آلودگي آبها
اقيانوسها در نگاه ما به مثابه سطلهاي زباله غولپيكري است كه همه روزه مقادير عظميي زباله در آنها تخليه ميشود. اين آلودگي شامل تخليه فاضلابهاي انساني، زبالههاي خانگي، مواد سمي و اسيدهاي كارخانهها، روغنهاي صنعتي، مواد و پسماندههاي شيميايي كشاورزي، زبالههاي ساختماني و نيز زبالههاي هستهاي است. امروزه، جداي از اين گونه زبالهها، تنها ميزان مواد وارد شونده به آب درياها را ميليونها قطعه پلاستيكي شامل ميشود.
اقيانوسها كه در چنين فرآيندي پذيراي مقادير عظيم زباله و مواد سمي هستند، تا حدودي اين مواد را در خود حل ميكنند، اما بيشك ميزان حل شوندگي نسبت به حجم ورود زباله، محدود است. به عنوان نمونه، پلاستيكها براي ساليان متمادي در سواحل يا قسمتهاي كمعمق درياها بدون هيچ گونه تغييري باقي ميمانند. در مورد مواد سمياي چون ددت و يا پي.بي.بيها هم كه به نحو گستردهاي در آبها رها ميشوند، هيچ راه حل مشخصي وجود ندارد.
همه ساله بيش از سه ميليون تن نفت در آب درياها رها ميشود كه عمده آن هم نتيجه فعاليتهاي بشري است. بيش از يك سوم زبالههاي توليدي بشر محصول فعاليت اتومبيلها و كارخانههاست. بخشي از اين آلودگي به طور طبيعي توسط رودخانهها به آبهاي آزاد منتقل ميشود. نفت و روغن حاصل از اين گونه آلودگيها در جريان تبخير به جو منتقل ميشود و تأثير جدياي بر چرخه آب و هوا و نيز الگوهاي بارش ميگذارد. آلودگي نفتي نيز از جمله ديگر موارد آلودگي است. جداي از آلودگي حاصل از نفتكشها در جريان انتقال نفت، نشت چاههاي نفت خود عاملي مهم در دامن زدن به اين نوع آلودگي است.
مسأله مهم آن است كه از تأثيرات اين نوع آلودگي نبايد غافل شد. از آنجا كه عمده آلودگيها در كنار سواحل شكل ميگيرد، بسياري از گونههاي زنده در معرض خطر جدي قرار دارند. آلودگي پلانكتونها و تغذيه ماهيها، پستانداران دريايي و پرندگان از جمله مواردي است كه زنجيره غذايي را با مشكلات متعددي همراه ميسازد.
اين نوع آلودگي جداي از نابودي جمعيت ماهيها در سراسر جهان، در زاد و ولد آنها نيز تأثير منفي ميگذارد. طبيعتاً پرندگان دريايي هم با اختلالاتي در روند جفتگيري روبهرو ميشوند. عفونت والها و شيوع بيماريهاي جديد در فكها نمونههايي از پيامدهاي عيني اين آلودگي است. همچنين بلعيده شدن پلاستيك توسط پرندگان دريايي، لاكپشتها و گونههاي آبزي از جمله ديگر موارد مشكلآفرين و مرتبط با اين نوع آلودگي است.
آلودگي زمينها
از جمله عوامل مهم آلودهكننده زمين، كشاورزن مدرن است. گسترش كودهاي شيميايي از جمله مواردي است كه تخريب و آلودگي خاكها و مزارع كشاورزي را به همراه داشته است. استفاده از علفكشها كه با هدف رهايي از علفهاي هرزه صورت ميپذيرد، خود از جمله مواردي است كه به آلودگي دامن ميزند. مقاوم شدن گياهان در برابر آفتكشها هم به دليلي براي استفاده از آفتكشهاي قويتر و البته افزايش دامنه آلودگيها تبديل شده است.
اما جداي از مقوله كشاورزي، همه روز در منازل، دفاتر، رستورانها، هتلها و كارخانهها مقادير عظيمي زباله توليد مي كنيم؛ زبالههايي كه روز به روز به مشكل بزرگتري براي ما تبديل ميشوند. سوزانيدن اين زبالهها كه به امري معمول مبدل شده است، چيزي جز آلودگي هوا را به همراه نداشته است. تخليه آن در درياها هم آلودگي آبها را به بار آورده است. اساساً راهي براي نجات دادن از اين معضل بشري ديگر وجود ندارد. حتي در مواردي چون استخراج معادن نيز كه مواد معدنياي چون زغال سنگ استخراج ميشود، برخي مواد آلوده در قالب سنگ و گرد و غبار كه در اعماق زمين بودهاند، به سطح ميآيند و به آلودگي محيط زيست دامن ميزنند.
بيشك چنين مواد آلودهاي راه خود را در رژيم غذايي ما پيدا ميكنند. برخي مواد شيميايي كه از طريق رودخانهها و نهرها به زيستگاه هاي طبيعي منتقل ميشوند نيز از مواردي هستند كه منابع بكر حيات وحش را سخت آلوده ميسازند.
آلودگي صوتي
در دنياي امروز، بشر در بمباراني از سروصدا قرار دارد. از جاروبرقيهاي خانگي گرفته تا ترافيك شهري، از سروصداي كارخانهها گرفته تا غرش هواپيماها، همه و همه به نحوي گوشهاي بشر را مورد حمله قرار دادهاند. حتي تفريحات آدمي چون كنسرتها و استفاده از استوديوها نيز به نحوي به اين جريان كمك ميكنند. اساساً سروصدا در دنياي امروز يك واقعيت است كه سلامت و رفاه بشري را سخت متأثر از خود ساخته است.
اين آلودگيها هم با تأثيرات متعددي همراه است. هر صداي ناخواسته خود تهديدي براي سلامت ماست. مطالعات انجام شده بيانگر آن است كه سروصدا بر رشد شناختي، رفتار اجتماعي و روند ياديگري بشر تأثير ميگذارد و با تغييراتي رواني چون اختلال خواب، فشار خون و سوءهاضمه همراه است. لازم نيست كه حتماً به نتايج اين مطالعات روي آورد چرا كه تأثير آن بر يكايك ما مشهود است؛ تأثيراتي چون اضطراب و عصبانيت كه به جزيي از زندگي ما تبديل شدهاند. با اين وجود و به رغم جدي بودن اين معضل، جوامع و دولتها كمتر توجهي به آن مينمايد.
آلودگي هوا
هوا كه در حالت طبيعي در برگيرنده اكسيژن، دي اكسيد كربن، نيتروژن و ذرات ريز گازهاي بيخطر است، به طور طبيعي بر سلامت بشر تأثير منفي ندارد، اما امروز هوا حامل موادي مضر چون دياكسيد سولفور است كه حاصل سوختن نفت و زغال ميباشد. اگرچه برخي مواد طبيعي هم چون گرد و غبار، گردهها و ذرات خاكستر هوا را آلوده ميسازند اما تأثير مواد مضر آلودهكننده جديد در مقايسه با اين موارد طبيعي غيرقابل سنجش است.
خروج گازهاي حاصل از فعاليت وسايل نقليه و نيز هواپيماها خود امروزه بزرگترين آلودهكننده هوا محسوب ميشود. گسترش گازهاي خطرناكي چون اكسيد نيتروژن، مونواكسيد كربن و سرب از پيامدهاي اوليه اين روند است. جداي از اين گازها ميتوان به سي.اف.سيها اشاره نمود؛ موادي شيمايي كه حاوي پلي استرها، گاز يخچال و اسپريها ميباشد.
گسترش اين مواد با پيامدهاي چون كاهش ضخامت لايه ازن، شكلگيري بارانهاي اسيدي، شيوع بيماريهاي خطرناك همچون سرطان، گسترش تأثير گازهاي گلخانهاي و اختلالات عصبي و رواني همراه است.
از اواخر دهه هفتاد بود كه دانشمندان متوجه تغييرات غيرمعمول در جو زمين شدند. آنها متوجه شدند كه در لايه ازن، نوعي اختلال جدي شكل گرفته است كه سبب ميشود اشعه فرابنفش خورشيد بدون هيچ مانعي به سطح زمين برسد؛ اشعهاي كه ميزان غيرمعمول آن با تأثير گستردهاي بر سلامت انسان و طبيعت همراه است. اما جداي از اين پيامدها، گرم شدن جو نيز از ديگر پيامدهاي اين پديدهها است. در نتيجه تأثير گازهاي گلخانهاي، زمين گرمتر و گرمتر ميشود و بر ميزان تأثيرگذاري دياكسيد كربن حاصل از استفاده از سوختهاي فسيلي نيز افزوده ميشود. در نتيجه با افزايش دماي زمين و ذوب شدن نواحي قطبي، مناطق ساحلي نيز با سرعت بيشتري به زير آب ميروند، اما نتايج گرم شدن دماي زمين به همين جا خلاصه نميشود و اساساً كل حيات را تحت تأثير خود قرار ميدهد.
بارانهاي اسيدي كه حامل دياكسيد سولفور و اكسيد نيتروژن است نيز از جمله پديدههايي است كه با خسارات جدياي بر سلامت و طبيعت همراه است. نابودي درختان و گياهان و تخريب زيستگاههاي طبيعي، آلودگي رودخانهها و درياچهها و تأثيرات مستقيم و غيرمستقيم آن بر حيات بشر از جمله پيامدهاي اين پديده ميباشد.
منبع: www. Ntu. Edu. Sg