باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز چهارشنبه 18 دي 1387 كاربران برخط 18 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
زندگى پس از به دنيا آمدن
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 

منبع: روزنامه - ایران

مترجم: ليلا - كاظمى

 
 

وقتى فرزند چهارمم را باردار بودم برخى به من طعنه زده و مى گفتند با داشتن سه فرزند باز هم منتظر آمدن فرزند چهارم هستى؟ مى دانم پس از به دنيا آوردن هر كودك چه اتفاقاتى مى افتد اما به دنيا آمدن هر كودكى حادثه اى جديد است. وقتى بچه اولم را باردار بودم، روزهايى را تصور مى كردم كه در يك عصر دلپذير كودكم را با خواندن لالايى مى خوابانم. اما واقعيت اين بود كه ساعت ۳ نيمه شب با چشمهاى بادكرده او را كنار ظرف شويى مى خواباندم چون صداى قطره هاى آب تنها چيزى بود كه او را مى خواباند. دو سال بعد دخترم به دنيا آمد. فكر كردم چقدر وسايل نوزادان زيبا و دوست داشتنى است اما دوباره اشتباه كردم. گريه او برادرش را آزار مى داد و باعث مى شد خودش هم جيغ بزند تا اينكه اين قضيه بالاخره با گريه خودم پايان مى يافت. سه سال بعد سومين فرزندم به دنيا آمد. فكر كردم داشتن بچه سوم هم شايد چندان مشكل نباشد. اكنون با داشتن يك بچه ديگر تعريفم از خستگى و يا فعاليت عوض شده است در حالى كه كوچولويم را شير مى دهم با دقت ساندويچ پنير دخترم را درست كرده و به پسرم كه مرا از حمام صدا مى كند، مى گويم: «يك دقيقه صبر كن» و اين چيزى نبود كه انتظارش را داشتم. مادر بودن به ندرت آنگونه مى شود كه انتظار مى رود خواه فرزند اول، دوم يا سومتان باشد. اينكه هر كودكى با آمدنش زندگى ما را تحت تأثير خود قرار دهد طبيعى است، بهترين كار اين است كه فكر كنيم چطور با آن كنار بياييم.

 

فرزند اول

پس از به دنيا آمدن فرزندم ديگر رغبتى به خواندن كتاب و يا شركت در كلاسهاى مختلف ندارم. در حقيقت با مسائل كودكم آميخته شده ام. ولى هيچ كس به من نگفت كه ممكن است ضعيف شوم و اينكه بايد به خودم نيز توجه كنم.

اينكه توجه تان اين همه به كودك شيرين تان باشد، طبيعى است. مسؤول بودن در قبال يك انسان ديگر جالب و شگفت انگيز است. اما بايد بين مادر بودن و داشتن علايق ديگر توازن برقرار كرد. در غير اين صورت زمانى متوجه خود مى شويد كه منزوى و بى ذوق شده ايد. پس با كارهاى ساده اى مانند شركت در كلاسهاى ورزشى يا ملاقات يك دوست و صرف يك فنجان قهوه شروع كنيد. بدين صورت دوباره ذوق و شوق يافته و حتى وظايف مادرى را نيز بهتر انجام مى دهيد. همچنين از ياد نبريد دوره كودكى فرزندتان هميشگى نيست و بالاخره او بزرگ مى شود آن وقت شما زمان بيشترى براى خود خواهيد داشت. زمانى كه او به پيش دبستانى رفته و يا فعاليتهاى ديگرى انجام دهد.

مادرى مى گويد: تا شش ماه پس از به دنيا آمدن پسرش كه اكنون دو سال دارد مدام گريه مى كرده است. او مى گويد: «بيشتر آنها اشك شوق بود. چون احساس مى كردم هر چيزى در مورد به دنيا آوردن يك كودك باارزش است.»

گريه كردن مادر در هفته هاى پس از تولد كودك، قابل توجيه است. شما خواب نيستيد. بدن شما طورى است كه انگار يك كاميون از روى شما عبور كرده است. اما وقتى اين احساسات زودگذر پايان يافت احساس جديد شما احتمالاً ماندگار است. با يافتن يك نقش جديد در زندگى كه نقش مادرى است، اين احساسات نيز به وجود مى آيد: محبت شديد (من هرگز نمى دانستم كه مى توانم كسى را تا اين حد دوست داشته باشم)، حمايت (من حاضرم زندگى ام را فداى اين بچه بكنم) و حتى ترس (آيا مى توانم از عهده اين مسؤوليت سنگين برآيم؟) اشك هايتان را پاك كنيد. هرچند اگر فكر مى كنيد گريه كردن جزيى از زندگى شما شده بايد با پزشكتان در مورد افسردگى خود صحبت كنيد.

وقتى با كودكتان تنها هستيد مجبوريد كارهاى مهمى نيز انجام دهيد و گاهى كودك بدخلقى مى كند، در اين موارد چه بايد كرد؟

با انجام تمام كارهاى روزانه كودك، پوشك كردن ، غذا دادن، بازى كردن، خواباندن و سپس باز هم انجام دوباره تمام اين كارها، احساس يك كارگر بى مزد را نداشته باشيد. ليزا اسپيگل، نويسنده «دوران مادرى» مى گويد: گاهى كودكان شما را وادار مى كنند به چيزهايى توجه كنيدكه قبلاً آنها را بارها تجربه كرده ايد. مانند نگاه كردن به يك كودك ديگر. نبايد انتظار داشته باشيد همه كارها خود به خود انجام شوند. پس براى انجام كارهاى روزانه ليستى تهيه كرده و كارهاى جديد و مسؤوليت هاى كودك را نيز در آن وارد كنيد و اگر بيش از آنچه تصور مى كرديد، زمان صرف شد ناراحت نشويد. اگر در حال تميز كردن كف آشپزخانه هستيد و تميز نمى شود، مهم نيست. در عوض آواز اتل متل را براى كودكتان بخوانيد.

 

فرزند دوم

استفانى هيكز، دو فرزند دارد. اوليور ۴ساله كه براحتى مى توان حواس او را از كارى كه انجام مى دهد، پرت كرد و آگوست ۱۶ماهه كه وقتى به او اسباب بازى مى دهد، آن را پرتاب كرده و به سراغ كابينت ها مى رود. او مى گويد: «واقعاً از اين همه تفاوتى كه دو فرزندم با هم دارند، متعجبم. چگونه مى توان با اين كودكان متفاوت كنار آمد؟ دكتر آرى براون، متخصص كودكان در اين مورد مى گويد: هر آنچه را كودك اولتان انجام مى داده، نرمال مى پنداريد. كودك اول خود را يك مانع ندانيد و اصلاً فرزندانتان را با يكديگر مقايسه نكنيد و فكر نكنيد اين كار به شما كمك مى كند.

لورى موى با داشتن پاتريك ۵ماهه فكر كرد ديگر نمى تواند خودش را وقف كودك دوساله اش جورج توماس كند و احساس گناه مى كند. او مى گويد: «نمى توانم همان زمانى را كه صرف جورج مى كردم. صرف پاتريك نيز بكنم.»

احساس گناه او براى هردو فرزندش است.

دراين مورد بايد گفت: شما مى توانيد براى هردوى آنها كارهاى زيادى انجام دهيد. درست است كه نمى توانيد آنطور كه بايد به نوزادتان رسيدگى كنيد اما در طولانى مدت كمكهاى زيادى به او مى كنيد. دكتر براون مى گويد: معمولاً كودكان دوم مستقل بارمى آيند چون والدين اين فرصت را به آنها مى دهند.

آنها همچنين از نعمت داشتن يك خواهر يا برادر برخوردار هستند كه مى توانند از آنها يادبگيرند يا تقليد كنند. داشتن يك خواهر يا برادر براى فرزند اول نيز خوب است.

براى حفظ تعادل با هركودك يك زمان خاص را تنها با او بگذرانيد. مثلاً وقتى مادربزرگ براى ديدن شما مى آيد، فرزند كوچكتر را به او سپرده و فرزند بزرگتر را با خود به بيرون برده و با او بستنى بخوريد يا وقتى فرزند اول خواب است. زمانى را با فرزند دوم بگذرانيد. اين كار نه تنها باعث مى شود هركودك احساس ويژه اى داشته باشد بلكه شما نيز احساس گناه كمترى مى كنيد.

 

فرزند سوم

كوراولگر مدام با پسرانش ماتئو ۴ساله و توماس ۲ ساله در پارك يا بازيگاهها بود اما اكنون با آمدن آليسون ۵ماهه ديگر نمى تواند بيش از نيم ساعت بيرون بماند. او مى گويد «حتى رفتن به بيرون براى كار ضرورى براى من مشكل است.»

كريستين مادر سه فرزند زير شش سال و نويسنده مى گويد: بيرون رفتن با بچه ها باعث صميميت مى شود اما شايد نتوانيد به كارهايتان برسيد. وقتى با آنها به باغ وحش يا مراكز خريد مى رويد، واقع بين باشيد. هر سه كودك نخواهند خنديد و يا خوب رفتار نخواهندكرد. او مى گويد: اگر شما براى يك ساعت برنامه ريزى كرده باشيد و واقعاً يك ساعت طول بكشد، بسيارعالى است چون با اين كار توانسته ايد زمانهاى به هدررفته توسط كودكان را كنترل كنيد.

شايد براى بيرون رفتن با بچه ها به يك طرح شبه نظامى نياز داشته باشيد:

۱- وسايل كودك، لباسها و بشقابهاى صبحانه را جمع كرده و كفشهاى نامرتب را شب قبل مرتب كنيد.

۲- به فرزند بزرگتر وظايفى بدهيد مانند حمل كيف و يا كمك به بچه هاى كوچكتر در بستن زيپ كتشان.

۳- پانزده دقيقه هم براى غيرمنتظره ها درنظر بگيريد.

۲- مسأله: شما قوانين را مى شكنيد يعنى كارهايى را كه قسم خورده بوديد، هرگز انجام ندهيد انجام مى دهيد. مانند اينكه به كودك بگوييد اگر اجازه بدهد خريدكنيد براى او هم شكلات مى خريد. ليزا روم مطمئن شد دو پسرش ميكائيل و مگان خوابيده اند اما فرزند كوچكترش جاكوب نمى خوابيد.

او مى گويد: او هرگز درتخت خوابش نمى خوابد و من هرجا كه مى روم بايد او را نيز باخودببرم. كلاس ورزش، مسابقات ورزشى و غيره.

شما هركارى انجام مى دهيد تا همه چيز مرتب باشد. شايد سخت نباشد كه درمقابل كودكتان تسليم شويد اما اين كار را براى زمانى نگاه داريد كه واقعاً به آن نياز داريد. مثلاً اگر در مغازه به او بگوييد كه شكلات نمى خريد اما بعداً به او مقدار زيادى شكلات بدهيد او روش خود را مى آموزد.

فرزند سوم شما از زورگويى و لجاجتش سود مى برد و چون به او مى آموزيد كه منعطف هستيد او درحين بزرگ شدن به همين منوال خواهدبود. اما اگر برنامه شما به گونه اى است كه كودك را خسته و تندخو مى كند بهتر است يك پرستار استخدام كنيد. اگر منعطف باشيد بايد انتظار اتفاقات غيرمنتظره را داشته باشيد!

 

    141 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   کودکان (116)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:02/05/1384

تاريخ شمسی نشر:02/05/1384
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب