باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز پنجشنبه 30 آبان 1387 كاربران برخط 122 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
اصلا‌ح امر ظهور در يك شب
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 

منبع: روزنامه - اعتماد ملی

   ● نويسنده: صدرا - صدوقي

مترجم: عدنان - ابوعوده

 
 

به طور كلي در احاديث اهل‌بيت(ع) از ظهور امام زمان(عج) به‌عنوان يك امر دفعي و ناگهاني يادشده است كه هيچ مقدمه و شرط ضروري را لا‌زم ندارد البته اين مطلب به تعابير مختلف ذكر شده است. يك تعبير وارد شده در اين‌خصوص اين است كه خداوند امر فرج امام عصر(عج) را در يك شب اصلا‌ح مي‌فرمايد.

<اصلا‌ح در يك شب> مي‌فهماند كه اذن ظهور حضرت بدون هيچگونه زمينه و مقدمه قبلي به ايشان داده مي‌شود و اين مطلب با توجه به آنچه درباره بداءپذير بودن وقت ظهور بيان شده كاملا‌ مقبول است. مثلا‌ وقتي حضرت موسي(ع) در بيابان تاريك همراه با اهل خود راه را گم كرده بودند، از دور آتشي مشاهده كرد و طبق بيان قرآن به سوي آن رفت كه يا چيزي از آن آتش براي اهل خودش بياورد و يا خبري از راهي كه گم كرده بودند به دست آورد. روي قرائن و حساب‌هاي ظاهري (كه افراد معمولي و حتي خود حضرت موسي(ع) مي‌ديدند)، نشانه‌اي از اينكه قرار است در آن شب ايشان به نبوت و رسالت برگزيده شوند، وجود نداشت. هيچ قرينه و زمينه قابل پيش‌بيني در كار نبود. ايشان براي منظور ديگري به سوي آتش رفتند، اما رسول و نبي برگشتند. وجه شباهت اصلا‌ح ظهور حضرت مهدي(عج) با اصلا‌ح امر نبوت و رسالت حضرت موسي(ع) در همين مطلب است كه از آن به <اصلا‌ح امر در يك شب> تعبير شده است. مقصود اين است كه اذن خداوند براي ظهور امام زمان(عج) هم بدون مقدمه و در وقتي كه ظاهرا نشانه‌اي دال بر نزديك بودن آن وجود ندارد، صادر مي‌شود. ‌ اگر انسان مومن اين حقيقت را عميقا باور كند، آنگاه انتظار فرج امام(عج) برايش بسيار جدي و ملموس خواهد شد چون در هر زماني وجود فرج را ممكن وعملي مي‌بيند و در هيچ شرايطي از تحقق آن نااميد نخواهد بود. به همين جهت است كه حضرت جواد(ع) فرموده‌اند: بهترين اعمال شيعيان ما انتظار فرج مي‌باشد. ‌

پس مي‌توان گفت امر فرج امام عصر(عج) متوقف بر وجود نشانه و زمينه‌اي نيست كه روي حساب‌هاي عادي بشري نزديك بودن آن را برساند و اگر غير از اين بود انتظار فرج در هر صبح و شام بي‌معنا مي‌شد. انسان گاهي برحسب قرائن ظاهري به انجام چيزي اميد مي‌بندد يا اينكه روي همان قرائن از وقوع چيزي نااميد است، لذا فرد مومن اگر اميدش به فرج الهي است، بايد به وقوع اموري كه روي حساب‌هاي عادي از انجامش نااميد است اميدوارتر باشد تا چيزهايي كه به آن- برحسب زمينه‌هاي عادي‌اش- اميد بسته است. مثالي كه براي اين قاعده كلي بيان شده است همان پيامبر شدن حضرت موسي(ع) است. ايشان روي قرائن ظاهري و نشانه‌هاي عادي اميدي به كليم‌ا... و پيامبرالهي شدن نداشت و روي اين امر حسابي نكرده بود، اما وقتي براي فراهم آوردن آتش به سوي آن رفت، پيامبر برگزيده الهي شد. ‌ خداوند متعال هم در مورد امام زمان(عج) هم اينگونه عمل خواهد كرد و ايشان را در وقتي كه علي‌الظاهر اميدي به قيامشان نيست، ظاهر خواهد فرمود. پس وظيفه شيعيان درخصوص انتظار فرج امام زمان(عج) اين است كه وقتي بر مبناي محاسبات عادي بشري اميدي به ظهور امامشان ندارند، بيشتر اميد به فرج داشته باشند. تا زماني كه روي آن - بر مبناي قرائن ظاهري- حساب مي‌كنند. مومن موحد همه اميدش به فرج‌الهي است و آنگاه كه خداوند بخواهد رحمت خود را شامل حال بندگانش كند، احتياج به فراهم شدن زمينه‌هاي عادي بشري ندارد. امام صادق(ع) فرموده‌اند كه خداوند حجت خود را از حيرت و غيبت به سوي فرج و ظهور خارج مي‌سازد. از غيبت خارج شدن امام(ع) روشن است، اما از حيرت درآمدن يعني چه؟ چه حيرتي براي حضرتش وجود داشت كه با اصلا‌ح امر فرج، از آن خارج مي‌شوند؟ ظاهرا در اين حديث، لف و نشر مرتب وجود دارد، يعني خارج شدن از دو حال به دوحال ديگر به ترتيب، از حال غيبت به ظهور و از حال حيرت به سوي روشنايي فرج. پس حال حيرت امام زمان(عج) نقطه مقابل فرج و گشايش ايشان مي‌باشد، لذا حيرت ايشان مربوط به گرفتاري‌ها و سختي‌هايي است در زمان غيبت به آن مبتلا‌ هستند. شايد بتوان گفت كه آگاه نبودن ايشان از زمان ظهورشان رمز تحير و سرگرداني آن عزيز در زمان غيبت است. ايشان از طرفي مومنان و مظلومان و مستضعفان را در همه عالم، گرفتار و در رنج مي‌بينند و مي‌دانند كه فرج كلي و فراگير همه آنها به دست مبارك خودشان است و از طرف ديگر نمي‌توانند و نمي‌دانند كه خداي متعال چه وقت اذن فرج را صادر مي‌كند و چه زماني حضرت اجازه مي‌يابند كه همه زمين را به عدل و داد برسانند. (البته غير از دستگيري‌هاي جزيي و محدود كه در همين زمان غيبت هم انجام مي‌دهند.)

شدت ناراحتي و مصيبت ايشان به خاطر تحمل همه مصائب و سختي‌ها از يك طرف و دائما به پيشگاه الهي دعا كردن و از او تعجيل در فرج كلي و نهايي را خواستن در عين عدم آگاهي به زمان اجابت اين دعا از طرف ديگر، امام عصر را به حيرتي مي‌اندازد كه بر ناراحتي‌ها و رنج‌هاي ايشان مي‌افزايد. همين معنا با عبارت ديگري در دعاي عبرات ذكر شده است كه در بخش گذشته نقل كرديم. در آنجا آمده بود: <تري تحيري في امري> كه توضيح مختصري در مورد آن بيان شد. حيرت مورد بحث مربوط به خود امام عصر(عج) مي‌باشد و به صراحت حديث، خداوند ايشان را از حيرت به روشنايي فرج، خارج مي‌سازد. اما در احاديث حيرت ديگري هم مطرح شده كه مربوط به مردم زمان غيبت است و اين حيرت با آنچه در مورد حضرت مهدي(عج) در زمان غيبت بيان شد، كاملا‌ متفاوت است. حيرت مردم ناشي از گم كردن راه صحيح و صراط مستقيم است كه شناخت آن در زمان غيبت امام(عج) از زمان‌هاي ديگر مشكل‌تر مي‌باشد. ‌

 

    214 بازديد     0 امتياز     0 نظر


دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:06/06/1386

تاريخ شمسی نشر:06/06/1386
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب