«در حالي كه دولتمردان آمريكا و حتي برخي از مطبوعات اين كشور سعي دارند تا به نوعي موفق بودن دولت بوش را اثبات كنند، هفتهنامهي “ بيزنس ويك ” با ارائهي گزارشي ضمن اينكه مدعي شده دولت بوش در سال 2002 موفق عملكرده است به بررسي چالشهاي پيشروي اين دولت پرداخته است.
اين مجله مدعي شده است: « سال 2002 سال خوبي براي جورج بوش، رييس جمهور آمريكا بود؛ وي توانست سطح محبوبيتش را افزايش دهد و حزبش توانست در كنگره اكثريت را بدست آورد.وي توانست رقباي دموكراتش را در جنگ قانونگذاري براي تشكيل وزارتخانهي امنيت داخلي شكست دهد و در جبههي بينالمللي نيز، بوش توانست قطعنامهي ارائه شده از سوي آمريكا را با اكثريت مطلق در شوراي امنيت به تصويب برساند و مجريان قانون در آمريكا نيز توانستند از بروز حملات تروريستي در خاك آمريكا جلوگيري كنند.»
هفتهنامهي "بيزينس ويك"، با بيان مطالب فوق در گزارشي آورده است:« به رغم تمام اين موفقيتها كه در سال 2002 براي بوش بدست آمد به نظر نميرسد كه وي بتواند با خيالي آسوده به سال 2003 نگاه كند. در قسمت ذيل 10 مورد از چالشهاي عمدهيي كه پيشروي بوش در سال 2003 وجود دارد، آمده است:
1- حمله به عراق: به رغم اينكه كاخ سفيد و پنتاگون پافشاري دارند كه حمله به عراق براي بركناري صدام اجتنابناپذير نيست، با اين حال افكار عمومي آمريكا خود را آماده كردهاند تا براي دومين بار در سالهاي اخير خود را در مواجهه با عراق ببينند. عوامل غير منتظرهي زيادي ممكن است روي دهد، با اين حال اكثريت آمريكاييها گمان ميكنند كه جنگ خيلي سريع و با حداقل خونريزي خاتمه خواهد يافت. به همين دليل براي بوش اين لزوم وجود دارد كه عراق را در كوتاهترين مدت ممكن شكست دهد، صدام را از قدرت بر كنار كند،از واكنشهاي احتمالي تروريستي جلوگيري كند و يك حكومت نظامي كوتاه مدت با حداقل تلفات در عراق به وجود آورد. البته دولت بوش اميدوار است مخالفان عراقي با انجام كودتايي صدام را از قدرت بر كنار كنند تا به اين طريق آمريكا نيز مجبور به يك حملهي گسترده نظامي نشود.
2- بحران كره: كيم جونگ ايل،ديكتاتور كرهشمالي ظاهرا تصميم گرفته است با آمريكا، ژاپن، چين و كرهي جنوبي وارد جنگ شود؛ شروع جنگ در شبه جزيرهي كره چيزي نيست كه رونالد رامسفلد، وزير دفاع آمريكا و كاخ سفيد خواستار آن باشند و اين امر باعث شده تا مشكل جدياي به وجود آيد. كدام كشور خطرناكتر است؟ آيا عراق در خاورميانه كه متهم شده است در صدد دستيابي به سلاحهاي كشتار جمعي است، خطر بيشتري براي آمريكا محسوب ميشود يا كرهشمالي كه به طور رسمي اعلام كرده برنامههاي هستهيياش را از سر گرفته است؟
اگر بوش در اين ميان نتواند درست اقدام كند، پيروزي احتمالا آسان آمريكا بر صدام تحت الشعاع مشكلاتي خواهد شد كه از جانب پيونگ يانگ ساطع است.
3- محبوبيت رييس جمهور: آيا رييس جمهور ميتواند محبوبيتش را حفظ كند؟ نظرسنجيهاي صورت گرفته نشاندهندهي اين هستند كه محبوبيت بوش در داخل آمريكا از فرانكلين روزولت. جان اف كندي و رونالد ريگان بيشتر است، اما ميزان محبوبيت وي از 88 درصد به 60 درصد كاهش يافته است. مسائل اقتصادي و جنگ عليه تروريسم موضوعاتي هستند كه ميتوانند تاثير بسياري بر محبوبيت بوش داشته باشند.
4- خداحافظي الگور: حالا كه الگور از رقابت با بوش بر سر پست رياست جمهوري كنار رفته است سوال اصلي اين مي باشد كه آيا حزب دموكراتها ميتواند شخص جديدي را معرفي كند كه بتواند نامزد مناسبي براي انتخابات سال 2004 باشد؟ افرادي كه از حزب دموكراتها براي نامزدي پست رياست جمهوري انتخاب شدهاند عبارتند از جوزف ليبرمن، جان كري يا ديك جفاردت. اگر دموكراتها نتوانند نامزد برگزيدهيي را معرفي كنند آنگاه امكان انتخاب بوش بسيار محتمل خواهد بود.
5- مردان مالي: پل انيل و لارنس ليندسي از تيم اقتصادي بوش خارج شدند. جان اسنو به سمت وزير خزانهداري جديد برگزيده شده است و استفافن فريدمن نيز به عنوان رييس شوراي اقتصاد ملي برگزيده شده است. اين تازهواردان هر دو داراي سابقهي طولاني در وال استريت هستند كه در بازارهاي خارجي آمريكا نيز سابقه دارند، اما اين دو با يك مشكل مواجه هستند؛به وجود آوردن يك طرح اقتصادي كه بتواند بر اصلاح و بهبود اقتصادي آمريكا سرعت بخشد. اينكه تيم جديد بتوانند بر مسائل موجود فائق آيد امري است كه ميتواند به چالشي براي دولت بوش تبديل شود.
6- كاهش مالياتها براي همه: جمهوريخواهان با اين شعار وارد كنگرهي آمريكا شدند كه ضمانت ميدهند مالياتها در آمريكا را كاهش دهند. دموكراتها طرح كاهش مالياتها را از اين رو كه باعث كاهش درآمدهاي دولتي ميشود، به زيان آمريكا دانستهاند. آيا دولت بوش ميتواند با اين طرحها موفق باشد؟ موضوع اقتصاد موضوعي است كه ميتواند تاثير ويژهيي بر انتخابات سال 2004 داشته باشد.
7- ليست خواستهاي تجاري آمريكا: آمريكاي يكپارچه و متحد كه به شدت مورد حمايت بوش در برنامههاي مبارزات انتخاباتي سال 2000 بود و كمك كرد تا جمهوريخواهان در انتخابات ميان دورهيي اكثريت را در كنگره به دست آورند، باعث شده است تا جمهوريخواهان ميليونها دلار صرف مسائلي از تجارت گرفته تا مراقبتهاي عمومي كنند. كاخ سفيد در برنامهي مالياتي سال 2001، تجارت را ناديده گرفت و حالا بسياري در جامعهي تجاري بر اين باور هستند كه زمان بازپرداخت است. اين امر بدين معني است كه ماليات تجارت در سال 2003 خواهد شكست.
8- برنامهي موسوم به شفقت: روزنامههاي عمدهي آمريكا از اينكه دولت بوش كار خاصي براي كمك به نيازمندان انجام نداده و در اين زمينه فقط به دادن شعار و حرف زدن بسنده كرده، معترض هستند. دولت آمريكا تشخيص مي دهد كه يكي از قولهاي بوش كمك به نيازمندان در برنامهي موسوم به شفقت بوده و حالا ناتواني و اجرا نشدن اين امر دولت بوش را با چالش مواجه ساخته است.
9- تغييرات سيستم قضايي: موضوع ايجاد تغييرات در سيستم قضايي آمريكا موضوعي است كه مسلما نقش برجستهيي در انتخابات رياست جمهوري سال 2004 خواهد داشت.
10- جنگ با تروريسم: غير قابل پيشبيني ترين چالشي كه بوش با آن مواجه خواهد بود، جنگ با القاعده و متحدان ترويستش است، آيا آمريكا آماده است تا با حملات شيميايي، بيولوژيكي يا راديولوژيكي در خاكش مقابله كند؟ بوش اميدوار است كه آمريكايي هيچگاه با چنين مسالهيي مواجه نشوند . با اين حال مخالفان دموكرات بوش سعي خواهند كرد تا از دولت بوش به دليل انجام ندادن اقدامات كافي عليه تروريسم در انتخابات رياست جمهوري در سال 2004 استفاده كنند.اين موضوع كه اسامه بن لادن زنده است و براي آمريكا پيامهاي سرشار از تنفر منتشر ميكند، باعث شده تا تنها يك سوم از مردم آمريكا عقيده داشته باشند كه اين كشور در جنگ با تروريسم موفق عمل كرده است.»