پديده نگران كنندة Islamphobia كه آن را به واژة اسلام هراسي ترجمه كرده اند، يكي از مهم ترين معضلات اجتماعي جامعه امروز غرب محسوب مي شود. پديده اي كه مي توان آن را يكي از محصولات نامبارك حوادث يازدهم سپتامبر و پس از آن به حساب آورد. اين واژه به خصوص پس از انفجارهاي اخير لندن كه از آن به يازدهم سپتامبر اروپا، تعبير شد، به شكل وسيعي در رسانه ها و محافل علمي مورد بحث و بررسي قرار گرفت و نظرات جديدي درباره آن مطرح گشت.
در همين رابطه يكي از كامل ترين تحقيقاتي كه توسط دانشگاه ليكستر(Leicester) انگلستان دربارة پديدة اسلام هراسي در اروپا انجام شده بود، بارها در رسانه ها و محافل علمي مورد استناد قرار گرفته است و نتايج حاصل از اين پژوهش توسط كارشناسان و صاحب نظران اجتماعي بررسي شده است.
براساس اين پژوهش ، اسلام هراسي روندي پرشتاب و غيرقابل كنترل در جوامع اروپايي و به ويژه انگلستان داشته است، تا آن جا كه تنها در جامعه انگلستان در طي سه سال گذشته با 64 درصد افزايش مواجه شده است.
براساس اين گزارش حمله به مراكز مسلمانان، درگيري خياباني با زنان باحجاب، حمله به مرداني كه چهره هاي آنان به مسلمانان شبيه است و نيز آزاررساني به كودكان مسلمان در مدارس عمومي از جمله شايع ترين رفتارهايي بوده است كه بر اثر پديده اسلام هراسي در جامعه اروپا ظهور كرده و روند روبه رشد آن، نگراني هاي بسياري را براي متوليان امور اجتماعي و سياسي در جامعه به وجود آورده است.
اتحاديه اروپا در واكنش به گسترش اين پديده در كشورهاي اروپايي با انتشار يك بيانيه در اوايل سال جاري، ضمن ابراز نگراني شديد از پيشرفت اسلام هراسي آن را يكي از جدي ترين معضلات اجتماعي اروپا در سال هاي اخير دانسته است و خواستار تلاش تمامي نهادهاي اجتماعي و فرهنگي براي از بين بردن آن شد.
در گزارش تحقيقاتي دانشگاه ليكستر انگستان ذكر شده است كه اكثر انگليسي هاي مورد تحقيق و پژوهش معتقدند، مسلمانان افرادي هستند كه قواعد زندگي اجتماعي را نمي دانند و آن ها را گروه هايي خشن كه خارج از اجتماع براي خود دسته جاتي تشكيل داده اند، معرفي مي كنند.
دكتر شرايدن، مسئول تحقيقات مذكور در مصاحبه اي پس از اعلام نتايج پژوهش خود گفت كه از نتايج تحقيقات به دست آمده شوكه شده است و تاكنون با چنين پديده اي مواجه نبوده كه در ظرف مدت سه سال تا به اين اندازه رشد داشته باشد. وي همچنين گفت كه مصاحبه شوندگان علاوه بر آن كه پديده اسلام هراسي را مسئله اي منفي نمي دانند و از آزار و اذيت مسلمانان ناخشنود نيستند. آن ها معتقدند كه اين مسئله تاوان عدم ادغام آن ها در جامعه است.
پس از يازدهم سپتامبر جوامع مسلمانان در اروپا و آمريكا به عنوان مظنونان اصلي ترور مورد حملات بسيار زياد مردم و رسانه ها واقع شدند. در گزارش هاي پليس ذكر شده است كه مردم اروپا و آمريكا چنان دچار پديده اسلام هراسي شده اند كه به شدت باعث آزار و رنجش مسلمانان انجاميده است، چنان كه در چندين مورد به محض ورود فردي مسلمان به قطار و يا ترن هاي شهري، برخي افراد با تماس تلفني به پليس اعلام كرده اند كه فرد مورد نظر حامل بمب است و سپس معلوم شد كه گزارش دهنده تنها به خاطر نفرت از مسلمانان و به قصد آزاررساني دست به چنين كاري زده است. جامعه مسلمانان در اروپا و آمريكا در طي سال هاي گذشته ضمن اعلام نارضايتي خود از وضع موجود همواره خواستار حمايت هاي دولت براي كاهش روند رو به رشد چنين پديده اي بوده اند.
اين در حالي است كه دولت هاي اروپايي به دليل نياز به گزارش هاي مردمي در رابطه با رفتار گروه هاي تروريستي، تلويحاً با مسئله اسلام هراسي مدارا كرده است و تلاش زيادي براي مقابله با آن انجام نداده است.
در گزارش دانشگاه لينكستر آمده است كه بيشترين نگراني، زماني به وجود مي آيد كه ما، در شهرها و مناطقي زندگي كنيم كه چند ديني و چند فرهنگي در آن وجود دارد.
پس از انفجارهاي لندن شوراي رهبري مسلمانان اروپا با صدور اصلاعيه هاي پياپي از مسلمانان خواستند در برابر پديدة اسلام هراسي و حمله هاي مهاجمان به مساجد و مدارس اسلامي شكيبايي پيشه كنند
در پاسخ به اين پرسش كه آيا غربي ها در اسلام هراسي محق هستند يا نه، كارشناسان امور اجتماعي نقش رسانه ها را بسيار مهم ارزيابي مي كنند و معتقدند كه نمي توان بدون در نظر گرفتن نگاه رسانه ها جلوي افزايش روند رو به رشد اسلام هراسي را گرفت. در مقابل اربابان رسانه اي نيز مدعي هستند كه رسانه ها از منطق خود پيروي مي كنند و نمي توانند در مقابل اتفاقات پيش آمده، خلاف منطق خود رفتار نمايند.
مسئله اسلام هراسي بيشترين مشكل را براي جوامع پاكستاني و بنگلادشي در اروپا به وجود آورده است و در بسياري موارد روند عادي زندگي آنان را مختل كرده است.
مسلمانان همواره رسانه هاي غربي را به گسترش سوءتفاهم درباره اسلام متهم مي كنند و همين امر باعث شده است تا آنان خود دست به كارشوند و نشريات و كتاب هاي بسياري منتشر كنند. آن ها معتقدند كه جنگ عليه تروريسم به جنگ عليه اسلام تبديل شده است درحالي كه اكثريت جهان اسلام، اكثريتي ميانه رو، معتدل و خاموش هستند.
مسلماناني كه از كمك دولت هاي اروپايي و آمريكايي نااميد گشته و يقين پيدا كرده بودند كه حريف رسانه هاي جنجال برانگيز غربي نمي شوند خود دست به كار شده اند و با انتشار كتاب هاي بسيار در زمينه ديدگاه اسلام نسبت به صلح و جنگ تلاش كرده اند تا به مقابله با جو حاكم بپردازند؛ چنان كه پس از انفجارهاي لندن شوراي رهبري مسلمانان اروپا با صدور اصلاعيه هاي پياپي مسلمانان را به صبر و شكيبايي در برابر پديدة اسلام هراسي توصيه كرده است و از آنان خواست كه عكس العملي نسبت به حمله هاي مهاجمان به مساجد و مدارس اسلامي نداشته باشند. روشنفكران مسلمان در تلاشند تا به جهان و به ويژه جامعة غرب بفهمانند كه اكثريت مسلمانان نه تنها گروه هاي خشونت طلب و تروريست نيستند، بلكه افرادي صلح دوست و ميانه رو هستند.
آن ها معتقدند كه جهان غرب اسلام را نمي شناسد و چون آن را نمي شناسد در قضاوتي سطحي و اشتباه باقي مانده است. قضاوتي كه جهان را نيز به اشتباه انداخته است و موجب پديده اي ترسناك به نام اسلام هراسي گشته است پديده اي كه در بستر خود مسئله نژادپرستي را به همراه داشته است، نكته اي كه صدمات فراواني به جامعه بشريت زده است و روند تكاملي فهم بشر از جوامع و فرهنگ هاي متفاوت را با بحران مواجه خواهد كرد. علاوه بر آن كه اين روند رو به گسترش، نقض حقوق شهرونداني خواهد بود كه در جامعة امروز همچون ديگران زندگي مي كنند، اما ظهور اين معضل اجتماعي امنيت زندگي و عقيده را از آن ها سلب كرده و حريم خصوصي شان را مورد تهديدهاي جدي قرار داده است؛ شهرونداني كه تنها تفاوتشان با ديگر همشهريان خود در اعتقادات قلبي آن ها است؛ اعتقادي به نام اسلام.