سوم يا درواقع قطب جنوب را به زير بيرق غيرمتعهد ها مى كشاند.

كم نبودند كسانى كه درفرداى فروپاشى سازمان ها و نهادهاى عصر جنگ سرد همانند ورشو يا سنتو زنگ فروپاشى غير متعهد ها رابه صدا درآوردند يا آنكه پس از قدرت يابى آمريكا از زوال قطعى اين نهاد سخن گفتند اما اين محاسبات و پيش بينى ها يك عامل جوهرى را در حيات عدم تعهد به حساب نياورد وآن اين كه اين سازمان فلسفه وجودى فراتر از سازمان ها يا ترتيبات امنيتى يا سياسى دوران جنگ سرد دارد.

 

* فرضياتى كه ابطال شد

اغلب كسانى كه در فروپاشى جهان دو قطبى، ختم حيات غير متعهد ها را اعلام كردند نظرشان بر اين پايه استوار بود كه فلسفه وجودى اين سازمان، اعتراض به تقسيم جهان ميان دوقطب بود و لذا نتيجه مى گرفتند كه با يكدست شدن جهان ديگر هيچ دليلى براى ماندن سازمانى كه مى خواست نيروى سوم درميان دو اردوگاه چپ وراست باشد نمى ماند. حتى بسيارى از نظريه پردازان كه در افق قرن جديد فقط سيطره آمريكاى واحد را مى ديدند براين گمان بودند كه قافله غير متعهد ها يكى پس از ديگرى راه پيوستن به نهادهاى نام آشناى اروپايى و غربى چون ناتو را پيش خواهند گرفت.

اى بسا دراين مدت باب همكارى هاى جديد ميان برخى كشورهاى عدم تعهد با طرف هاى اروپايى و آمريكا گشوده شد اما هيچ كدام از اعضاى خانواده بزرگ اين سازمان ورود درهمكارى هاى تازه را به بهاى لغو عضويت خويش در جرگه غير متعهد ها مشروط نكردند.

پرسش اصلى نيز اينجا نهفته است كه چرا با وجود پا گيرى چندين نهاد و سازمان نوين منطقه اى و فرامنطقه اى، ۱۱۴ عضو عدم تعهد حاضر به ترك اين نهاد نشدند؟ چه انگيزه اى موجب شد كه حتى در بدترين روزهاى تضعيف و تحقير سازمان هاى بين المللى، اعضاى كشور ها وملت هاى موسوم به جهان سوم به تعطيلى اين نهاد تن ندهند؟

دست كم بر كارشناسان سياسى پوشيده نيست كه ديپلماسى بلوك غرب بويژه در دو دهه اخير گرايشى نيرومند براى جذب خيل كشورهاى چپ گراى ديروز كه با فروپاشى شوروى دچار بحران خلأ قدرت شدند به كار بستند. در اين مسير آنها حتى از اعطاى انواع مشوق هاى سياسى و اقتصادى براى پيشبرد جذب كشورهاى سرگردان يا بلاتكيف جنوب دريغ نكردند اما هيچ كدام از اين تلاش ها به فروپاشى اردوى عدم تعهد منجر نشد.

دو دهه پس از جنگ سرد براى حافظان بيرق عدم تعهد بسى دشوارتر از ايام جنگ سرد بود.

غلبه براين ذهنيت شبه يقين كه جهان راهى جز حركت روى ريل تفكر راست ندارد امرى سخت و طاقت فرسا بود.

در اين جهان نو كه از خاكستر فروپاشى شوروى وسپس برج هاى فرو ريخته نيويورك برخاست ونسل تازه نظريه پردازان نو محافظه كار آمريكا شالوده تئورى آن را ريختند ليبراليسم به عنوان نه فقط «گفتمان غالب» يا انديشه برتر كه به صورت تنها نظام فكرى - حكومتى ممكن و موجود معرفى شد.

كشورهايى كه مسير سياست خارجى خويش را به سمت قبله ليبراليسم تغيير ندادند از آن جمله بسيارى از دولت هاى عضو عدم تعهد با سرسختانه ترين تنبيهات و تحريم ها روبرو شدند. البته اين روندى است كه اكنون نيز كمابيش ادامه دارد و آنگونه كه خبر ها حكايت دارد حتى در دور جديد اجلاس عدم تعهد نيز، واشنگتن ديپلماسى تهديد و فشار خويش براى بر هم زدن آهنگ همكارى اعضاى سازمان غير متعهد ها را تداوم بخشيده است.

بنابراين پرسش مبنايى ديگر اين است كه در عصر جديد روابط بين الملل كه جهان در نگاه بازيگران به دو طايفه دوستان و دشمنان ليبراليسم تبديل شد سازمان عدم تعهد چگونه توانست بر بحران بقا غلبه كند؟ و اين بار چرا انبوه كشورهايى كه در پيمان هاى امنيتى گوناگونى براى جنگ ترور وارد شدند همچنان تابعيت خويش را به عنوان عضوى از آحاد غيرمتعهد حفظ كردند ؟

اجلاس تهران بيش از هميشه اين سؤال بنيادين را دامن زد كه در اوج جنگ ترور، كشور هاى عضو سازمان در نشستى گردآمدند كه درآن سياست هاى آمريكا ومناسبات حاكم بر سياست بين الملل به صورت آشكارى به چالش كشيده شد.

پاسخ اين پرسش در نكته اى نهفته است كه از دوران نهرو تاكنون شاه بيت بيانيه هاى اين سازمان است وآن اين كه عدم تعهد در پى تغيير نظام ناعادلانه توزيع قدرت به صحنه آمده است. با اين تعريف، سازمان غيرمتعهد ها رشته حيات خويش را به مهم ترين خواسته فطرى و دينى انسان ها و جوامع گره زده است.

درواقع جهان بينى اين جنبش همان خط سير همه نهضت هاى جاودانه اى است كه در طول تاريخ در پى مهار افسار قدرت هاى سلطه جو بوده اند. با همين نگاه است كه همه دست اندركاران ديروز و امروز جنبش به تلاش خويش در حفظ و مرمت اين عمارت، رنگ قداست مى بخشند. حتى مخالفان حرفه اى سازمان هاى منطقه اى نيز نمى توانند اين واقعيت را ناديده بگيرند كه خانواده سازمان عدم تعهد با وجود گرايشات گوناگون عقيدتى و سياسى و با وجود داشتن انواع مراودات سياسى واقتصادى بلوك غرب همچنان هويت خويش را زير پرچم اين سازمان تعريف مى كنند.

بنابراين وقتى ميزبان ايرانى اجلاس عدم تعهد از قداست اين نهاد سخن گفت هيچ كس در اين گفته ها به ديده يك شعار يا تعارف سياسى ننگريست. آرمان هايى كه ۵۰ سال پيش سازمان عدم تعهد برشالوده آنها بنا شده است هنوز مقدس است و اى بسا شرايط و اوضاع نوين جهانى درجه وجوب و قداست اين آرمان ها را افزون تر ساخته است.

اكنون مى توان به سراغ پاسخ آن پرسش ديرين رفت كه چرا در عصر افول سازمان ها و دوران زوال ائتلاف هاى جهانى، سازمان عدم تعهد با اتفاقى متفاوت به سوى جلو گام برمى دارد. بالاترين وجه مميز اين سازمان همان است كه اين مجموعه برخلاف بسيارى از نهادهاى مرسوم منطقه اى و فرامنطقه اى بيش از منافع اقتصادى يا مصلحت انديشى هاى زودگذر بر بنيان يك انديشه بشرى شكل گرفته است. اين انديشه در واژه زيباى عدالت خواهى و نفى سلطه تبلور يافته است. با تكيه بر همين خيمه مستقل بودن است كه اين سازمان نيم قرن برابر مناسبات و معادلات ناعادلانه سياسى و نظامى قرار مى گيرد.

اگر خواست و تلاش قدرتهاى مختلف در برهه هاى گوناگون براى حذف اين سازمان از گردونه سياست بين الملل مؤثر نيفتاده از آن روست كه آرمان جهان عادلانه و عارى از سلطه از بينش انسان ها قابل حذف نيست. حتى در شرايط امروز مى توان تناسبى برقرار كرد ميان آهنگ فزون خواهى قدرت ها و تلاش بى وقفه ملت ها براى تقويت سازمان غير متعهد ها به عنوان تنها نهاد مجسم عدالت خواهى.

 

* عناصر حيات بخش جنبش

پانزدهمين نشست نمايندگان جنبش عدم تعهد در تهران در دوره اى متفاوت و عصرى تازه تشكيل شد. شايد بتوان اين مسأله را به حساب اقبال خوش ايرانى ها گذاشت كه رويگردانى از ائتلاف ها و سازمان هايى كه پس از ۱۱ سپتامبر قارچ گونه شكل گرفتند شتاب گرفته است. طبيعى است نتيجه اين رويگردانى چيزى جز تقويت رويكرد همكارى وتعامل در درون سازمان هاى ديرپايى چون جنبش عدم تعهد نخواهد بود.

نطق هاى مدعوين اجلاس تهران به وضوح چشم انداز تازه اين نهاد را در عصرجديد نشان مى دهد. وجه مشترك سخن اين ديپلمات ها اين بود كه جهان در پيمودن راه صلح و امنيت به مسير خطا رفته است. آنها در حقيقت به مديريت تحولات جهانى نقد روا داشتند و اين كه جهان به دليل يك سلسله انتخاب هاى نادرست وتصميم هاى اشتباه سر از اين بحران هاى مهيب درآورد.

بنابراين اگر در زبان برخى ناظران اجلاس تهران يك مبدأ براى شروع حركت جديد و سرآغاز فصل نو در حيات اين سازمان ديده شد از آن روست كه امروز يك اجماع بى سابقه بر سر ضرورت اصلاح مناسبات ناعادلانه جهانى شكل گرفته است. وهمه فلش هاى نقد واعتراض متوجه همان مركزيت سياست جهانى است كه باعث شده پروژه صلح و امنيت به بن بست هاى خونبار بينجامد. حتى محافظه كار ترين اعضاى جنبش كه اى بسا نامشان به عنوان شركاى آمريكا مطرح است به اين پروژه اصلاح طلبى جهانى پيوسته اند.

بنابراين مى توان اميدوار بود كه آهنگ تجديد نظر خواهى كه در اجلاس تهران به گوش رسيد در نشست هاى آينده تداوم يابد زيرا كه روند تحولات جهانى اين الزام را پديد آورده است.

 

* ميدان جديد حركت جنبش

اجلاس تهران موضوعى بديع را در دستور كار قرارداد. موضوعى كه به طور سنتى ركن ثابت نشست هاى طرفهاى غربى بوده است و در مشرق زمين غريب و مهجور مانده است و اين موضوع بديع همان است كه برپرچم اجلاس نقش بست يعنى حقوق بشر و تنوع فرهنگى.

ورود غير متعهد ها درحيطه اين دو مبحث از آن جهت منشأ تحولات جديد است كه جهان غرب نقطه آسيب مشرق زمينيان را در اين دو محور جسته است. ازنگاه اعضاى سازمان دور نبود كه بويژه دراين ۵۰ سال آمريكا و اروپا از ۲ عامل حقوق بشر وتكثر به عنوان اهرم فشارى مستمر و مؤثر براى پيشبرد خواسته هايش بهره جسته است.

گشودن فصل جديد همكارى درباره اين ۲ مقوله نو درتهران اين پيام نيكو را نيز همراه داشت كه غيرمتعهدها درباره اين ۲ مسأله چالش انگيز جهانى همچون ايران مى انديشند و يا برآنند كه همسو با تهران مى كوشند اين مفاهيم، حيات تازه خويش را متكى برمبانى عقايد دينى وبومى ملت ها ونه تفسير قدرت ها تجربه كنند.

اين نكته در حركت نوين جنبش عدم تعهد شايان توجه است كه طراحان و گردانندگانش براى پويايى آن به خلق ابتكاراتى تازه دست زده اند، ابتكاراتى كه چند نمونه چشمگير آن را پيش از اين در اجلاس هاى قبلى ديديم چنان كه پس از نشست دوربان، سازوكارى تحت عنوان تروئيكاى عدم تعهد شكل گرفت كه در ۲ سطح وزيران امور خارجه و سران، رايزنى هايى را با اعضا براى اجراى مصوبات يا حداقل پيگيرى آنها آغاز كرد. در حال حاضر تروئيكاى عدم تعهد متشكل از آفريقاى جنوبى، مالزى و كوباست كه به عنوان رؤساى قبلى، فعلى و آينده سفرهايى نيز به برخى كشور ها از جمله ايران درباره موضوع فعاليت هاى هسته اى داشته اند.

جدى ترين ره آورد اين كار گروه ، تلاش جنبش عدم تعهد براى حركت از حاشيه به متن معادلات بين المللى حمايت قاطعانه ۱۳ كشور عضو جنبش عدم تعهد در شوراى حكام آژانس بين المللى انرژى اتمى موسوم به گروه نم از فعاليت هاى صلح آميز هسته اى ايران است. با اين ابتكار عمل بود كه جنبش در اجلاس سيزدهم خود به اقدامى مهم درباره عراق دست زد و جنبش عدم تعهد تلاش كرد مانع چنين حمله اى بشود.

جنبش غيرمتعهد ها چند سال پس از پايان جنگ ايران و عراق كه به اين سازمان تحرك داده بود، شاهد فروپاشى شوروى و افول تعريف اين سازمان شد و پانزده سال را در انزوا سپرى كرد تا اين كه باز هم پرونده اى مرتبط با ايران، جنبش غيرمتعهد ها را فعال كرد.

با طرح پرونده اتمى ايران در آژانس بين المللى انرژى اتمى، جنبش تلاش كرد با شكل دادن به گروهى از كشور ها كه از حق هسته اى ملت ها حمايت مى كنند، بر سياست تبعيض آميز كشورهاى غربى تأثير بگذارد.

اما در مرحله جديد بدون ترديد جنبش بايد به سوى زدودن مشكلات بنيادين ديگرى گام بردارد، مشكلاتى كه از يك سو منشأ سلطه قدرت هاى غربى شده وازسوى ديگر به بروز برخى ناهنجارى ها وتندروى ها انجاميده است. به باور كارشناسان؛ فقر مالى برخى اعضا و پراكندگى فرهنگى، سياسى و جغرافيايى كشورهاى عضو اين سازمان به انسجام اين سازمان لطمه زده است. درمان اين دست مشكلات سازمان به يقين ميزان تأثيرگذارى تصميم هاى جنبش بر فضاى بين المللى و جامعه جهانى را دوچندان خواهد كرد.جنبش عدم تعهد چنان كه اجلاس تهران تأكيد دارد پرونده اى از بحران هاى بزرگ را دردست دارد، بحران هايى كه اقليم هاى سوق الجيشى خاورميانه را فراگرفته است و هركدام به نحوى نيازمند برداشتن گام تازه اين سازمان است.

 

    112 بازديد     0 امتياز     0 نظر


دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:19/06/1386

تاريخ شمسی نشر:18/06/1386
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب