| مردم در تفسير و تحليل پديده هاي هستي بويژه در تفسير و تحليل پديده اي همچون فروپاشي و از هم گسيختگي اجتماعي که تمدنها را از بين مي برد و دولتها و نظامهاي بزرگ را تغيير مي دهد، با يکديگر اختلاف نظر دارند. اين تحليلها به ويژه هنگامي صورت مي گيرد که مردم گمان مي کنند که قدرت اين حکومت ها ابدي و جاودان است. فيلسوفان، تحليلگران و سياستمداران در درک و فهم آنچه اتفاق مي افتد متحير مي مانند و هر کس از زاويه اعتقاد و انديشه خود به آن مي نگرد. اما مؤمني که به دين جاودان خود اطمينان دارد، از زاويه خاصي به اين حوادث مي نگرد و جريان امور را از دريچه اسلام تفسير کرده و آنها را با ترازوي قرآن مي سنجد. مؤمن با تعمق و ژرف نگري در مقدمات پنهان و علل ناپيداي اموري که نتايج آن مشاهده مي شود، حقيقت آن را تفسير و تحليل مي کند.
مؤمن مي داند که هر عقيده اي تأثيري و هر عملي نتيجه اي و هر کنش واکنشي دارد و اين ويژگيها و تأثيرات که خداوند متعال آن را در عقايد، اعمال و اخلاق به وديعه نهاده است، مانند خواصي که خداوند در غذاها و داروها قرار داده است، مي باشد و حتي از آنها نيز شديدتر و قوي تر است، زيرا اين ويژگيها، سنت و ناموسي است که خداوند عز و جل هستي را به وسيله آن به جريان انداخته و حوادث آن را پي نهاده است. خداوند متعال اين سنت خود را اين گونه بيان مي فرمايد: (و لن تجد لسنة الله تبديلاً) احزاب 62 { در سنت خداوند دگرگوني نخواهي يافت}.
مؤمن در برابر عظمت قدرت الهي و حکمت رباني خاشع و فروتن مي گردد و از آن پند مي گيرد و از آنچه مشاهده مي کند، متعجب و شگفت زده نمي شود. اين قانون جاويدان خداوند است و اوي متعال انسانها را به صورت فردي و گروهي و نيز ملت ها را به سبب اعمال صالح و اخلاق نيک در دنيا و آخرت تشويق و رحمت، برکت، سلامت، صلح و کرامت را بر آنان نازل مي کند و به سبب اعمال نادرست و اخلاق فاسد مجازات و شکنجه مي کند. اين قانون الهي در کتاب خداوند عز و جل آمده است: "إن الله لا يظلم الناس شيئاً و لکن أنفسهم يظلمون"{خداوند ذره اي به مردم ستم نمي کند، بلکه اين مردم هستند که به خود ستم مي کنند}.
بسياري از مسلمانان از حقيقت اين قانون و سنت غافل مانده و آن را به فراموشي سپرده اند و آنگاه که دچار بلا شده و يا مورد آزمايش و امتحان قرار گرفتند، بر نگون بختي خود مي نالند و مسئوليت آن را به گردن هر چيزي، جز خود و کرده هاي خود، مي اندازند. خداوند متعال مي فرمايد: "ظهر الفساد في البر و البحر بما کسبت ايدي الناس ليذيقهم بعض الذي عملوا لعلهم يرجعون". روم 41 {تباهي و خرابي در دريا و خشکي به خاطر کارهايي پديدار گشته است که مردم انجام مي داده اند. بدين وسيله خداوند، سزاي برخي از کارهايي را که انسانها انجام مي دهند بديشان مي چشاند تا اين که آنان برگردند}. "ما أصابکم من مصيبة فبما کسبت أيديکم و يعفو عن کثير" شوري 30 { آنچه از مصائب و بلايا به شما مي رسد به خاطر کارهايي است که خود کرده ايد. او بسياري (از گناهان شما) را نيز مي بخشد}. قرآن کريم مصيبت وارده بر مسلمانان در جنگ احد را اين گونه به تصوير کشيده است: (أو لما أصابتکم مصيبة قد أصبتم مثليها قلتم أني هذا؟ قل هو من عند أنفسکم) آل عمران 165 {آيا هنگامي که به مصيبتي گرفتار شديد مي گوييد که از کجاست و حال آنکه دو برابر آن کسب کرده ايد}. از حسن بصري (ره) روايت شده است که ايشان گفتند: هنگامي که اين آيه بر حضرت محمد صلي الله عليه و آله نازل شد، ايشان فرمودند: « قسم به آن کس که جانم در دست اوست هر خراش يا لغزش پايي به علت گناهي است و آنچه خداوند مورد بخشش قرار مي دهد بسيار بيشتر است}. از حضرت علي رضي الله عنه نيز روايت شده است که فرمودند، آيا به شما نگويم که از نظر حضرت محمد صلي الله عليه و سلم بهترين آيه کتاب خداوند متعال کدام است؟ آيه (ما اصابکم من مصيبة فبما کسبت أيديکم و يعفو عن کثير) بهترين آيه کتاب خداوند متعال است. {پيامبر (ص) فرمودند} يا علي اين را برايت تفسير خواهم کرد. ما اصابکم من مرض أو عقوبة أو بلاء في الدنيا فبما کسبت أيديکم. {هر مرض يا مصيبت يا بلايي که در دنيا به آن دچار مي شود انعکاسي از کارهاي خود شماست} حضرت علي رضي الله عنه مي فرمايد: ما نزل بلاء إلا بذنب و لا رفع بلاء إلا بتوبة. هر بلايي به علت گناهي نازل مي شود و همه بلاها نيز با توبه از انسان دفع مي گردد. يکي از دعاهاي هميشگي حضرت محمد (ص) نيز اين بوده است که (اللهم لا تسلط علينا بذنوبنا من لا يرحمنا) {خداوندا به سبب گناهانمان کساني را که به ما رحم نمي کنند بر ما مسلط مگردان}.
به هر حال، اين قانون جاودان الهي است (إن الله لا يغير ما بقوم حتي يغير ما بأنفسهم) رعد 11{خداوند حال و وضع هيچ ملتي را تغيير نمي دهد مگر آن که آنان احوال خود را تغيير دهند}. (ذلک بأن الله لم يک مغيراً نعمة أنعمها علي قوم حتي يغيروا ما بأنفسهم) انفال 53 { اين بدان خاطر است که خداوند هيچ نعمتي را که به گروهي داده است تغيير نمي دهد مگر آنکه آنان حال خود را تغيير دهند} اگر اين تغيير و تحولات داخلي در ميان ملتي، آن را به سوي خير و صلاح و نيکي سوق داد، امنيت و ثبات و عزت و فرمانروايي و دوام نعمت و برکت و افزايش آن به وجود مي آيد. (لئن شکرتم لأزيدنکم ) ابراهيم 9 {اگر شکر کنيد (بر نعمتهايي که به شما داده ام) مي افزايم}. عکس آن نيز صادق است. خداوند منان مي فرمايد (و إذا أردنا أن نهلک قرية أمرنا مترفيها ففسقوا فيها فحق عليها القول فدمرناها تدميراً )اسرا 16{هرگاه بخواهيم شهر و دياري را نابود گردانيم، افراد دارا و خوشگذران و شهوتران آنجا را سردار و چيره مي گردانيم و آنان در آن شهر و ديار به فسق و فجور مي پردازند. پس فرمان خداوند بر آنجا واجب و قطعي مي گردد و آنگاه آن مکان را سخت درهم مي کوبيم (و ساکنانش را هلاک مي کنيم}يعني اينکه ما آنان را به اطاعت از دستورات الهي و پيروي از پيامبرش و انجام اعمال نيک و اجتناب از فساد بر روي زمين فرا خوانديم، اما آنان کفر پيشه ساخته و فسق و فجور کردند به همين دليل مستحق مجازات خداوند شدند و او نيز آنان را رسوا ساخت و نابود گردانيد و به هلاکت رساند. در قرائت ديگري آمده است (أمّرنا) يعني اين که خداوند متعال به شهوترانان ديکته کرد و آنان بر مردم امير شده و به آنچه به ايشان داده شد، مغرور گشتند و به نافرماني از دستورات الهي مشغول شدند و از پيروي از رسولش سر باز زدند. آنان فساد و فجور به راه انداخته و ستمگري پيشه کردند به همين سبب مستحق خشم و غضب خداوند شدند. هنگامي که از فاروق رضي الله عنه سؤال شد که آيا احتمال دارد روستاهايي که در آنها عمران و آبادي شده باشد، روزي نابود شوند؟ ايشان پاسخ دادند، اگر فاجران آن بر نيکان و نيکوکاران آن غلبه کردند و منافقان بر ساکنانش حاکميت يافتند، اين اتفاق به وقوع مي پيوندد (به روايت امام احمد)
آري، چنين اتفاقي به اين سبب رخ مي دهد که آنان هنگامي که بر همه چيز مسلط شدند، فاجران و فاسقاني مانند خود را به امارت گماشته و به گسترش فساد و ستمگري مي پردازند به همين سبب پاداش نيز از جنس همان عمل خواهد بود.
ممکن است کسي بگويد که پس چرا برخي صالحان به بلا و بيماري دچار مي شوند و گاهي نيز بلاهاي مختلف بر آنان (صالحان ) نيز نازل مي شود. پرسش ديگر اينکه چرا کودکان و شيرخواراني که هنوز به سن تکليف نرسيده اند و هيچ گناهي ندارند و يا کساني که صاحب هيچ قدرت و نيرويي نيستند به برخي بيماري ها دچار مي شوند؟ در پاسخ بايد گفته شود که اولاً ما هميشه به حکمت خداوند که در ماوراي همه حوادث قرار دارد، آگاهي کامل نداريم و اين درست همان چيزي است که براي موسي عليه السلام در جريان آشنايي با خضر عليه السلام اتفاق افتاد و نتوانست بر آن صبر کند و پس از آن که خضر عليه السلام علل ناپيداي آن مسائل را براي او تشريح کرد، حکمت خفيه الهي براي حضرت موسي (ع) آشکار گشت. همچنين بايد گفت که بزرگي برخي منکرات و مفاسد تأثيري دارد که بر اثر آن برخي از کساني را نيز که هيچ ارتباطي با اين گناهان ندارند، در بر مي گيرد. همان گونه که خداوند متعال در کلام مبارکش مي فرمايد، (و اتقوا فتنة لا تصيبن الذين ظلموا منکم خاصة و اعلموا أن الله شديد العقاب) انفال 25 {خويشتن را از بلا و مصيبتي به دور داريد که تنها دامن گير کساني نمي گردد که ستم مي کنند و بدانيد که خداوند داراي کيفر سخت و مجازات شديد است}.
برخي اين را قانون مجازات گروهي و يکي از سنت هاي الهي در هستي به شمار مي آورند. در حديثي متفق عليه که زينب بنت جحش رضي الله عنها از پيامبر گرامي اسلام حضرت محمد (ص) روايت کرده است، ايشان در پاسخ به پرشس من که پرسيده بودم يا رسول الله آيا در حالي که در ميان ما صالحاني حضور دارند، ما به هلاکت مي رسيم، فرمودند: آري اگر پليدي ها زياد شود. {حديث 189 از رياض الصالحين امام نووي}. امام ترمذي نيز با سند خود از عائشه رضي الله عنه و ايشان هم از پيامبر (ص) روايت کرده است که رسول خدا فرموده است، در پايان کار اين امت (آخرزمان) برخي از آنان به وسيله زمين بلعيده مي شوند، برخي به حيوانات تبديل مي گردند و برخي نيز يکديگر را لعنت مي کنند. از ايشان پرسيدم آيا در حالي که صالحان در ميان ما زندگي مي کنند هلاک مي شويم؟ ايشان فرمودند، آري اگر پليدي آشکار شد. امام ترمذي از حضرت حذيفه رضي الله عنه روايت مي کند که پيامبر (ص) فرموده است، قسم به کسي که جان من در دست اوست، شما يا امر به معروف و نهي از منکر مي کنيد يا اينکه خداوند متعال شما را مجازات مي کند و پس از آن نيز دعا مي کنيد ولي دعايتان مستجاب نمي شود. {حديث 193 رياض الصالحين امام نووي}.
در حديث ديگري نيز آمده است، اگر مردم ظالمي را ببينند که به ستمکاري مشغول است و او را از اين کار بازندارند، خداوند متعال همه آنان را مجازات مي کند. حديث 197 رياض الصالحين.
ابو داود و ابن ماجه با سند خود از جرير بن عبدالله رضي الله عنه روايت مي کنند که ايشان گفت: من از پيامبر اسلام شنيدم که فرمود: (ما من رجل يکون في قوم يعمل فيهم بالمعاصي يقدرون أن يغيروا عليه و لا يغيرون إلا أصابهم الله منه بعقاب قبل أن يموتوا) {اگر فردي در ميان ملتي به فساد و تباهي مشغول گردد و آن ملت قادر به جلوگيري از انجام منکرات به وسيله او باشند، اما اين کار را انجام ندهند، همه آن ملت پيش از مرگ (در دنيا) مجازات خواهند شد}. جابر رضي الله عنه نيز از حضرت محمد (ص) روايت مي کنند، " خداوند عز و جل به جبريل عليه السلام امر کردند که فلان شهر را ويران کن. جبريل عرض کرد، پروردگارا، در آنجا فلان بنده تو ساکن است که تاکنون لحظه اي از فرمان تو سرپيچي نکرده است. پروردگار فرمودند، آن را خراب کن، زيرا آن فرد (عابد) چهره خود را هيچ گاه براي من برافروخته نکرد (او هيچ گاه با مشاهده گناه ديگران ناراحت نشد). خداوند متعال براي ما يادآوري فرموده است که برخي از گناهان مجازات هاي ويژه اي از جمله ابتلا به بلاها و آفات دنيايي و يا آخرتي دارند. براي توضيح اين مسئله حديثي از حضرت رسول (ص) را ذکر مي کنيم. ( اي مهاجران به شما هشدار مي دهم که اگر پنج صفت در شما پيدا شود ـ از آنکه شما به آن گرفتار شويد به خداوند پناه مي برم ـ بلاهاي گوناگوني بر شما نازل مي گردد. اگر ملتي به فحشا روي آورد خداوند متعال آن ملت را به طاعون و گرسنگي مبتلا مي کند. اگر قومي در معامله خيانت کند، خداوند محصولات آنها را به آفت مبتلا و قحطي و گراني و ستم حکمران را بر آنان نازل مي کند. اگر ملتي از پرداختن زکات مال خود امتناع کند، بي آبي و خشکسالي بر آن نازل مي گردد. اگر پيمان شکني کند، خداوند دشمنانش را بر او مسلط مي گرداند و اين دشمنان نيز منابعي که در دست اين ملت است از آن مي گيرد. اگر سران و امراي قومي به کتاب خداوند حکم نکنند، خداوند اختلاف ميان آنان را شديد مي گرداند) حديث 106 از سلسله احاديث صحيح آلباني .حاکم از ابن عباس رضي الله عنهما و ايشان از پيامبر اسلام (ص) روايت کردند که (إذا ظهر الزنا و الربا في قرية فقد أحلوا بأنفسهم عذاب الله) {اگر در منطقه اي زنا و ربا شايع شود، ساکنان اين منطقه خود را مستحق عذاب خداوند ساخته اند}. ابن ماجه و ترمذي و حاکم نيز با اسناد خود از حضرت محمد صلي الله عليه و آله و سلم روايت کرده اند که: (ما من ذنب أجدر أن يجعل الله لصاحبه العقوبة في الدنيا في ما يدخر له في الآخرة من البغي و قطيعة الرحم) {هيچ گناهي به اندازه دو گناه سرکشي و قطع صله رحم به مجازات در دنيا مستحق تر نيست (زيرا مجازات اين دو گناه در قيامت بسيار سنگين و سخت است)}. از عبدالله بن مسعود نيز روايت شده است که ( إذا ظهر الزنا و الربا في قرية أذن الله بهلاکها) {اگر زنا و ربا در منطقه اي رواج يافت، خداوند فرمان نابودي آن را صادر مي کند} مجاهد مي گويد، هنگامي که خشکسالي فرا مي رسد و باران نمي بارد حيوانات انسانهاي گناهکار را لعنت مي کنند و مي گويند اين خشکسالي به سبب گناهان بني آدم است. عکرمه مي گويد، جانوران مي گويند، ما به سبب گناهان بني آدم از باران و آب محروم شده ايم. خداوند متعال برخي از عبادات را نيز به صورت ويژه در دنيا و آخرت پاداش مي دهد. خداوند تبارک و تعالي در قرآن کريم مي فرمايد: (فقلت استغفروا ربکم إنه کان غفاراً يرسل السماء عليکم مدراراً و يمددکم بأموال و بنين و يجعل لکم جنات و يجعل لکم أنهاراً) نوح 10 تا 12 {و به آنان گفته ام از پروردگار خويش طلب آمرزش کنيد که او بسيار آمرزنده است (و اگر چنين کنيد) خداوند از آسمان بارانهاي پر خير و برکت را پياپي مي باراند و با اعطاي دارايي و فرزندان به شما کمک مي کند و باغ هاي سر سبز و فراوان و بهره شما مي سازد و رودبارهاي پر آب در اختيارتان مي گذارد} . ( و لو أن أهل القري آمنوا و اتقوا لفتحنا عليهم برکات من السماء و الأرض) {اگر ساکنان اين سرزمين ايمان آورند و تقوا پيشه کنند، ما برکات آسمان و زمين را به روي آنان مي گشاييم.}. ( يا أيها الذين آمنوا اتقوا الله و قولوا قولاً سديداً يصلح لکم أعمالکم و يغفر لکم ذنوبکم) احزاب 70 و 71. {اي مؤمنان از خدا بترسيد و سخن حق و درست بگوييد. در نتيجه اعمالتان را بايسته مي کند و گناهانتان را مي بخشايد} (من يتق الله يجعل له مخرجاً و يرزقه من حيث لا يحتسب) طلاق 2 و 3 { هر کس که تقواي الهي پيشه کند، خداوند راه نجاتي براي او فراهم مي سازد و به او از جايي که تصورتش را نمي کند، روزي مي رساند} حضرت محمد (ص) مي فرمايد: « ليس شيء اطيع الله فيه أعجل فيه ثواباً من صلة الرحم و ليس شيء اعجل عقوبة من البغي و قطيعة الرحم و اليمين الفاجرة تدع الديار بلاقع » (فقراء) حديث 978 از سلسله احاديث صحيح آلباني.(هيچ عمل نيکي بيشتر از صله رحم به تعجيل پاداش از سوي خداوند متعال شايسته تر و هيچ گناهي از سرکشي و قطع صله رحم به مجازات مستحق تر نيست و سوگند دروغ نعمتها را از سرزميني که اين گناه در آن انجام مي شود، دور مي کند) ايشان همچنين فرموده اند: «من أحب أن يبسط له في رزقه و ينسأ له في أثره فليصل رحمه »{هر کس که دوست داشته باشد که روزي اش زياد و عمرش طولاني شود، صله رحم به جا آورد.} « ما زاد الله رجلاً بعفو إلا عزاً » {اگر فردي از تقصير ديگران بگذرد خداوند بر عزت و احترام او مي افزايد} « ما من يوم يصبح العباد فيه إلا ملکان ينزلان فيقول أحدهما اللهم أعط منفقاً خلفاً و يقول الآخر اللهم أعط ممسکاً تلفاً » {هر روز صبح دو فرشته بر زمين نازل مي شوند. يکي دعا مي کند که خداوندا به هر کس که بخشش کند، برکت بيشتري عطا فرما و مال هر کس را که از انفاق خودداري کند، تلف کن} متفق عليه حديث 295 رياض الصالحين. « من کانت الآخرة همه جعل الله غناه في قلبه و جمع له شمله و أتته الدنيا و هي راغمة و من کانت الدنيا همه جعل الله فقره بين عينيه و فرق عليه شمله و لم يأته من الدنيا إلا ما قدر له» {هر کس که هم و غمش آخرت باشد، خداوند او را غني مي سازد ( دلش را از طمع آسوده مي گرداند) و پراکندگي فکري او را سامان مي بخشد ( تشويش و نگراني ذهني اش را بر طرف مي کند) و دنيا به او روي مي آورد، اما او از دنيا فرار مي کند و هر کس که به دنيا علاقه نشان دهد، خداوند فقرش را در پيش چشم او قرار مي دهد (احساس فقر بر او مستولي مي گردد) و افکارش را پراکنده مي گرداند ( و او را حيران و سرگردان مي کند) و در دنيا تنها آنچه براي او مقدر است، به او مي رسد} سلسله احاديث آلباني.
ترمذي به سند خود از پيامبر صلي الله عليه و سلم روايت مي کند که ايشان فرموده اند: لا يرد الدعاء إلا القضاء و لا يزيد في العمر إلا البر) حديث 154 از سلسله احاديث صحيح استاد آلباني {دعا بلا را دفع مي کند، و نيکوکاري عمر را طولاني مي کند}.
عموماً مشاهده مي شود که قدرت تقوا حتي در اتم نيز تأثير مي گذارد. در مقابل، قدرت معصيت نيز در فساد اتم آن مؤثر است. براي اثبات اين مدعا مي توان به دليل خضر عليه السلام براي ساخت دوباره ديوار به منظور حفظ گنج دو کودک يتيم اشاره کرد. قرآن کريم مي فرمايد ( و کان ابوهما صالحاً ) { پدر آن دو کودک صالح بود}کهف 82. ممکن است اين پرسش مطرح شود که چرا مشاهده مي شود که درهاي نعمت در دنيا به سوي کافران گشوده شده و مشکلات دنيا آن گونه که بر ما نازل مي شود، بر آنان نازل نمي گردد با وجودي که آنان کافر، فاجر و فاسدند. بايد گفت که آنان مردمي هستند که خداوند متعال پاکيهاي زندگي دنيايي را ـ همان گونه که در روايت آمده است ـ براي آنان فراهم آورده است تا در آخرت بهانه اي در برابر خداوند متعال نداشته باشند. علاوه بر آن، مؤمن از اين راه مورد آزمايش قرار گرفته و يقينش از سوي اوي متعال سنجيده مي شود. از سوي ديگر اين نعمتها سنت "استدراج" از سوي خداوند متعال تلقي مي گردد. خداوند به آنان مهلت مي دهد تا آنکه خشم خداوند شامل آنان شده و آنان را به يکباره از دنيا مي گيرد و در آخرت نيز هيچ زادي نخواهند داشت. اين سخن در حديثي متفق عليه مورد تأکيد قرار گرفته است. (إن الله ليملي للظالم فإذا أخذه لم يفلته ) پيامبر (ص) پس از گفتن اين جمله اين آيه را تلاوت کردند که " و کذلک أخذ ربک إذا أخذ القري و هي ظالمة إن أخذه أليم شديد" {مجازات پروردگار تو اين گونه است اگر (اراده کرد) که (ساکنان) شهرها و آبادي ها را به خاطر ستمکاريشان مجازات کند. به راستي که عقاب خدا دردناک و سخت است}. حديث 207 رياض الصالحين.
خداوند متعال هر کس را که کار نيکي انجام دهد در دنيا پاداش مي دهد حتي اگر اين کار به خاطر خداوند انجام نشده باشد تا آنکه انجام دهنده آن کار هنگام فرا رسيدن روز قيامت حسنه اي در برابر آن از خداوند طلب نکند. از طرف ديگر ما مشاهده مي کنيم که آنان با مشکلات روحي و جرم و جنايت اجتماعي و مجازاتهايي از جمله گسترش بيماريهاي ناشناخته و مرموز که بر اثر کفر ورزيدن آنان بر ايشان نازل مي شود، مجازات مي شوند.
علاوه بر آن خداوند متعال گاهي نيز برخي از ستمگران را به علت فساد و جنايتها و ستمهاي برخي ديگر بر آنان مسلط مي کند و به دست گروهي از گروه ديگر انتقام مي گيرد. (و کذلک نولي بعض الظالمين بعضاً بما يکسبون) {و برخي از ستمگران را بر گروهي ديگر از آنان به سبب گناهاني که مرتکب شده اند، مسلط مي کنيم}. امام احمد نيز با سند خود از پيامبر اسلام روايت مي کند که، إذا رأيت الله عز و جل يعطي العبد من الدنيا علي معاصيه ما يحب فإنما هو استدراج){ اگر مشاهده کرديد که خداوند عز و جل چيزهايي را که بنده اي گناهکار دوست دارد به او مي دهد، بدانيد که اين عمل استدراج است} ايشان سپس اين آيه را تلاوت فرمود که، "فلما نسوا ما ذکروا به فتحنا عليهم أبواب کل شيء حتي إذا فرحوا بما أوتوا أخذناهم بغتة فإذا هم مبلسون" انعام 44 { هنگامي که آنان پندها و اندرزها را فراموش کردند درهاي همه چيز (نعمتها) را به روي آنان گشوديم و هنگامي که به آنچه به ايشان داده شد شاد و مسرور گشتند، به ناگاه ايشان را بگرفتيم و آنان مأيوس و متحير ماندند} حديث 413 از سلسله احاديث صحيح گردآوري شده از سوي استاد آلباني.
اما هر مصيبتي که بر مؤمن وارد شود تا زماني که به دين خود تمسک جسته باشد، براي او مايه خير و نيکي و رحمت خواهد بود، حال اين مصيبت هرچه باشد. از يک سو مي تواند کفاره گناه او باشد، از سوي ديگر مي تواند بر حسنات او بيفزايد. خداوند متعال از طريق اين مصيبت همچنين اولياي خود را مورد آزمايش قرار داده و در صورتي که از آن سربلند بيرون آيند، درجات ايماني آنان را بالاتر مي برد تا آنکه به ملاقات پروردگارشان نايل شوند و هيچ گناهي در پرونده اعمالشان موجود نباشد. علاوه بر اين شايد به وسيله اين بلا بلائي شديدتر از گردن او برداشته شده باشد و نيز از طريق آزمايش و ابتلا شخصيت فرد و جماعت را پالايش مي کند. پس از همه اينها، بلا مي تواند براي صابران رستگاري و خشنودي و سعادت عقبي ذخيره کند. امام مسلم نيز به سند خود از صهيب رضي الله عنه روايت کرده است که ايشان از دهان مبارک حضرت محمد (ص) شنيده اند که: عجباً لآمر المؤمن إن أمره کله له خير و ليس ذلک لأحد الا للمؤمن، إن اصابته سراء شکر فکان خيراً و إن أصابته ضراء صبر فکان خيراً له.( مسئله مؤمن بسيار شگفت است. همه چيز براي او خير و برکت است و تنها او از اين خير و برکت برخوردار است. اگر خيري به او برسد شکر مي کند و اين نيز براي او به نيکي به پايان مي رسد و اگر ضرري به او برسد صبر پيشه مي کند و اين نيز براي او نيکي محسوب مي شود).
امام مسلم و امام احمد با سند خود از نبي اکرم (ص) روايت مي کنند که، إن الله لا يظلم مؤمناً حسنته يعطي بها و في رواية يثاب عليها الرزق في الدنيا و يجزي بها في الآخرة، اما الکافر فيطعم بحسنات ما عمل بها لله في الدنيا حتي إذا أفضي إلي الآخرة لم تکن له حسنة يجزي بها) { خداوند نيکي را که مؤمن انجام داده باشد، هيچ گاه نابود نمي کند، در برخي روايتها آمده است که پاداش نيکوکاري خود را در دنيا مي دهد و در آخرت نيز او را به واسطه همان نيکي تکريم مي کند، اما کافر از نيکيهايي برخوردار مي شود که به خاطر خداوند در دنيا انجام داده است تا آنکه در آخرت نيکي در دست نداشته باشد تا به خاطر آن به او پاداش داده شود} حديث 53 سلسله احاديث صحيح.
انس رضي الله عنه نيز از پيامبر (ص) روايت مي کند که، «إذا أراد الله بعبده الخير عجل له العقوبة في الدنيا و إذا أراد بعبده الشر أمسک عنه ذنبه حتي يوافي به يوم القيامة» { اگر خداوند براي بنده اي از بندگانش نيکي اراده کند، او را در دنيا مجازات مي کند و اگر براي بنده اي شر مقدر کرده باشد، او را در آخرت به سبب گناهش مجازات مي کند} حديث 43 رياض الصالحين.
اکنون وضعيت مسلمانان را مورد بررسي قرار مي دهيم تا بدانيم که آنان چقدر از ياري و کمک پروردگار جهان فاصله دارند و خداوند متعال به چه ميزان رحمت و لطف خود را شامل حال ما و همه مردم کرده است. اگر او مي خواست مي توانست ما را نابود سازد، اما وعده حق او و در پاسخ به درخواست حضرت محمد (ص) اين است که امت اسلام را به صورت عمومي مورد عذاب قرار ندهد. علاوه بر آن فضل و رحمتش بر امت محمد (ص) اين بوده که استغفار را به عنوان نامه امان امت اسلامي از عذاب همگاني قرار داده است ( و ما کان الله معذبهم و هم يستغفرون) انفال 32{ تا زماني که (مسلمانان) استغفار کنند خداوند آنان را عذاب نمي کند} حکمت و رحمت او بر اين استوار است که هر بلايي که از دشمنان در طول تاريخ به ما مي رسد تنها زيان و اذيت باشد تا مجازاتي اندک براي ما محسوب گردد. (لن يضروکم إلا إذي ...) آل عمران 111 { زيان دشمنان براي شما در حد آزار خواهد بود} (وإن تصبروا و تتقوا لا يضرکم کيدهم شيئاً ...) آل عمران 120 { اگر صبر کرده و تقوا پيشه کنيد حيله گري آنان هيچ زياني به شما نمي رساند}.
تحقيرها و بد بختيها و مشکلات و نيز يورش دشمنان به ما بخشي از مجازات هاي الهي و ابتلايي است که مسلمانان با آن مواجهند.
اکنون ببينيد که اعمال هلاکت باري که بر جوامع ما حکمفرما شده است تا به چه اندازه است. در رأس اين اعمال عدم حاکميت قانون اسلامي و شيوع ربا در اقتصاد و بانکداري ما و دوري از نماز، خودداري از پرداخت زکات و گسترش مشروب خواري و زنا قرار دارد. علاوه بر همه اينها، اولياي خداوند که امر به معروف و نهي از منکر کرده و در راه خداوند جهاد مي کنند، تحت تعقيب قرار مي گيرند.
شايد کسي بگويد، در همه حال ما مسلمانيم. هر چقدر هم که گناه کرده باشيم، به اندازه کفر دشمنانمان و مفاسد آنان نمي رسد، پس چگونه است که آنان بر سرزمينهاي ما مسلط شده و ما را به بردگي گرفته اند. در جواب اين پرسش بايد گفت، اين تفکر نيز يکي از موارد ابتلاي ماست که عمر فاروق رضي الله هنگامي که سعد بن ابي وقاص فرمانده قهرمان سپاه اسلام را براي مقابله با ارتش رستم فرخزاد به سوي عراق گسيل مي کند، نسبت به آن تذکر مي دهد. چه جالب است که اين وصيت جاويد فاروق اعظم را که لايق آن است که به آب طلا نوشته شود، براي شما يادآوري کنيم. (اما بعد: من به تو و کساني که با تو همراهند دستور مي دهم که در همه حال تقواي الهي را پيشه خود سازيد، زيرا "تقواي الهي" بهترين تجهيزات بر ضد دشمن و قوي ترين سپر در جنگ است. به تو و کساني که با تو همراهند دستور مي دهم که نسبت به گناه بيشتر از دشمن بترسيد، زيرا گناه ارتش اسلام براي نيروهايش از دشمن خطرناک تر است. مسلمانان تنها به سبب گناهان دشمنانشان بر آنان پيروز مي شوند. اگر اين نبود ما هيچ برتري بر آنان نداشتيم، زيرا نه تعداد ما به اندازه آنان است و نه تجهيزات ما با آنان برابري مي کند. اگر ما با آنان در گناه برابري کنيم آنان در قدرت از ما برترند. اگر گناهکار نباشيم با وجود برتري تعداد و تجهيزات آنان، بر آنان چيره مي شويم. آگاه باشيد که حافظاني از سوي خداوند در سفر با شما هستند که از اعمال شما آگاهي دارند. از آنان حيا کنيد و در زماني که در راه خدا هستيد از ارتکاب به معصيت خودداري کنيد. نگوييد که دشمن ما شرور تر از ماست و اگر گناهي نيز مرتکب شديم خداوند دشمن را بر ما مسلط نمي کند. چه بسا اقوامي که شرور تر از آنان بر آنها سيطره يافته اند. همچنان که خداوند متعال به سبب گناهان بني اسرائيل، کافران مجوسي را بر آنان مسلط کرد و آنان را در سرزمينهاي مختلف آواره کردند و اين وعده پروردگار به اجرا درآمد. همان گونه که از خداوند متعال پيروزي بر دشمنان را طلب مي کنيد از او بخواهيد که شما را بر نفسهايتان پيروز گرداند (مسلط کند). من نيز آن را براي خود و شما از خداوند متعال طلب مي کنم.
در پايان، اي مسلمانان همگي _ فردي و گروهي، رئيس و مرئوس ـ بايد خود را سرزنش کنيم و ناتواني و شکست خود را به عوامل خارجي مربوط نکنيم. منظور من از سرزنش خود اين نيست که خود را کاملاً سست گردانيم و از زندگي نا اميد شويم و از جبران ما فات غافل گرديم، بلکه مقصودم اين است که اين سرزنش انگيزه ما را در جبران نواقص و تقصيرات بيشتر کند و ما را به توبه از گناهان و اصلاح علم و عمل و رفتار وادارد. اين درست همان کاري است که صاحبان آن باغ هنگامي که هشدار خداوند را به چشم خود ديدند، آن گونه عمل کردند (فأقبل بعضهم علي بعض يتلاومون قالوا يا ويلنا إنا کنا طاغين...)قلم 30 و 31{ پس به يکديگر رو کردند و زبان به سرزنش يکديگر گشودند. گفتند واي بر ما، ما مردمان نافرمان و سرکشي بوده ايم}. تنها خداوند ياري دهنده حقيقي است و او به راه راست هدايت مي کند.
الحمد لله رب العالمين
|