باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز چهارشنبه 18 دي 1387 كاربران برخط 18 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
نجات سراسري در آخرالزمان
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 
   ● سخنران: حسن - رحيم پور

منبع: سایت - باشگاه اندیشه

 
 

سلام عرض مي‌كنم خدمت همه عزيزان، به ايران خوش آمديد. اميدوارم با خاطرات خوشي ايران را ترك كنيد.

ما با خواهران و برادران مسيحي، بسيار به هم نزديك هستيم. نزديك‌تر از آنچه گمان مي‌كنيد. معتقدان به خدا و معاد؛ جهان را معني‌دار، با طراوت و قابل تحمل مي‌بينند. كفر جهان را سياه و بي‌معني مي‌كند. شرك جهان را متشتت و پر از تناقض مي‌كند. اما توحيد و خداپرستي؛ جهان را شاد متعهد و دوست‌داشتني مي‌كند. اميدوارم روزي برسد كه ما بدون سوء تفاهم صداي يكديگر را بشنويم و از پشت شيشه‌هاي مات با يكديگر سخن نگوئيم و مجبور به لب‌خواني و حدس و گمان زدن منظور يكديگر نباشيم.

شما مي‌دانيد كه به ويژه بعد از حادثه 11 سپتامبر، نزديك به دو سال است كه ماشين تبليغات بزرگي در سراسر جهان عليه جهان اسلام به راه افتاده و گفتگو را مشكل و مشكل‌تر كرده است. كساني هستند كه با سوء ظن به اسلام گوش مي‌كنند و با سوء نيت از اسلام سخن مي‌گويند. راجع به اسلام؛ دروغ‌هاي بسياري گفته مي‌شود و كوشيده مي‌شود گوش‌ها را به قدري از دروغ پر كنند كه ديگر جايي براي واقعيت نماند.

موضوع اين ميزگرد بحث منجي و در انتظار منجي است. وقتي از منجي و نجات بشريت سخن مي‌گوييم؛ دقيقاً راجع به نجات از كدام رنج و بي سروساماني سخن مي‌گوئيم. مگر بشر گرفتار چيست كه بايد از آن نجات پيدا كند؟! كم نيستند تئورسين‌هايي كه امروز معتقدند؛ بشر احتياجي به نجات ندارد و وضعيت كنوني و موجود جهان، وضعيت درست و مطلوبي است. آنها معتقدند فقر معنويت و اخلاق و بي‌عدالتي و توزيع نادرست قدرت و ثروت و علم در جهان، امري طبيعي و بلكه موجه است. آنها مي‌گويند؛ اگر قوي، ضعيف را نبلعد چه كند!

و متأسفانه ما بايد اعتراف كنيم كه تاريخ بشر، هرگز اين مقدار نابرابري كه امروز بر جهان حاكم است، سابقه نداشته است و بايد پرسيد؛ آيا بشر امروز نسبت به قرون قبل پيشرفت كرده است و بايد پرسيد آيا بشريت امروز، از بشريت قرون قبل متمدن‌تر و پيشرفته‌تر و اخلاقي‌تر شده است. اين سؤال را به دور از فضاي ژورناليستي پاسخ دهيد؛ آيا انسان‌تر شديم؟؟ آيا حقوق بشر امروز نسبت به قرن‌هاي قبل بيشتر رعايت مي‌شود يا كمتر؟؟

هيچ بشري به اندازه بشر مدرن، در دو قرن اخير، آدمكشي نكرده و خشونت نورزيده، بشر مدرن، ركورد خشونت را در تاريخ شكسته است. رسانه‌هاي ارتباطات بيشتر شده‌اند اما ارتباط بين انسان‌ها مشكل‌تر شده است.

پس وقتي منتظر نجات هستيم، به اين معناست كه جهان امروز و وضعيت كنوني و مناسبات حاكم بر بشر امروز را قبول نداريم و به آن نمره منفي مي‌دهيم. اما اگر به اين اوضاع معترضيم، دقيقاً به چه چيز معترضيم؟ به شكاك بودن فيلسوفان جهان، به دروغ گو بودن رسانه‌هاي جهان، به فاسد شدن حاكمان جهان، به ترسو بودن واعظان جهان؟؟ ما از شكاك بودن فيلسوفان جهان، از دروغ گو بودن رسانه‌هاي جهان، از فاسد شدن حاكمان جهان و ترسو بودن و محافظه‌كار شدن واعظان ديني در جهان به اين نتيجه مي‌رسيم كه منشأ مشكل و رنج بشر امروز، همين هاست. ما به اين ها معترضيم؛ به اين كه چرا اشرار و تبهكاران جاي مسيح و محمد را گرفته‌اند و الگو شده‌اند، به اينكه چرا سازمان‌هايي كه جهاني و بين‌المللي‌اند و بايد در خدمت صلح، حقوق بشر، مبارزه با فقر، خلع سلاح، بيسوادي و بيماري باشند و به همين نام تشكيل شده‌اند. امروز در جهت عكس عمل مي‌كنند و از همه مهمتر اعتراض به اينكه چرا امروز دعا نمي‌كنيم، چرا اشك نمي‌ريزيم، چرا خداوند را نديده مي‌گيريم، چرا قوانين خدا بايگاني شده‌اند، چرا گرسنگان جهان در حاليكه استخوان‌هايشان از پهلوي آنها بيرون زده، پيش چشم ما جان مي‌دهند و ما فقط تماشا و اظهار تأسف مي‌كنيم. چرا از جهل يكديگر عليه يكديگر استفاده مي‌كنيم، چرا به يكديگر كمك نمي‌كنيم. چرا به يكديگر دروغ مي‌گوئيم، چرا ترازوهاي ما ديگر درست كار نمي‌كنند چرا به رنج يكديگر مي‌خنديم، چرا سياستمداران جهان بيش از همه و هميشه دروغ مي‌گويند. (من مطمئنم اگر دستگاه‌هاي دروغ سنجي به سياستمداران جهان وصل كنند، اين دستگاه‌ها يك روزه مي‌سوزند).

پس نجات جهان بدون اصلاح جهان ناممكن است و اصلاح جهان بدون اصلاح حكومت‌ها محال است و اصلاح حكومت‌ها بدون انقلاب سراسري و جهاني غيرممكن است. بدون يك انقلاب جهاني، نمي‌توان به نجات جهان انديشيد. ما به يك انقلاب جهاني و بشري محتاجيم و منتظر اين انقلاب هستيم. گرچه براي رستگاري بشري و نجات كوچك، نيازي به انقلاب نيست و مي‌شود بدون انقلاب هم به رستگاري رسيد. اما براي نجات فقيران جهان، براي آگاهي بخشي به جاهلان جهان، براي آزادي بخشي به اسيران جهان، براي شكستن زنجير غلامان آنچه محمد و مسيح و موسي و ابراهيم و بودا براي آن آمده‌اند چاره‌اي جز انقلاب جهاني نيست. عدالت و اخلاق را با سلاح اتمي و شيميايي و ميكروبي نمي‌شود مهار كرد. نه كوره‌هاي آدم سوزي در آلمان نه اردوگاه‌هاي سيبري، نه زندان‌هاي گوانتانامو نه ديوار برلين و نه ديوار چند صد كيلومتري اسرائيل نمي‌توانند و نتوانسته‌اند و نخواهند توانست، بي عدالتي را مهار كنند.

اينك دوباره مي‌پرسم؛ آيا بايد نجات يافت؟ و آيا مي‌توان نجايت يافت؟

نظريه‌پردازان نظام ليبرال سرمايه‌داري غرب مي‌گويند؛ همين جا و اين نقطه پايان تاريخ است. مي‌گويند؛ هرگونه انتظار نجات و دگرگوني يك بنيادگرايي ديني و ايدئولوژيك است و چون به مقاومت دامن مي‌زند، منشأ خشونت است. آنها مي‌گويند؛ پيشرفت همين جا متوقف مي‌شود و تاريخ بن بست است، اينجا همه چيز پايان مي‌يابد و نجاتي از اين پايان نيست. بنابراين اميد داشت نبايد دعا كرد، نبايد انتظار كشيد. هم بشارت‌هاي مسيح و محمد داستان‌هاي كودكانه‌اي بودند كه پيرزنان به جاي لالايي براي نوه‌هايشان مي‌گفتند. مي‌گويند براي اينكه بنيادگرا نباشيم بايد ارزش‌ها را مشكوك بدانيم.

و ما پاسخ مي‌دهيم؛ كه اگر اخلاق و ارزش‌ها، مشكوك و نسبي شدند اتفاقاً راه براي خشونت باز مي‌شود، اگر پيام مسيح و محمد مشكوك باشد و ارزش‌ها و اخلاق مشكوك باشد، بشريت بر سر چه اصل مشتركي با هم گفتگو و توافق خواهند كرد و چه تضميني براي رعايت قراردادهاي اجتماعي خواهد داشت. اگر اخلاق نباشد همه قراردادهاي اجتماعي زير پا گذاشته مي‌شوند.

نكته دوم در پاسخ ما اين است كه؛ در تعاليم محمد و مسيح، هيچ قراردادي نمي‌تواند حق را باطل و باطل را حق كند، هيچ قراردادي نمي‌تواند جاي عدل و ظلم را عوض كند، هيچ قراردادي نمي‌تواند آزادي مرا از من سلب كند و هيچ قراردادي نمي‌تواند تكليف را از ما ساقط كند. اگر حقايق مشترك و قطعي در كار نباشد صلح جهاني محال خواهد بود و هركس به صلح بدون عدالت فكر نكند، به صلح بدون صلح فكر كرده است. منشأ همه جنگ‌ها و خشونت‌ها بي عدالتي است. هركس صلح مي‌خواهد بايد عدالت را فرياد كند. صلح بدون عدالت ممكن نيست. صلح فرزند عدالت است.

نكته بعد اينكه من از شما خواهران و برادران عزيز مي‌پرسم؛ چه ارتباطي بين شما زنان و مردان مقدس با مسئله نجات بشر در كار است. چه نسبتي بين الهيات شما با رنج بشر در ميان است؟ آيا خداي شما فصلي را به رنج‌هاي مردم اختصاص داده است؟ آيا آسمان به فكر زمين است يا ما را فراموش كرده است؟ آيا خداوند راه حلي براي نجات بشر از بي‌عدالتي و بي‌تقوايي و ماترياليسم با ما در ميان گذاشته است؟ من مي‌پرسم؛ اگر مسيح به عدالت و گسترش اخلاق در جامعه كاري نداشت. چرا به صليب كشيده شد؟ اگر مسيح مي‌گفت؛ سرنوشت مردم و بي‌عدالتي و عدالت جهاني به من ارتباطي ندارد و دين من با مسئله ثروت و قدرت جهان نسبتي ندارد؛ به صليب نمي‌رفت؛ آيا خداوند به فكر ما هست؟ آيا خداوند با ما و براي ما سخناني گفته است؟ آيا قوانيني فرو فرستاده است؟

در روايات ما از پيامبر اسلام نقل شده كه؛ ميان الهيات و رنج بشر، ارتباط مستقيم وجود دارد. پيامبر اسلام فرمود :«زيباترين عمل نزد خداوند آن شادي است كه در دل يك انسان وارد كنيد» و فرمود : «هركس انساني را شاد كند، گرسنه‌اي را سير كند، بيماري را شفا بخشد و برهنه‌اي را بپوشاند، خدا را شاد كرده است» و فرمود :«هركس مي‌خواهد دعاي او مستجاب شود، مشكلي از مشكلات مردم را حل كند». و فرمود :«هركس به انسانها كمك كند بدون اينكه او را تحقير كند و بدون آنكه بر او منت بگذارد، من بهشت را براي او تضمين مي‌كنم» و فرمود :«پاسخ مثبت به درخواست يك انسان نزد خداوند از يك ماه روزه برتر است» و فرمود :«اگر از خانه بيرون بيائيد براي حل مشكل يك نفر، نزد خدا بالاتر است از حج در مكه» و فرمود :«اگر به يك انسان توهين كنيد نزد خداوند بدتر است از اينكه به ديوار كعبه لجن بماليد».

در آخرين بخش از عرايضم عنوان مي‌كنم كه منجي اسلامي به دنبال چيست؟ آن منجي كه مسلمانان منتظر اويند تا ظهور كند و عدالت را در همه ابعاد آن حاكم كند كيست.

ما به حسب روايات اسلامي معتقديم كه مهدي فرزند پيامبر اسلام و مسيح با هم دوباره برمي‌گردند. دهها و بلكه صدها روايت از پيامبر اسلام و بزرگان‌مان به ما رسيده است و به ما گفته‌اند كه منتظر بمانيد؛ اگر يك روز به پايان جهان مانده باشد، آن روز مهدي و مسيح با هم خواهند آمد. مهدي و مسيح براي چه مي‌آيند؟

آنها مي‌آيند تا در برابر تز جهاني‌سازي ستم و سرمايه‌داري، گلوبالين شين از نوع سرمايه‌داري غرب به رهبري آمريكا و صهيونيسم گفتمان و پارادايم جهاني سازي عدالت و معنويت را بنيان بگذارند. اگر معنويت و عدالت را بر سراسر جهان حاكم كنند ولي اين انتظار به مفهوم رفع مسئوليت از ما نيست، بلكه يك انتظار و مثبت است نه انتظار منفي. انتظار به اين معنا تا دوباره مسيح و مهدي بازگردند. ما به اندازه توان خود در راه شناختن جامعه‌اي كه آنها خواهند ساخت، گام برمي‌داريم براي نجات بشريت بايد مقاومت كرد.

اما مشخصات آن جهان كه بايد ساخته شود به اين شرح است :

1- آنروز در سراسر جهان فقير و گرسنه و برهنه‌اي نخواهد بود 2- آنروز در سراسر جهان حكومت‌هاي ستمگر و دروغگو نخواهند بود 3- شادي، لبخند و آرامش ميان بشريت به تساوي تقسيم خواهند شد (امروز اقليتي مرفه در دنيا مي‌خندد و اكثريتي گرسنه شبانه روز مشغول گريستن است. بهاي خنده آن اقليت گريه اين اكثريت است).

4- در آنروز وظايف و حقوق آدميان در برابر يكديگر به تعادل خواهد رسيد.

5- شاهين ترازوهاي بازار و اقتصاد دروغ نخواهند گفت.

6- هيچ خانه خراب و زمين سوخته‌اي و ناآبادي در سراسر زمين باقي نخواهد ماند.

7- آگاهي علم و عقلانيت وارد همه شهرها و خانه‌ها خواهد شد.

8- قلب‌ها با يكديگر مهربان و چهره‌ها به روي يكديگر باز و همه بشريت دوباره خواهر و برادر خواهند شد.

9- انسان برده پول نخواهد بود (پول نوكري خواهد كرد).

10- زنان و كودكان به همه حقوق و كرامت خود خواهند رسيد و حقوق آنان به تمام تضمين خواهد شد و زنان مجبور نخواهد بود، بين عزت خود و عفت خود يكي را انتخاب كنند، بلكه هر دو را توأمان خواهند داشت. هم عفت و پاكي و هم عزت و امكانات اجتماعي را.

11- تقوا و معنويت و ياد خدا سكه رايج خواهند بود. ديگر خداپرستان توسط اهل فحشا مسخره نخواهند شد و اهل فحشا اهل تقوا را با انگشت نشان نخواهند داد و پشت سرشان متلك نخواهند گفت. بلكه اهل فحشا و فساد خود انگشت نما خواهند شد و احساس اقليت خواهند كرد و شرمنده خواهند بود.

من بارديگر اين سؤال  را مطرح مي‌كنم؛ راه ما به سوي خدا را چه كساني بستند و اين راه را چه كساني باز خواهند كرد؟

آيا مي‌توان اخلاقي زيست بدون اينكه حقوق ديني و وظايف ديني بشر معلوم باشد آيا مي‌توان نجات يافت بدون اينكه اخلاقي زيست؟ آيا شما كه زنان و مردان مقدس هستيد؛ گمان نمي‌كنيد تا وقتي هرم قدرت و ثروت و رسانه‌ها و دانشگاه‌ها در اختيار مخالفان اخلاق و فضيلت باشد، سخنان شما هرگز به طور جدي شنيده نخواهد شد؟ شما در حاشيه‌ايد. شما در متن نيستيد. در اروپا و آمريكا و نه خاور دور مسيحي تقريباً در هيچ جامعه مسيحي دين در متن نيست. چرا؟؟ چگونه مي‌شود دين را از حاشيه به متن آورد؟ گاهي سخنان ما براي مردم دنيا، سكه اصحاب كهف را تداعي مي‌كند. شنيديد كه اصحاب كهف بعد از چند قرن وقتي از غار بيرون آمدند، با سكه‌هاي دوران خودشان براي خريد آذوقه به شهر رفتند، ديدند كه اين سكه‌ها ارزشي ندارد و بي‌اعتبار است. چه كنيم كه سكه شما به عنوان مردان و زنان مقدس حكم سكه اصحاب كهف را نداشته باشد.

اگر در فرهنگ اسلام از ارتباط دين و سياست سخن گفته مي‌شود به معني تجويز خشونت به نام دين نيست و نيز به مفهوم دولتي كردن دين نيز نمي‌باشد. بلكه به اين معنا است كه سياست بايد اخلاقي و ديني باشد. سياستمداران و حاكمان به ما دروغ گويند، جان و مال مردم براي آنها محترم باشد و به حكم خدا در مورد مردم عمل كنند. ما هيچ چيز بيشتر از اين در باب ادغام دين و سياست نمي‌خواهيم. اصلاً ادغامي در كار نيست. دين و سياست و  فرهنگ در اسلام از هم جدا نيستند كه بخواهيم با هم تلفيق و ادغام شوند. سياست يعني گسترش فضايل اخلاقي و عدالت اجتماعي در سطح جامعه و تبديل موعظه به قانون و تبديل آرزو به عينيت. [در اين قسمت يك كشيش مسيحي با صداي بلند و در حال گريه سخناني مي‌گويد]

فقط يك نكته را خدمتتان عرض كنم، چون از ما پرسيدند :آيا شما هم ما را دوست داريد؟ (كف و سوت زدن حضار).

من اينگونه جواب مي‌دهم نه به اين دليل كه هيجان زده شده باشم و بخواهيم پاسخي بدهيم كه شما راضي باشيد بلكه بعنوان يك عقيده ريشه‌دار قرآني و اسلامي از ما خواسته‌اند كه همه بشريت را از هر نژاد و رنگ و جنسيت و مذهب، دوست بداريم. اين ها آيات خداوند است در قرآن مجيد؛ كه مي‌فرمايد : هركس‌ يك تن را بكشد گويي همه بشريت را كشته است.

«من قتل نفساً» هركس يك تن را بي‌گناه بكشد، «و كأنما قتل الناس جميعاً» گويي همه بشريت را كشته است «و من أحيا نفساً» هر كس يك تن را احياء و كمك كند «فكأنما احياءالناس جميعاً»ت گويي همه بشريت را خدمت و احياء كرده است. در قرآن كريم آيه‌اي است كه خطاب به پيامبر مي‌فرمايد : «نزديكترين مردم به شما مسلمانان مسيحيان‌اند» (در سوره عمران). در قرآن كريم از مريم و مسيح بسيار با تكريم و تجليل و مكرر ياد شده است البته ما عيسي مسيح را خدا يا فرزند خدا نمي‌دانيم ولي او را از بزرگترين پيامبران خدا مي‌دانيم.

پيامبر ما از حضرت عيسي نقل مي‌كند كه فرمود :كساني كه گناه و ظلم مي‌كنند خانه را با آتش مي‌كشند و آنها كه فكر گناه و ظلم به ديگري كنند خانه را دودآلود و سياه كرده‌اند.

در قرآن كريم مي‌فرمايد‌؛ وقتي به مريم مقدس افترا زدند كه تو چگونه بدون اينكه مردي تو را لمس كند، عيسي را به دنيا ‌آوردي؟! خداوند به مريم فرمود؛ روزه سكوت بگير و در برابر اين ناباوري و اهانت سكوت كن. امروزه متأسفانه در اثر تبليغات جديد عليه اسلام و همه اديان الهي و اخلاقي و تقوا، دوباره اوضاع به گونه‌اي شده است كه ما هم بايد روزه سكوت بگيريم و در برابر رسانه‌هاي تبليغاتي غرب سكوت كنيم.

اگر به شما خوش گذشت اميدوارم با خاطرة خوش ايران را ترك كنيد و دوباره هم به ايران بيائيد.

 

    197 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   آخرالزمان (88)
●   مهدويت (188)

افراد مرتبط
●  امام زمان   (131)
●  حضرت عيسى   (20)

دسته
●  متن / گفتمان

رسته :1

تاريخ ارسال:10/04/1384

تاريخ شمسی نشر:10/04/1384
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب