«فریده فرهی» در خصوص آخرین تحولات هسته ای ایران گفت:
آقای البرادعی از شورای حکام خواست تا به او فرصت دهد تا با ایران در خصوص این روند به امید حل بحران حاضر، مذاکره کند. او از آمریکا و کشورهای اروپای غربی خواست تا به نحو موثری روند تحریم ها را در سازمان ملل به تعویق اندازند، تا این روند خاتمه یابد و جهان دریابد آیا ایران می تواند به مسائل موجود پاسخ دهد یا خیر. این چیزی است که آمریکا از آن خرسند نیست. از نظر تاریخی، طی پنج سال گذشته من متذکر شده بودم هربار که مذاکرات خوبی در آژانس بین المللی انرژی اتمی وجود داشت شما شاهد گزارش های گوناگون روزنامه ها، افشای خبرها و طرح هایی هستید که اساساً در خصوص حمله نظامی محتمل علیه ایران می باشند.
مجری: اخیرا رویترز، بخشی از اعلامیه 10 سپتامبر را منتشر کرده است که در آن آمده بود پنتاگون طرح هایی برای ساخت یک پایگاه نظامی جدید در عراق درست چند مایلی مرز ایران در دست اجرا دارد. آیا این امر حتی اگر سیاست سازان به طور اساسی نخواهند، احتمال برخورد نظامی را افزایش نمی دهد؟
«فریده فرهی»: احتمال حملات واقعی وجود دارد. سیاست خارجی آمریکا و اسراییل بر پایه ایده قدرت نظامی و اولویت قدرت نظامی استوار است. همچنین این واقعیت نیز وجود دارد که ایران آن را مطرح ساخته است: آنها آماده مقابله با این احتمال هستند. آنها (ایرانیان) آن را به عنوان یک جنگ نامتقارن می دانند. آنها آماده دفاع از کشور بوده و البته مشکلات بسیار زیادی در مناطق دیگر برای طرح های نظامی آمریکا هم در داخل ایران و سایر قسمت های منطقه که ایرانیان صراحتاً به دلایل دفاعی خودشان آماده آن اقدام خواهند شد، ایجاد خواهند کرد.
به همین دلیل است که من فکر می کنم که سیاست سازان آمریکا و اسرائیل در صحبتهای خود یا در گفتگوهایشان پیرامون گزینه نظامی بسیار محتاط هستند. من فکر می کنم که آنها در خصوص اجرای واقعی این اقدام نظامی در قبال ایران بسیار احتیاط می کنند زیرا روشن است که چنین امری مشکلات خطرناک بسیار زیادی را نه تنها برای ایالات متحده بلکه برای متحدانش در منطقه ایجاد خواهد کرد.
این استدلال مطرح شده است که آمریکا و ایران در حال بازی با جوجه ها هستند. شما می دانید که تهدید یکدیگر منجر به آن خواهد شد که طرف دیگر شکست را بیذیرد. مشکل این روند این است که یک اشتباه می تواند منجر به پیامدهای خطرناکی گردد. برداشت من از سیاست های ایران این است که ایرانیان بسیار مراقب هستند یا تلاش می کنند که مراقب باشند که به درگیری مستقیم با آمریکا کشیده نشوند. این یک موقعيت پرتنش و خطرناک است.
آنچه که من دریافته ام این است که طرف های درگیر در این شرایط، بویژه طرف آمریکایی، اقدامی برای کاهش تنش انجام نمی دهد. در حقیقت، آمریکا به سبب اهداف داخلی یا به خاطر سیاست هایش که آنان به منظور توجیه حضور نظامی خود در عراق دنبال می کنند، دلایل زیادی برای برجسته ساختن ایران به عنوان یک تهدید منطقه ای دارند.
مجری: محمد البرادعی مدیر آژانس بین المللی انرژی اتمی کاخ سفید را بر کوبیدن بر طبل جنگ علیه ایران متهم کرده است. به طور مسلم اخیراً نیز رسانه ها کاری را انجام داده اند که به نظر می رسد به طور تلویحی در بردارنده همان اظهارات است.
«فرانسیس بویل»: این چیزی است که خوب به نظر نمی رسد. استراتژی کنونی آمریکا درست همان است که در گذشته نیز دو بار علیه عراق استفاده شد و از تابستان 1990 آغاز و درجریان جنگ بوش پدر علیه عراق شدت یافت. بسیاری از نومحافظه کاران که برای بوش پدر کار می کردند هم اکنون با بوش پسر همکاری می کنند، از جمله دیک چنی که اکنون معاون رییس جمهور کنونی آمریکاست، در آن زمان وزیر دفاع بود.
آنها تصور می کنند که استراتژی گذشته جواب داده است پس در صدد هستند که جنگ را قالب کنند و با همان استراتژی و همان رویکرد و بسیاری از همان استدلالات سال 2002، به اهداف مورد نظر خود برسند.
این موضوع آشکار شده است. اگر شما به الگوی کنونی بنگرید، درخواهید یافت که تقریبا شبیه همان چیزی است که قبلا رخ داده است. آن زمان نیز شاهد سخنرانی برای خیل عظیمی از آمریکایی ها بودیم.
در حال حاضر سه ناو هواپیمابر نیروهای واکنش سریع در خلیج فارس مستقر شده اند. شما همیشه باید به آنچه که آنها انجام می دهند نگاه کنید نه آنچه که می گویند. در خلیج فارس شما شاهد آرایش گسترده نیروهای نظامی آمریکا هستید. افزون بر این مانورهای دریایی عظیمی درخلیج بنگال در حال اجراست که طی چند روز آتی پایان می پذیرد و سپس این کشتی ها در موقعیت حمله به ایران قرار خواهند گرفت.
ظاهراً آمریکا بمب افکن های بی-1 در عراق دارد و تعداد زیادی از هواپیماهی اف-16 را به آنجا منتقل کرده اند. بنابراین خطر اینجا است که یک همسانی میان آنچه که انجام می دهند و آنچه که می گویند وجود دارد و ایران اکنون به وسیله شمار زیادی از تجهیزات نظامی که می توانند علیه آن مورد استفاده قرار گیرند، محاصره شده است.
مجری: در تاریخ 30 اگوست، ویلیام جی براود، مقاله ای را تحت عنوان«گزارش آژانس: ایران در حال توسعه برنامه هسته ای خود است» را در نیویورک تایمز منتشر نمود. اما آژانس خلاف آن را بیان داشت. این در حالی بود که ایران در مقایسه با طرح های قبلی بسیار کمتر به غنی سازی اورانیوم پرداخته است. از سوی دیگر،« بارنت روبن»، یادآور شده است که گروه لابی جناح راست برای اقدام نظامی شدید علیه ایران به دولت آمریکا فشار وارد می سازد. به نظر شما اینها چقدر مهم هستند؟
«فرانسیس بویل»: دوباره تکرار می کنم که این الگو بسیار شبیه همان الگوی قبلی است و در حقیقت هفته گذشته پیشرفت عمده و مهمی در روابط میان ایران و آژانس بین المللی انرژی اتمی صورت گرفت. شما می توانید آن را در وب سایت آژانس بین المللی انرژی مطالعه کنید. من نسبت به بسیاری از کسانی که خطوط فکری این رسانه ها را ترسیم می کنند، تردید دارم و شما خواهید دید که ایران همه تقاضاهای آژانس بین المللی انرژی اتمی را خواهد پذیرفت و با یک برنامه کاری که بر اساس آن همه مسائل دیرین در خصوص برنامه هسته ای آن تا پایان امسال حل و فصل خواهد شد، موافقت می کند.
از این رو، این یک فرصت جالب برای دولت بوش است، اگر به طور جدی علاقمند به حل این مشکل و گفت و گو با ایران در مسیر مناسب باشد.
اما اين، آن چیزی نیست که دولت بوش می خواهد. آنچه که آنها می خواهند یک بهانه برای حمله نظامی است و البرادعی از طریق یک تعامل چشمگیر با ایران که نمی تواند از سوی کسی نادیده گرفته شود، زیرا اسناد در وب سایت آژانس موجود می باشد، به طور واقعی فرش را از زیر پای آنها و همچنین از زیر دور بعدی تحریم ها در شورای امنیت بیرون کشیده است.
ما می دانیم که پیش از این آقای «براد» به همراه جودی مایلر بسیاری از این دست مقالات گمراه کننده را در خصوص سلاح های کشتار جمعی موهوم در عراق نوشته بودند و نیویورک تایمز باید آن را در مقیاس وسیع منتشر می کرد زیرا نیویورک تایمز یک تبلیغاتچی جنگ است و البته در کل نیویورک تایمز این گونه می باشد.
من فکر می کنم که برای درک حقیقت، شما باید به شبکه پاسیفیک و منابع خبری دیگر گوش فرا دهید و به اینترنت بروید، زیرا خط فکری رسانه های امروز مملو از اخبار جنگ علیه ایران است. درست همان کاری که قبل از سال 2002 در مورد عراق صورت گرفت. درست مانند کاری که پیش از سال 1990 علیه عراق انجام شد و باید متذکر شوم که این کار علیه یوگسلاوی در سال 1990 نیز صورت گرفت.
مجری: اقدام نظامی علیه ایران در واقع موضع جمهوریخواهان را برای انتخابات مجدد در انتخابات ایالتی و شهرداری ها و انتخابات ریاست جمهوری تقویت می کند و اگر درست حدس زده باشم این مورد می تواند سبب شود که عقب نشینی از عراق درهای باز را برای یک ایران هسته ای ببندد. همان گونه که ما در گذشته بحث کرده بودیم سفیر آمریکا در سازمان ملل دیدگاه گسترده تری در این خصوص داشته و حتی به جنگ جهانی در خاورمیانه معتقد است. زلمای خلیل زاد در نشست امور جهانی در هارت فورت گفت که آمریکا برای مدت نامعلومی در عراق خواهد ماند و به ایران هسته ای نیز هشدار داد.
«فرانسیس بویل»: در حالی که تمرکز همه افراد بر روی عراق است دولت بوش بر روی ایران تمرکز کرده است و من معتقدم که آنها حمله به ایران را راهی برای برطرف ساختن مشکلات خود در عراق و چیزهای دیگر می دانند. ما در واقع شاهد یک بازی و چندین اقدام هستیم.
اقدام نخست، حمله به افغانستان و استفاده از تراژدی مخوف 11 سپتامبر به عنوان یک بهانه برای جنگی بود که از پیش طراحی گردیده بود؛ و در واقع برای مقابله با 11 سپتامبر بعدی شمار زیادی از نیروهای آمریکایی در خلیج فارس، دریای عرب، مصر و ترکیه برای حمله وجود دارد.
اقدام دوم در این بازی، برای کنترل یا تسلط بر دو سوم ذخایر نفت جهان، حمله به عراق در سال 2002 بود. اقدام سوم در این بازی حمله به ایران است. و همان گونه که رییس جمهور آمریکا بر این موضوع تاکید کرده است من با تاکید بر اظهارات او می گویم که وی قبل از پایان دوره ریاست جمهوری خود به ایران حمله می کند. من همچنین فکر می کنم که سپس حزب جمهوریخواه از حمله به ایران برای پیروزی درانتخابات 2008 و کنترل مجدد مجلس نمایندگان و سنا و کنترل ریاست جمهوری استفاده خواهد کرد. آنها دموکرات ها را در موضع دفاعی قرار خواهند داد همان گونه که آنها کراراً در گذشته نیز این کار را انجام داده بودند.
به نظر من آنچه که اکنون در عراق جاری است خودداری از عملیات تا زمانی است که آنها به ایران حمله کنند و سپس شرایط استراتژیک به طور کامل تغییر خواهد کرد. شما شاهد یک جنگ گسترده در سراسر این منطقه از جهان خواهید بود و در حقیقت روشن شده است که اگر آنها به ایران حمله کنند به سوریه نیز حمله خواهند کرد. اسرائیل نیز حمله خواهد کرد. شما شاهد بمباران هواپیماهای اسرائیلی به سوریه بودید که توسط نیروی هوایی این رژیم صورت گرفت. آنها (آمریکا) همچنین در ائتلاف با اسرائیل به غزه حمله خواهند کرد و گزارش هایی از حرکت نیروهای اسرائیل به سوی غزه شنیده اید. آنها احتمالا برای سرنگون کردن حزب الله به جنوب لبنان نیز حرکت خواهند کرد. در حقیقت در تابستان گذشته اسرائیل با چراغ سبز دولت بوش به غزه یورش برد و تلاش کرد که حزب الله را سرنگون سازد اما ناکام ماند و شکست خورد.
نومحافظه کاران از جمله الیوت آبرامز ظاهرا به اسرائیل برای حمله به سوریه در آن زمان فشار وارد ساخته بود اما اسرائیل مایل به انجام آن نبود.
این موضوع ما را به یاد اظهارات خلیل زاد در سازمان ملل می اندازد. در واقع، وی در دانشگاه شیکاگو دانشجوی روابط بین الملل بود و من نیز آنجا بودم. او با «آلبرت ولستر» مشاور «پل ولفوویتز» و بسیاری از نومحافظه کاران دیگر درس می خواند. اساساً اگر شما آنچه را که خلیل زاد در سازمان ملل گفت، بخوانید حقیقت را در می یابید.
وی گفت: اگر جهان عرب و اسلام آنچه را که ما گفتیم انجام ندهند آمریکا آماده آغاز جنگ جهانی سوم است. این جنگی برای کنترل نفت و گاز خلیج فارس و آسیای میانه است که دو سوم نفت و گاز جهان را در خود جای داده اند.
بنابراین مجدداً تکرار می کنم، وقتی که شما دیدید که سفیر آمریکا (خلیل زاد) درباره جنگ جهانی سوم سخن گفته است این امر بسیار خطرناک است. ما شنیده ایم که پوتین بمب افکن های هسته ای استراتژیک خود را به منظور فریب به سوی نروژ، به انگلیس و گوام فرستاده است. من فکر می کنم که این امر نشانه ای است که روسیه به ما می گوید از حمله به ایران حمایت نمی کند. آنها می دانند که طرح ما چیست و آنها خاطرنشان ساخته اند که از حمله به ایران راضی نیستند. این امر بی نهایت خطرناک است.
افزون بر این، شما درباره انتقال موشک های کروز هسته ای از پایگاه هوایی مینوت به بارکسدال چیزهایی شنیده اید. من فکر نمی کنم که این کار اشتباها صورت گرفته باشد. روشن است که یک نفر فرمان انتقال موشک های کروز هسته ای به بارکسدال که نقطه ای برای بمباران خاورمیانه می باشد را صادر کرده است.
همان گونه که قبلا گفته بودم با توجه به ذهنیت و نگرش نومحافظه کاران، آنها کاملا آماده استفاده از سلاح های هسته ای علیه ایران هستند. آنها در حال آماده سازی می باشند. همه ناوهای هواپیمابر آمریکا که اکنون در خلیج فارس و خلیج بنگال قرار دارند دارای ظرفیت های هسته ای هستند و اسرائیل نیز دارای توانایی هسته است. به نظر می رسد که اکنون ما در شرایط پیش از جنگ قرار داریم همان گونه که این به این موضوع در گذشته نیز اشاره کردم.
مجری: پروفسور بویل، «سارا باکستر» با انتشار مقاله ای در تایمز آن لاین این بحث را مطرح ساخته بود که پنتاگون طرح حمله ای برای حمله هوایی گسترده به 1200 هدف در ایران را دارد. وی گفت که هدف از این اقدام منهدم ساختن امکانات کامل نظامی ایران ظرف 3 روز است. در دوم سپتامبر نیز باکستر نوشت که اسرائیل آماده حمله هوایی به ایران می باشد حتی اگر آمریکا از این موضوع کوتاه بیاید.
«فرانسیس بویل»: اسرائیل آن چیزی را انجام خواهد داد که آمریکا می گوید. این امر می تواند همان چیزی باشد که دیک چنی معاون رییس جمهور پیشنهاد کرده بود که ما به اسرائیل برای انجام آن چراغ سبز نشان خواهیم داد و سپس کنار می ایستیم و شما خواهید دید که چه اتفاقی خواهد افتاد. اما آنها (اسرائیل) به این کار مبادرت نخواهند کرد مگر آنکه ما به آنها اجازه این کار را بدهیم. معنی این حرف این است که آنها باید از فضای عراق که تحت کنترل ماست استفاده کنند یا از ترکیه عبور کنند و من نمی دانم که آیا ترکیه به این کار رضایت خواهد داد یا خیر.
اما این امر بسیار خطرناک است. بویژه اکنون که دولت آمریکا به طور رسمی از دکترین جنگ پیشدستانه حمایت می کند. استراتژی امنیت ملی سپتامبر 2002 که توسط ولفوویتزِ نومحافظه کار، نوشته شد خواستار جنگ پیشدستانه بود که برای نخستین بار در مورد عراق اجرا شد. همه این اسناد خاطر نشان می سازند که آمریکا کاملا آماده استفاده از سلاح های کشتار جمعی به عنوان بخشی از این دکترین است.
شما می توانید همه این موارد را در کتاب من تحت عنوان «از بین بردن نظم جهانی» ببینید. بنابراین این سیاست، این جنگ لفظی و متاسفانه نیروی نظامی که در آنجا مستقر شده اند همگی فقط منتظر فرمان بوش هستند. من فکر می کنم که ما زمان کمی برای مانع شدن از این اقدام داریم. زیرا اگر تحلیل من و شما درست باشد شرایط کنونی بسیار شبیه آن چیزی است که آنها در سال 2002 انجام دادند. آنها هنوز به دنبال اطلاعات غلط هستند. اما دوباره می گویم که این امر بسیار خطرناک است. ایرانیان می توانند یک اشتباه کنند یا به آسانی تحریک کنند، نظیر کاری که تابستان گذشته در قبال ملوانان انگلیسی انجام دادند و آمریکا در همان زمان اعلام کرد که اگر ایران تلاش کند که همین اقدام را در مورد ما انجام دهد به قوه قهریه متوسل می شویم. بنابراین، تحت این شرایط، تحریک و برانگیختن دشمنی بسیار آسان خواهد بود.
مجری: سارا باکستردر مقاله خود از علیرضا جعفر زاده از اعضای شورای ملی مقاومت ایران نام برده است. وی از گزارش اخیر آژانس بین المللی انتقاد کرده بود. اما نظر من درباره نقشی است که کنگره ملی عراق و احمد چلبی بازی کردند که چلبی ادعا کرده بود حمایت زیادی برای یک حمله وجود داشت. آیا آن شرایط، مشابه شرایط کنونی ایران است. اختلاف میان یورش آمریکا به عراق و آنچه که ما ممکن است در مورد ایران شاهد باشیم را بیان کنید.
«فرانسیس بویل»: بله. درست شبیه آن چیزی است که در سال 2002 در مورد عراق اتفاق افتاد و همانگونه که در سال 1990 شاهد بودید نمایندگان دولت آمریکا اعم از وزارت دفاع، سازمان سیا و موسسات تحقیقاتی که به اسراییل وابسته بودند تبلیغات به راه انداختند و اکنون نیز تلاش می کنند که این موضوع را روشن سازند که اگر برخی مخالفت هایی در اینجا وجود دارد فقط برای تقاضا از آمریکا جهت آزاد سازی ایران است و برای دستیابی به این منظور به دکترین جعلی دخالت بشردوستانه اتکا می کنند که من در کتاب خود تحت عنوان «از بین بردن نظم جهان» آن را تحلیل کرده ام. یکی دیگر از بخش های این استدلال این است که آنها در تلاشند تا در آمریکا توافقی را برای جنگ با ایران نظیر همان کاری که در مورد عراق انجام دادند، ایجاد نمایند و استدلال آنها دخالت بشردوستانه به علاوه ادعاهای سلاح های کشتار جمعی است.
مجدداً تکرار می کنم که در این لحظه، ایران سلاح های کشتار جمعی ندارد. بنابراین، همه آنها همان استراتژی تبلیغاتی است که قبلا آن را دنبال می کردند. همان گونه که شما به درستی اشاره کردید. جنگ با ایران تفاوت بسیاری در عراق خواهد داشت. عراق دچار تجزیه، انهدام، بمباران و تحریمی که از سال 1990 تا 2003 ادامه داشت، شده بود. بنابراین در زمان حمله امریکا و انگلیس کمترین مقاومت صورت گرفت. این امر در مورد ایران صادق نیست. ایران بیش از 60 میلیون جمعیت دارد. نیروی نظامی کافی در اختیار دارد.
ما شاهد بودیم که موشک های چینی کرم ابریشم حزب الله لبنان، تابستان گذشته مایه ویرانی اسرائیل شده بود. تصور کنید که ایران این کار را علیه یک ناو هواپیمابر در خلیج فارس انجام دهد.
ایرانیان دارای فرهنگ پارسی هستند. فرهنگ و مذهب آنان به 5 هزار سال قبل باز می گردد. و آنان مردم با افتخاری هستند و اگر شما دوره جنگ ایران و عراق را دنبال کنید درخواهید یافت که آنها متحمل تلفات زیادی شدند. فرض آنها (آمریکا) این بود وقتی صدام حسین جنگ را با حمایت و تشویق جیمی کارتر و زبیگنیو برژینسکی آغاز کند حکومت آیت الله خمینی سقوط خواهد کرد. اما این امر محقق نشد. آنها به شدت جنگیدند و بعد از چند سال عراقی ها را به عقب راندند و در آستانه حمله به بغداد بودند که دولت ریگان با اعزام یک ناوتیپ به خلیج فارس در این قضیه دخالت کرد و روشن ساخت که ما به آنها اجازه نخواهیم داد که بغداد را تصرف کنند. به همین دلیل است که دولت بوش و نومحافظه کاران به خوبی می دانند که اگر به جنگ با ایران مبادرت کنند این جنگ مانند عراق نخواهد بود و آنها مجبورند از سلاح های هسته ای استفاده کنند.
مجری: به چه دلیل نومحافظه کاران می خواهند این کار را بکنند و فعالان ضد جنگ چگونه می توانند از این کار جلوگیری کنند.
فرانسیس بویل: ما باید این موضوع را درک کنیم که دو سوم از ذخایر نفت و گاز جهان در منطقه آسیای مرکزی و خلیج فارس قرار دارد و این واقعا آن چیزی است که نخبگان حاکم این کشور یکی پس از دیگری تعقیب می کنند. بنابراین، شما شاهد تعصب و نژاد پرستی هستید.
من متاسفانه باید بگویم که این یک نوع از همان چیزی است که بعد از جنگ دوم جهانی اتفاق افتاد که طی آن دولت آمریکا عامدانه جنون ضد ژاپنی و نژادپرستی را تهییج کرد. زیرا آنها به دنبال پیگیری بهتر جنگ علیه ژاپن و از جمله پذیرش بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی بودند؛ و در شرایط کنونی تعصب و نژاد پرستی و ضدیت با مسلمانان بسیار خطرناک است. این امر می تواند بیانگر آن باشد که مردم آمریکا باید آماده پذیرش استفاده از بمب اتمی علیه ایران باشند.
ما هنوز وقت داریم که جلوی این کار را بگیریم. رمزی کلارک در 15 سپتامبر در واشنگتن دی.سی در حمایت از صلح یک راهپیمایی به راه انداخت و بسیاری از مردم باید به این گونه راهپیمایی ها بپیوندند. ما نیازمند آن هستیم که مردم در خیابان ها تظاهرات اعتراض آمیز برگزار نمایند. ما باید از افرادی در کنگره مانند «جان کانیر» بخواهیم تا علیه بوش و چنی اقامه دعوا نمایند. به مارس 2003 برگردیم، در آن زمان که ما از اقامه دعوا علیه بوش، چنی، رامسفلد و اشکرافت تردید داشتیم. قبل از کانیر، که از اعضای کنگره بود و از میان 40 تا 50 تن از مشاوران ارشد وی که همگی حقوقدان بودند، مارکوس راسکین به صراحت اعلام داشت که اگر ما بوش را از مبادرت به جنگ عراق بازنداریم چگونه می توانیم وی را از جنگ علیه ایران بازداریم که اکنون در آن وضعیت قرار داریم.
بنابراین، این شکایات فوراً باید انجام گیرد و همه باید از کانیر در کنگره بخواهند آن را مطرح سازد. من فکر می کنم شما نیازمند کار با مردم منطقه خود هستید. اگر کسی بتواند این کار را برای ما انجام دهد فقط کانیر درکنگره است.
سوم، اقدامات گسترده مقاومت مدنی است. آن چیزی است که ما به آن نیاز داریم. یعنی اعتراضات غیرخشونت آمیز و آرام در سراسر کشور و بویژه در واشنگتن دی. سی برای متوقف ساختن جنگ.
در نهایت، در آستانه جنگ علیه عراق یکی از موکلان و دوستان من بنام «فیل بریگان» ترتیب یک اعتصاب عمومی را داده بود. متاسفانه وی قبل از آنکه بتواند این کار را عملی سازد، سرطان گرفت. اما من فکر می کنم که باید آن سازماندهی را انجام دهیم. ما باید یک روز را به عنوان اعتصاب عمومی انتخاب کنیم و باید سراسر کشور را تعطیل کنیم و به نخبگان قدرت توضیح دهیم که کشور را درست اداره کنند. ما با آنچه که به طور بالقوه ما را به سوی جنگ می کشاند نمی توانیم مدارا کنیم و از خود تساهل نشان دهیم . همه ما باید آن چیزی را انجام دهیم که وجدان و شعور ما می گوید.