آنچه كه نئوداروينيست ها در باب نظريه هاي طرح عقلاني درك نميكنند.
چنانچه از طريق مطبوعات متأخر ليبرال، نگاهي يكسويه به جهان بياندازيم، با هشداري ايمان مدار مواجه خواهيد شد كه علم و عقلانيت را مورد هجوم قرار داده است. عليرغم اينكه در دوران تاريك و يادآور جنگهاي صليبي جرج دبيليوبوش ـ چه در داخل و چه در خارج امريكا ـ معرفتي بيمار گونه به بيهودگي اميد پيدا كرده ايم، ناگزير از زندگي هستيم و حتي شايد نتوانيم شوق جسته گريخته خود را در مخالفت مذهبي با نظريه داروين در مقابل ستايندگان آتي اين نظريه به سرمنزل مقصود برسانيم. واپسين مدافعان عقل بسيار جسورانه و با جزميتي جاهلانه، با تكيه بر مطبوعات ياوه گو، چنان مردم را موعظه ميكنند كه گويي از قهرماني ملي ـ باستاني خود سخن مي گويند.
سرمقاله اخير روزنامه نيويورك تايمز، از رشد قانونمندانه و «خطرناك» بيماري سكوت پديدآورندگان، كه در سطحي علم نمايانه از ظاهر متحول « طرح عقلاني» به منصة ظهور رسيده، اظهار تأسف كرده است. نويسنده مقاله، اين حركت و هر كس را كه با رويكرد و « تبيين فرا طبيعي» و با درنورديدن مرزهاي نامشخص قلمرو «علم »، داروين را مورد پرسش قرار دهد، محكوم مي كند. به نظر نميرسد كه سردبير تايمز دغدغه فيزيكدانان را داشته باشد يعني اين مسئله كه در پرتو توانمندي ذرات اتمي و درون اتمي براي اشغال ناگهاني مكانهاي محدود به يكباره (يكي از اتفاقات عجيب طبيعي كه تبيين هاي « طبيعي » را به چالش ميكشد )، «فرضيه جهانهاي كثير» را مطرح كرده اند. جهان هايي كه انسان ها با عمر متناهي در عالم هايي متناهي زندگي ميكنند و هر يك از ديگري پنهان است تا دليلي باشد براي هر فرضية ممكن كوانتوم. شايد نظرياتي اين چنين، از آنجا كه نام «فرضيه» بهخود گرفتهاند، «علمي» نيز باشند. هر گاه كه ايده خود را نظريه ]Theory[ نام نهاديد، در آن زمان است كه نظرپردازي متافيزيكي، حوزه ها و تعاريف فيزيكي را زير پا نهاده است.
اما يكي ديگر از عقايد پر احساس درباره طرح عقلاتي، « علم فرسوده » است كه توسط نشريه نيويوركر و به قلم هـ. آلن اور، زيست شناس دانشگاه روچستر، به طبع رسيده است. وي معتقد است، هر ادعايي كه توسط رسانههاي ليبرال، نظريه صحيح علمي خوانده شود و يا هنگاميكه يك ايدئولوژي بواسطة تنبلي عقلاني، في نفسه يك علم تلقي گردد، يك ديدگاه اشتباه است.
هـدف از اين برهان دفاع از علم طرح عقلاني نيست. باوجود گروهي از فعالان كـتـاب مـقـدس و قانون گزاران محافظه كار در ميان كارشناسان خود گماردهاي كه به «مشكلات نظريه داروين» اذعان دارند، به نظر مي رسد كه نهاد دارويني نياز شديدي به كمك من داشته باشد. و با موضعي بيطرفانه بايد بگويم كه بدگويان نظريه تكامل به اين نتيجه دست يافته اند كه در روشهاي ” نهاد” دارويني ترديدهايي مستدل وجود دارد. براساس شواهد ارائه شده، طرح عقلاني از انسجام منطقي كمتري برخوردار بوده و يا به مثابة يك «نظريه» ارزش گزاري شده است ـ خصوصاً اگر نظريه مبتكرانه داروين دايره شمول وسيعي داشته باشد، به لحاظ تجربي بدنه كاري را كه جايگاه آنرا معين ميسازد، تقويت ميكند. براساس نظريه اور كه گاهي قاطعانه و به لحاظ منطقي از شكست نظريه طرح عقلاني سخن ميگويد، معتقد است كه حتي خداپرستان نيز در مورد استحكام و سازواري اين مقوله، با ديده ترديد مينگرد.
اما در آن هنگام كه نظريه داروين مي توانست در مطرح ساختن نهاد در يك زمينه علمي كامياب باشد، براهين ارائه شده موفقيت كمتري در هدف ثانويه خود بدست آوردند. اغلب مباحثي كه اين مبحث را احاطه كرده اند، از يكي از وجوه داروينيسم ( چانكه در حال حاضر تعبير ميشود ) مشتق شده است كه خودش غير علمي است؛ حتي ممكن است كسي بگويد كه اگر اين نظريه «مذهبي» نيست، در عوض يك نظريه سياسي است ـ در اين صورت داروينيسم به طور ابهامآلودي در ارتباطي آشكار با الحاد تعريف ميشود. در پاسخ به اين تعريف، مطبوعات هر گونه ارتباطي را با الحاد انكار كردند. روزنامه تايمز آشكارا از « دانشمندان تجربي » كه بواسطه اعتقادشان با نهاد دارويني سرو كار دارند، استمداد مي طلبد، اين سرمقاله مدعي است كه اين قبيل دانشمندان خداپرست، درك مي كنند كه « نظريه هايي درباره چگونگي تعامل پروردگار با جهان، فراتر از حوزه قواعد و نظامهاي » آنهاست و بابكاربردن آن تمايلي به پذيرش چالشهاي مبتني برمسائل الهي عليه داروين، ندارند.
بنابراين تايمز، در ميان دانشمندان مذهبي، آندستهاي را ترجيح مي دهد كه خداوند را در كليسا و يا حوزه هايي كه متعلق به آنست نگه ميدارند. از آنجا كه خداوند به روش دارويني گام بر نمي دارد ـ و نيز از آنجا كه شما هم ايمان خود را با بينش ظاهراً لغزش ناپذير داروين سازگار ساخته ايد، اين روش، روش پسنديدهاي براي اعتقاد به خدا بنظر مي رسد.