باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز جمعه 1 شهريور 1387 كاربران برخط 37 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
تصاوير نوازش گر جنگي
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


تلويزيون با تأکيد بر تعداد بينندگان خود، هميشه سعی دارد آنها را راضی نگهدارد و طوری رفتار نکند که احساس بدی به آنان دست دهد. در طول جنگ آمريکا عليه عراق، تلويزيون­های آمريکا پيوسته به دنبال اين بودند تصاويری از جنگ پخش کنند که احساسات عمومی را جريحه­دار نکند و بر عکس، جنگ را تنها به عنوان يک برنامه در کنار برنامه­های ديگر نمايش دهند.

 
   ● نويسنده: رون - کافمن

منبع: ماه نامه - سياحت غرب - 1384 - شماره24 - به نقل از http://www.turnoffyourtv.com

 
 

برخی اوقات، آنچه در تلويزيون نشان داده نمی­شود، به همان اندازة چيزی که نشان داده می­شود، اهميت دارد. بعضی از تصاوير، هرگز در جنگ سال 2003 عليه عراق، در تلويزيون آمريکا نشان داده نشدند. تلويزيون چيزهای زيادی را نشان داد، ولی بسياری از مطالب هم پخش نشدند. دليل اين که بسياری از اين تصاوير پخش نشدند اين نبود که شبکه­های تلويزيونی ايالات متحده ميهن­پرست بودند يا اينکه بين دولت ايالات متحده و شبکه­های تلويزيونی تبانی صورت گرفته بود. تلويزيون روی آمار بينندگان يا شنوندگان تأکيد می­کند. توليدکنندگان تلويزيونی در زمينة آنچه مردم می­خواهند نگاه کنند يا آنچه بايد نگاه کنند، نگران نيستند، اما دربارة آنچه مردم نگاه خواهند کرد، نگران هستند. يعنی اينکه، چه تعداد چشم­ها به تلويزيون نگاه می­کنند.

بعضی از تصاوير آزاردهنده و احساسی هستند. آنها اثرات جنگ را نشان می­دهند؛ آنها حقيقت را نشان می­دهند. اين تصاوير را رسانه­های جهانی و خبرگزاری­های معتبر آمريکايي مانند آسوشيتدپرس و رويترز تهيه کرده­اند. اين تصاوير اغلب در اينترنت و وب سايت­های مستقل تهيه شده­اند و بسياری از آنها هم در عکس­های ياهو يافت شده­اند! ديدن بسياری از اين تصاوير برای انسان دشوار است و برخی هم انسان را به گريه می­اندازد.

علت اينکه اين تصاوير در تلويزيون نشان داده نشده­اند اين است که باعث می­شدند تا به مردم احساس بدی دست دهد. اين تصاوير، اثرات را در خونين­ترين و دلخراش­ترين صورت نشان می­دهد. ديدن اين تصاوير، سؤالات سختی را به ذهن انسان متبادر می­کند.

تلويزيون يک رسانة ساده کننده است. از تلويزيون اين انتظار نمی­رود که پرسش­هايي طرح کند تا ديگران احساس بدی پيدا کنند؛ اگر مردم هنگام مشاهدة تلويزيون احساس بدی پيدا کنند آن را خاموش خواهند کرد. تنها راهی که می­شود مردم را به ديدن صحنه­های جنگی راضی کرد، اين است که آنها دربارة جنگ احساس خوبی داشته باشند. اگر فردی پس از حملة ايالات متحده و بريتانيا به عراق، شبکه­هايي مانند اي بی. سی، سی. بی. اس، ان. بی. سی و سی. ان. ان را در ماه­های مارس و آوريل 2003 نگاه می­کرد، چيزی که او را آزار می­داد اين بود که مدام موسيقی پيروزی می­شنيد و تصاوير گرافيکی سه­بعدی و اخبار فوری از جنگ را می­ديد. هيچ کدام از اين تصاوير به روحية انسان آسيب نمی­رساند و در دو ماه اول انسان را به گريه نمی­انداخت يا باعث جا خوردن انسان نمی­شد. در واقع هنگام مشاهدة پوشش جنگ عراق، احساسی به انسان دست نمی­داد و بيشتر خستگی غالب می­شد.

نگاه کردن به جنگ در تلويزيون، مانند نگاه کردن به فيلم آرنولد شوارتزنگر نيست. حقيقتاً کنش خاصی صورت نمی­گيرد. ميزبانان و مجريان خبری صحبت­های زيادی می­کنند و ژنرال­های بازنشسته هم به تجزيه و تحليل می­پردازند. تصاويری که تلويزيون نشان می­داد، بيشتر شامل ساختمان­های منفجر شده و چاه­های نفت در حال سوختن بود. انفجارها از دور نشان داده می­شدند و تصوير شيشه­­های خرد شده هم وجود داشت. حرف هم زياد زده می­شد. برخی از شبکه­ها تصاويری از صدام حسين نشان می­دادند که به اطراف قدم می­زد. صحنه­های کوتاه زنده از بغداد و شهر کويت هم پخش می­شد. گزارشگر پنتاگون دربارة سربازان و تجهيزات نظامی صحبت می­کرد. گزارش­های زيادی هم دربارة احتمال وجود سلاح­های کشتار جمعی عراق (و اين که چرا اين سلاح­ها  پيدا نشده­اند) و نيز اين که نيروهای نظامی چطور لباس ضدشيميايي می­­پوشيدند، پخش می­شد. تصوير سربازان در حال تمرين و هواپيماهای باربری را هم بايد اضافه کرد. تصاوير زيادی هم از رئيس جمهور ايالات متحده و تونی بلر نخست وزير بريتانيا پخش می­شد. پس از آن هم صحبت­ها ادامه می­يافت.

چيزی آزاردهنده يا شوک­آورتر از اين وجود نداشت. گزارش­های خبری دربارة تلفات صحبت می­کرد (کشتگان آمريکايي ذکر می­شد و چيزی دربارة کشتگان بريتانيايي يا عراقی گفته نمی­شد) ولی اجساد يا خون­های ريخته شده نشان داده نمی­شد. در مورد بيمارستان­های نظامی هم صحبت می­شد و مصاحبه­هايي هم با پرسنل پزشکی صورت می­گرفت ولی تصويری از کودکان نقص عضو شده نشان داده نمی­شد.

تلويزيون ايالت متحده هرکز دربارة علی اسماعيل عباس، کودک 12 سالة عراقی که تمام خانواده­اش (از جمله مادر حامله­اش) به وسيلة يک موشک آمريکايي کشته شدند، چيزی پخش نکرد. علی يتيم مانده بود و با وجود سوختگی­ها و قطع دستانش، معلول شده بود. معالجة او را در بيمارستان کبندی بغداد رسانه­های گروهی جهان پوشش دادند. مورد علی در صحن پارلمان بريتانيا مورد بحث واقع شد، با وجود اين، موضوع هرگز از تلويزيون ايالات متحده پخش نشد.

آنچه رسانه­های ايالات متحده با احترام تمام پخش کردند، تصاوير نجات دادن جيکا لينچ، يک سرباز نوزده سالة ايالات متحده بود که نيروهای عراقی او را اسير کرده بودند. نيروهای ويژة ايالات متحده او را از يک بيمارستان نظامی عراق نجات دادند. آنچه که پخش آن از تلويزيون مناسب­تر به نظر می­رسد، سربازی بلوند است و نه بچه­ای عراقی که سوخته است و بازو ندارد.

حقيقت اين است که شبکه­های تلويزيونی ايالات متحده می­خواستند صحنه­های جنگ را تا آنجا که ممکن است، بدون خونريزی نشان دهند، تا آمار بينندگان بالا رود. اين تاکتيک موفقيت­آميز بود. در شروع جنگ، بينندگان سی. ان. ان، فاکس نيوز و ام. اس. ان. بی. سی سه برابر شدند. شبکة فاکس نيوز در 19 روز آغاز جنگ 3/3 ميليون بيننده داشت که نسبت به هفتة پيش از جنگ، 236% افزايش داشت. سی. ان. ان با 7/2 ميليون بيننده، بالای 323% افزايش بيننده داشت. ام. اس. ان. بی. سی با 4/1 ميليون، بالای 360% افزايش بيننده داشت. در مقايسه، برنامة اخبار شبانة ان. بی. سی به طور متوسط 4/11 ميليون، اخبار جهانی شبانگاهی ای. بی. سی 9/9 ميليون و سی. بی. اس 5/7 ميليون بيننده داشت.

شبکة فاکس نيوز که طرفدار جنگ بود، بيشترين آمار بينندگان را به خود اختصاص داد. شوی صبحگاهی فاکس و دوستان، با پخش دو ساعتة گزارش­های جنگ و حمايت کامل از تصميمات دولت بوش، حدود سه ميليون بيننده داشت. (البته اين آمار زمانی کم به نظر می­رسند اگر آن را با مسابقة آواز بت آمريکايي در ماه مه 2003، که 1/38 ميليون بيننده داشت و ميانگين تکرار صبحگاهی کمدی دوستان که در حدود 12 ميليون نفر بيننده داشت، مقايسه کنيم.)

يک مطالعه نشان داد که اگر چه ديدن اخبار تلويزيون در طول جنگ افزايش يافته بود، ولی مطالعة روزنامه افزايشی نداشت (اين مطالعه را انستيتوی خواندن در آوريل 2003 منتشر کرد). خان لاوين مدير انستيتوی خواندن گفت که تلويزيون حتی در جاهايي که انتظار می­رفت که روزنامه برد داشته باشد، با اختلاف زيادی برده است.

هيچ کس نمی­خواهد هنگام تماشای تلويزيون احساس بدی داشته باشد. توجه تلويزيون آمريکا بر پوشش جنگی اين بود که مردم احساس خوبی از جنگ و از اين که آمريکايي هستند، داشته باشند.

يکی از تحقيقاتی را که راجع به پوشش تلويزيونی جنگ انجام شده بود، پروژة مزيت روزنامه­نگاری (پی. ای. جی) انجام داد. گزارش آن­ها در مارس 2003 منتشر شد و عنوان آن «گزارشگران همراه جنگ؛ آمريکايي­ها چه چيز به دست می­آورند ؟» بود. اين گزارش درباره­ی يک گزارشگر تلويزيونی است که اجازه می­يابد به همراه سربازان جنگجو حرکت کند. در آغاز جنگ عراق، اين گزارش پهلو به پهلوی سربازان تهيه می­شد. تعداد اين گزارشگران در همين جنگ حدوداً ششصد نفر بود. اين گزارشگران «زنده» در تخيل و ارائه­ی جزئيات، قوی بودند. اينها توانستند حس «همراه گروه بودن و به جنگ اعزام شدن» را منتقل کنند.

اين گزارشگران گزارشهای حساب­شده­ای را برای تمام شبکه­های عمده ايالات متحده پخش کردند. آمار نشان داد که 61% از گزارشها زنده بوده­اند و بقيه ضبط شده بوده­اند. بيشتر گزارشها در آغاز جنگ، صد ثانيه­ای بودند و در طول جنگ به گزارشهای صوتی 5 تا 10 ثانيه­ای کاهش يافتند.

دوربينهای کنشی روی گزارشهايي تکيه می­کردند که در جلوی تجهيزات نظامی اجرا می­شد و معمولاً درباره­ی فعاليتهای عملياتی يا پيش از انجام عمليات بود. 21% اقدامات، شامل عمليات شليک سلاحها بود و 10% آن، اصابت به ساختمانها يا وسايل بود، 11% نشان می­داد که از سلاحها بدون اينکه نتيجه اصابت معلوم شود، فيلمبرداری می­شود و صفر درصد (يعنی هيچ) اصابت به اهداف انسانی را نشان می­داد.

هيچ کدام از آنها هم تعداد مردم، چه سربازان آمريکايي يا عراقی را نشان نمی­داد که با سلاحها مصدوم می­شوند، آسيب می­­بينند يا کشته می­شوند. يعنی در حالی که 41% گزارشها مربوط به نبرد بود، 21% جنگ را به طور بصری به تصوير می­کشيد.

بعلاوه، تصاوير گرافيک نداشتند. احساس مستقيم اين بود که تصاويری که در روزنامه­ها منتشر می­شوند، گرافيک بيشتری دارند که به نظر می­رسيد از تلويزيون­های خارجی گرفته شده­اند.

در مطالعه پی. ای. جی نتيجه گرفته شد که مشاهده­ی تلويزيونی جنگ نشان می­دهد که آن تصاوير، کمتر واقعی است. يعنی جنگ واقعی، سر در گم، برخی اوقات مبهوت کننده و برخی اوقات شديد بود. در نهايت اينکه خطوط مستقيم روايي در آن وجود نداشت.

در پايان جنگ، تلويزيون نشان داد که مجسمه صدام حسين توسط نيروهای آمريکايي سرنگون شد و تصاوير ويدئويي سربازان هم که به عراقی­های سپاسگزار آب و غذا می­دادند، تشريح شد. اخبار درباره آمار کشته شدگان آمريکايي که در حدود صد نفر بودند، صحبتی نکرد.

جنگ سخت و خشن است، اما تلويزيون­های آمريکا آمار کشته شدگان را کاهش دادند و حرکت نظاميان آمريکايي را بيشتر به بازی­های ويدئويي کودکان شبيه کردند. تلويزيون می­خواست آنچه را دوست دارد، نشان دهد و نه بيشتر. تلويزيون حقيقت را نشان می­دهد ولی نه همه حقيقت را. يک کودک 8 ساله عراقی با يک صورت سوخته شده، حقيقت جنگ است اما هرگز در تلويزيون­های آمريکا نشان داده نشد.

امشب ساعت نه، برنامه مرد مجرد را از دست ندهيد! او زيباست، مجرد است، راهی به سوی خوشبختی است.  چه دختر خوش شانسی انتخاب می­شود؟ در ساعت ده، اخبار ويژه ای. بی. سی پخش می­شد: جنگی که برای بغداد صورت می­گيرد! اين برنامه­ی روز چهارشنبه نهم آوريل 2003 شبکه ای. بی. سی بود. وقتی اين گزارش ويژه پخش می­شد، هر کس به اين مظنون می­شد که اين برنامه که هيچ مرده يا تابوتی را نشان نمی­دهد، چيست؟

جنگ در دنيای تلويزيون فقط يک برنامه است. اين برنامه بين برنامه­های هر کس ريموند را دوست دارد و سی. اس. آی ميامی قرار می­گيرد و آگهی­های بازرگانی کرست هم آن را قطع می­کند. ماشين­های فلوکس واگن و شلوار جين­های لوی هم آگهی داشتند. جنگ نياز به آمار بالای بينندگان دارد و زمانی که اين گونه نشود، منتفی می­شود.

مهاتما گاندی می­گويد: «برای مردگان، يتيمان و افراد بی­خانمان چه فرقی می­کند که تخريب با نام تماميت­خواهی توجیه شود يا نام مقدس آزادی و دموکراسی آنرا توجيه کند؟»

 

    363 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   تلویزیون (81)
●   خشونت (68)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:18/05/1384

تاريخ شمسی نشر:00/00/1384
   

دعوت همکاری با باشگاه


 
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب