باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز جمعه 1 آذر 1387 كاربران برخط 97 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
خدا محوري و گرايش ديني در انقلاب اسلامي
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 
   ● نويسنده: محمد باقر - حشمت زاده

منبع: خبرگزاری - فارس

 
 

در يك تحليل از علل انقلاب ما به نقش فرد در جامعه توجه مي كنيم.فرد با اراده اش منشاء تحول و دگرگوني جامعه است.جهت تاريخ و جوامع بشري و محتواي آنها ناشي از تلاقي اراده افراد با جبرهاي طبيعي و قوانين اجتماعي است.و در يك تحليل عميق تر ما معتقديم كه علت العلل هر اثري از جمله انقلاب، خداي قادر متعال مي باشد.

امور فوق در اصل 56 قانون اساسي جمهوري اسلامي چنين متجلي شده اند «حاكميت مطلق بر جهان و انسان از آن خداست و هم او، انسان را بر سرنوشت اجتماعي خويش حاكم ساخته است...» چگونگي ارتباط طولي اراده بشر با خواست و اراده خداوند (از جمله با عنوان «جبر و اختيار») در كتب فلسفي و كلامي مفصلا بحث شده است.

قلم زدن در وادي الهي بودن اين انقلاب امري خطير و لغزنده است، لذا صواب آنست كه اين مهم را به پير عرفان و بنيانگذار انقلاب اسلامي بسپاريم، امام در وصيت نامه خود چنين مي گويد:

ما مي دانيم كه اين انقلاب بزرگ كه دست جهانخواران و ستمگران را از ايران بزرگ كوتاه كرد با تاييدات الهي پيروز گرديد.اگر نبود دست تواناي خداوند امكان نداشت يك جمعيت سي و شش ميليوني با آن تبليغات ضد اسلامي و ضد روحاني خصوصا در اين صد سال اخير و با آن تفرقه افكني هاي بي حساب قلم داران و زبان مردان در مطبوعات و سخنرانيها و مجالس و محافل ضد اسلامي و ضد ملي بصورت مليت و آن همه شعرها و بذله گوئيها و آن همه مراكز عياشي و فحشاء و قمار و مسكرات و مواد مخدر كه همه و همه براي كشيدن نسل جوان فعال كه بايد در راه پيشرفت و تعالي و ترقي ميهن عزيز خود فعاليت نمايند بفساد و بي تفاوتي در پيش آمدهاي خائنانه كه بدست شاه فاسد و پدر بي فرهنگش و دولتها و مجالس فرمايشي كه از طرف سفارتخانه هاي قدرتمندان بر ملت تحميل مي شد و از همه بدتر وضع دانشگاهها و دبيرستانها و مراكز آموزشي كه مقدرات كشور بدست آنان سپرده مي شد با بكار گرفتن معلمان و استادان غرب زده يا شرق زده صددر صد مخالف اسلام و فرهنگ اسلامي بلكه ملي صحيح با نام مليت و ملي گرائي گر چه در بين آنان مرداني متعهد و دلسوز بودند لكن با اقليت فاحش آنان و در تنگنا قرار دادنشان كار مثبتي نمي توانستند انجام دهند و با اين همه و دهها مسائل ديگر از آن جمله به انزوا و عزلت كشيدن روحانيون و با قدرت تبليغات به انحراف فكري كشيدن بسياري از آنان، ممكن نبود اين ملت با اين وضعيت يك پارچه قيام كنند و در سر تا سر كشور با ايده واحد و فرياد الله اكبر و فداكاريهاي حيرت آور و معجزه آسا تمام قدرتهاي داخل و خارج را كنار زده و خود مقدرات كشور را بدست گيرد.بنا بر اين شك نبايد كرد كه انقلاب اسلامي ايران از همه انقلابها جداست.هم در پيدايش و هم در كيفيت و هم در انگيزه انقلاب و قيام و ترديد نيست كه اين يك تحفه الهي و هديه غيبي بوده كه از جانب خداوند منان بر اين ملت مظلوم غارت زده عنايت شده است » حضرت امام انقلاب را تحفه اي الهي و هديه اي غيبي و مورد تاييد خداوند معرفي كرده است.چنين سبك و سياقي از «مضمون و محتوي » شايد فقط در وصيت نامه ايشان آمده باشد زيرا مطمئن بود كه پس از مرگش مطرح خواهد شد. واقعا چگونه است كه مستضعفان له شده و تهي گشته تغيير حال مي دهند و بر عليه مستكبران كه ظاهرا همه آلات سركوب را دارند قيام مي كنند؟ گوئي خداوند هر از چند گاهي مي خواهد درسي به مستكبران بدهد و خود از راهها و طرقي خاص به مستضعفان دل و جرات مي دهد و زمينه انگيزش آنها را فراهم مي كند.

درست است كه آواي آزاديخواهي در پهنه حيات اجتماعي و تاريخي بشر هيچگاه بكلي فروكش نكرده است ولي گاهي چندان به ضعف مي گرايد كه شنيده نمي شود.پيشتازان و پيشاهنگان اين قوم هيچگاه دست از مقابله و مبارزه نكشيده اند ولي در سال 1354 و 1355 و زير پتك هاي زر و زور و تزوير استبداد و استكبار از نيمه هاي سال 56 صداها بلند مي شود و اوج مي گيرد و طي چند ماه ملت را مي بينيم كه يكپارچه در صحنه است و آماده شهادت.در راهپيمائي روزهاي 16 و 17 شهريور سال 1357 كمتر كسي بود كه غسل شهادت نكرده باشد در حاليكه تا چند ماه قبل از آن شايد دلهاي فراواني از هيبت طاغوت و اياديش در لرزه بودند.از بعد اعتقادي اسلام، خداوند صرفا ناظر گردش هستي و جامعه نيست بلكه هستي و حيات در هر لحظه منوط به اراده و فيض اوست و تحت امر و تدبير مستمرش مي باشد.تاريخچه و مراحل انقلاب اسلامي را كه مرور مي كنيم آن را بر اساس عقل و تجربه انساني خويش توجيه و تحليل مي نماييم اما در همه حال بايد اين تبيين انساني را در ذيل فلسفه الهي قرار دهيم.بخصوص برخي از فرازها و حوادث را مشاهده مي كنيم كه اگر بدون توجه به نگرش توحيدي و ديني تفسير شوند غامض به نظر خواهند آمد.فرضا در طول 37 سال سلطنت شاه ما شاهديم كه چند بار از ترورها جان بدر مي برد يا از قيامهاي مردمي سالهاي 32 و 42 حكومتش فرو نمي ريزد.او و اطرافيانش اين بقاء و استمرار را نشانه لطف خدا تلقي مي كنند و شايد دل بسياري از مؤمنين و مخالفين نيز از ادامه حيات طاغوت بدرد مي آمد و مكدر مي شدند كه چرا طاغوت در آن برهه ها ساقط نمي شده است اما اينك اگر به حوادث بنگريم مي توانيم بگوئيم حكمت الهي چنين اقتضاء داشته است كه طاغوت تا سال 57 دوام بياورد تا اكثريت قريب به اتفاق مردم به عمق خيانت او آگاه شوند و گر نه مرگ او در جريان ترور بهمن سال 1327 يا فروردين 1344 ممكن بود از او شاه شهيد درست كند و اساس سلطنت استمرار يابد.از طرف ديگر ما چون از ديد اعتقادي خود كل زندگيمان را در اين دنيا آزمايش مي دانيم دوام حكومت شاه تا سال 57 براي تكميل آزمايش و امتحان بسياري از مردم و پيشتازان بوده است و همچنين براي امتحان و آزمايش خود طاغوت و بر خلاف تصورش اين دوام و بقاء به نفع شاه نبوده است.

از طرف ديگر اگر به فراز و نشيبهاي حيات امام در طي دوران مبارزه نگاه كنيم در آن هم جلوه هايي از قدرت و اراده الهي ديده مي شود.اين قدرت و اراده الهي بود كه پس از 15 خرداد سال 42 و در طول دوران تبعيد و در جريان هجرت به كويت و پاريس و به هنگام ورود به ايران با اينكه حضرت امام كاملا در دست دشمن بود و هر آن مي توانست براي وي تصميمات خطرناكي بگيرد در همه اين مراحل خداي متعال نعمت هستي و حيات امام را از خطرات مصون داشت و او را براي مردم و انقلاب حفظ نمود.

بايد توجه كنيم كه محوريت امام و نقش و تاثير او در حفظ و بقاء مبارزه براي همه روشن بود.

و بنا بر اين تصور خيلي ها اين بود كه اگر امام حذف شود موج مي خوابد.پس فكر حذف امام نمي توانسته مطرح نباشد.اسناد و مدارك تاريخي و اطلاعاتي مي گويند شاه و اطرافيانش از يكطرف با حركت وسيع مردم و علما روبرو شدند و از طرف ديگر به اين نتيجه رسيده بودند كه حذف و ترور فيزيكي امام مبارزه را تندتر مي كند و از آن پس عمدتا در صدد ترور فرهنگي و شخصيتي امام بودند تا از اين طريق ريشه جنبش را بكلي و براي هميشه بخشكانند. اين يك طرف قضيه، اما بعد ديگر تحليل الهي مطلب است كه:

گر نگهدار من آن است كه من مي دانم

شيشه را در بغل سنگ نگه ميدارد

خداوند موسي را در دامن فرعون بزرگ مي كند تا بعدها همين شخص پرچم مبارزه را عليه او بلند كند در حاليكه فرعون با پيشگوئي كاهنان مي دانست كه طفلي از بني اسرائيل دستگاه او را بهم خواهد ريخت و او نوزادهاي پسر بني اسرائيل را مي كشت. جلوه هاي فراواني از الطاف الهي در كل حيات انسان و از جمله در انقلاب اسلامي ايران ديده مي شود.بهر حال، وقايعي چون اعلاميه امام در عصر 21 بهمن سال 57 دال بر ناديده گرفتن مقررات حكومت نظامي، واقعه طبس، قبول قطعنامه از سوي امام و... در سطح كلان آثاري از امدادهاي الهي است و در سطح خرد نيز بايد رفت و از زبان ميليونهد رزمنده و جانباز شنيد:

كه چگونه در صحنه هاي جنگ و انقلاب مشمول عنايات خدا شده اند.

نكته مهم اينجاست كه ما از الهي بودن انقلاب نبايد دچار اين اشتباه شويم كه پس خداوند براي ما خط امان فرستاده است و خود انقلاب را تا سر حد مقصد نهائي و هدف غائي پيش خواهد برد و ما هم همينطور بي درد سر به سعادت دنيوي و اخروي خواهيم رسيد.

از طرف ديگر انبوه مشكلاتي كه پس از انقلاب شب و روز چون سيل بر سر ما ريخته است كه برخي از آن ها را دشمنان دانا و برخي را دوستان نادان سبب شده اند، و كم و بيش در انقلابها جريان دارد ممكنست الهي بودن انقلاب را در نزد عده اي زير سؤال ببرد. مشكلاتي همانند مشكلات اقتصادي، مسكن، تورم و گراني، مشكلات اداري و نارسائيها براي بسياري از افراد حتي طرفدار انقلاب تحملش دشوار خواهد بود.البته توجه به اين نكته هم لازم است كه ضمن اعتراف به وجود مشكلات با توقع بالائي كه مردم از انقلاب اسلامي داشته و دارند به نوبه خود نمود آنها بيش از آنچه در واقع هست نشان مي دهد.از اينجاست كه بايد گفت: رمز بقاء انقلاب در اين است كه تا حد امكان از يك سو در رفع مشكلات و از سوي ديگر در پائين آوردن توقعات بي مورد تلاش شود و از اين طريق بقاء و تداوم انقلاب و اسلام راستين تضمين و از شكست و انحراف آن جلوگيري شود.

اما همه اينها بجاي خود، تحليل الهي قضايا اين است كه انقلاب نيز به نوبه خود صحنه اي وسيع و خطير از آزمايشهاي الهي است. خداوند همواره اوضاع و احوال را دگرگون مي كند تا در شكلهاي گوناگون و در مراحل مختلف همگان را در بوته آزمايش و امتحان قرار دهد و انسان را با فقر و ثروت، غضب و شقاوت، مرض و سلامت و حتي با اولاد و خانمان آزمايش مي كند تا مقام اهل ايمان روشن شود فرض كنيم يك مسلمان در دوره شاه واجبات را عمل كرده و محرمات را ترك نموده و حتي با دستگاه طاغوت نيز سر ستيز داشته است و زندان و داغ و درفش و...تا اينجا ممكنست او امتحان خود را تمام شده تلقي نمايد اما خداوند اوضاع را زير و رو مي كند و او را از زندان در مي آورد و اينبار او را در مسند قدرت و حكومت آزمايش مي كند كه حقا اين آزمايشي است بسيار خطرناك.بطور كلي انقلاب ميدان عمل و افكار انسان را وسعت مي بخشد و امكان جولان بيشتر براي همه فراهم مي كند.در حاليكه در عرصه اجتماع طاغوت، از بسياري از جنبه ها توان مانور فكري و عملي محدود مي شود و خيلي ها به انزوا مي روند و شايد شخصيت و ماهيت خودشان بر خودشان هم پوشيده بماند.اما در عرصه انقلاب فرصت مانور و حركت وسيع براي ميليونها نفر فراهم مي شود، هر كس استعداد كوچكي دارد شكوفا مي شود هر كس در عمق وجودش شيطنتي دارد آنهم بروز وظهور مي كند در اين غليان هاست كه مي بينيم هزاران نفر كه شايد انتظارش را نداشتيم اوج مي گيرند و عده اي نيز كه شايد انتظارش را نداشتيم سقوط مي كنند.

اما راجع به مكتبي بودن انقلاب بايد بدانيم اراده خداوند در اداره هستي و جامعه بدو صورت تكويني و تشريعي متجلي مي شود. بعد تكوين آنرا زير مقوله «الهي » بودن انقلاب بررسي كرديم.بعد تشريعي آنرا نيز تحت مقوله «مكتبي بودن » در مي آوريم.

اراده تكويني خداوند بر آن تعلق گرفته است كه بشر اشرف مخلوقات و داراي عقل و آزادي اراده باشد و عملا بتواند رنوشت خويش را خودش تعيين نمايد و به همين لحاظ داراي مسئوليت دنيوي و اخروي باشد.اما چون احتمال انحراف مي رود و عقل و اراده بشر محدود به زمان مكان بوده و ممكنست در سيطره شهوات و احساسات و...قرار گيرد لذا خداوند هدايت و راهنمائي خود را از طريق ارسال رسل و انزال كتب براي بشر تشريع مي كند.آخرين رسول و جامعترين كتاب، حضرت ختمي مرتبت و قرآن عظيم الشان است، كه راه سعادت را ترسيم مي كند انقلاب اسلامي ايران چه در ترسيم هدف و چارچوب مدينه فاضله و چه در بيان راه و روش مبارزه و دستيابي به هدف، متكي بر قرآن و سنت بوده است و در ادامه راهش نيز بايد چنين بماند.

بهر حال مكتبي و الهي بودن اين انقلاب ويژگي اصلي و بنيادي آنست زيرا ديديم كه انقلابهاي معاصر جامعه بشري كه از غرب شروع شدند ويژگي اصليشان دوري از دين و مذهب بود تا آنجا كه انقلاب ماركسيستي رسما و آشكارا پرچم دين زدائي و خدا ستيزي را بلند كرد.

 

    144 بازديد     4 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   انقلاب اسلامي ايران (381)

افراد مرتبط
●  خمینی   سید روح الله(281)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:14/11/1386

تاريخ شمسی نشر:06/11/1386
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب