باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز چهارشنبه 18 دي 1387 كاربران برخط 32 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
فعل اخلاقي
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 
   ● نويسنده: حسين - حقانى زنجانى

منبع: ماه نامه - مكتب اسلام

 
 

علم اخلاق مجموعه اصولى معيارى و سنجشى است كه شايسته است رفتار انسانها مطابق آن‏ها صورت گيرد و به عبارت ديگر: اصول اخلاقى راه رفتار پسنديده و هدفها و انگيزه‏ها را توضيح و ترسيم مى‏نمايد. (۱)

از اينرو علم اخلاق و به دو بخش اصلى و بنيانى تقسيم مى‏گردد و هركدام از آن دو آثار و ويژگيهائى دارد كه آن ديگرى فاقد آن است.

بخش اول: اين كه انسانها از نظر اخلاقى چه تكاليفى دارند و چه وظائفى خواه مادى يا معنوى، اجتماعى يا فردى و خا نوادگى و غير آن در رابطه با ساير انسانها عهده‏دار است و بايد انجام دهند و چه چيزهائى را نبايد انجام دهند؟

بخش دوم: اين كه اين تكاليف و وظائف را براى چه مقصودى بايد انجام دهد يا ندهد؟ و هدف و غايت اين وظائف و تكاليف چيست؟

بخش اول در اصطلاح علماء علم اخلاق، اخلاق عملى و بخش دوم را اخلاق نظرى و يا فلسفه اخلاق مى‏نامند.

پس فلسفه اخلاق عين علم اخلاق نيست گرچه با آن در رابطه نزديكى قرار دارد زيرا علم اخلاق عام بوده، شامل هر دو بخش مى‏گردد پس نسبت‏بين آن دو نسبت ميان عام و خاص است و فلسفه اخلاق يك بخشى از آن محسوب مى‏گردد.

و به عبارت دقيق‏تر مى‏توان گفت نسبت فلسفه اخلاق (يعنى اخلاق نظرى) و اخلاق عملى نسبت ميان مبادى و غايت محسوب مى‏گردد از اينرو لازم است قبل از هر چيز از اخلاق نظرى بحث نمود زيرا بايد ابتداء غايت را شناخت‏سپس راه‏هاى وصول به آن را مورد بررسى قرار داد. (۲)

فلسفه اخلاق از جهت رده‏بندى علوم، داخل در فلسفه نظرى مى‏باشد و فلسفه نظرى عبارت است از برداشت كلى از جهان و رابطه ذهن با خارج و داراى پنج جزء است:

۱ - فلسفه اولى.

۲ - منطق.

۳ - زيبائى شناسى.

۴ - علم النفس.

۵ - علم اخلاق.

پس هر حكم و اثر و يا ويژگى كه فلسفه (به عنوان پدر) دارد در اجزاء آن (به عنوان فرزند) از جمله علم اخلاق و در نتيجه فلسفه اخلاق نيز جارى و سارى است.

در نتيجه علم اخلاق و به دنبال آن دو بخش اخلاق عملى و نظرى (و فلسفه اخلاق) رابطه نزديكى با فعل و عمل و وظيفه و تكليف انسانها وجود دارد و علم اخلاق در زمينه فعل و عمل انسانى متجلى مى‏گردد.

تحقيق و بررسى طبيعى و علمى در مورد علم اخلاق و يافتن آثار و ويژگيهاى آن در مقايسه با ساير علوم ما را رهنمون مى‏گردد به اين كه افعال انسانها را از جهات گوناگون مورد مداقه قرار دهيم.

 

اقسام افعال انسانها

به طور كلى ما مى‏دانيم كه افعال انسانها به يك نسق نيست، افعال انسانها سه‏گونه‏اند:

۱ - افعال اخلاقى.

۲ - افعال طبيعى.

۳ - افعال عادى.

نمونه‏هاى عملى و توضيح اين سه قسم و موارد آن براى همه ما تا حدودى روشن و واضح است و نياز به تفصيل زياد ندارد.

آرى بيان آثار و ويژگى هر يك از اقسام سه‏گانه بالا و بيان فرق بين آنها نياز به توضيح دارد به اين ترتيب كه عمل اخلاقى قابل ستايش و تحسين هستند برخلاف عمل عادى بشرى. پس انسانها براى اعمال اخلاقى، ارزش قائل بوده و افعال اخلاقى مثل احسان به مستمندان و محبت‏به غير و غير اينها از افعال اخلاقى در وجدان بشرى ارزشمند از نوع ارزشمندى يك كارگر در برابر كارش مثلا نيست زيرا اين ارزش، ارزش مادى و سبب استحقاق مبلغى پول يا كالا در مقابل كار كارگر مثلا نيست و ارزش كار اخلاقى فوق اين ارزشها بوده، با پول و كالاى مادى قابل مقايسه نمى‏باشد مثل شهادت در راه خدا و نقد جان باختن براى احياء دين محمدى‏صلى الله عليه وآله از قبيل ارزش مادى نيست، بلكه ارزش معنوى دارد.

حال اين سؤال اساسى و منطقى در اينجا مطرح مى‏گردد كه پس توجيه اين ارزشها چگونه است؟ يعنى با چه فلسفه و يا با چه مكتبى و معيارى (انسانى، دينى يا عقلى و وجدانى) مى‏توانيم اين ارزشها را توجيه كنيم؟

قبل از اين كه پاسخ اين سؤال را بررسى كنيم، ناچار بايد نمونه‏ها و مثالهائى براى اثبات اخلاقى بودن برخى از افعال و كارهاى انسان‏ها را در اينجا ذكر نمائيم.

الف - عفو و گذشت در انسانها يكى ازاعمال و افعال قابل ستايش و تحسين مى‏باشد يعنى انسانى فرض كنيم كه به گردن ديگرى حقى دارد مثلا او را آزرده باشد و يا طلبى از او داشته باشد در اين هنگام او مى‏تواند از حق خود نگذرد و مى‏تواند از حق خود بگذرد و او را عفو نمايد.

و لذا در دين اسلام و قوانين آن مى‏بينيم كه عفو را يكى از صفات حميده و پسنديده انسانها در رابطه با ديگران به حساب آورده است چنانكه از رسول خداصلى الله عليه وآله چنين نقل شده است:

«ثلاث من مكارم الاخلاق‏» : يصل من قطعك و تعطي من حرمك و تعفو ممن ظلمك‏». (۳)

يعنى: سه چيز از اخلاق بزرگوارانه است: يكى اينكه با كسى كه با توقطع رابطه كرده است، بپيوندى و به آن كه ترا محروم ساخته ببخشى و كسى را كه به تو ظلم كرده است، عفو نمائى.

ب - حق‏شناسى و وفادارى يعنى در مقابل احسان كسى به اين نحو كه او را تا آخر عمر فراموش نكردن و نيكى او را قدردانى نمودن يكى از افعال اخلاقى نيكو و پسنديده انسانى است.

در قرآن مجيد در سوره «الرحمن‏» آيه ۶۰ مى‏فرمايد:

هل جزاء الاحسان الا الاحسان يعنى آيا جزاى نيكى جز نيكى است؟

پس نيكى در مقابل نيكى يك اصل اخلاقى فطرى است كه قرآن آن را يادآور مى‏شود.

ج - ترحم به حيوانات حتى حيواناتى كه پليد هستند و آن پليدى منافاتى با ترحم به آنها ندارد مثلا سگ به جهت داشتن ميكرب در لعاب دهانش يا در همه بدنش و يا به جهات ديگرى مى‏گوئيم كه پليد است، بايد از آن اجتناب نمود اين، منافات ندارد به اين كه اين حيوان قابل ترحم است پس ترحم به حيوان گرسته و يا تشنه جزء افعال اخلاقى انسانها محسوب مى‏شود.

مردى از بيابانى مى‏گذشت‏سگى را ديد كه از شدت تشنگى زبانش را به خاكهاى نمناك مى‏مالد در آنجا چاه آبى بود مرد كفش خود را به دستار شالى بست و آن را فرستاد به ته چاه و از آن آب كشيد و بعد با دست‏خودش آب به اين حيوان داد و او را سيراب و از مرگ حتمى نجات داد وحى به پيامبر زمانش رسيد كه خدا كار اين انسان را پاداش مى‏دهد و اين عمل نزد خداوند داراى ارزش و بها است (شكرالله له و ادخله الجنة) خداوند از عمل نيك اين مرد قدردانى نمود و او را به پاس اين عمل اخلاقى و پسنديده به بهشت‏برد.

سعدى در در كتاب بوستان در توضيح اين حديث‏شريف اشعارى سروده است كه مى‏گويد:

يكى در بيابان سگى تشنه يافت برون از رمق در حياتش نيافت كله دلو كرد آن پسنديده كيش چه حبل اندر آن بست دستار خويش به خدمت ميان بست و بازو گشاد كه داور گناهان او عفو كرد

نتيجه اين حديث و حاصل آن اين است كه اين عمل، عمل اخلاقى بوده، نزد خداوند و خلق ارزش دارد از اين جهت در دعاى مكارم‏الاخلاق كه يكى از دعاهاى صحيفه سجاديه (۴) است اينگونه از پيامبر نقل كرده مى‏فرمايد:

«بعثت لاتمم مكارم الاخلاق‏» (۵) و به روايت ديگر شيعى: «عليكم بمكارم الاخلاق فان ربي بعثني بها» يعنى من مبعوث گشتم كه اصول اخلاقى را براى جامعه انسانها تتميم و تكميل نمايم و بر شما است كه اين اصول اخلاقى را عمل نمائيد زيرا پروردگار من مرا براساس اين اصول گرانقدر مبعوث گردانيد.

سپس امام سجادعليه السلام به دنبال اين روايات جملاتى بسيار لطيف كه مى‏تواند شاهد گوياى اخلاقى بودن برخى از افعال باشد مى‏فرمايد: «اللهم صل على محمد و آله و سددني لان اعارض من غشني بالنصح و اجزى من هجرني بالبر و اثيب من حرمني بالبذل و اكافى من قطعني بالصلة‏» يعنى پروردگارا درود بفرست‏بر پيامبر و خاندانش و به من توفيق بده كه با آن كسانى را كه مرا ترك كردند با آنها مقابله به مثل نكنم، بلكه با بر و نيكى با آنها مقابله نمايم و پاداش نيكو دهم آنكه مرا محروم كرد و مكافات ندهم هركس را كه با من قطع رابطه مى‏كند ارحام و دوستانى كه قطع صله رحم يا قطع صله مودت مى‏كنند، به اينكه رابطه را با آنها برقرار كنم آنها مى‏برند و من پيوند كنم! مكافات من اين باشد كه آنها اين رابطه را مى‏برند و من در مقابل وصل كنم آنها فصل مى‏كند و من وصل كنم...

آيا اين نوع دعاها و درخواستها از پروردگار حكايت از حد اعلاى محبت‏به خلق و احسان به غير نمى‏نمايد؟ آيا اين امور ارزش دارد يا نه؟ قطعا ارزش دارد و ارزش آن مادى نيست، بلكه معنوى است.

در تواريخ معتبر اسلامى نقل شده است كه روزى مالك اشتر از بازار كوفه مى‏گذشت فردى از بازاريان كه مالك اشتر را نمى‏شناخت كيسه زباله‏اى به سر و صورت مالك انداخت مالك اعتنائى نكرد و شخص ديگرى كه نظاره‏گر اين جريان بود، به آن مرد گفت: آيا شناختى كى بود كه كيسه زباله را تو به سر و صورت او انداختى؟ گفت: نشناختم گفت: او مالك اشتر نخعى بود فرمانده كل سپاه على‏عليه السلام بدنش به لرزه افتاد و گفت: قبل از اينكه او تصميمى درباره تو بگيرد از او عذرخواهى كن به عقبش رفت، ديد داخل مسجد شد شروع به نماز كرد، دو ركعت نماز خواند صبر كرد تا سلام داد پس سلام داده افتاد به التماس مالك گفت‏به خدا قسم نمى‏خواستم به مسجد بيايم مسجد نيامدم جز اينكه دو ركعت نماز بخوانم و بعد درباره تو دعا كنم كه خداوند از گناه تو بگذرد و ترا هدايت نمايد.

 

پى‏نوشتها:

۱) فلسفه اخلاق، ص ۱۵..

۲) فلسفه اخلاق از ديدگاه قرآن...ص ۱۶..

۳) تحف العقول، درباب مواعظ النبى و حكمه..

۴) صحيفه سجاديه كتابى است جامع و دعاهائى با مضامين بسيار عالى و لطيف در موضوعات مختلف رابطه انسانها با يكديگر و رابطه انسانها با خالق خويش. اين مجموعه دعاهاى پرمحتوا منسوب به امام على بن الحسين‏عليه السلام معروف به زين‏العابدين، امام چهارم شيعيان است كه از صدر اسلام مورد توجه علماء و بزرگان بوده، بعد از قرآن تنها مجموعه‏اى است كه از اواخر قرن اول و اوائل قرن دوم هجرى به صورت تاليف و تصنيف باقى مانده است و پس از قرآن قديمى‏ترين كتاب شيعى كه از اول به صورت تاليف كتابى به وجود آمده واكنون در دست ما است همان صحيفه سجاديه است كه جناب زيد بن على بن الحسين‏عليه السلام وقتى كه در جنگ با امويان در بيابان معروف به «فخ‏» نزديك شهر مكه شهيد گرديد، همين كتاب همراهش بود و آن را به كسى سپرد و از آن دو نسخه موجود بوده است.

۵) سفينة‏البحار، ج‏۱، ص ۴۱۱ - محجة‏البيضاء، ج‏۴، ص ۱۲۱ - علم‏اليقين، ص ۴۳۹.

 

    135 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   فلسفه اخلاق (99)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:04/05/1384

تاريخ شمسی نشر:04/05/1384
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب