باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز يكشنبه 1 فروردين 1389 كاربران برخط 63 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
  
  
    
شكاف هاي موجود در جامعه يهوديان رژيم صهيونيستي
ارسال صفحه براي دوستان اظهار نظر امتياز به صفحه چاپ


درپس پرده تابلوي رژيم صهيونيستي، كه رهبرانش مي كوشند آن را به شكل تابلويي منسجم و هماهنگ نشان دهند، چهره اي زشت ازتقسيم بندي هاي نژادي، سياسي و ديني وجود دارد كه سايه اي ازنگراني و جنگ سرد آن راتاريك كرده است.


«لوراه زرمبسكي» درماه سپتامبر سال 2002 ميلادي كتابي به نام «چند دستگي ديني و غيرديني دراسرائيل ازديدگاه تصميم گيران و افكارعمومي» را دررژيم صهيونيستي منتشركرد، كه تحت عنوان سلسله پژوهش هاي دين ودولت توسط آكادمي پژوهش هاي سياسي (بلورسهايمر) درشهر قدس اشغالي به چاپ رسيد.


اين كتاب به تقسيم بندي ميان مذهبيون وغيرمذهبي ها مي پردازد. لذا برآن شديم تا بخش هايي ازاين كتاب رانقل كنيم.

 

منبع: روزنامه - کیهان - تاريخ شمسی نشر 12/04/1382

 
 

تشريح جامعه اسرائيل:


با توجه به وضعيت فعلي جامعه اسرائيل ازنظر ديني، مي توان اين جامعه را به شش بخش تقسيم كرد:


1- ليبرال ها كه براهميت يك اسرائيل دموكرات و ليبرال تأكيد مي ورزند، اين عده ضمن تأكيد بر ارزش فرهنگي ميراث يهود، هرگونه الزام ديني دراين زمينه را رد مي كنند. لذا ليبرال ها جزو گروه مخالفين دين به شمار مي روند.


2-گروههاي غيرمذهبي: اين عده به رابطه ميان يهود وامرالهي اعتقاد نداشته و آن رانفي مي كنند، و يا ازاحكام يهود رويگردان هستند و يا تنها به عنوان يك موضوع فرهنگي با آن برخورد مي كنند و معتقد به جدايي دين ازسياست هستند.


3-گروه هاي ملي (مليون): اين گروه ها برارزش فرهنگي و تاريخي ميراث يهود تأكيد دارند، اما آن را آسماني نمي دانند، لذا معتقد به حفظ آن ازطريق حفظ اسرائيل به عنوان يك حكومت دموكراتيك هستند.


4- مذهبيون: اين عده جامعه عبادي و معنوي اسرائيل راكه به اصول آسماني اعتقاد دارد، نشان مي دهند. شريعت يهود منبع تصميم گيري اين گروه هاست وخود به دو گروه مذهبيون ملي گرا و «حريديم» تقسيم مي شوند.


مذهبيون ملي گرا، اسرائيل را براساس اصول اعتقادي وديني پايه ريزي كرده و معتقدند كه اسرائيل فعلي نماينده عهد ميان خدا و ملت اسرائيل است،اين عده همچنين صلاحيت رژيم فعلي را ناشي ازاين عهد مي دانند و درفرهنگ از منابع ديني وساير منابع استمداد مي طلبند.


درمقابل، حريديم ها هرگونه مفهوم ديني حكومت را رد كرده و معتقدند كه اسرائيل تنها با آمدن مسيح به قداست دست مي يابد، همچنين منبع انحصاري معارف خود را ازشريعت يهود مي دانند، و ازمردم مي خواهندكه به خاطر حفظ شريعت،تلاشي مضاعف داشته باشند، اما همزمان به دليل نگراني از جهان خارج، مي كوشند تا حائلي ميان اسرائيل و جهان خارج ايجاد كنند.


5- سنتگراها: اين عده از طريق احترام به دين، سنت هاي يهود را اجرا مي كنند، اما برخلاف مذهبيون شريعت يهود را به عنوان منبع تصميم گيري نمي دانند، اكثر سنتگراها، سفاردي هستند و 36% از جمعيت اسرائيل را تشكيل مي دهند، با اين وجود در مسائل مربوط به روابط ميان مذهبيون و غيرمذهبي ها نفوذ چنداني ندارند، چرا كه از نظر سياسي سازمان يافته نيستند، لذا اكثراً در موضع گيري خود شكست مي خورند. سنتگراها نماينده طبقات ميانه حال جامعه هستند، اما به دلايلي كه ذكر شد و براي آنكه متهم به ستيزه جويي با دين نشوند در مسائل سياسي سكوت اختيار كرده و موضع گيري نمي كنند.


6- گروههاي ديني جايگزين: شامل گروههاي محافظه كار و اصلاح طلب كه جانشين انديشه ديني (حريديم) به حساب مي آيند. اين عده تنها چند هزار نفر هستند و در اقليت قرار دارند. با اين حال، از سوي گروه هاي يهودي خارج از اسرائيل، به ويژه در آمريكا، حمايت مي شوند. گروه هاي مذكور نقش محوري در زمينه رابطه ميان مذهبيون و غيرمذهبي ها ندارند و بيشتر به مشكلات ميان دين و حكومت و آينده اسرائيل مي پردازند.


اولويت هاي گروههاي مختلف:


با بررسي روابط ميان مذهبيون و غيرمذهبي ها، مي توان خطوط قرمز را براي مردم تشخيص داد، بررسي ها نشان مي دهد هريك از گروههاي فوق الذكر داراي تأثيري خاص در اين مساله است. اين اولويت ها در دهه هاي گذشته به ايجاد فرضيات و تصوراتي اشتباه شد، كه هريك خطوط قرمزي را درباره احترام به اين اولويت ها و به رسميت شناختن آن پديد آورد.


حريديم ها، براي آموزش و پرورش اولويت خاصي قائل هستند و مؤسسات آموزشي اساس و شيوه زندگي شان را تشكيل مي دهد، از اين رو، «آبراهام رابيتس» از حزب حريدي (يهدوت هتوراه) معتقد است كه فراهم كردن زمينه آموزش هاي ديني، در رأس اولويت هاي اين گروه قرار دارد.


همچنين «خاخام مردخاي كارليتس» رئيس شهرداري «بني براك» نيز بر اين امر تاكيد مي ورزد. از سوي ديگر «يوناتان روزنبلوم»، رئيس حريدي مؤسسه


«Reources jewish Media» مي گويد: مراكز و مؤسسات ديني، پايه جامعه حريديم است. به گونه اي كه حريديم ها آماده اند تا بخاطر آن بجنگند.


اولويت هاي آموزش و پرورش در تمام مصاحبه ها و گفت وگوي رهبران حريدي قابل مشاهده است.


آموزش، ادامه شيوه زندگي حريديم در اروپا به شمار مي رود و آنها به آن به عنوان مشعل فروزان تورات مي نگرند كه بايد به خاطر مصلحت قوم يهود از نسلي به نسل ديگر منتقل شود.


اما گروههاي ملي- مذهبي و همچنين بخش هايي از غيرمذهبيهاي ملي، حفظ و صيانت از هويت يهودي رژيم را مهمترين مساله مي دانند، و نگران هستند كه اين هويت در ميان مردم غيرمذهبي آرام آرام كمرنگ شده و جايگاه خود را از دست بدهد.


براين اساس، جنگ براي حفظ ماهيت يهودي اسرائيل اولين اولويت ملي- مذهبي ها تلقي مي شود و پس از آن حفظ آزادي ها، مساوات در جامعه اسرائيل در رده هاي ديگر اولويت هاي غيرمذهبي هاي ليبرال و ملي مذهبي ها قرار دارد. از ديگر مواردي كه اين گروه ها بسيار به آن اهتمام مي ورزند قانون احترام به انسان و آزادي هاي فردي است كه به همين خاطر غيرمذهبي نسبت به هر فرد يا گروهي كه اين آزادي را خدشه دار سازد، به شدت حساس هستند.


اولويت مذكور در شش گروه فوق الذكر يكي است، اما آنچه كه روابط مذهبي ها يا غيرمذهبي ها را تحت الشعاع قرار مي دهد عواملي است كه مطابق با منافع هر گروه بوده و در واقع از تغيير و تحولات 25 سال اخير در جامعه اسرائيل نشأت مي گيرد اين همان عواملي است كه علت اصلي چند دستگي و شكاف ميان اين دو گروه محسوب مي شود.


ترس از طرف مقابل: يكي از مهمترين اين عوامل ترس از طرف مقابل است كه باعث اختلاف ميان گروه ها مي شود.


حريدي ها همواره نسبت به تأثير خارجي ها بر خود و راه حل هاي ميانه مي ترسند. شايد بتوان گفت حريديم اصلاً به دليل همين ترس و نگراني و براي حفظ دين در برابر جنبش روشنفكري غيرمذهبي بوجود آمد و رشد و نمو يافت.


اين گروه دروازه هاي خود را در برابر جهان خارج، مسدود كرده و در برابر هر متغير خارجي بسته مانده است. حريديم ها همواره خود را در ميان جامعه غيرمذهبي ها، كه تلاش مي كند شيوه زندگي اش را نابود كند، در محاصره مي بيند. اين ترس به ويژه هنگامي قوت مي گيرد كه بدانيم فرهنگ غيرمذهبي در ميان جامعه اسرائيل، فرهنگ رايج به شمار مي رود.


«خاخام آهارون فيلدمن» رئيس آكادمي ديني در «بئوهتوراه» در قدس مي گويد: يهوديان حريديم، به سايرين به عنوان يهوديان غيرشرعي مي نگرند و معتقدند كه دستاني وجود دارد كه تلاش مي كند جامعه حريديم را مورد اهانت قرار دهد.


از اين رو، جامعه حريديم به شدت از برقراري رابطه با جامعه غيرحريديم امتناع مي ورزد.


اين ديدگاه و ترس حريديم ها، تأثيرات مهمي بر سياستگذاري ها در اسرائيل، گذاشته است به گونه اي كه برخي رهبران معتقدند كه هر پيشنهادي بايد از اين گروه سرچشمه گيرد در غير اين صورت تهديدكننده آنان خواهد بود.


نگراني حريديم ها از راه حل هاي ميانه بر پايه اين انديشه قرار دارد كه «اگر به آنها انگشت بدهي، همه دست را مي برند». انديشه مذكور كه پايه تصميم گيري ها و سياست گذاري هاي رهبران حريديم است اين امر را القا مي كند كه راه حل هاي ميانه بطور حتم به شكست منتهي مي شود.


حريديم ها از اين نگران هستند كه مبادا منجر به امتياز دادن در موضع گيري هاي خود شوند. لذا حتي اگر راهكار ميانه اي درست هم باشد، باز آن را رد مي كنند، اين امر يكي از مشكلاتي است كه اجازه نمي دهد گروه مذكور وارد روند اقتصاد اسرائيل شود.


«خاخام روزنبلوم» در اين باره مي گويد: براي موفق شدن در گفت وگو با حريديم ها بايد ميان چماق و هويج تفاوتي خاص قائل شد. چرا كه هويج به معناي انگيزه ها و فرصت هاي اقتصادي براي موفقيت است و بيش از چماق يا تهديد ثمربخش خواهد بود.


ترس و نگراني ملي- مذهبي ها:


گروه هاي ملي- مذهبي از اين نگرانند كه اسرائيل ماهيت خود را از دست بدهد. از جمله مسائلي كه رهبران مذهبي را مي ترساند، موج گرايش هاي غيرمذهبي در ميان مردم اسرائيل است. همين امر باعث ايجاد نوعي نفرت در گروه هاي مذهبي نسبت به غيرمذهبي شده است.


«خاخام يهود اعميطال»، رئيس آكادمي «هارعتسيون»، معتقد است كه تاريخ ملت اسرائيل پر است از مشكلات و چالش هايي كه روابط مذهبيون و غيرمذهبي را تيره كرده است. كه از آن جمله مي توان به مخالفت حريديم ها با حمايت از دولت و مخالفت غيرمذهبي ها با احكام شريعت يهود اشاره نمود. لذا ما شاهد نوعي نگراني در گروه هاي مذهبي نسبت به فروپاشي ماهيت يهودي رژيم هستيم.


«ناديا مطر» يكي از بنيانگذاران مؤسسه «زنان براي آينده اسرائيل» ضمن تأييد اين نظريه، مي گويد: اگر همه متمايل به حفظ ماهيت يهودي حكومت باشند ديگر اختلافي ميان مذهبي ها و غيرمذهبي ها نخواهد بود.


اين نگراني در گروه هاي ملي-مذهبي به ويژه وقتي شدت مي يابد كه مشخص مي شود تعهدات اخلاقي مردم غيرمذهبي در اسرائيل روزبه روز كمرنگ تر مي شود. «خاخام آبراهام يتسحاق كوك» كه با آثار و كتب خود همچنان تأثير به سزايي در گروه هاي ملي- مذهبي دارد، بر وجود تعهد مشترك ميان مذهبي ها و غيرمذهبي ها در قبال اسرائيل تأكيد كرده و معتقد است كه اسكان در خاك اسرائيل حتي از سوي صهيونيست هاي غيرمذهبي نيز به عنوان يك عمل ديني و مذهبي تفسير مي شود.


ترسيم شيوه اي براي حل مشكل مناطق 1967 كه در اسلو مطرح شد، از جمله عواملي است كه سهم به سزايي در رواج اين انديشه دارد كه مي گويد غيرمذهبي ها ديگر اهميت چنداني براي اسرائيل قائل نيستند، و به همين خاطر، ماهيت يهودي رژيم در معرض خطر قرار گرفته است.


غيرمذهبي ها از جمله گروه هايي هستند كه سياست «باراك» مبني بر صلح به هر قيمت را پذيرفتند، كه همين امر نگراني مذهبيون اسرائيل درباره تسليم مناطق بي شمار در قبال صلحي مورد ترديد را چند برابر ساخت.


در مقابل، مردم اسرائيل نسبت به امتياز دادن هاي منطقه اي و داخلي همزمان با آغاز انتفاضه دوم مردم فلسطين سخت به وحشت افتادند، كه همين وحشت باعث شد شكاف ميان گروه هاي مذهبي و غيرمذهبي تا حدي كاهش يابد.


نگراني در گروههاي غير مذهبي:


گروه هاي غيرمذهبي نسبت به افزايش تنفر ديني در اسرائيل به شدت نگرانند و آن را نتيجه التزامي مي دانند كه «ديويد بن گوريون» در زمان تشكيل اسرائيل به وجود آورد، اين التزام همان وضعيت موجود دين در اسرائيل است، يعني خودمختاري آموزش هاي ديني و ايجاد دادگاه خاخام ها براي رسيدگي به وضعيت افراد، اعلام روز شنبه به عنوان روز تعطيل و درست كردن خوردني ها براساس شريعت يهود (كاشيروت) در تمام آشپزخانه هاي نهادها و مؤسسات. اين نگراني، عامل اصلي تأثيرگذار بر روابط ميان مذهبيون و غيرمذهبي هاست كه افزايش قدرت سياسي احزاب ديني نگراني غيرمذهبي ها در قبال تنفر ديني را تقويت كرد.


در انتخابات سال1996 تعداد نمايندگان منتخب احزاب مذهبي در كنست 23نفر بود كه اين رقم در انتخابات سال1999 ميلادي به 28نفر افزايش يافت. همين امر اين نگراني را در گروه هاي غيرمذهبي به وجود آورد كه موازنه وضعيت كنوني جامعه اسرائيل در معرض خطر قرار گرفته است.


حتي در سال 1977 ميلادي برخي احزاب ديني به جاي آنكه خارج از چارچوب دولت كار كنند به دولت بگين پيوستند. همين امر به احزاب حريديم امكان داد تا از قدرت سياسي خود به نفع طرفدارانشان بهره برداري كنند. لذا بسياري بر اين باورند كه احزاب ديني به جاي آنكه از قدرت خود در جهت منافع ملي استفاده كنند تبديل به احزابي باج گيرنده براي منافع گروهي و حزبي خود شدند.

 

    337 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي :
●   صهيونيسم 

مطالعات منطقه ای:
●   اسراييل 

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:12/04/1382
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت    |   ارسال مطلب