وضعيت و آينده مطبوعات با شرايط جديد چگونه خواهد بود و به نظر شما آزادى شان در چه گستره اى قابل تعريف است؟
ابتدا لازم است عصر خود را بشناسيم و به بررسى ويژگى ها و اتفاق هاى در حال رخ دادن و نيازهاى مطرح شده در جامعه بپردازيم.
بخش اول شامل وضعيت موجود در جهان امروز چند ويژگى دارد:
۱- سرعت زياد رشد تمدن و جريان اطلاعات. به اين صورت كه هم تمدن ها به سرعت در حال تغيير هستند و هم ارتباطات در عمق و گستره در حال افزايش است.
۲- به موازات تسريع در جريان اطلاعات، ميزان نياز به اطلاعات جديد نيز افزايش يافته است. يعنى اين بازار از اين لحاظ ويژه است كه برخلاف بازار كالا، نسبت به عرضه و تقاضا مستقيم است و به هر ميزان كه عرضه زياد شده تقاضا هم سير صعودى داشته است.
۳- به دليل ديجيتال بودن عصر ما بستر جديدى از تكنولوژى هاى الكترونيك و فناورى هاى ارتباطات و اطلاعات وارد زندگى مردم شده كه اينها زبان و نوع ارتباط آنها را تغيير داده و بر حجم ارتباطاتشان افزوده است و اين به شدت در حال همه گير شدن است. مثلاً چند سال پيش تلفن همراه يك وسيله لوكس و اشرافى به شمار مى رفت؛ اما حالا در دست نوجوانان و پيرزن ها هم ديده مى شود. زمانى كامپيوتر نيز چنين وضعيتى داشت ولى امروز در هر خانه اى وجود دارد.
اين در حالى است كه نسل سوم موبايل ها كه وارد بازار شود، حجم كارايى شان از تصور فعلى ما خارج است. فقط مى دانيم كه آنها در راه هستند.
نكته بامزه اين كه من در حالى از فاصله نجومى مان با آينده نزديك سخن مى گويم كه فاصله كنونى مان با شرايط و مناسبات روز، نيز خيلى زياد است و در عرصه عمومى، جهان امروز با چالش هاى اجتماعى روبه رو است.
شمه اى از اين چالش ها را بيان كنيد.
نياز به آزادى، عدالت، آگاهى، رفع تبعيض، تامين حقوق بشر و حقوق شهروندى و همچنين چالش محيط زيست و تكنولوژى.
با اين كه مردم و نيازهايشان دچار تغيير و تحول زيادى شده اند، مى بينيم كه ساختارهاى رسمى با آن سرعت تغيير نكرده و همواره از تحولات موجود عقب هستند.
مثلاً در جامعه ما ميزان استفاده از فناورى اطلاعات در ميان جوانان و نوجوانان خيلى وسيع تر و پر رونق تر از سياستمداران و صاحب منصبان است، به صورتى كه گاهى اوقات بچه هاى ما ساعت ها در يك محيط مجازى مى توانند با هم گفت وگو كنند و گروه هاى اى ميلى و اوركات تشكيل دهند و حتى مسائل خصوصى شان را با هم در ميان بگذارند و عواطفشان را بيان و حتى براى هم جوك و لطيفه تعريف كنند و به سياستمداران طعنه بزنند و موسيقى هاى دلخواهشان را مبادله كنند و...
جالب تر اين كه يك وزارتخانه ما مثلاً دو سال طول مى كشد تا يك فيلترى ايجاد كند و بچه هاى ما دو هفته اى اين فيلتر را مى شكنند و دوباره روز از نو، روزى از نو...!
روزنامه در عصر ديجيتال چه تعريفى پيدا مى كند؟
در گذشته روزنامه عموماً وسيله اى رسمى بود كه وظيفه هاى اطلاع رسانى و انتقال اطلاعات و همچنين محملى براى گذران زندگى عده اى كه اين رسانه را توليد مى كردند را برعهده داشت و در كنار اينها پلى بود بين قدرت هاى رسمى و بدنه اجتماع. در عصر ديجيتال روزنامه ها، وظيفه اطلاع رسانى شان را حفظ كرده اند ولى كاركرد اقتصادى شان تنزل پيدا كرده چون مبادلات و ابزارهاى اطلاع رسانى در حوزه اقتصاد وسيع تر شده اند. ديگر اين كه روزنامه هاى عصر ديجيتال، نقش پل ارتباطى دولت _ ملت خود را به ملت _ ملت تغيير داده اند و هم چنان نقش اطلاع رسانى آنها در حال پررنگ تر شدن است و ابزار مبادله اطلاعات در عرصه عمومى به شمار مى آيند. گروه هاى مرجع اجتماعى از طريق رسانه ها با مخاطبان خود _ مردم- در ارتباط هستند. اين پديده كه در هشت سال پس از دوم خرداد ۷۶ در ايران شاهد آنيم و مى توانيم آن را «دوره چالش روزنامه نگاران با ساختارهاى رسمى» بناميم، مرهون پديده ديجيتال شدن عرصه عمومى است.
چرا؟ و چگونه؟
امروزه تاسيس يك روزنامه با بيست سى نفر پرسنل و در يك ساختمان دويست سيصد مترى به راحتى امكان پذير است.نشريات جديد در يك واحد جمع وجور ادارى با چند ميز و كامپيوتر توليد مى شود و قبل از آن كه به دكه روزنامه فروشى برسد، خوانندگان در اروپا و آمريكا آنها را مى خوانند. پس از نظر تعريف روزنامه دارد به يك رسانه اصطلاحاً «هم زمان» يا (on line) تبديل مى شود. در عصر ديجيتال، بر خلاف قبل، نقش عناصر كليدى و مولفان اصلى نه تنها حذف نشده بلكه بيشتر هم شده. به طورى كه هر روزنامه نگار با شناسنامه حرفه اى خود، از هر روزنامه اى كه به روزنامه ديگر نقل مكان كند؛ مخاطبان را نيز جابه جا مى كند.
در اين عصر هر چه حجم ابزار و امكانات مورد نياز كم تر مى شود، برد و تاثير حاصل كار افزوده مى شود.
در واقع ما با تناقض روبه رو هستيم كه تناقض صفر و يك در يك سازه ديجيتال است. يعنى اين كه درست است كه كل اطلاعات با يك صفر و يك مبادله مى شود، اما هيچ صفر و يكى در اين عصر با هم برابر و يگانه نيست. يك نوع در هم تنيدگى و سيالى در فضاى رسانه ها ايجاد شده كه به هيچ وجه توسط ساختارهاى رسمى قابل كنترل نيست. يعنى با يك بخشنامه، قانون و تعدادى پليس نمى توان جريان اطلاعات را كنترل كرد. البته مى توان از طريق آلودگى اطلاعاتى (Data pullotion) امكان دستيابى به اطلاعات صحيح را دشوار كرد، اما نمى توان آزادى جريان اطلاعات را محدود كرد و جلو آن را گرفت.
آيا اين ويژگى در صحت و سلامت اطلاعات نيز نقش دارد؟
برخى معتقدند كه اطلاعات دروغين هم زياد شده و برخى ديگر بر اين باور هستند كه همه رسانه هاى دنيا دست گروه هاى قدرتمند اقتصادى و مافياى بين المللى است. اينها بيش از آن كه واقع بينانه باشد، از ناآشنايى افراد با تحولات عرصه عمومى نشأت مى گيرد. مثلاً سه سال پيش يك جنبش ضدجنگ در اروپا شكل گرفت كه برخلاف تصور عمومى توانست دو ميليون نفر را در سراسر اين قاره به طرز شگفت آورى براى برگزارى يك تظاهرات وسيع و منظم سازمان دهى كند. اين سازمان دهى توسط رسانه هاى ديجيتال انجام شد و در نهايت منجر به پذيرش حاكميت ملى و دموكراسى در افغانستان و عراق شد. اگر ما در عصر ديجيتال به سر نمى برديم، شايد همان نظاميان كه از عرشه ناوهاى هواپيمابر بغداد را نشانه گرفته بودند، كمى بعدتر از صندوق هاى راى اهالى همين شهر محافظت نمى كردند!دليل اين محافظت، فشارى است كه عرصه عمومى بر نظاميان وارد كرد و باعث شد تا انتخاباتى زودرس _ و نسبتاً آزاد- در عراق و افغانستان برگزار شود.