باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز جمعه 8 شهريور 1387 كاربران برخط 45 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
نگاهي به « فرهنگ پرسمان » درآموزش و پرورش
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 
   ● نويسنده: وحيد - خليلي اردلي

منبع: روزنامه - جمهوری اسلامی

 
 

پرسش مندي از جمله ابزار معتبر و موثري است كه راه به پاسخ و يقين مي برد ونهادينه كردن اين رسم نكو به معناي دست گيري مخاطبان براي رسيدن به سرمنزل مقصود در جاده ي تعليم و تربيت است .

هـم سـوال از علـم خيـزد هم جـواب

همچو خار و گل كه از خاك است و آب

براستي اگر ما بتوايم فرزندانمان را به خلاقه ي پرسش مندي مجهز كنيم و به آن ها بياموزيم كه طرح پرسش كليد دستيابي به پاسخ هاي بزرگ است راه پرپيچ و خم آموختن را برايشان هموارتر كرديم زيرا داشتن پرسش به واقع مجهز كردن ايشان به چراغي است كه مي تواند كوره راه هاي نادانستن را به كمك آن آسوده تر در نوردند.پرسش چراغي در دست است براي عبور از كوچه هاي تاريك ناداني تا رسيدن به صبح روشن دانايي . اين اعتبار تا بدانجا رسيده است كه منزلت آدميان را به پرسش هايي كه در دل و ديده اش موج مي زند مي دانند نه فقط پاسخ هايي كه در ذهن دارد! و اينكه كه به نظر مي آيد آدم پرسشمند قدري فراتر از آدم پاسخمند دارد !...حمكت مشهور « علاج دانايي پرسش است » جاي بسي تامل دارد.

واژه ي « علاج » در اين حديث به معناي راه چاره است . بدين مفهوم كه چاره ي دانايي پرسش است . بايد « پرسيد » تا به كامروايي « دانستن » رسيد. برابرآن كه بگوييم علاج يا راه چاره يا به قول امروزي راهكار رسيدن به قله ي دانش تحقيق و پژوهش است هرچند پرسش خود پله ي اول هر تحقيق وپژوهش است . امام محمد باقر(ع ) مي فرمايند : « الا ان السوال مفتاح العلم » و پيامبر عزيز اسلام (ص ) مي فرمايند : « دانش خزينه هايي دارد كه پرسش كليدشان مي باشد.پس بپرسيد تا خدا بر شما رحمت كند; زيرا او چهار كس را در اين باره پاداش مي دهد : پرسش گر آموزگار شنونده و دوستدارآن ها » (1 ) در اين روايت آن چه زياد جلب توجه مي كند در كنار هم نهاده شدن شان پرسشگر با معلم و متعلم است .

: گويي خداوند كريم دو مرتبه براي آموزنده علم و دانش رحمت مي فرستند يكي به خاطر شان شاگرد بودن و ديگري به خاطر شان پرسش داشتن . و روشن است كه اينجا مهمترين و برجسته ترين خصوصيت يك طالب دانش را سوال داشتن مي دانند.در جاي ديگري پيامبر گرامي اسلام (ص ) پرسيدن همراه با تدبير و انديشه را نيمي از علم معرفي مي كنند. « رعايت اعتدال و توازن در هزينه زندگي و مصرف سرمايه مالي در طريق تامين حوائج روزمره نيمي از ضروريات زندگي را ضمانت مي كند و اظهار محبت به مردم نيمي از عقل و انديشه و خرد انسان را تشكيل مي دهد و سوال كردني كه با لطف و انديشه توام باشد نيمي از علم و دانش انسان را سامان مي بخشد » (2 ) امروزه هم يكي از مهمترين شيوه هاي يادگيري را « پرسيدن » مي دانند . پرسيدن ابزاري است براي آموختن كه هر انساني از دوران كودكي به آن مجهز است . تا جايي كه به گفته كارشناسان گاه كودكان در روز تا 300 پرسش را مطرح مي كنند . حتي محققين توفيق درطرح سوال هاي گوناگون را توفيق درفهم درست آموزه هامي دانند و ميزان موفقيت هرمتعلمي را درارتباط مستقيم با ميزان پرسش هاي اومي دانند.ازطرفي هر معلمي مي تواند سطح علمي مخاطبانش را از تعداد و كيفيت پرسش هايي كه طرح مي كنند محك بزند. پرسش ترازوي قابل اعتمادي است براي وزن دانش افراد و اينكه مخاطب يا فراگير ما چه مي خواهد وچه بايد به اوآموزاند و از آن مهمتر چگونه بايد آموزاند. يادگيري پايدار در صورتي اتفاق مي افتد كه ياد دهنده براساس پرسش هاي مخاطب طرزياددهي خودراپي ريزي كند.وهم ازآن روفرايند يادگيري را متداوم كند. كارشناسان آموزش و پرورش وبه ويژه اهل تحقيق در اين حوزه به منظورتحولي متناسب با نياز هاي آموزشي و پرورشي فرزندان جوان و نوجوان ايجاد روحيه پرسشگري در بين دانش آموزان را از ضروريات مي دانند . وبراي اجرايي كردن اين مهم راهكارهاي متعددي را پيشنهاد مي نمايند . از جمله : 1 ـ تغيير نگرش كلي نظام آموزش و پرورش با رويكردي نو و مطلوب

2 ـ ايجاد تغييرات كليدي و مرتبط با نياز ها دركتاب هاي درسي

3 ـ تقويت مهارت استنباط و تجزيه و تحليل در جهت تقويت روحيه نقد و پرسش گري

4 ـ تقويت مهارت تفسير اطلاعات

5 ـ پرورش مهارت مشاهده در دانش آموزان

6 ـ شركت دادن دانش آموزان در بحث هاي كلاسي

7 ـ گسترش روحيه ي كار گروهي

8 ـ عملياتي كردن تلاش ها و شيوه هاي آموزشي دانايي محور به جاي حافظه محور

9 ـ تحولي بنيادين در جهت ترويج و تحكيم جنبش نرم افزاري و ...

فرهنگ « پرسيدن » و سوال داشتن با فرمان و دستور گسترش نمي يابد.ايجاد زمينه هاي گوناگون و اجراي شيوه هاي مختلف براي درگير كردن مخاطبان به فكر كردن از جمله مهمترين راه كارها براي دست يابي به اين مقصود است . همانطور كه در مسير يادگيري گوش دادن پله ي نخستين آموختن و سخن گفتن است . خوب گوش كنيم تا خوب حرف بزنيم

اين يك قانون است . گوينده ي مقبول در واقع يك شنونده ي قابل است . به همين قياس پرسش گر مقبول يك پاسخ دارنده ي قابل است

مولوي در ابياتي اين مقوله را اين گونه وا مي نمايد كه :

كودك اول چون بزايدشيرنوش

مدتي خامش بود او جمله گوش

مدتي مي بايدش لب دوختن

ازسخن تا او سخن آموختن

ور نباشد گوش وتي تي ميكند

خويشتن را گنگ گيتي مي كند

كراصلي كش نبدز آغاز گوش

لال باشد كي كند در نطق جوش

زانكه اول سمع بايد نطق را

سوي منطق از ره سمع اندر آ(3 )

نكته ي ظريفي كه در متن اين توصيه ي عميق مولوي نهفته است اين كه خوب گوش دادن بهترين راه براي خوب به نطق آمدن است . چه نطق ظاهري و عمل زبان و چه معنا ومفهومي كه به ابزار زبان جاري مي شود. ارتباط پرسيدن با خوب گوش دادن اين است كه موسم گوش دادن موسم طرح پرسش است براي ايجاد ارتباط با عالم وآدم .

اصولا انسان ها مسير زندگي خود را بر اساس آن چه مي خواهند از آن سر در آورند تعيين مي كنند. حال اگر دانش آموزان را در محيط آموزش و پرورش ودرزمان دوازده ساله اي كه دراختياراين حوزه است به فرهنگ « طرح سوال » عادت دهيم درواقع ايشان را به وادي تلاش براي كشف مجهولات كشانده ايم وتلاش براي كشف مجهولات چيزي نيست جز علم اندوزي !

از سوي ديگر پرسش گري و رونق « فرهنگ پرسمان » بي گمان روشن ترين تعريف را براي مفهوم « فرهنگ » به معناي واقعي آن حمل مي كند. « فر » و « هنگ » اولي به معناي نور و دومي به معناي قصد وآهنگ .تمام مقوله هايي كه با اضافه ي فرهنگ در ادبيات اجتماعي اگرچه امروزه ) culture ( بشر جاري است در معناي اصيل خود همين مفهوم را در بردارد . حتي معادل هاي لاتين آن هم به همين معناست معاني دور ازواقع و متناقضي گرفته اما هر جا سخن از فرهنگ است دو موضوع نور و حركت در آن نهفته است يا بايد باشد. دراين ميان وبدون ترديد فرهنگ پرسمان را مي توان معنادار ترين كاركرد فرهنگي در عرصه ي تعليم و تربيت ناميد.

پس تلاش در جهت سوال مند كردن دانش آموزان معتبر ترين سازو كار براي روز آمد كردن دانش و بينش ايشان است .همچنين گسترش « فرهنگ پرسمان » ارتباط تنگاتنگي با مفهوم تعليم و تربيت دارد. كه :

امام علي (ع )مي فرمايند : « هركه خوب سوال كند داناشود و هر كه دانا باشد خوب سوال كند »

اما آن چه در جريان طرح و همچنين طراحي پرسش مهر كه آرام آرام به عنوان يك رسم نكو در آموزش و پرورش نهادينه شده قابل تامل است اين كه مي بايست كمي تخصصي تر به موضوع نگاه كرد. اكنون كميت به مذاق برگزار كنندگان خوشتر مي نمايد تا كيفيت . وحال آنكه در وا نگري جديد در طرح ونيز طراحي موضوع مي توان به فرهنگ پرسمان عمق بيشتري بخشيد. با نگاهي گذرا به آنچه در چند سال اخير در اين خصوص اتفاق افتاده به وضوح روشن است كه همراهي مخاطبان عام اين مقوله در اقع پاسخ دهندگان حقيقي به پرسش ها نيستند كه همراهان خوبي با اين رسم نكو بوده اند. بهتر است در سال جديد متوليان اين امر در تمامي سطوح بازبيني توليدات ادبي پژوهشي و هنري ازادارات مناطق گرفته تا وزارت خانه به بازداد پاسخ گونه ي آثار بيشتر بيانديشند تا صرفا يك همراهي هنري يا پژوهشي كه در غير اين صورت ترديد نكنيم اغراض و اهداف ديگري جايگزين روح پرسشمندي و حقيقت پاسخ دهي مي شود.

پي نوشت ها :

1 ـ نهج الفصاحه چاپ سوم

2 ـ آداب تعليم وتربيت در اسلام دكتر محمد باقر حجتي صفحه 352

3 ـ مثنوي معنوي دفتر اول ابيات 1623 ـ 1627

 

اگر ما بتوانيم فرزندانمان به خلاقه پرسش مندي مجهز كنيم و به آنها بياموزيم كه طرح پرسش كليد دستيابي به پاسخ هاي بزرگ است راه پر پيچ و خم آموختن را بر ايشان هموارتر كرده ايم

در مسير يادگيري گوش دادن پله نخستين آموختن و سخن گفتن است . پس خوب گوش كنيم تا خوب حرف بزنيم زيرا گوينده مقبول در واقع يك شنونده قابل است و به همين قياس پرسشگر مقبول يك پاسخ دارنده قابل مي باشد

 

    431 بازديد     4 امتياز     0 نظر


دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:18/07/1386

تاريخ شمسی نشر:17/07/1386
   

دعوت همکاری با باشگاه


 
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب