براي شروع از تاريخچه پيدايش پاكستان به شكل كنوني يعني پس از استقلال اين كشور از يوغ استعمار بريتانيا در سال ۱۹۴۷ بگوييد؟
- من به تازگي تأليف آخرين كتاب خود را تحت عنوان «انگاره پاكستان» به پايان رساندم كه به بررسي فرضيه هاي گوناگون در خصوص پيدايش اين كشور مي پردازد. در اين كتاب بحث مي شود كه چگونه پاكستان يكي از ۳ كشوري بود كه براي معرفي اقليت مذهبي و در واقع قدرت دادن به آن به وجود آمد. ايده اي كه دقيقا مغاير با ديدگاه بسياري ديگر از كشورها همچون ايالات متحده و اسرائيل بود كه همواره از قدرت گرفتن اقليت هاي مذهبي واهمه داشتند. از اين موضوع مي توان به عنوان عامل اصلي تشكيل كشور پاكستان ياد كرد.
اما پاكستان در اوايل دهه ۱۹۵۰ به مسيرهاي متفاوتي در آن واحد كشيده شد. يكي از اين جهت ها بحث مقابله نظامي و دفاع در برابر هند بود كه اين كشور را به اردوگاهي نظامي در برابر تهديد نظامي هند مبدل ساخت.
جهت بعدي مذهب و چندگانگي احزاب مذهبي در اين كشور بود. اكثريت در اين كشور خواستار پاكستاني بودند كه مروج اسلام در منطقه و جهان باشد. چيزي شبيه به امروز ايران.
اين موارد همراه با جهت گيري هاي داخلي ديگر موجب شد فرايندهاي گوناگون در پاكستان همواره دست خوش تغيير باشد و اين كشور هيچ گاه نظام واحد خود را نيابد. ظهور ديكتاتوري نظامي و ليبرال دمكراسي آنهم در كشوري مذهبي، فرايند دمكراتيزه شدن پاكستان را از مقطعي به مقطع ديگر با فراز و نشيب هاي بسياري مواجه ساخته است.
موقعيت و جايگاه پاكستان چگونه در منطقه تغيير كرد. تقويت شد يا تضعيف؟
- از اين منظر موقعيت پاكستان تا حدود بسيار زيادي تحت تاثير كشمير و تحولات اين منطقه بود. بين سالهاي ۱۹۷۰ تا اوايل دهه ۱۹۸۰ پاكستان هم رديف با كشورهايي همچون مالزي و سنگاپور كشوري با مخارج متوسط محسوب مي شد. در همين سالها اين كشور به رغم ده سال سابقه دمكراسي به شكلي بسيار ناگوار اداره مي شد. دولتي نامناسب با هزينه هاي نظامي بسيار بالا براي ايجاد تعادل با هند از يك سو و ادامه فعاليت هاي مخفي هسته اي از سوي ديگر.
بايد گفت پاكستان موجب نااميدي مردم خود در درجه اول و بسياري از همسايگان و دوستان خود در خارج شد. در واقع اين كشور درگير دو ماجرا بوده است كه مشكلات بسياري را ايجاد كرد. نخست گسترش فعاليت هاي پوشيده هسته اي كه موجب عصبانيت و بعضا واكنش غرب و به ويژه هند شد. موضوع دوم ترويج اسلام افراطي از سوي اين كشور در افغانستان و كشمير بود كه هر دوي اين موارد پس از ۱۱ سپتامبر تغيير كرد و پاكستان ترجيح داد به جاي ايستادگي در مقابل منافع ملي ايالات متحده همسو با اين كشور باشد. همكاري اي كه در مقطعي بسيار حساس آغاز شد و همچنان ادامه دارد و معتقدم ايالات متحده به هيچ وجه نبايد پاكستان را ناديده بگيرد بلكه بايد بكوشد تا به شكل گيري كشوري مدرن و اسلامي در پاكستان حمايت شود.
به ۱۱ سپتامبر به عنوان نقطه بازگشتي در سياست هاي اسلام آباد اشاره كرديد. ممكن است در خصوص واكنش پاكستان به اين حادثه بيشتر توضيح دهيد؟
- پس از ۱۱ سپتامبر ژنرال پرويز مشرف در سياست خود در قبال افغانستان تغييري ۱۸۰ درجه اي داشت. مشرف از حمايت مستقيم از مجاهدين، طالبان والقاعده به جايي رسيد كه به بهترين متحد ايالات متحده در منطقه در جريان حمله به افغانستان تبديل شد. البته بايد گفت اين جنگ در داخل پاكستان به هيچ وجه از حمايت برخوردار نبرد زيرا مردم اين كشور مخالف حضور سربازان امريكايي در مرزهاي خود بودند. اما سرانجام بسياري از پاكستاني ها به اين نتيجه رسيدند حضور و وجود گروه هاي اسلام گراي افراطي همچون طالبان به خود آنها نيز لطمه خواهد زد.
از طرفي نگراني هاي گسترده اي در بسياري از شهرهاي پاكستان در خصوص درگيري هاي فرقه اي و مذهبي وجود داشت. در واقع تعديل درگيري هاي سني و شيعه در پاكستان و پايان دادن به مناقشات فرقه اي در اين كشور را مي توان از ديگر عوامل عمده تغيير رويكرد ژنرال مشرف به امور داخلي و منطقه اي توصيف كرد.
چرا مشرف از ايالات متحده در جريان جنگ موسوم به «جنگ عليه تروريسم» حمايت كرد؟
- معتقدم براي مشرف روشن شده بود كه در صورتي كه با ايالات متحده در جريان حمله به افغانستان همكاري نكند با مشكلات بسياري مواجه خواهد شد. محروميت و محدوديت هاي اقتصادي، رويكردهاي خصمانه و گرايش آمريكا به هند براي عملي كردن حمله به افغانستان و در نهايت تقويت بيشتر اين رقيب ديرينه بخشي از اين تبعات بالقوه بود كه مشرف به هيچ وجه مايل نبود به حقيقت تبديل شوند.
البته بايد اضافه كنم كه وي انتقادهاي بسياري به جنگ عراق داشت. جنگي كه از منظر بسياري از كارشناسان و مقامات واشنگتن نيز «جنگي غير ضروري» بود. اما در مورد جنگ افغانستان همانطور كه اشاره شد، داستان كاملا متفاوت است.
مناقشه كشمير چگونه جنگ عليه تروريسم را تحت تأثير قرار داد؟
- مشرف سياست خود را در قبال كشمير تغيير نداد و همچنان از گروههايي كه از پاكستان عازم كشمير مي شدند حمايت مي كرد. اين موضوع موجب شكل گيري آن بحران معروف در سال ۱۹۹۹ شد. البته در سال ۲۰۰۱ همزمان با حوادث ۱۱ سپتامبر اسلام افراطي به بحثي بسيار مهم و جدي تبديل شد. اگرچه مشرف اندكي سياستهاي خود را تعديل كرد اما به نظر من حمايت از اين گونه گروههاي افراطي در كشمير از جمله ابزارهاي بسياري محدود و شايد تنها ابزار اسلام آباد براي اعمال فشار به دهلي نو بود. بار ديگر تاكيد مي كنم مشرف سياست خود را در قبال افغانستان به طور كامل تغيير داد اما اين تغيير در خصوص كشمير از چنين قطعيتي برخوردار نيست. البته بايد بگويم هند نيز خود بخشي از اين بحران است به نوعي كه اين كشور هيچ گاه به طور جدي حاضر به مذاكره درباره كشمير نشده است.
منشاء مناقشه كشمير از كجا بود؟
- خوب اين موضوع به همان زمان جداسازي هند و پاكستان باز مي گردد، زماني كه بريتانيا اين جداسازي را به درستي انجام نداد. آنها مزاياي بسياري را به هند دادند (در خصوص كشمير) زماني كه ماهاراجه كشمير، هند را انتخاب كرد اما در همان زمان حمايت بسيار گسترده اي در داخل(كشمير) براي پيوستن به پاكستان وجود داشت. اين مناقشه از جنبه هاي بسيار زيادي به مناقشه فلسطين و دخالت بريتانيا در جريان جداسازي فلسطين و اسرائيل شباهت دارد.
اما در حال حاضر بحث اصلي در مورد كشمير «هويت ملي» است. پاكستان مدعي است كشمير بايد به اين كشور اضافه شود، زيرا مردم كشمير مسلمان هستند. هند بر اين باور است كه كشمير به اين كشور تعلق دارد، زيرا مسلمانان بيشتري در مقايسه با پاكستان در هند زندگي مي كنند.
در مورد فعاليت هاي مخفي هسته اي پاكستان و گسترش تكنولوژي ممنوع هسته اي توسط اين كشور چه عقيده اي داريد؟
- اظهار نظر در اين باره دشوار است، زيرا مقامات اسلام آباد به هيچ كس اجازه گفتگو با دكتر خان (پدر بمب هسته اي پاكستان) را نداده اند. اما براساس مدارك موجود اين كشور تسهيلاتي را در اختيار ليبي، ايران و احتمالا كره شمالي قرار داده است و حتي مداركي مخدوش درباره عربستان سعودي.
ايالات متحده و بريتانيا براي جلوگيري از گسترش تسليحات كشتار جمعي به عراق حمله كردند پس چرا در اين به اصطلاح بسيج بين المللي فعاليتهاي مخفي پاكستان را ناديده گرفتند؟
- از نظر من جنگ عراق در زمان بسيار بدي به وقوع پيوست كه در نهايت بسياري از مردم ايالات متحده اين جنگ را جنگي اشتباه توصيف مي كردند. زيرا اتهامات و توجيهات واشنگتن و لندن براي حمله به بغداد درست از آب درنيامد. خبري از انبارهاي تسليحات ميكروبي و شيميايي اي كه مي توانست در كمتر از ۴۵ دقيقه خاك بريتانيا را مورد هدف قرار دهد، نشد. همچنين هيچ مدرك واضحي دال بر همكاري و ارتباط صدام با گروههاي تروريستي همچون القاعده بدست نيامد. البته عاملان القاعده در خاك عراق بودند اما ارتباط صدام با رهبران گروههاي تروريستي همچون بن لادن و حوادث ۱۱ سپتامبر هيچگاه ثابت نشد. هيچ كس در اينكه صدام ديكتاتوري ظالم بود، شك ندارد اما اين ادعا كه وي و رژيم بعث تهديدي آني عليه منافع ملي ايالت متحده بودند، تنها از اعتبار و مشروعيت اين جنگ در عرصه بين المللي كاست.
مشكل اصلي اين جنگ به نظر من كار ناتمام افغانستان بود و يكي از دلايلي كه تلقي من از اين جنگ جنگي بي موقع است، به همين خاطر است. ايالات متحده بايد ابتدا شرايط نابسامان امنيتي در افغانستان را به سرانجام مي رساند و حكومت تازه تاسيس حامد كرزاي را تثبيت مي كرد و سپس به فكر حمله به عراق مي افتاد.
در واقع آنچه ما انجام داديم، منافعي بزرگ را براي ايران در پي داشت زيرا هم طالبان و هم صدام تهديدي جدي براي امنيت ايران محسوب مي شدند. در پايان اين جنگ، جنگي اشتباه و بي موقع بود كه حتي تصميم گيران آمريكا در خصوص تبعات پس از حمله نظامي و دوران اشغال نيز به جمع بندي مناسبي نرسيده بودند.
چرا اگر واقعا هدف جلوگيري از گسترش WMD بود پس چرا چشم ها در كاخ سفيد و خانه شماره ۱۰ داونينگ استريت، پاكستان را نديدند؟
- شايد به اين خاطر كه پاكستان داراي تسليحات هسته اي بود. چندان ساده نيست به كشوري كه داراي اين گونه تسليحات است حمله شود و حكومت آن را سرنگون ساخت. از طرفي به نظر مي رسد صدام تنها در صدد دستيابي به سلاح هسته اي است و اين كار نيروهاي مهاجم را آ سان تر مي كرد.
همچنين تسليحات هسته اي پاكستان تهديدي عليه منافع ملي ايالات متحده محسوب نمي شد اما صدام بدون بمب هسته اي نيز تهديدي هميشگي بود. در واقع اگرچه برنامه هسته اي مخفي پاكستان امري مطلوب نبود اما تهديدي براي منافع آمريكا و حتي متحدان نزديك منطقه اي اين كشور محسوب نمي شد، بنابراين مي توان گفت سلاح هسته اي پاكستان از برنامه غيرقطعي صدام قابل تحمل تر بود.
منظور شما اين است كه سلاح هسته اي مي تواند قدرتي بازدارنده در برابر تهديدهاي نظامي باشد؟
- بمب هسته اي شكلي نامناسب براي بازدارندگي است زيرا استفاده از آن خطرات جهاني دارد. بايد گفت در اختيار داشتن سلاح هسته اي در شرايط كنوني بيش از آنكه كاربرد نظامي داشته باشد، امتيازي سياسي است.
اعلام آمادگي اخير ايالات متحده در خصوص حمايت از هند به ويژه در عرصه تكنولوژي هسته اي تا چه اندازه اي مي تواند آتش نگراني هاي امنيتي پاكستان را شعله ور سازد؟
- يقينا اين اقدام نگراني پاكستان را افزايش مي دهد. افزايش قدرت دهلي نو آن هم به واسطه حمايت ايالات متحده مي تواند نگراني هر رقيبي را موجب شود. اما معتقدم مي توان به ساز و كاري دست يافت تا از طريق آن در صورت تصويب طرح در كنگره آمريكا، پاكستان نيز از حمايت هاي هسته اي آمريكا در عرصه تكنولوژي صلح آميز بهره مند شود.
فكر مي كنم در صورت عملي نشدن اين موضوع، نگراني پاكستان از قدرت گرفتن هند به گرايش هرچه بيشتر اين كشور به ديگر قدرتهاي منطقه اي همچون چين و حتي ايران منجر شود.
بسط روابط پاكستان با كشورهايي همچون ايران در حالي كه روابط خصمانه اي بين تهران و واشنگتن حكم فرما است به كجا خواهد كشيد؟
- فكر مي كنم خط لوله گاز طبيعي ايران _ هند مي تواند نقش بسيار مهمي در اين ماجرا ايفا كند.
اين خط لوله قرار است از پاكستان عبور كند. هر دو كشور هند و پاكستان بر اجراي اين طرح تاكيد دارند و اميدوارم ايالات متحده نيز از عملي شدن آن حمايت كند.
از طرفي در گفتگويي كه با مقامات هند و پاكستان داشتم هر دو طرف اعلام كردند حاضر هستند پلي بين تهران و واشنگتن باشند. بايد ديد ايران تا چه اندازه اهميت ايجاد اين ارتباط را درك كرده و براي از سرگيري روابط دست كم در سطوحي محدود اقدام مي كند.
اگرچه بحران غني سازي اورانيوم در ايران نگراني هاي بسياري رادر كاخ سفيد موجب شده است، اما شكي ندارم حتي در اين شرايط نيز مي توان با دستيابي به توافق به سطوحي از روابط غيرقابل چشم پوشي اميدوار بود.