روز 17 سپتامبر 2006 ميلادي در منطقه خودمختار ترانس دنيستر ( معروف به دنستر)، كه زير مجموعه اي از جمهوري مولداوي محسوب شده و در نزديكي مرز و همسايگي جمهوري اوكراين واقع شده است رفراندومي به منظور تعيين نهايي سرنوشت سياسي اين منطقه خودمختار برگزار گرديد. در اين همه پرسي از شركت كنندگان كه ساكنان اين منطقه بودند، درخواست شده بود تا به يكي از سه گزينه مطرح ذيل پاسخ داده و راي خودشان را اعلام دارند:
اول – استقلال اين منطقه از كشور مولداوي و اتحاد با كشور روسيه فدراتيو
دوم – باقي ماندن اين منطقه در زير مجموعه مولداوي
سوم – استقلال اين منطقه از مولداوي و اتحاد با اوكراين
كه در نهايت، طبق آمار رسمي اعلام شده توسط كميسيون مركزي انتخابات منطقه ترانس دنيستر، 97 درصد شركت كنندگان در اين رفراندوم و ساكنان واجد شرايط و حاضر در صندوق هاي راي، به نفع استقلال اين منطقه از مولداوي و پيوستن آن به روسيه راي مثبت دادند.
شايان ذكر است كه اين منطقه خودمختار در سال 1991 و همزمان با فروپاشي اتحاد شوروي، به دنبال شورش و درگيري نظامي با حكومت مركزي خود در مولداوي ( كه يكي از 15 جمهوري مستقل موجود در تركيب اتحاد شوروي سابق محسوب مي شود و پس از فروپاشي نيز به عنوان يك كشور مستقل پا به عرصه گذاشته )، ضمن اعلام رسمي جدايي از اين كشور اعلام خودخواندگي و استقلال نموده است. از آن سال تا به امروز نيز گروهي از نيروهاي روسيه به منظور نظارت بر اوضاع و برقراري آتش بس در اين منطقه مستقر شده و در واقع مي توان گفت كه اين منطقه 15 سال است كه به صورت يك منطقه خودخوانده مستقل (البته به صورت غير رسمي ) و جدا از قيموميت مولداوي ( و هم راستا با نظر و سياست روسيه ) به حيات سياسي خود ادامه مي دهد. در حقيقت پس از برگزاري اين رفراندوم و بررسي نتايج رسمي آن، به روند و روال موجود و جاري، رسما« مشروعيت بخشيده شده است. برگزاري اين رفراندوم و نتيجه آن، با وجود حضور ناظران بين المللي به هنگام برگزاري آن، بازتابها و واكنش هاي متفاوتي را در سطح بين المللي در برداشته است، كه به گوشه هايي از آنهادر پايين» اشاره مي شود:
الف – نظرات مسؤولين مولداوي:
- مسؤولين مولداوي ضمن اظهار نا خرسندي از اين روند و انجام رفراندوم ياد شده و نتايج آن، اقدام به محكوم نمودن و موضع گيري عليه اين اقدام در دنستر نموده و آن را بي اعتبار شمرده اند. آنها دنستر را بخشي از سرزمين خود و جزء لاينفك آن مي دانند.
ب – نظرات روسها:
1 - سرگئي لاوروف وزير امورخارجه روسيه، در كنفرانس مطبوعاتي خود در ليسبون اعلام نمود كه: نتايج همه پرسي در كرانه دنستر قابل پيش بيني بود. ما از بازگرداندن طرفين درگير به پشت ميز مذاكره حمايت مي كنيم.
2 – بوريس گريزلوف رئيس مجلس دوماي دولتي روسيه، نتايج همه پرسي در كرانه دنستر در مورد استقلال اين منطقه از مولداوي و اتحاد با روسيه را تائيد كرده و معتقد است برگزاري آن قدم درستي بوده است، به اين شرط كه در اين اتحاد نبايد به روسيه لطمه وارد شود .اتحاد بايد براي هر دو طرف همراه با منفعت باشد.
3 – كنستانتين كاساچف رئيس كميته امور بين المللي دوماي دولتي روسيه، در ملاقات روساي پارلماني گروه هشت كه در سنت پترزبورگ شركت داشت اعلام نمود:
نتايج همه پرسي در مورد استقلال اوستياي جنوبي و كرانه دنستر قابل پيش بيني است و اين نتايج به دشواري موضع جامعه جهاني در مورد موقعيت مناطق مذكور را مي تواند تغيير دهد. وي تاكيد نمود نتايج همه پرسي عامل مهمي است كه جامعه جهاني بايد در بررسي اين مسايل در نظر گيرد.
4 – ناظران دوماي دولتي و تالار اجتماعي روسيه اعلام نمودند:
همه پرسي در دنستر بدون تخلف ملموس انجام شد و مردم آزادانه راي خود را بيان كردند.
آلكسنيس نماينده دوماي دولتي اعلام كرد: براي اولين بار هيئت رسمي دوماي دولتي بر انتخابات نظارت داشت و نه نمايندگان مجزا. وي اشاره كرد كه در نتيجه نظارت بر همه پرسي و ديدار از 18 حوزه اتنخاباتي، او فقط يك تذكر داشت. و مورد اين بود كه عدم فعاليت به موقع كاركنان حوزه باعث شده بود تا صف مشتاقان راي طولاني تر شود.
ايوان ويكتوروف نماينده ديگر دوما معتقد است: اين امر نشانه فعاليت مدني بالاي جمعيت منطقه است.
حسن ميرزايف عضو تالار اجتماعي روسيه نيز معتقد است حتي در اروپا چنين اتنخابات درستي برگزار نمي شود و صحت برگزاري انتخابات مشكلي نداشته است.
ج – نظرات اروپائيها:
1 - اتحاديه اروپا نتايج همه پرسي در دنستر را به رسميت نشناخته و از ديگر سازمانهاي بين المللي دعوت مي كند از مشي اين اتحاديه پيروي كرده و آن را رد كنند.
2 – در بيانيه وزارت امور خارجه فنلاند كه رياست فعلي دوره اي اتحاديه اروپا را بر عهده دارد، در اين خصوص گفته شده برگزاري اين همه پرسي با اصل تماميت ارضي و حاكميت مولداوي مغايرت دارد و لذا مردود مي باشد.
3 - همچنين نتايج اين همه پرسي از سوي سازمان امنيت و همكاري اروپا نيز رد شده است.
د – نظرات آمريكائيها:
دولت جورج بوش از قبول نتايج همه پرسي در منطقه دنستر خودداري كرده و آن را رد نمود. در بيانيه وزارت امور خارجه آمريكا اعلام شد: ما از اعلاميه مشابه اتحاديه اروپا، كشورهاي عضو اتحاديه و همچنين رئيس سازمان امنيت و همكاري اروپا حمايت مي كنيم كه همه پرسي را رد كردند .دولت آمريكا موضع جامعه جهاني را يادآوري كرده ومعتقد است كه منطقه دنستر بخشي از مولداوي است. همچنين واقعيت برگزاري همه پرسي، از مساعي رژيم كرانه دنستر در جهت بي ثبات كردن اوضاع كشور برآورد شد.
در پايان اين بيانيه آمده است كه آمريكا دوست مولداوي و تمام ملت آن و ازجمله ساكنان منطقه دنستر مي باشد.
و – نظرات اوكراين:
دولت اوكراين نيز طي بيانيه رسمي نتايج اين همه پرسي در دنستر را رد نموده وآن را بي اعتبار شمرد.
نتيجه اينكه:
1- مولداوي يكي از جمهوري هايي است كه به واسطه قرار گرفتن در نزديكي روسيه و همچنين اشتراكات قومي، نژادي و مذهبي بسيار نزديكي كه با روسها دارد و كوچك بودن جمعيت و ابزارهاي قدرت اين كشور در برابر روسيه، همواره از گذشته تحت تاثير و نفوذ مستقيم قدرت بزرگ منطقه اي اش يعني روسيه قرار داشته و در درون حاشيه امنيتي آن تعريف و جاي داشته است.
2 – به فاصله اندكي پس از فروپاشي اتحاد شوروي و استقلال 15 جمهوري مستقل آن به عنوان كشور، پروژه اي تحت عنوان اتحاد سه جمهوري فدراتيو روسيه، مولداوي و روسيه سفيد (بلاروس ) و تشكيل يك فدراسيون واحد، كه در برگيرنده اين 3 جمهوري باشد ، به صورت تبليغاتي در دستور كار قرار داشت و حتي بر مبناي اين تز و در قدم اول، اتحاديه هاي منطقه اي در برخي از سطوح سياسي و ... ما بين اين سه جمهوري در حال شكل گيري بود، كه البته به جهت سياستهاي مسكو در دوران حاكميت يلتسين اين پروژه پس از مدتي در عمل راكد باقي مانده و پس از انتخاب پوتين و به واسطه سياست كاري و مشي متفاوت وي و پرداختن جدي تر به مسائل دروني منطقه و تلاش در جهت احياء و بازسازي قدرت روسيه و محوريت دادن به آن، مجدداً اين موضوعات و زمزمه هايي در جهت تقويت آن در دستور كار قرار گرفت.
3 – همه پرسي انجام شده در دنستر و نتيجه آن ( كه از قبل نيز معلوم بود ) خود گواهي بر اين مدعاست كه پشت پرده و صحنه گردان اصلي اين پروژه روسها هستند و در حقيقت اين اقدام، قدم اول در جهت احياي تئوري هاي مطروحه قبلي در خصوص اتحاد مولداوي با روسيه مي تواند محسوب شود.
4 – ضمن اينكه اين اقدام و پيوستن يك منطقه خودمختار ( به ويژه اينكه اين منطقه تحت قيموميت مولداوي نيز قرار داشته است ) به روسيه، حتي در ظاهر و به صورت تبليغاتي، حركت موثر و رواني بسيار خوبي است تا روسها در برابر جريانات استقلال طلبي اين قبيل مناطق در قفقاز شمالي ( كه در قلمرو سرزميني شان يعني جنوب روسيه فدراتيو قرار دارند ) حداكثر استفاده و بهره برداري را در عرصه داخلي بنمايند، به ويژه در برابر بحرانهايي نظير: چچن، داغستان، اينگوش و ...
5 – البته اين حركت مي تواند به عنوان يك الگو در آينده براي مناطق مستقل و خودمختار ديگر در قفقاز جنوبي، نظير: قره باغ، اوستياي جنوبي، آبخازستان، آجارستان و ....، و حتي ساير مناطق اتحاد شوروي نيز مدل سازي شده وبه انحاي مختلف مورد استفاده قرار گيرد.
6 – طبيعي است كه در مقابل اين روند ( ايجاد همگرايي هايي ازاين قبيل توسط روسها ) آمريكائيها و اروپائيها نيز بيكار ننشسته و اقدامات متقابلي را عليه روسها و در جهت منافع خود و ايجاد جاي پاي محكم تر در منطقه انجام خواهند داد.