باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز جمعه 18 مرداد 1387 كاربران برخط 48 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
پيش نگري فناوري
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 

منبع: سایت - آینده نگر

 
 

پيش نگــــري نه طالع بيني است و نه غيب گويي به قول ادوارد كورنيش - بنيانگذار و رهبر انجمن آينده جهان - «مهمترين هدف» از پيش نگري درك اين نكته است كه با تداوم روندهاي موجود، در آينده چه روي خواهد داد و به همين لحاظ تصميم بگيريم كه آيا چنين آينده اي براي ما مطلوب است يا خير و اگر نيست بكوشيم تا آن را تغيير دهيم.

مارتين، پيش نگري را «شامل تلاشي سيستماتيك براي بررسي آينده درازمدت علم، فناوري، اقتصاد، محيط و جامعه به منظور شناسايي فناوريهاي عام و نوظهور و همچنين حوزه هاي زيربنايي تحقيقات استراتژيك كه احتمالاً بيشترين منافع اقتصادي و اجتماعي را در پي خواهد داشت» تعريف مي كند و هدف از آن را افزايش دقت در سياستگذاري، كاهش مقاومت در فرآيند سياستگذاري، ارتقاي تعهد افراد به دستيابي به نتايج و ايجاد هماهنگي براي افزايش اثربخش سياستها مي داند.

در اين راستا تاكيد براين نكته ضروري است كه پيش نگري فناوري، همان پيش بيني فناوري نيست. در پيش بيني علاوه بر اينكه افقهاي كوتاه مــــدت (مثلاً 5 ساله) مدنظر پيش بيني كننده است، سعي براين است كه حداكثر دقت در پيش بيني صورت پذيرد، حال آنكه در پيش نگري جزئيات آينده چندان مهم نيست و تعيين اولويتها جهت انتخاب آگاهانه تر و تصميم گيري هوشمندانه تر هدف اصلي آن است.

يادآور مي شود در اين مقاله گروه مديريت فناوري سازمان مديريت صنعتـي، واژه «پيـــش نگري فناوري» را به عنوان ترجمه واژه “TECHNOLOGY FORESIGHT” از ميان واژگان آينده نگري فناوري، آينده نگاري فناوري و آينده شناسي فناوري، در نظر گرفته است. از آنجاكه اين گروه بر آن است تا از واژگان پيشنهادي متخصصان و خوانندگان محترم مجله براي ترجمه واژگان تخصصي مديريت فناوري حداكثر استفاده را نمايد از اين رو خوانندگان محترم مي توانند نظرات خود را به آدرس mot@imi-ir.org ارسال نمايند.

از اوايل دهه 1990 ما شاهـــــد رواج پيش نگري فناوري بوده ايم. اما آيا واقعاً از پتانسيل آن اطلاع داريم و آيا مي دانيم كه چه انتظاري مي توان از رويكردهاي مختلف به آن داشت؟ اكثر كشورهاي عضو سازمان توسعه همكاريهاي اقتصادي(OECD) پيش نگريهايي را در يك يا چند موضوع داشته اند و حتي خارج از دايره كشورهاي صنعتي پيشرفته، تلاشهاي متعددي در زمينه پيش نگري فناوري ملي در آسيا و آمريكاي جنوبي صورت گرفته است. باوجود اين، علي رغم شواهد تئوريك و تجربي مبني بر موثربودن اين ابزار در سياستگذاريهاي علوم و فناوري، اين روش هنوز ناكارا باقي مانده است.

اما واقعاً منظور از «پيش نگري فناوري» چيست؟ تعاريف متفاوت، ديدگاههاي نسبتاً گسترده اي را در اين خصوص ارائه مي كنند. از يك ديدگاه پيـش نگري، به عنوان فرآيندي كه به وسيله آن فهم كامل تري از نيروهايي كه آينده بلندمدت را شكل مي دهند و بايستي در تدوين سياستها، برنامه ريزيها و تصميم گيريها به حساب آيند، تعريف مي شود.

اين تعريـف به طور ويژه اي بر محور يادگيري و ادراك استوار است كه به نظر مي رسد نسبتاً متفاوت تر از تعريف كلاسيك آن است كه بيشتر منافع اجتماعي و اقتصادي را هدف قرار داده اند.

از اين ديدگاه پيش نگري فناوري «فرايندي سيستماتيك است كه مي كوشد آينده بلندمدتي را از علم، فناوري، اقتصاد و جامعه با هدف شناسايي زمينه هاي تحقيقات استراتژيك و ظهور فناوريهاي ژنريك جهت كسب منافع بيشتر اقتصادي و اجتماعي» تعريف كند.

اين تعريف بر آن تاكيد مي كند كه آينده، در بسياري از زمينه ها به وسيله تعداد زيادي از تصميمات كوچك و منفرد شكل داده مي شود. به طور آشكار، يكي از مهمترين موارد در پيش نگري فناوري، همسوكــــردن ادراك مختلف تصميم گيرندگان و ذينفعان درگير در اين فرايند است.

از دلايل اهميت يافتن پيش نگري فناوري مي توان به مسايلي مانند جهاني شدن و رقابت در عرصه بين المللي و نقش آن در توسعه اقتصادي و محدوديتهاي مالي و فشـار سياسـي براي مشروعيت بخشيـدن به كارگيـري سرمايـه ها در جهت دهي جامعه، به سمت جامعه اي دانش محور، اشاره كرد.

به ويژه آنكه در كشورهاي توسعه يافتـــــه، دانش نقش مهم تري از توليد ايفا مي كند. ايجاد يك درك مشترك از توسعه آينده يكي از وروديهاي اصلي سياستگذاري است اما هماهنگ كردن اين درك مشترك به تنهايي كافي نيست و پس از آن يكپارچه سازي پيش نگري فناوري، ارزيابي فناوري و ارزيابي برنامه ها با يك سيستم هوشمند استراتژيك ضروري است.

 

ديدگاههاي تئوريك در پيش نگري فناوري

پيش نگري فناوري در كشورها، مناطق و شركتهاي مختلف به روشهاي متفاوتـي اجرا مي شود. براي درك بهتر مكانيسم پيش نگري و به منظور بهبود استراتژي هاي به كارگيري آن، لازم است تا نگاهي به زمينه هاي مختلفي كه پيش نگري فناوري در آن كاربرد دارد، انداخته شود.

براي مثال، از ديدگاه سانز و منندز(SANZ-MENENDEZ) دلايل اصلي تنوع تجارب پيــش نگري فناوري در كشورهاي مختلف، متغيرهاي موجود در فضاي سياسي، سازماني و رويه هاي متفاوت تصميم گيري است كه در يك سير تاريخي ايجاد شده است. آنها باتوجه به توسعه پيش نگري در اسپانيا، چنين نتيجه گرفته اند كه به رغم وجود يك آگاهي اوليه و فرآيند نهادينه سازي در آن زمان پيـــش نگري به عنوان يك راه حل مناسب براي سياستگذاريهاي علوم و فناوري در اسپانيا به نظر نمي رسيد.

دو فاكتور اصلي در اين امر دخالت داشتند يكي كسب وجوه دولتي و ديگري شركتهـا و يا مشتريـان دولتــي بودند. به طور كلي، پيش نگري در زمينه سياستگذاري به گونه اي پديدار مي شود كه سياستگذاران همانند فرايند از دست دادن اقتدارشان در سياستگذاري علوم و فناوري نسبت به آن واكنش نشان مي دهند.

پيش نگري فناوري علاوه براينكه به صورت سمبوليك وظيفه مشروعيت بخشيدن به تصميم گيريها را برعهده دارد، به عنوان ابزاري مهم در توليد اطلاعات، توسعه دانش و تشويق ساختارتعامل و اجماع در جامعه و به عنوان منبع غني براي موفقيت نيز به شمار مي رود.

زمانـي كه آينده به وسيله تصميمات تصميم گيران مرتبط شكل داده مي شود، دانستن انگيزه ها و دلايل آنها براي اين عمل، ضروري است. بسياري از تصميمات به شدت تحت نفـوذ عوامـل خارجي هستند و اينكه چگونـه تصميـم گيرندگان در مقابل اين عوامل بيروني عكس العمل نشان مي دهند.

بستگي به درك آنها از آينده دارد. بنابراين، فعاليتهـاي پيش نگري ممكن است محركي براي توسعه واقعي از طريق ايجاد انتظارات مشترك باشد. فان مئولن (VAN DER MEULEN) در مقاله خود اشاره مي كند «كه استفاده از فرايند پيش نگري بستگي به چگونگي تاثير آن بر عدم قطعيت استراتژيك سازمانها و موقعيت استراتژيك آنها در سيستم هاي نوآوري دارد».

براي درك اين روابط، وي فعاليتهاي پيش نگري ملي مختلفي را در آلمان، انگليس و همچنين هلند (بخش محيط زيست و بهداشت) مورد مقايسه قرار داده است. براساس مطالعات انجام شده، وي معتقد است كه اگر عدم قطعيت زياد باشد، علاقه زيادي به انجام پيش نگري و دريافت نتايج آن مي تواند مورد انتظار باشد و اگر عاملان دست اندركار در فرايند پيش نگري به مقدار زيادي وابسته به منابع ساير سازمانها (مانند اطلاعات، دانش، سرمايه، تامين كنندگان و... باشند). فرايند پيش نگري اثربخش خواهد بود و براي اثبات اين فرضيه ها شواهدي را از مثالهاي مورد مقايسه ارائه مي كند.

پيشي گرفتن از چارچوب نهـــــادي پيش نگري فناوري موفق در جهت تحليل فرايندهاي واقعي، ممكن است فراتر از دانش درباره ارتباط دروني بين عاملان تصميم و پيشرفتهاي تكنولوژيكي و جهاني - اقتصادي نشان داده شـود و در واقع تعهد افـراد مشـاركت كننده در پيش نگري فناوري است كه بيشترين ارتباط با موفقيت را دارد.

سالو(SALO) در مقاله خود سهم عواملي را كه در پيش نگري نقش بازي مي كننـــد، تحليل مي كند. وي بر توجه به موقع به محركهاي اوليه در فـاز طراحي در هر پيش نگري فناوري تاكيد مي كند. پنج CS معروف مارتين به عنوان يك معيار موفقيت درنظر گرفته مي شود. در واقع اگر فرايند پيش نگري خوب عمل كند موارد ذيل بايستي محقق شود:

تمركز بر دوره هاي بلندمدت تر؛ افزايش هماهنگي بين نگرشها، اهداف و فعاليتهاي ذينفعان؛ توافق نظر بر زمينه هايي كه اثربخش به نظر مي رسند؛ برقراري ارتباط عميق تر با نيازهاي اجتماعي و فرصتهاي علمي و تكنولوژيك؛ تعهد به اجراي سياستهايي كه در عمل تضمين شده به نظر مي رسند.

براي تحقق اهداف پنج CS، ايجاد تعهد در تمامي مشاركت كنندگان در پيش نگري ضروري است. به اين منظور، مشوقهاي معيني بايد در فرايند پيش نگري ايجاد شود. «سالو» در مقالـــه خود انگيزه هايي كه ممكن است كه ذي نفعان تمايل داشته باشند تا در چنين فعاليتهاي داوطلبانه اي شركت كنند را نخست تلاش بر اعمال نفوذ (بر اولويتها)، دوم مشاركت در فرايند يادگيري، سوم توسعه پيمانها و شبكه سازي، چهارم اتفاق نظربا مقامات بــــالاي اجرايي كه مشوق اجراي پيش نگري هستنـــد و پنجم دريافت پاداش مي داند. اين مشوقها اهميتهاي متفاوتي براي ذي نفعان مختلف دارند.

تاكنون اغلب پيش نگريهاي مورد بحث در سطح ملي انجام شده بودند. اما روند افزايشي در پيش نگري در سطح بخشي و حتي در سطح بنگاهي وجود دارد. جانستون (JOHNSTON) با تحليل نقاط قوت و ضعف پيش نگريهاي دهه گذشته، مشكل اصلي را در ارتباط نزديكتر فرايندهاي پيش نگري و به كارگيري نتايج آن در استراتژي ها و عمل مي داند.

مشكلات ديگر به فقدان چهارچوبي براي كمــك به تصميـــم گيري با روشي كه در آن فضا امكانپذير است، باز مي گردد. او بااين پرسش كه تحليلگران مديريتي چه چيزي را براي توسعه يك استراتژي نياز دارند، نتيجه مي گيرد كه گذشته چراغ راه آينده نيست و آنچه كه در كنار استفاده از ابزارهاي ويژه اي نظير پيـــــش نگري مورد نياز است افزايش انعطاف و قابليت انطباق پذيري ساختار و فرهنگ است.

براي درك اين تغييرات ضروري، بايد بر تمامي ذينفعان اصلي در طول فعاليتهـاي پيش نگري تمركز ويژه اي داشت. به عقيده جانستون در بسياري از فرايندهاي پيش نگري كه اخيراً صورت گرفته اند تعامل كافي بين ذينفعان و تصميم گيران روي نداده است و همين امر به عدم به كارگيـري نتايج پيش نگري در تصميمات منجر شده است.

باتوجه به كمبودهاي متدولوژيك، او چهارچوبي را براي ترسيم روشهاي مختلف پيش نگري ارائه كرده است. معيار ترسيم آينده در سطوح مختلف، عدم قطعيتـي است كه دامنـه اي از «آينده به عنوان بازتابي از گذشته» تا «ابهام كامل» دارد.

بنابراين، وظيفه بسيار مهم موسساتي كه پيش نگري انجام مي دهند، (شركتها يا نهادهاي ملي) مشخص كردن سطح عدم قطعيت كارهاي خاص و متناسب ساختن آن با روشهاي مناسب به منظور بحث پيرامون ابعاد فرهنگي پيش نگري است.

جانستون از دو روش برجسته تحليل سناريو و روش دلفي استفاده مي كند. روش دلفي براي جوامعي كه نسبتاً داراي ساختارهاي سلسله مراتبي خشك هستند و جاهايي كه دقت رياضي و اعداد و ارقام مورد نياز باشد مناسب به نظر مي رسد. در مقابل تحليل سناريو، روش كيفي بوده و مستلزم رويكرد فردگرايانه است.

اين روش در فرهنگهاي كلامي بيشتر مورد توجه است. همين تفاوت در روش، ممكن است دليلي براي استفاده از روش تحليل سناريو در سطح بنگاهها و روش دلفي در سطح ملي و عمومي براي آينده نگري باشد.

 

پيش نگري فناوري در سطوح مختلف

غالب فعاليتهاي پيش نگري در سطح ملي و بنگاهي صورت مي گيرد. اما به موازات جهانــي شدن، تلاشهايي نيز براي تقويت كشورهايي صورت مي گيرد كه در منطقه اتحاديه اروپا قرار دارند، لـذا پيش نگري هم بيشتر در حال منطقـه اي شدن است.

«بليس و برگوينگان»(BELIS-BERGOUINGAN) در مقاله خود يك مثال جالب توجه از پيگيري منطقه اي براي انجام يك دلفي ملي مركزي در فرانسه را ارائه كرده اند. «تكنوپوليس دلفي» در منطقـه بوردو (BORDEAUX) به طور مشخص به شبكه سازي و به فرايند برقراري ارتباط اختصاص داده شده بود و با وجود پيگيريهاي منطقـــه اي و تلاشهاي ملـي چنين به نظر مــي رسيد كه به صورت يك ابزار يكپارچـه عمـل كند.

رويكرد كلان پيـــش نگري علم و فناوري، نظير دلفي ملي، سعي بر شناسايي افق پيش رو جهت يافتن هدفهاي مورد علاقه را دارد، در حالي كه رويه هاي نظارتي بيشتر به دنبال اهداف كوتاه مدت سياست گرايانه و خاص يك كشورند.

در حال حاضر، اگرچه جهش هايي در پيش نگري فناوري صورت گرفته است اما نگرانيهايي نيز در مورد تاثير اين تلاشها وجود دارد و سعي مي شود تلاشهايي جهت بهبود پيش نگري نيز انجام پذيرد. برخي از ابداعات مورد اشاره كه در دلفي اتريش اخيراً يكپارچه شده بود مثالهايي از تلاش براي مشاركت ذينفعان، تصميم گيرندگان و نمايندگان كاربران از طريق پيشنهادهاي سياستگذاري يكپارچه در پرسشنامه ها بود.

آيشهولزر(AICHOLZER) مشخصه هاي پيش نگري فناوري را در كشورهاي كوچك كه به دليل شرايط ويژه اقتصادي (اقتصادهاي باز، توليد بخشي، وابستگي به تجارت خارجي، غولهاي اقتصادي، منابع محدود) كه نيازهاي ويژه اي به «كسب چيزي» از پيش نگري فناوري دارند، تحليل كرده است.

او اين فرضيه را بيان مي كند كه در موقعيت ويژه اين كشورها، پيش نگري فناوري بايستي با اهداف خاص تري متناسب شود. بيش از تعيين فناوريهاي نوظهور استراتژيك، براي كشورهاي كوچك ارتبــاط بين يك طيف وسيع جهت توسعه يا جهت دهي مجدد استراتژي هاي فناوري و تعيين ظرفيتهاي ملي با فرصتهاي اقتصادي و نيازهاي اجتماعي، مهم تر است.

اما حتي در اين كشورها هم ممكن است رويكردهاي متفاوتي يافت شود. اما چند ويژگي مشترك در اين رابطه، جهت گيري نسبت به پتانسيل هاي بخشي، افق زماني كوتاه مدت (حدود 15 سال) تاكيد بر ارزش خود فرايند و آگاهي بهتر از نوآوري است.

برخي از اين ويژگيها در برنامه پيش نگري اتريش يافت مي شود. نوآورانه ترين بخش اين پيش نگري تركيب دلفي فناوري با دلفي اجتماعي - فرهنگي بود كه يكپارچه سازي جنبه هاي اجتماعي، مبناي راهنمايي اصولي براي دلفي فناوري بود. عنصر ديگر در پيش نگري فناوري اتريش ارزيابي روندهاي كلان(MEGA-TRENDS) بود كه اولين بار در دلفي آلمان براي تشريح ديدگاههاي كلي به آينده و جهان از نقطه نظر مدافعان آن به كار گرفته شد.

پيش بيني فناوري اتريش تلاشي جهت تحقق يك مشاركت از پايين به بالاي قوي بين ذينفعان مختلف بود. در اين پيش نگري& شكل خاصي از روش دلفي به نام دلفي تصميم مورد استفاده قرار گرفت كه در آن روش، واقعيت پيش بينــي ها تشريح نمي شود بلكه ساخته مي شود.

روش تصميم دلفي رويكرد مناسبي در زمينه هايي است كه بيشتر تحت تاثير تصميمهاي فردي است تا قواعد كلي كه توسط تعداد زيادي از تصميم گيرندگان كوچك مستقل و ناهماهنگ صورت مي پذيرد. دلفي تصميم، براساس يك روش پايين به بالا و غيرمتمركز كه نگاهي عميق بر زمينه هاي كاربردي در علوم و صنعت دارد تنظيم شده و بنابراين، افق زماني كوتاه تري دارد.

در اين روش، باتوجه به فهرستي از معيارها، هفت زمينه تخصصي انتخاب شد. در هريك از اين هفت زمينه، هيئتي از دانشگاهيان، صنعتگران، مديران بخشهاي دولتي و نمايندگان مصرف كنندگان، تشكيل شد. 128 نفر از آنها، مسئول توزيع كردن پرسشنامه هاي دلفي بودند. نزديك به 40 فرضيه در هريك از زمينه هاي تكنولوژيكي تدوين شد. هم زمان، صدها ابزار سياسي لازم براي پشتيباني از اين نوآوريها فهرست شد. نتايج اين كار برخي از نواحي اتريش را كه در آنها پتانسيل هايي وجود داشت و همچنين برخي از كاستي ها را نشان داد.

شرايط آلمان بسيار متفاوت تر از اتريش است. در آلمان، دلفي سال 1998 سومين دلفي پس از دلفي 1993 و دلفي 1995 بود. اين دلفي كلاسيك به منظور به دست آوردن اطلاعاتي درباره درك متخصصان آلمان از آينده محتمل تنظيم شده بود.

اين مورد مثالي از يك تحقيق علمي نــاب و ارائه داده هاست. داده هاي جمع آوري شده به تمامي احزاب علاقه مندي ارائه گرديد كه براي تحليلهاي خاص خود دعوت شده بودند. از آنجايي كه سوالهاي منفرد ويژه و زيادي وجود داشت، اين پيشنهاد مطرح شد كه به جاي سوالهاي موضوعي، ديدگاههاي متفـاوت در پرسشنامـه ها بيان شوند.

با انجـام چنيـن كاري، كهل(CUHL) نشان داد كه بـــــه عنوان مثال فناوريهاي اطلاعات و ارتباطات، در اغلب زمينه ها وارد مي شوند. براساس يك چارچوب زماني مشخص معلوم شد كه «اشكال جديدي از سازماندهي در شركتها» در آينده نزديك به وجود مي آيند (2001 تا 2004) و انتظار مي رود سيستم هاي جديد آموزشي براي كار و زندگي روزمره تا بين سالهاي (2005 تا 2015) به وجود آيد. اين امر تا زماني كه «منابع جديد انرژي و شيوه هاي ذخيره سازي انرژي» (2022 - 2012) و «فناوري براي مديريت جهاني بر محيط زيست» در سالهاي (2025 - 2015) محقق شوند، به طول خواهد انجاميد.

 

دورنماي پيش نگري فناوري

براساس مقالات منتشره، رويكردهاي مختلفي براي حذف نقاط ضعف در پيش نگري فناوري و يا براي بهبود تاثيرات اجراي فعاليتهاي پيش نگري وجود دارد.

لاوريج تعداد زيادي از پارادوكس هايي كه در فعاليتهاي پيش نگري فناوري ملي وجود دارند را مشخص و هفت مورد از آنها را تحليل كرده است.

پارادوكس اول با ادراك متفــاوت از دانش در علوم و حوزه هاي سياستگذاري سروكار دارد. ديگر پارادوكس ها اغلب به ناسازگاريهايي بين «پيـش نگري حقيقي» با «پيش نگري متعارف» بين كارآفرينان و دنباله روها، اهـداف ضمنـي پيش نگــري براي يافتـن اولويتها و... باز مـــي گردد.

اگرچه، ديدگاههاي نويسندگان مختلف ممكن است در اين زمينه متفاوت باشد، اما همه آنها ادعاي يكساني دارند و وظيفه اصلي آنها ارتقاي بحث پيش نگري فناوري به عنوان ابزاري باارزش و مهم براي سياستگذاري است. «آينده متعلق به ما نيست كه آن را ببينيم متعلق به ماست تا به آن شكل دهيم».

 

    171 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   آينده نگري (7)
●   تكنولوژي (200)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:09/07/1384

تاريخ شمسی نشر:09/07/1384
  
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب