1. بحران جنسى زمانى به وجود مى آيد كه غريزه و ساختار اجتماعى آن با هم تناسب نداشته باشند. يا به عبارتى آن نهاد اجتماعى كه جواب گوى اين غريزه است، از پاسخگويى مشروع آن ناتوان باشد. بنابراين بين غريزه متقاضى و پاسخ نهاد مربوط، تضاد به وجود مى آيد كه اين تضاد، به بحران مى انجامد.
2. بحران ها زمانى به وجود مى آيند كه ساختارهاى اجتماعى و موفقيت هاى متناسب با آن دچار ناهمگونى شوند. مثل دوره بازسازى بعد از جنگ در ايران كه براساس تعديل مكانيكى اقتصادى صورت گرفت و با يك نوع جراحى افراطى ساختار اجتماعى، سبب نابهنجارى شديد اجتماعى در ايران شد و يكى از اين ناهنجارى ها كه با ظهور آثار تعديل اجتماعى ظاهر شد، بحران جنسى مى باشد.
3. بحران جنسى به عنوان يك پديده عمومى در سطح جامعه، سبب فحشا و نيز سبب از هم پاشيدگى خانواده و رشد ميزان طلاق مى شود كه خود اين رشد طلاق از عوامل اصلى رشد فحشا محسوب مى شود. شاهد آن افزايش زنان خيابانى و قاچاق اين نوع زنان به خارج از كشور خصوصا كشورهاى توريستى مثل امارات و تركيه مى باشد.
4. دامنه بحران جنسى، فقط در سطح جنسى متوقف نمى شود؛ بلكه به حوزه هاى ديگر فرهنگى - اجتماعى نيز سرايت مى كند و تبديل به بحران هاى اجتماعى عام و فراگير مى شود. در كشورهاى سنتى اين بحران ها در اثر تجددگرايى سطحى تبديل به بحران هاى سياسى حاد شده و سوء استفاده هاى قدرت هاى خارجى از آنان را در پى خواهد داشت؛ چنان كه در برخى اظهارات مقامات اسراييل و امريكا درباره ايران آمده بود.
5. برخورد با بحران جنسى بايد در تمامى ابعاد اقتصادى، اجتماعى، فرهنگى و سياسى صورت بگيرد. به عبارتى براى از بين بردن عوامل بحران جنسى بايستى در تنظيم لوايح و برنامه ريزى تمام سطوح جامعه خصوصا جوانان را در نظر گرفت.
6 - چون جامعه ايران، جامعه اى جوان و جوان خود پويا است، اگر براى پويايى جنسى او فكرى نشود، تبديل به بحران جنسى مى شود. از اين جهت بايستى در جهت كنجكاوى جنسى آنها قدم برداشت و گرنه آنها با روى آوردن به فيلم هاى جنسى به دام انحرافى بس عظيم خواهند افتاد. اين انحراف در ايران در قالب ماهواره و وسايل الكترونيكى ديگر صورت مى پذيرد.
بنابراين آموزش جنسى علمى و جامع براى جوانان در سطح خانواده و مدرسه ضرورت پيدا مى كند. نكته اساسى اين است كه آموزش جنسى، به معناى آموزش رابطه و آميزش جنسى نيست كه متاسفانه در ايران بين اين دو خلط شده است.
7. بايد توجه داشت كه عقايد و نظرات قالبى و كليشه اى درباره مسائل جنسى در ايران، سخت رواج دارد؛ چه درباره اخلاق جنسى در غرب يا شرق و چه درباره اخلاق جنسى در داخل ايران.
اين عقايد قالبى و كليشه اى معمولا به وسيله رسانه ها رواج مى يابد كه تصورى غيرواقعى درباره روابط جنسى در غرب و داخل را ارائه مى نمايد كه اين نوع عقايد قالبى، سخت سبب انحراف در روابط جنسى مى شود.
8 - بحران جنسى در سطح افراد مجرد نمى ماند، بلكه دايره آن به اشخاص متاهل نيز كشيده مى شود. پس زمانى كه از بحران جنسى سخن گفته مى شود، ذهن ها صرفا نبايد متوجه افراد مجرد شود؛ بلكه بايد به اين نكته نيز توجه داشت كه بحران جنسى در درجه اول در افراد متاهل رواج مى يابد؛ چرا كه افراد متاهل بيشتر از افراد مجرد درگير مسايل جنسى هستند. از اين حيث بحران جنسى شديدا دامنگير آنها خواهد شد. رشد شديد آمار نابهنجارى جنسى افراد متاهل شاهدى بر اين مدعا است.
9. بحران جنسى مرتبط با اخلاق جنسى است؛ لذا نيازمند طرح مباحث اخلاق جنسى در بعد فلسفى و كلامى مى باشد. همين ارتباط بيانگر ضرورت تدوين اخلاق جنسى با توجه به شرايط واقعى است كه بايستى توسط حوزه و دانشگاه تدوين و سپس توسط رسانه ها و مؤسسات آموزشى و پرورشى ترويج شوند.
10. از آنجا كه غريزه جنسى، قوى ترين غريزه انسانى است، پس بحران جنسى نيز قوى ترين بحران هاى اجتماعى و فرهنگى و سياسى و اقتصادى مى باشد. يعنى اگر از بحران جنسى يك جامعه كاسته نشود، مثل تب تمامى ساختار اجتماعى را فلج خواهد كرد و آن را تا حد مرگ پيش خواهد برد. پس بايستى براى فروكش كردن تب جنسى، رهيافت هايى در سه مقطع زمانى كوتاه مدت، ميان مدت و درازمدت طراحى كرد؛ به طورى كه هيچ كدام از اين رهيافت ها منافى رهيافت ديگر نباشد.(مثل ازدواج موقت در كوتاه مدت و ازدواج دائم در بلندمدت) در غير اين صورت نه تنها بحران جنسى فروكش نخواهد كرد، بلكه بر دامنه آن در سطح جامعه نيز افزوده خواهد شد.
11. به نظر مى رسد كه راه حل اساسى براى از بين بردن بحران جنسى در جامعه با توجه به سه دوره زمانى مذكور، بايد ازدواج دائم به صورتى باشد كه از زمان عقد تا زمان عروسى مدت زمان زيادى در نظر گرفته شود؛ يعنى فاصله بلوغ تا عروسى با عقد دائم مدت دار و طولانى مدت پر شود كه اين امر البته با حمايت خانواده دو طرف انجام پذير است. همان طورى كه آثار اوليه آن در خانواده هاى فرهيخته در جامعه مشاهده مى شود و به ويژه در قشرهاى محصل و دانشجو و طلبه بسيار مطلوب است و مى توان آن را در قشرهاى ديگر اجتماعى نيز رواج داد. زيرا اين روش تا حد زيادى با خانواده گرايى ايرانى تلائم دارد و خانواده را تضعيف نخواهد كرد؛ بلكه بر قوت آن خواهد افزود. براين اساس بايستى قوانين مربوط به آن تدوين شود و در قوانين موجود ازدواج بازنگرى اساسى صورت پذيرد.
در نهايت بايد گفت كه ارتباط جنسى ارتباط در قالب ازدواج موقت طورى باشد كه كيان خانواده را محكم تر كند نه آن كه آن را بلرزاند. يعنى ازدواج موقت بايستى مكمل خانواده باشد نه تضعيف كننده آن.
آنها كه با فرهنگ جنسى در اسلام آشنايى دارند، به خوبى اين نكته را درك و تاكيد مى كنند.
|