باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز جمعه 1 آذر 1387 كاربران برخط 102 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
هايزر؛ تلاش تا آخرين لحظه براي حفظ شاه
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 

منبع: سایت - مركز اسناد انقلاب اسلامی

 
 

آمريكاييان با همه ي اختلافات دروني و تحليل هاي غلط بر سريك موضوع اجماع داشتند و آن اين كه با سقوط شاه و پيروزي امام خميني منافع آمريكا در معرض خطر قرار خواهد گرفت. از اين جهت تمام راه هاي ممكن را براي حفظ منافع خود در ايران بررسي و اقدامات لازم را اجرا مي كردند.

با اوج گيري انقلاب و سقوط دولت نظامي ازهاري، كارتر دستور داد تا «شوراي امنيت ملي» «در ظهر روز سوم ژانويه (13دي )» تشكيل گردد تا به بررسي اوضاع ايران بپردازند. جلسه تشكيل گرديد و بحث و بررسي آغاز شد. «تمامي شركت كنندگان در اين نشست اتّفاِق نظر داشتند كه ديگر اميدي به بقاي سلطنت شاه وجود ندارد. در عين حال هيچ يك از آنها تمايلي به كنار زدن وي از صحنه ي قدرت نداشتند. آنها احساس مي كردند چنين عملي از يك سو موجب بي اعتمادي در ميان ديگر دولت هاي منطقه نسبت به ايالات متحده مي شود و از سوي ديگر مخالفان شاه چنين عملي را به معناي خروج ايالات متحده از خيل حاميان شاه تلقي مي كنند و در نتيجه ايران به صحنه ي جنگ داخلي تبديل مي شود.» براي مهاربحران هر كس پيشنهادي را ارايه داد. چارلز دانكن قائم مقام وزير دفاع پيشنهاد كردژنرال هايزر، معاون فرمانده يگان ناتو در اروپا به ايران فرستاده شود «تا به برقراري تماس با رهبران نظامي ايران بپردازد.» استدلال شد كه اين اقدام موجب مي شود كه حمايت ايالات متحده از رژيم شاه نيز مورد تأكيد قرار گيرد. كارتر براي اطمينان بيشتراز چنين تصميمي با ژنرال ديويد جونز رئيس ستاد مشترك نيروهاي مسلح آمريكا،هارولد براون وزير دفاع، ونس وزير امور خارجه مشورت كرد و سپس تصميم گرفت هايزر را «براي همكاري مستقيم با رهبران نظامي ايران به تهران بفرستد. كار اين مأمورنظامي در تهران اقداماتي به منظور حصول اطمينان از وحدت نيروهاي مسلح، حمايت ازدولت قانوني و آماده ساختن آنها براي جلوگيري از سقوط و از هم پاشيدگي كامل كشورايران» بود.

دانكن متن پيام به هايزر را تهيه كرد و برژينسكي اصلاحاتي بر آن افزود. در اين پيام «حمايت آمريكا از رهبران نظامي ايران و لزوم حفظ وحدت آنها و ارتباط نزديك باآمريكا» تأكيد شده بود و از آنان خواسته شده بود كه «ضامن ثبات و قدرت دولتي باشندكه روابط نزديكي با آمريكا خواهد داشت». پيام براي هايزر فرستاده شد، امّا ژنرال هيگ فرمانده ناتو از اين مأموريت سخت عصباني شد. هيگ معتقد بود آمريكا بايد با قاطعيت بيشتري با بحران ايران روبه رو شود و «يك نيروي ويژه با ناو هواپيمابر در اقيانوس هندمستقر كند و تعدادي هواپيماي جنگي به عربستان سعودي بفرستد تا اراده ي قاطع خودرا براي حفظ منافعش در اين منطقه نشان دهد.»

از طرف ديگر معاون وزارت دفاع با ژنرال الكساندر هيگ تماس گرفت و ضمن تشريح اوضاع ايران به وي اعلام كرد هايزر معاون وي بايد براي مأموريت به تهران برود.هيگ خود در مقدمه كتاب هايزر مي نويسد: «من با مأموريت هايزر مخالفت كردم، زيرااهداف آن مبهم بود و عمدتاً يك مأموريت سياسي بود، نه نظامي»؛ امّا بعداً كارتر و كارولد براوان به وي گفتند كه با اين مأموريت مخالفت نكند. وي «در مذاكرات بعدي بامقام هاي كاخ سفيد» به اين نتيجه رسيد كه هدف اصلي يك مأموريت نظامي است و آن «به راه انداختن يك كودتا در ايران است.»

نيوسام معاون وزارت خارجه خبر مأموريت هايزر را تلفني به اطلاع سوليوان رساندو از وي خواست با مأموريت وي مخالفت نكند. سوليوان در ضمن اعلام موافقت گفت:«بهتر است در شرايط بحراني فعلي مسافرت او به تهران بي سروصدا و به طور ناشناس باشد.»

نيوسام اين نظر را مورد تأييد قرار داد و قول داد رعايت شود. هايزر در چهارم ژانويه (14 دي ماه ) به صورت سرّي با يك هواپيماي نظامي آمريكايي وارد تهران شد ومورد استقبال چندين نظامي آمريكايي قرار گرفت. آمريكاييان بدون اجازه ي ايرانيان وارد و خارج مي شدند.

حتي ' شاه نيز از ورود هايزر مطلع نشد. شاه بعداً در خاطراتش نوشت: «رفت و آمدهاي ژنرال هايزر هميشه از پيش برنامه ريزي مي شد؛ امّا اين سفر درهاله اي از ابهام كامل فرو رفته بود. ورودش را خيلي مستور نگاه داشته بودند. البته نظاميان آمريكايي با هواپيماهاي خودشان سفر مي كردند و خيلي طبيعي بود كه بتوانند هنگام ورود به پايگاه هاي نظامي اشان در ايران تشريفات اداري معمول را ناديده بگيرند.» وي مدعي است: «در اوايل ژانويه با تعجب خبر شدم كه چند روز است ژنرال هايزر در تهران بسر مي برد... ژنرال هايزر شخصيت كوچكي نبود، در مقام معاون فرماندهي ناتو چند نوبت به تهران سفر كرده بود و هميشه هم قبلاً تقاضاي شرفيابي مي كرد.» هايزر روز پنجم ژانويه (15 دي ماه ) با سوليوان ملاقات كرد و در موردمأموريت خود به او توضيح داد. سوليوان به وي گفت:ارتش ايران به جايي رسيده كه توان انجام هيچ كاري را ندارد. كار شاه تمام شده و بايد هر چه زودتر ايران را ترك كند وبختيار هم نمي تواند دولت با ثباتي را روي كار آورد. گرچه سخنان سوليوان براي ژنرال مأيوس كننده بود؛ امّا او يك نظامي بود و مي بايست مأموريت خود را آغاز كند؛ ولي سردرگمي كاخ سفيد در مقابل امواج قدرت مند انقلاب اسلامي اين نظامي كهنه كار را نيزدر سردرگمي فرو برد. در همان حال پيامي از سايروس ونس رسيد: «همه ي دستورهاي قبلي را ناديده بگيريد.»

ژنرال نمي توانست آن همه تأكيد كاخ سفيد بر فوريت مأموريت را با اين پيام چگونه تحليل كند. او ترجيح داد به استراحت بپردازد.

سوليوان فردا، 6 ژانويه به سفارت رفت كه مجدداً از طرف وزير خارجه اين پيام آمده بود: «طبق دستور قبلي عمل كن.»

مأموريت هايزر در حفظ ارتش ـ آمريكاييان ارتش ايران را دست آموز خود براي حفظ منافع آمريكا مي دانستند. از اين جهت حفظ انسجام ارتش با حضور شاه يابي حضور وي در اولويت قرار داشت. آمريكاييان به محض اين كه مطلع شدند شاه درصدد كودتاي نظامي بعد از شكست ازهاري است، وي را از اين كار پرهيز دادند؛ زيرامعتقد بودند يك اقدام بي موقع موجب متلاشي شدن ارتش مي شود. سايروس ونس خود چنين نقل مي كند كه «من مي خواستم عدم حمايت آمريكا از چنين اشتباهي بي درنگ اعلام شود. ما مي بايست از مشاركت در چنين كاري كه محكوم به شكست بودخودداري كنيم و شاه را متقاعد سازيم كه نبايد به خاطر حفظ تاج و تخت خود ارتش ايران را نابود سازد.» به همين جهت «حفظ وحدت و يك پارچگي نيروهاي نظامي ايران براي ما به صورت يك مسئله ي حياتي درآمده بود.» علت واقعي اين بود كه آمريكاييان مي پنداشتند تلاش مستشاران آنها ساختار ارتش شاهنشاهي را برمبناي مبارزه با كمونيسم و در رأس آن شوري شكل داده است. به همين جهت حفظ ارتش براي آنها اهميت داشت. علت نگراني آنها نيز اين بود كه آنها معتقد بودند چون ارتش كاملاً به شخص شاه متكي است با رفتن وي ارتش انسجام خود را از دست خواهد داد.به گزارش برژينسكي: «استراتژي واشنگتن بر اين استوار بود كه هم زمان با خروج شاه ازايران ارتش دست نخورده باقي بماند. ترس ما از اين بود كه به مقامات فرماندهي ارتش كه از طرف شاه و براساس وفاداري نسبت به شخص شاه انتخاب شده بودند پس ازخروج شاه از ايران دچار تفرقه شوند و از هم پاشيدگي ارتش يا به يك جنگ داخلي ويران كننده بيانجامد كه شوروي ها از آن بهره برداري خواهد كرد و يا به هرج و مرجي بينجامد كه سرانجام به قبضه كردن قدرت از سوي آيت الله خميني منجر خواهد شد.»علاوه نقشه ي آمريكاييان اين بود كه با عبور از بحران متلاشي شدن ارتش بعد از رفتن شاه مي شود ارتش را در صورت شكست بختيار براي يك كودتا در مقابل امام خميني آماده ساخت. به همين جهت مهم ترين بخش مأموريت هايزر حفظ يك پارچگي و آماده كردن ارتش براي يك كودتا بود.

هايزر در ابتداي ورود به ايران تصميم گرفت با چهار افسر عالي رتبه و تأثيرگذار ارتش ملاقات كند. اين چهار نفر عبارت بودند از سپهبد اميرحسين ربيعي فرمانده نيروي هوايي، دريادار كمال الدين حبيب اللهي فرمانده نيروي دريايي، ارتشبد طوفانيان معاون قدرت مند وزارت دفاع و مسئول خريدهاي تسليحات خارجي، ارتشبد عباس قره باغي رئيس ستاد مشترك ارتش. هايزر ملاقات هاي خود را به صورت جداگانه از همان 16دي ماه آغاز كرد؛ امّا آنها را سخت مرعوب قدرت انقلاب يافت. «طوفانيان از امنيت خودش به وضوح نگران بود و مي گفت اگر شاه از ايران برود او هم خواهد رفت والا كشته خواهد شد.» او در ادامه ي صحبت پرسيد: «آمريكاي بزرگ چه وقت {آيت الله}خميني را ساكت خواهد كرد؟» ربيعي نيز با عصبانيت پرسيد: «چرا سفير آمريكا شاه را وادار به رفتن كرده است ؟ چرا درباره ي {آيت الله} خميني كاري نمي كنيد؟» حبيب اللهي نيز انقلاب ايران را به خارجي ها نسبت داد و استدلال كرد: «آنچه در حال رخ دادن است پيچيده تر از آن است كه تراوش مغز ايراني باشد.» قره باغي به ژنرال گفت: «فوراً به رئيس جمهور آمريكا اطلاع دهيد كه با شاه تماس بگيرد و از او بخواهد كه در كشور بماند. اگر شاه برود او نمي تواند انسجام ارتش را حفظ كند.» وي هم چنين افزود: «آمريكا بايد فوراً {آيت الله} خميني را وادار به همكاري كند. هيچ راهي نمانده است كه ايران بتواند انجام دهد. در ايران اين فشار قابل اعمال نيست ؛ زيرا او رهبر مذهبي است و تحت حمايت قانون شرع اسلام قرار دارد.»

ژنرال آمريكايي مأموريت داشت تا فرماندهان نظامي را كه اين گونه از رفتن شاه به وحشت افتاده بودند و اين گونه دست به دامان آمريكا مي شدند تا رهبر انقلاب ايران راساكت كند، منسجم و آماده ي كودتا نمايد. هايزر مرد پركار و اميدواري بود، شب و روزبراي مأموريت خود برنامه ريزي مي كرد، با فرماندهان صحبت مي كرد و به آنها اميدمي داد. هايزر پس از اين ملاقات ها چهار برنامه را براي فرماندهان نظامي طراحي كرد:1ـ جلوگيري از فرار فرماندهان بعد از رفتن شاه و حفظ انسجام آن ها. 2ـ تغيير انقيادفرماندهان از شاه به بختيار. 3ـ طرح به حركت درآوردن اقتصاد در جهت حمايت ازدولت بختيار توسط ارتش. 4ـ مقابله با جنگ رواني امام خميني.

هايزر با مشورت ژنرال گاست رئيس مستشاري آمريكا در ايران به اين نتيجه رسيدكه بايد براي ايجاد حس مسئوليت و انسجام بين فرماندهان نظامي يك كميته بحران ازفرماندهان نظامي به وجود آورد. هايزر ابتدا اين طرح را با ربيعي در ميان گذاشت. ربيعي اين مأموريت را پذيرفت و بعد از ظهر به هايزر خبر داد كه «فرماندهان چهارگانه در اتاِرياست ستاد مشترك اجتماع كرده اند و گفته اند شما هم به آنها بپيونديد.» هايزر با گاست خود را به جلسه رساندند. هايزر براي اولين بار موفق شده بود فرماندهان نظامي ايران رادور هم جمع كند و در مورد مسائل ايران به بحث و مذاكره بكشاند و اين خود پيروزي بزرگي بود؛ زيرا شاه تا آن زمان نه چنين اقدامي كرده بود و نه اجازه ي چنين اقدامي راداده بود. هايزر در آن جلسه نتيجه ي مذاكرات مستقل خود را با فرماندهان كه همگي برآنها اشتراك نظر داشتند در سه محور خلاصه كرد: «شاه در ايران بماند، در آيت اللهخميني نفوذ شود و جلو رسيدن اخبار تحولات مملكتي به مردم گرفته شود.» هايزر درمورد مسئله ي رفتن شاه گفت: «مهم اين است كه روح ايشان در كشور خواهد ماند.اعليحضرت به كشوري احتياج دارند كه بعد از مرخصي به آن باز گردند.» فرماندهان مجدداً مسئله ي نفوذ روي امام خميني را مطرح كردند و هر كدام از مشكلات داخلي مربوط به خودشان كمبود لباس و سوخت سخن گفتند؛ امّا مهم ترين مسئله براي هايزرحمايت از بختيار بود. وي گفت: «بايد از بختيار حمايت كنيد تا بداند كه مي تواند روي شما حساب كند. شما بايد به هر ميزان كه مي توانيد نيروي خودتان را صرف حمايت ازاو كنيد.» موضوع مهم ديگر براي هايزر طرح كودتا براي مقابله با امام خميني بود. وي افزود: «بايد طرح عمليات نظامي روز موعود را بريزيد. بايد برنامه ريزي از پيش آغازكنيد. بايد راهي براي مقابله با جنگ رواني آيت الله پيدا كنيد. بديهي است كه آيت اللهمي خواهد بدون شليك يك تير كشور را در دست بگيرد. ما تمامي يك ماشين نظامي رادر اختيار داريم ؛ امّا ماه هاست كه از آن استفاده نكرده ايم.» هايزر بعد از بحث هاي فراوان فرماندهان ارتش را متقاعد كرد كه «كار طراحي را شروع كنند» و اين گونه كاركميته بحران آغاز شد.

هايزر دو روز بعد 11 ژانويه (21 دي ماه ) به ملاقات شاه رفت، مأموريت خود ودستورات كارتر را تشريح كرد و سپس تشكيل كميته بحران و آخرين تحولات آن را به اطلاع شاه رساند. شاه «بسيار علاقه مند به نظر مي رسيد و قبول كرد كه به علت اين كه اصولاً برنامه ريزي وجود نداشته است، اين كار لازم بوده است.»

شاه همان روز به قره باغي دستور داد تا به حرف هايزر گوش كنند و به وي اطمينان داشته باشند.

حضور هايزر در رأس ارتش شاهنشاهي هم امنيت خاطري بود براي فرماندهاني كه به وجود شاه عادت كرده بودند و هم مديريت وي در هماهنگي و انسجام ارتش درابتداي كار بسيار كارساز بود.

 

    195 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   انقلاب اسلامي ايران (381)
●   حكومت پهلوي (154)

افراد مرتبط
●  پهلوی   محمد رضا(43)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:15/11/1386

تاريخ شمسی نشر:07/11/1386
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب