نگاهي به نقش رسانهها در پرونده هستهاي ايران
وقتي در سال 1996 كتاب strategic information warfare به سفارش دفتر وزير دفاع آمريكا (OSD) و توسط موسسه تحقيقات دفاع ملي "رند " آمريكا (Rand) نگاشته مي شد اهميت بهره گيري از فنون اطلاعاتي (خبري) در مقوله نبردهاي استراتژيك به اهميت امروز نبود . گذشت زمان باعث دكتريناليزه شدن تئوري« جنگ اطلاعات استراتژيك » در سطوح عملياتي گرديد و اينك "عمليات اطلاعاتي" بعنوان بخشي از "عمليات رواني" با بهره گيري از فنون متعدد نظير «بمباران حجيم خبري» به ايفاي نقشي حياتي و تعيين كننده در صحنه منازعات منطقه اي پرداخته و نقشي برجسته در آرايه قدرت بازيگران عرصه بين الملل و تعاملات عناصر دخيل در آن بازي مي كند.
آمريكا كه تجربه وحشتناك " ناهمراهي افكار عمومي با پديده جنگ " را در صحنه ويتنام از نزديك مشاهده نموده است بمنظور پرهيز از تبعات دومين «عارضه ويتنام»، از" تبليغات (propaganda)" بعنوان "ستون ششم" در عمليات هاي نظامي خود بشدت بهره مي برد و بدين منظور از بكارگيري همه گونه رفتار سخيف رسانه اي نظير سانسور، دروغ، كتمان حقايق و … ابائي نمي كند تا «افكار عمومي» را بعنوان حساس ترين رقيب خود، همواره در كنار خود داشته باشد نه در مقابلش! چرا كه بشدت از تقابل با افكار عمومي كه تداعي گر مجدد تجربه تلخ ويتنام براي دولتمردان آمريكائي است وحشت دارد.
اگر افكار عمومي را به معناي «واكنش گسترده توده جامعه نسبت به حوادث و جرياناتي كه اغلب افراد آن مجموعه آنها را حياتي و مهم تلقي مي كنند» فرض نموده و از سوي ديگر قدرت تاثيرگذاري رسانه ها در خلق يا رفع چنين واكنش هايي را مد نظر قرار دهيم؛ توان فوق العاده انگيزشي رسانه بعنوان «سائقه بي رقيب» در جهت دهي به تمايلات، رفتارها و احساسات مخاطبين ـ كه اتفاقا در شعاع اثر آرگومان آن قرار دارند ـ اهميتي دو چندان مي يابد.
در جهان كنوني كه جهانيان، محيط پيراموني خويش را از دريچه رسانه ها مي نگرند؛ نقش واژگونه نمائي گونه هاي واژگان توسط ابزار رسانشي در خلق آني آثار تبعي مطلوب نظر «رسانندگان» بخوبي متبادر مي گردد.
از اينرو رسانه ها كه اصالتا راويان وقايعند به «خالقان حوادث» بدل گرديده اند و طراحان «هندسه جمعي» با اينچنين ابزاري دقيق به جهت دهي خيزش هاي منتجه ناشي از سيلان اطلاعات، در راستاي «مهندسي اجتماع» به سمت و سوي مطلوب خويش مي پردازند.
نقش همراهي افكار عمومي با افكار و منافع نظام سلطه در پيشبرد اهداف استعماري، آنان را وا مي دارد تا برخلاف رسالت اطلاع رساني صحيح آن و با سوء استفاده از رسانه ها از اين ابزار خدوم بعنوان سربازي مطيع در هژموني استيلاجوي خويش بهره بگيرد.
نمونه بارز اين امر در فضا سازي سنگين رسانه اي بر عليه كاركرد صلح آميز فعاليت هاي هسته اي كشورمان بخوبي محسوس است و اين در حالي است كه غول هاي رسانه اي جهان نظير آسوشيتدپرس، يونايتد پرس، رويترز، فرانس پرس و … با كاركرد توليد و پخش بالغ بر بيش از 49 ميليون كلمه در روز، عملا كار «پمپاژ القائيات خويش» را بنحو احسن انجام مي دهند و توان فوق العاده اي در راست انگاري انگاره هاي القائي خويش دارند؛ مقابله با چنين جو سنگين و فشار افكار عمومي ناشي از تلويسات اين رسانه ها كاري بس شگرف و مشكل مي نمايد.در چنين وضعيتي بخش اعظمي از توان فكري ـ ديپلماتيكي نظام مقدس جمهوري اسلامي معطوف به زدودن ابهامات منتجه و صرف شفاف سازي اذهان گرديده عملا قدرت مانور روي هر مولفه ديگر غير از مقوله شفاف سازي از ايران سلب مي گردد. تعليق خود خواسته غني سازي اورانيوم و تعطيلي موقت داوطبانه فعاليت هاي صلح آميز تاسيسات نطنر و اصفهان در همين راستا و با هدف شفاف سازي و اعتماد آفريني در عرصه بين الملل و افكار عمومي صورت پذيرفته بود.
بموازات اين مساله ايادي نظام سلطه با افزودن بر حجم تبليغات مسموم خويش در سايتهاي خبري و مراكز تحليلي خود به تعميق آن فضاي كذائي دامن مي زدنداين خباثت تا به كنون تداوم داشته و با خيانت منافقين فريب خورده داخلي و خارج نشين ادامه خواهد داشت. اما آنچه كه مسلم است پاسخگويي فوري، متقن و مدبرانه به اتهامات مزبور ضمن خنثي سازي آثار كثيف تبليغات مسموم هژموني غرب، بستر شكوفايش غنچه هاي اميد را در دل ملل محروم و آزاده جهان در قطع زنجيرهاي وابستگي فراهم خواهد آورد.
در اين راستا و با هدف آگاهي از بخشي از القائات مخرب صهيونيزم بين الملل نيم نگاهي هر چند گذرا بر كتاب "Irans Developing Military Capabilities" مي افكنيم كه به قلم « آنتوني كرد زمن » تحليلگر نظامي شبكه ABC نيوز آمريكا در تاريخ اوائل خرداد ماه 1384 نوشته شده و توسط موسسه CSIS (مركز مطالعات استراتژيك بين المللي) به چاپ رسيده است.
اين نگاه ضمن آشنا نمودن خواننده با رسوبات فكري گردانندگان موسسه مزبور، اهداف تعقيبي گردانندگان آن مركز را كه همگي از صهيونيست هاي نامدار عرصه ديپلماسي ايالات متحده آمريكا مي باشد روشن خواهد نمود.
گفتني است كه موسسه CSIS در بخش «سري مباحث پرمعنا» از انتشارات خود كتاب فوق را چنين معرفي مي نمايد:
«ايران در مقايسه با زمان شاه و دوران جنگ ايران ـ عراق يك قدرت نظامي خيلي كم پيشرفت يافته است . با اين حال به آرامي نيروهاي رزمي متعارف خويش را اصلاح مي كند و اكنون «تنها قدرت نظامي منطقه اي» است كه براي ثبات خليج فارس تهديدي نظامي متعارف جدي به شمار مي رود، ايران ظرفيت هاي معناداري براي «جنگ نامتقارن» دارد و تهديدي فزاينده براي مقوله تكثير سلاح هاي هسته اي است و شواهدي شايان توجه وجود دارد كه نشان مي دهد ايران هر دو مقوله قدرت سلاح هاي موشكي دور برد و تنوع سلاح هاي كشتار جمعي خويش را توسعه داده است.
آن كشور هرگز نگهداري سلاح هاي شيميايي خويش را به طور شفاف آشكار نساخته است و وضعيت برنامه هاي تسليحات بيولوژيكي اش ناشناخته مي باشد.
افشا سازي آژانس بين المللي انرژي اتمي در سال 2002 مشخص كرد كه احتمال دارد ايران به جست و جو و دنبال كردن تسليحات هسته اي به طور مخفيانه ادامه مي دهد.
آنتوني كردزمن در اين تحليل و ارزيابي جديد، گستره متنوعي از منابع طبقه بندي شده و غير طبقه بندي شده را به تصوير كشيده تا تصويري شفاف از ظرفيت هاي توسعه نظامي ايران در سال 2005 را نمايان كند.»
گفتني است آنتوني اچ كردزمن Anthony H. Cordesman داراي كرسي استراتژي Arleigh A. Burke در موسسه csis مي باشد و مفسر هميشگي راديو National Public و BBC و همچنين نويسنده سرشناس كتب متعدد در همين مركز csis نظير جنگ عراق (Iraq ware) در سال2003 و جنگ بعد از جنگ (war after war) درسال 2004 و نيز تعادل نظامي در خاورميانه (Military Balancein the Middleast) مي باشد.
لازم به ذكر است سياست اصولي گفتگوي عزتمندانه با جميع بازيگران مقوله پرونده هسته اي كشورمان علاوه بر اثبات حقانيت فعاليت هاي صلحآميز هسته اي ايران موجبات رسوايي بيش از پيش بنگاه سخن پراكني غرب را فراهم ساخت، فلذا تداوم چنين سياست مدبرانه اي با تكيه بر 3 اهرم قدرتمند نظام يعني توكل به خدا ، حركت مخلصانه و پشتيباني ميليوني مردم آگاه و هميشه در صحنه ايران اسلامي ، دولتمردان اين مرز و بوم را در وصول به اهداف متعالي انقلاب در همه زمينه ها از جمه فناوري صلحآميز هسته اي موفق خواهد نمود.