| «جان» كشاورزي در ايالات نبراسكاي آمريكاست. وي و تعدادي از همكارانش با ايجاد فروشگاهي جهت عرضه محصولات بومي كشاورزي و لبني ايالات متحده به كسب و كار جديد پرداختهاند. در درهاي كه غذاهاي ما بيش از هر زمان ديگري مسافرت ميكنند، در اين فروشگاه تنها از مواد غذايي توليد شده در ايالت استفاده شده است. خانواده «جان» براي دهههاي متمادي كشاورز بودهاند ولي درآمد آنها سال به سال تقليل يافته است. عليرغم افزايش هزينهها، درآمد كشاورزان كاهش و بدهيشان افزايش مييافت؛ طاقت آنها تمام شده و مجبور شدند مزرعه اجدادي خود را بفروشند و به فروشندگي روي بياورند.
حتي در «نبراسكا» كه بسياري از كشاورزان ورشكسته شدهاند، ساكنان ايالت همه ساله ميليونها دلار براي خريد محصولاتي از خارج از ايالت هزينه ميكنند؛ نتيجه اين است كه غذا مسافت بيشتري ميپيمايد و نسبت به گذشته، بخش كمي از محصولات هر منطقه در همان منطقه مصرف ميشود.
وفور در سبد غذايي آمريكا، مشكلات اقتصادي را تحت پوشش قرار ميدهد. به انبوهي از انبارها، سليوها، كارخانههاي كنسروسازي و لبنيات و بزرگراهها نگاه كنيد. يك اقتصاددان بخش كشاورزي ميگويد: «سودهاي فراوان در تجارت صنايع غذايي نه در زراعت محصول كه در بخش بازاريابي آن است».
ولي برخلاف تئوري «بزرگ شو يا نابود شو» مطالعات نشان ميدهد كه 80 تا 90 درصد مصرفكنندگان آمريكايي ترجيح ميدهند كه محصولات توليد شده در كارگاههاي محلي را مصرف كنند. افراد زيادي در آمريكا به دنبال محصولات سالم هستند. اين فروشگاهها علاوه بر ارتباط مناسب با مشتري، به سود بيشتر توليد كننده و مصرفكننده كمك ميكنند. امروزه همه به دنبال غذاي اصلي ميگردند، نه غذاي المثني (كپي شده). اين اقتصاددان ميگويد: «امروزه فروشگاههاي بزرگ زنجيرهاي در همه جا پراكنده شدهاند. فروشگاههايي كه تقريباً هيچ يك از محصولاتش در اين منطقه توليد نشده است. اين فروشگاهها به افزايش مصرف سوخت، افزايش آلودگي هوا، بالا رفتن گرماني جهاني و ايجاد مسايل زيست محيطي منجر شدهاند. كسب و كار اين فروشگاهها بر نقل و انتقال طولاني مواد غذايي جهت نمونهبرداري، بستهبندي، فريز شدن و غيره استوار است. اين عمليات به افزايش هزينهها و از دست رفتن تازگي محصولات منجر شده است».
در دهه 50 ميلادي تقريباً محصولات غذايي در محدوده توليد، مصرف ميشدند ولي در عرض چند دهه همه چيز تغيير كرده است. افزايش يخچالهاي كانتينر بر، كاهش قيمت سوخت و روشهاي نوين منجد كردن غذا به اين تغييرات كمك كرده است. هر يك از مواد غذايي مصرفي ما به صورت متوسط مسافت 2400 كيلومتر را از مزرعه تا مصرف ميپيمايد كه اين رقم از سال 1980 با 25 درصد رشد روبهرو شده است.
در روزگار ما حمل و نقل طولاني مواد غذايي به يك عامل مشخصه زندگي مدرن تبديل شده است كه اكثر مردم از آنها به عنوان تنها راه تغذيه مناسب نام ميبردند و از مصرف غذاهاي خارجي و غيربومي در سراسر دنيا به عنوان يكي از مزاياي سيستم تغذيه صنعتي نام برده ميشود.
اين سفر درازمدت مواد غذايي به بستهبندي بيشتر، مصرف سوخت بيشتر و توليد زباله بيشتر و آلودگيهاي مختلف منجر ميگردد. در اين سيستم، كشاورزان به جاي عرضهكننده با يك سيستم طويل روبهرو ميشوند كه علاوه بر فقيرتر شدن كشاورزان به افزايش قيمت مواد غذايي و سوءتغذيه نيز منجر ميگردد. علاوه بر اين، مصرف غذاهاي خارج از فصل ميتواند به دليل اضافه كردن مواد افزودني و مواد نگهدارنده جهت حمل و نقل طولاني، براي سلامتي مضر باشد.
مثلاً در سپتامبر 2003 بيش از 600 تن از مشتريان رستوران «چي چي» در ايالات متحده به دليل مصرف فرآوردههاي گوشتي وارداتي از مكزيك مسموم شدند كه باعث مرگ 3 نفر شد.
«همه تخممرغها را در يك سبد نگذار»، اين ضربالمثل قديمي امروز نيز مفهوم پيدا كرده است. محدود شدن زنجيره مصرف مواد غذايي در دست چند شركت معدود عاقلانه نيست. در سالهاي اخير نهضتي عليه نابودي مناطق روستايي و فقيرتر شدن ساكنان آن و شركتهاي چندمليتي آغاز شده است. يك كشاورز فرانسوي را نيز كه چندي پيش به دليل آنچه او «امپرياليسم غذايي» مينامد با تراكتور به داخل يك رستوران «مك دونالد» حمله برد، بايد به عنوان سمبل يك نهضت جهاني در حال رشد به سوي سيستمهاي سنتي و محلي تغذيه نام برد.
اين انقلاب غذايي به معناي دستيابي به يك دموكراسي غذايي و عليه شركتهاي تجاري عظيم است. مثلاً در يك سوپرماركت 3000 محصول مختلف عرضه ميشود كه نيمي از آنها توسط 10 شركت غذا و نوشيدني عظيم بينالمللي توليد شده است كه هيأت مديره آنها را 140 نفر تشكيل دادهاند. اكثر اين تنوع تنها تفاوت در مارك تجاري محصول است و نه تنوع محصولات كشاورزي. اين محصولات استاندارد شده تنها براي حداكثر سود چند مدير عالي رتبه اين شركتها اين گونه متنوع شدهاند. در سراسر دنيا اعتراضاتي به سوي اين امپرياليسم و غذاهاي آماده و مك دونالدي آغاز شده است. همچنين در كانادا راهپيمايي بزرگي بر ضد مهندسي ژنتيك و سموم آفتكش برپا شد. در اروپا نيز افراد زيادي به غذاهايي كه با روشهاي مهندسي ژنتيك آماده ميشوند، اعتراض كردهاند.
هم اينك نهضت غذايي slow در 104 كشور 80000 عضو دارد كه بزرگترين سازمان تشكيل شده در برابر امپرياليسم غذايي در دنياست. شعار اين تشكل «حق ماست كه غذاي تازه بچشيم» است كه خواهان احقاق حق مردم براي عدم اجبار در خوردن آنچه از سوي شركتهاي غذايي آمده و بازاريابان صنايع كلان غذايي عرضه ميشود، است.
از ديگر سو اتحاديه جهاني غذا تلاش ميكند تا مرزهاي جغرافيايي را حذف كند، مثلاً در اتحاديه اروپا به جاي مشخص كردن كشور توليدكننده از نشاني «ساخت اتحاديه اروپا» استفاده خواهد شد. اين گونه شركتهاي چندمليتي غذايي به سوي استفاده از ارزانترين مواد اوليه سوق پيدا ميكنند كه ممكن است امنيت غذايي را با استفاده از آلودگيهاي باكتريايي، مواد حشرهكش و غذاهاي دستكاري شده توسط مهندسي ژنتيك به خطر اندازد.
ضمناً توليدات محلي اگر در منطقه خود مصرف شوند، به باقي ماندن پول پرداخت شده در جامعه كمك ميكند كه باعث ايجاد شغل و افزايش درآمد ميشود. اتكا بر توليدات محلي همچنين ميتواند كشور را از خطرات ناشي از آشوبهاي بينالمللي حفظ كند، ولي به نظر ميرسد به دليل كنترل شديد سيستمهاي غذايي توسط چند شركت بزرگ كه از تنوع محصول در منطقه جلوگيري ميكنند، اين تغييرات به آساني روي ندهد.
منبع: odemagazin
|