مقاله «امام علی(ع) و احتجاج به حديث غدير» نوشته «محمدانور فياضی» در آخرين شماره از فصلنامه «تاريخ در آئينه پژوهش» منتشر شده است.
به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، غدير واقعيتی انكارناپذير در تاريخ اسلام است و هيچگاه فراموش نخواهد شد. از همين رو امام علی(ع) از آغازين روزهای خلافت ابوبكر در كنار شمردن امتيازاتی كه ايشان را مستحق خلافت میكرد، با مسأله غدير استدلال و استشهاد كرد.
اقدام امام(ع) در بيان واقعه مهم غدير و بازخوانی اين جريان، در واقع به چالش گرفتن حاكميت غاصبان خلافت بود. اين كار را امام(ع) هم در مواجهه با ابوبكر و هم پس از آن در عصر ديگر خلفا انجام داد و حتی پس از به دست گرفتن خلافت نيز بر وقوع غدير و انتخاب خود توسط پيامبر(ص) برای احراز مقام خلافت اسلامی احتجاج و استدلال میكرد. احتجاج امام(ع) با حديث غدير در اين مقاله مورد بحث قرار میگيرد.
به زعم «محمد انور فياضی» نويسنده اين مقاله، منابع تاريخی و روايی، از جريان غدير به عنوان واقعيت مسلمی در تاريخ اسلام ياد كردهاند، اين واقعه به گونهای است كه ترديدی در صحت وقوع آن به جا نمیگذارد، لكن پرسش قابل طرح در برابر مسلمانان اين است كه به رغم تأكيد پيامبر(ص) در غدير و جاری شدن حديث «من كنت مولاه فهذا علی مولاه» از زبان مبارك پيامبر(ص) چگونه حق حضرت علی(ع) غصب شد و به محتوای غدير عمل نشد؟ آيا كسی به غدير استدلال و احتجاج نكرد تاحجت بر مردم و زمامداران غاصب تمام شود؟ اگر برخی، حاكميت دنيای اسلام را در جهت مخالفت آنچه خواست خدا و رسولش(ص) بود كشاندند، ديگران چرا غدير را از ياد بردند؟ و مهمتر از همه چرا حضرت علی(ع) با آنكه غدير را به عنوان مدرك حقانيت خود پيش رو داشت، تن به حاكميت غير خود داد؟
وی معتقد است، اين پرسشها هر چند در كنار هم قابل طرح و بررسی است و دانشمندان و نويسندگان زيادی به بررسی و تحليل برای جواب دادن به اين سئوالها همت گماشتهاند، اما اين سطور اندك نمیتواند پاسخی به همه سئوالهای فوق باشد، بلكه تنها به اين مسأله پرداخته كه غدير از همان آغاز انحراف در مسير خلافت و جانشينی حضرت رسول اكرم(ص) حجت و دليل قاطع امام علی(ع) در برابر دستگاه حاكميت پس از پيامبر(ص) بوده است.
استدلال و احتجاج به غدير از زمانی كه ناچار به مسجد آورده شده بود تا آخرين روزهای عمر مباركش امری بود كه در هر فرصت انجام میداد. نوشتار حاضر با استفاده از برخی منابع در حد توان به بعضی از اين احتجاجات يا به تعبيری انشادات اشاره كرده كه امام علی(ع) هم در زمان خلفا و هم در ايام خلافتش غدير را به عنوان مدرك و سند حقانيت خود و شيعيان زنده نگهداشته و به آن استدلال كرده است
فياضی مینويسد، بهترين و مناسبتترين زمان برای اتمام حجت به غدير، روزهای آغازين غصب خلافت بود، تا هم سند حقانيت حضرت علی(ع) در آن روزگار باشد و هم آيندگان بداند غدير واقعيتی غير قابل انكار در تاريخ اسلام به شمار میرود. امام پس از دفن و به خاكسپاری بدن مطهر رسول خدا(ص) نه تنها غدير را يادآور شد بلكه بر بسياری از امتيازات خود در اسلام و فرمايشات ديگر رسول گرامی(ص) در برابر مسلمانان و ديگر مردم احتجاج كرده، حجت را بر همگان تمام كرد.
وی میافزايد، حضرت شاهدان غدير و كسانی را كه از فضايل و امتيازات ايشان آگاه بودند، گواه گرفت تا به حقانيت آنچه میگويد، شهادت دهند تا اتمام حجت كرده و انحراف از اصول مسلم اسلامی در حاكميت پس از رسولالله(ص) را به تاريخ بسپارد؛ لذا در آغازين رويارويی با خليفه اول و دستيارانش، امتيازاتش را يادآور شد و به حديث غدير استشهاد فرمود.
دانشجوی كارشناسی ارشد «تاريخ تشيع» مینويسد، امام علی(ع) دريافته بود كه شتر خلافت بر دستان آنكه به دستور رسول خدا(ص) پشت كرده بودند، دست به دست خواهدچرخيد و طمعشان برای رياست بر دنيای اسلام به زودی و آسانی فروكش نخواهد كرد، از اين رو میبايست خار در چشم و استخوان در گلو برای حفظ اساس نظام نوپای اسلام، نظارهگر بازی آنان میشد كه خلافت را در حد بازيچه و وسيله افتخارات و امتيازات قبيلهای تنزل داده بودند، حضرت علی(ع) در عين قبول واقعيتهای اجتماعی و تاريخ، در هر فرصتی كه فراهم میشد بر شايستگی و ويژگیهايی كه تنها خود واجد آن برای احراز خلافت بود و غير عادلانه از رهبری جامعه كنار گذاشته شده بود، تأكيد میورزيد كه مهمترين آن، حديث غدير بود.
فياضی معتقد است، استدلال و احتجاج به غدير از زمانی كه ناچار به مسجد آورده شده بود تا آخرين روزهای عمر مباركش امری بود كه در هر فرصت انجام میداد. نوشتار حاضر با استفاده از برخی منابع در حد توان به بعضی از اين احتجاجات يا به تعبيری انشادات اشاره كرده كه امام علی(ع) هم در زمان خلفا و هم در ايام خلافتش غدير را به عنوان مدرك و سند حقانيت خود و شيعيان زنده نگهداشته و به آن استدلال كرده است.
فصلنامه «تاريخ در آئينه پژوهش»، به صاحب امتيازی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمينی(ره) و مدير مسئولی «محمدرضا جباری» در پاييز 86 منتشر شده است.