باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز جمعه 1 آذر 1387 كاربران برخط 101 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
گزارشی از آغاز تحول در سيستم آموزش و پرورش (3)
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ
پرورش تفكر ايراني در سايه تعاليم اسلامي انقلاب اسلامي


 
   ● نويسنده: گاليا - توانگر

منبع: روزنامه - کیهان

 
 

يكي از رموز اصلي پيروزي انقلاب اسلامي ما بهره گيري از قواي مشاركت مردمي بود. اگر مردم نبودند، هرگز انقلاب به ثمر نمي رسيد. در طول تاريخ ثابت شده، هر سيستمي كه توانسته پيوند عميق و ريشه دار با توده هاي مردمي برقرار كند، باگذشت اندك زماني در مسير دستيابي به اهداف خود درخشيده است.

مفهوم مشاركت مردمي در بدنه آموزش و پرورش نيز اگر به جا و مناسب درك شود، ثمرات شايسته اي به دنبال خواهد داشت. در تعليم و تربيت اسلامي زيربناي مشاركت مردمي كمك هاي فكري و راه حل هاي پيشنهادي آنهاست.

روشن وواضح است كه در نظام آموزش و پرورش قبل از انقلاب كه صرفاً كپي برداري از نظام هاي وارداتي بود، هيچ كانالي براي استفاده از قواي فكري مردم درجهت حل مشكلات وجود نداشت. بنابراين در سنوات گذشته آموزش و پرورش هيچ سيستم مديريتي براي ارزيابي و پيشنهادات مردمي ارزش چشمگيري قائل نبوده است، اما طرح انجمن اولياء و مربيان كه يكي ديگر از طرح هاي شايسته آموزش و پرورش بعد از پيروزي انقلاب است، روي اين مانع بزرگ خط بطلان كشيد. بنابه نظر كارشناسان، اين طرح از پتانسيل بالايي برخوردار بوده و مي توان از آن به عنوان يك معبر كليدي درجهت حل مشكلات بدنه آموزش و پرورش سود برد.

در تدوين سند ملي برنامه هاي آموزش و پرورش يكي از مسائلي كه درنظر گرفته مي شود، توسعه مشاركت ملي است. متأسفانه هرزمان صحبت از مشاركت مردمي در آموزش و پرورش بوده، نگاه ها به اين سمت هدايت شده كه از والدين مبلغي به بهانه هاي مختلف گرفته شود.

چه بسا والديني كه از اقشار ضعيف محسوب مي شوند، اما به دليل عدم توانايي مالي رشته ارتباطي شان با مدرسه و آموزش و پرورش به كلي قطع شده است.

اين گونه نگرش ها به طرح موفق انجمن و اولياء و مربيان مدارس كه يكي از دستاوردهاي بعد از انقلاب است، ضربات جبران ناپذيري وارد ساخت، تا آن جا كه جايگاه والاي اين طرح را به يك طرح فرمايشي تنزل داد.

همان طور كه در شماره هاي قبل بيان شد، مشكل در ريشه ها نيست كه صدالبته، ريشه ها با پيروزي انقلاب به نحو اصولي پايه ريزي شدند. مشكل اساسي نگرش مديران مختلف در عملي كردن طرح هاست.

شكاف عميق بين قواي فكري مردم و تصميم گيري هاي آموزش و پرورش در گفت وگوي تلفني با يكي از مسئولين آموزش و پرورش در حوزه معاونت متوجه مي شوم برداشت دست اندركاران آموزش و پرورش از تدوين برنامه ملي بسيار متفاوت است. ايشان با لحني سرد و تند توضيح مي دهد: «چيزي تحت عنوان تدوين سند نظام جامع آموزشي ايران هرگز مطرح نشده و ظرف مدت دوماه نيز به اين سند نخواهيم رسيد.

اگر هم چنين چيزي مطرح و مدنظر باشد بايد در مدت زمان خيلي طولاني تر در گروه هاي مختلف حول دو محول: اولاً برنامه درسي ملي و ثانياً تحول بنيادين در آموزش و پرورش بررسي و نتيجه گيري شود. درحال حاضر ظرف مدت دوماه به مسئله تدوين نظام جامع مشاركت رسيدگي خواهد شد!» اين درحالي است كه درست در گفت وگوي ديگري با يكي از اعضاي پروژه سند ملي برنامه هاي آموزش و پرورش ديدگاه مثبت تر و نزديكتري به تعاليم اسلامي و ريشه هاي انقلابي مطرح مي شود. كيومرث امجديان كارشناس ارشد برنامه ريزي وزارت آموزش و پرورش و مدرس دانشگاه علامه طباطبايي توضيح مي دهد:«مشاركت مردم گسترده تر از تصور ماست. مشاركت بايد فعاليتي دوسويه باشد، نه يك سويه. ما در سيستم تعليم و تربيت انتظار كمك از مردم داريم، اما مردم را در تصميم گيري ها مشاركت نمي دهيم. اسم اين روند چيزي جز طلبكاري ازمردم نيست!

آموزش و پرورش بايد آن چنان اعتمادي در دل مردم ايجاد كند كه مردم به سوي آن بروند و از هيچ كمكي فروگذار نكنند. من يقين دارم اگر در مردم اعتماد ايجاد شود، مردم با كمترين توان به آموزش و پرورش كمك مي كنند. اين كمك ها فقط مالي نيست، بلكه در حوزه هاي فكر و عمل نيز به كار گرفته مي شود.»

وي ادامه مي دهد: «درحال حاضر انجمن هاي اوليا و مربيان تنها نماد مشاركت مردمي هستند كه به فعاليت هاي- متأسفانه- فرمايشي خود مي پردازند.

اعضاي انجمن بايد در مدرسه ازطريق رأي همه اوليا انتخاب شوند. منتخبين به منطقه، سپس استان ها و نهايتاً در سطح ملي مرحله به مرحله ارزيابي و راه پيدا كنند. به اين ترتيب چنين افرادي هركدام در سطح خود جايگاه مشاركت در تصميم گيري هاي آموزش و پررش خواهند داشت. وقتي سند ملي مي نويسيم بايد نمايندگان ملي انجمن هاي اوليا و مربيان كشور حضور داشته باشند.

مشاركت نبايد محدود به بهره گيري از برخي افراد خاص آن هم در امر ساخت و ساز مدارس شود، هرچند كه اين نوع همياري بسيار ارزشمند است، بلكه مشاركت بايد به گونه اي باشد كه حتي اگر فردي يك بخاري براي مدرسه هديه كند، ارزشمند تلقي شود.»

تحول در محتواي كتب درسي با بهره گيري از انديشه فرهنگيان يكي از روش هاي مشاركتي آحاد مختلف مردمي اعم از والدين، دانش آموزان و معلمان مي تواند پيشنهادات ايشان در جهت تغيير محتواي كتب درسي و شيوه هاي تدريس باشد.

فاطمه امامقلي وند مديرعامل انجمن علمي و آموزشي دبيران روان شناسي شهر تهران، عضو كميته هاي پژوهش و بررسي تاليف آموزش و پرورش منطقه 15 شهر تهران و نيز دبير نمونه كشوري پيرامون ضرورت به كارگيري نظام آموزشي غير متمركز توضيح مي دهد: «تجربه نيمه دوم قرن بيستم، به جامعه بشري آموخت كه براي موفقيت و دستيابي به سعادت و تربيت شهروندان مولد و مسئوليت پذير، برنامه هاي درسي و آموزشي نيازمند انعطاف و سازگاري بيشتر با تغييرات اجتماعي، فرهنگي و بين المللي هستند. مساله عدم تمركز در نظام آموزشي، دير زماني است در كشورهاي پيشرفته شروع شده و سوابق كشورهاي مربوط نشان دهنده توفيقات قابل توجه در پيشبرد اهداف و آرمان هاي تعليم و تربيت بوده است.

در نظام هاي غيرمتمركز نقش معلمان از سه طريق انتخاب، انطباق و تدوين برنامه هاي درسي اعمال مي گردد، برخلاف اين ديدگاه كه معلمان به مجريان برنامه هاي تدوين شده و يا تدوين كننده برنامه هاي درسي تقسيم مي شوند.

معلمان خواه از مقام تدوين كننده برنامه درسي و خواه در مقام استفاده كنندگان برنامه هاي درسي تدوين شده توسط ديگران، هميشه به عنوان تدوين كنندگان برنامه درسي محسوب مي شوند، به اين دليل كه تدوين برنامه درسي و استفاده از آنها به فكر و عمل معلمان بستگي دارد.»

امامقلي وند ضمن دفاع از سيستم غيرمتمركز، نقش معلم را ارزنده تر ارزيابي مي كند و توضيح مي دهد:«برنامه ريزي درسي هر قدر هم به شكل اصولي و بي كم و كاست طراحي شده باشد، نمي تواند از تاثير معلم مصون بماند. تصميم در توالي تدريس فصل هاي كتاب، شيوه برخورد معلم با هر فصل و ميزان وقتي كه به هر فصل مي دهد، از جمله مواردي است كه معلم به راحتي مي تواند نظرهاي خود را اعمال كند. به عبارت ديگر اين معلم است كه تعيين كننده ترين عامل در آموزش و پرورش است، نه وجود خط مشي متمركز يا عدم تمركز در تدوين برنامه هاي درسي.

معلم توانا در متمركزترين نظام ها هم مي تواند با اعمال نظر در مواردي مانند ترتيب ارائه محتوا، انتخاب روش هاي تدريس، نيازها و تمايلات دانش آموزان را برآورده سازد.

برعكس، معلم ناتوان در سيستم غيرمتمركز نيز توان ارائه نظر و تدوين محتوا را ندارد.

اين واقعيت هشداري است به دست اندركاران كه بيش از پيش بايد به فكر جذب افراد توانا، مستعد و داراي نگرش صحيح به آموزش و پرورش باشند و سپس به طور جدي به تعليم آنها همت گمارند (اهميت آموزش ضمن خدمت و تربيت معلم)، تحقيقات فراواني تاكيد دارند كه بين اعتقادات و تئوري هاي آموزشي مورد قبول معلم و رويكردهاي آنان به تدريس و اصول تعليم و تربيت ارتباط قوي وجود دارد.»

عضو كميته تاليف منطقه 15 شهر تهران نيز مثل همه همكارانش بر روي مشاركت فكري همه اقشار فرهنگي و حتي والدين تاكيد مي كند و مي گويد:«برنامه ريزي درسي بايد مشاركتي بوده و منعكس كننده ديدگاه دست اندركاران تعليم و تربيت و والدين باشد.

تا آن جا كه ممكن است بايد علايق، تمايلات و آرزوهاي دانش آموزان در برنامه درسي مورد توجه قرار گيرد. معلمان نزديكترين افرادي هستند كه بازخورد دانش آموز را نسبت به برنامه ها مشاهده مي كنند و مي توانند بر كميت و كيفيت آنها قضاوت كنند. به علاوه آنها مي توانند ديدگاه هاي دانش آموزان و حتي اوليا را به مسئولان برنامه ريزي انتقال دهند.»

مسلم سليماني مدرس دانشگاه و يك فرهنگي از اهواز نيز ضمن اشاره به يكي از مشكلات اصلي در حوزه آموزش و تربيت مي گويد:«يكي ديگر از مشكلات ما اين است كه معلم رغبت گذشته را در تدريس و ارتباط با دانش آموز ندارد. به عبارتي محبت از بدنه آموزش و پرورش حذف شده است. اين مسئله به روح دانش آموز زخم مي زند و علاوه بر افت تحصيلي، وي را سركش تربيت مي كند. ضمناً استفاده از ابزار شوق انگيز و حتي بازي ها در تدريس ناديده گرفته شده اند.

دانش آموز دوره ابتدايي به همان شيوه اي مي آموزد كه دانش آموز دبيرستاني فراگيري دارد.»

وي ادامه مي دهد:«مسئولان و آقايان تصميم گيرنده بايد بنشينند و فكر كنند كه از كجا شروع كنيم و مي خواهيم در 20 سال آينده به كجا برسيم؟ وقتي فرزندان خود را در محيط خانه تربيت مي كنيم با توجه به ديدگاه هاي خانوادگي يك سري بايدها و نبايدها به او ارائه مي شود.

در سطح كلان وقتي بخواهيم چند ميليون دانش آموز را تربيت كنيم، الزامي است كه نقشه كلي داشته باشيم. ضمناً بنده اميدوارم كه در اين چشم انداز جايگاه خاص براي آموزش كارگاهي و عملي درنظر گرفته شود.»

رضا نباتي كارشناس ارشد تعليم و تربيت اسلامي ضمن اشاره به اين موضوع كه ديگر شيوه آموزش متمركز جوابگوي نيازها نيست، توضيح مي دهد:

«يكي از دلايل كندي توليد علم در كشورهاي در حال توسعه، عقب ماندگي آموزش و پرورش آشكار، نسبت به آموزش و پرورش پنهان است. اين مسئله «شكاف آموزشي» را در پي داشته و دارد.

در حال حاضر اين شكاف آموزشي در گسترش فعاليت هاي مختلف آموزشي و پرورشي كشور به وضوح ديده مي شود. هنوز بسياري از معلمان، آموزش را صرفا انتقال يك سري اطلاعات، قواعد و برخي مهارت ها به فراگيران تلقي مي كنند و حتي در برابر ارائه روش ها و متد جديد آموزشي از خود عكس العمل منفي نشان مي دهند.

از اصول اساسي سند چشم انداز كشور، توجه جدي به توليد علم است. با كمال تأسف بايد گفت: هنوز هم، اين موضوعات و محتواي كتاب هاي درسي هستند كه در عرصه هاي مختلف آموزشي و پرورشي تعيين كننده مي باشند و پذيرش اين مسئله كه از راه هاي ساده تر و در زمان كمتري نيز مي توان به هدف رسيد؛ و يا اين كه هدف هاي تعريف شده با انتظارات جامعه نسبت مناسبي ندارد و بايد دچار تغييرات نسبي و در مواردي تغييرات كلي بشود، براي عده اي قابل قبول و حتي خوشايند نيست. بديهي است در بستر چنين شكاف آموزشي، توليد علم، رشد چنداني نخواهد داشت و عواقب اين روند نيز چيزي جز تهجرگرايي از يك سو و كنار كشيدن افراد خوش فكر و علاقمند از مشاركت در آموزش و پرورش از سوي ديگر، نخواهد بود.»

نباتي در بخش ديگري از صحبت هايش به ارائه راه حل هايي مي پردازد و مي گويد:

«به نظر مي رسد متوليان تعليم و تربيت اسلامي كشور به جاي تثبيت وضعيت فعلي بايد به استقبال تغيير بروند. زمان آن فرا رسيده است تا با تأمل در شيوه هاي كهن از شيوه هاي آموزش سنتي، پلي به شيوه هاي نوين زده و با توجه جدي به «فرهنگ آموزش»، شكاف آموزشي را پر كرد. تجربه ثابت كرده كه هرگاه تغييرات به صورت نسبي و به مرور انجام نشود، در درازمدت اصل مسئله و حتي بخشي از جامعه را دچار بحران مي كند. رهنمودهاي مقام معظم رهبري در سال هاي اخير درباره آموزش و پرورش به تنهايي خود گوياي اين مدعا است و زمينه مناسب را براي اين گونه تغييرات فراهم كرده است.»

اين كارشناس ارشد تعليم و تربيت اسلامي مي گويد:« در اين ميان توجه فرهنگ آموزش قرآن مي تواند راه كاري فراتر از اصلاح باشد و طبق فرمايش مقام معظم رهبري نقطه آغاز تحول قرار گيرد. قرآن كريم هم خود شاهد اين مدعا است و هم امركننده به چنين رويكردي است. صبغه الله و من احسن من الله صبغه و نحن له عابدون (رنگ خدايي بپذيريد. چه رنگي از رنگ خدايي بهتر است؟ و ما تنها او را عبادت مي كنيم...) (بقره. 138)

آموزش و يادگيري عبارت است از مجموعه اي از اطلاعات، مهارت ها و نگرش ها كه از طريق فرآيند برنامه هاي آموزشي و درسي به ذهن دانش آموزان وارد مي شود. اما تربيت نتيجه و خروجي آموزش و پرورش است. آن چه كه در آموزش و پرورش كشور ما مهجور است تربيت اسلامي است.»

 

تدوين سند ملي به معناي حل فوري مشكلات نيست

مشكل در نظام آموزش و پرورش همواره وجود داشته و خواهد داشت. مشكلات برخاسته از نيازها هستند و سطح نيازها هم با زمان تغيير مي كند. در دهه هاي 04 و 05 كمتر مدرسه اي كتابخانه، آزمايشگاه و حتي وسايل ورزشي داشت. هر وقت شيشه اي با توپ بچه ها مي شكست، والدين خسارت را جبران مي كردند، اما امروزه نيازها شكل ديگري دارند. مسئولان و والدين خواهان آزمايشگاه فعال، كتابخانه هاي غني و كارگاه هاي بزرگ هستند.

در هر صورت مطالبه و نيازها وجود دارند. ديروز نيازها ساده و امروز نيازها پيچيده اند، همچنان كه فردا نيازها پيچيده تر خواهد شد.

واقعيت اين است كه تدوين سند ملي به معناي حل فوري مشكلات و ساماندهي آني نيست. سند تنها يك نقشه كلي است و براي عملياتي كردن آن نيازمند فراهم آوردن زيرساخت هاي ضروري هستيم، وگرنه مثل تمامي سندهاي نوشته شده در طاقچه مي نشيند و خاك مي خورد.

يكي از زيرساخت هاي مهم كه بايد فراهم شود، تعامل سازمان آموزش و پرورش با سيستم ها و عوامل محيطي است كه بر عملكرد آموزش و پرورش تأثير مي گذارند.

عوامل اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي، محيط بين المللي، قواي سه گانه مقننه، مجريه و قضائيه و نظام رسانه اي نمونه اي از سيستم ها و عوامل محيطي تأثيرگذار بر عملكرد آموزش و پرورش هستند. در سند ملي تعامل آموزش و پرورش با هر كدام از اين مؤلفه ها مشخص خواهد شد.

نكته ديگري كه در سند محور قرار مي گيرد، تحقق عدالت آموزشي است. همه فرزندان كشور بايد فارغ از جنسيت، طبقه، قوميت و اين كه كجا زندگي مي كنند؟ فرزند چه كسي هستند؟ طبقه اقتصادي و اجتماعي آنها چه هست؟ بايد از آموزش و پرورش كارآمد و مناسب برخوردار شوند. ضمنا وقتي اصلاح ساختار مديريتي در دوحوزه آموزشي و اداري صورت گيرد، بهينه سازي منابع مالي و انساني انجام مي شود.

حجت الاسلام بهرام محمديان پيرامون بهينه سازي منابع انساني در آموزش و پرورش توضيح مي دهد: «جلوه اصلي نيروي انساني در قامت معلم تجلي پيدامي كند، در اين صورت معلم داراي مرجعيت علمي، تربيتي و آموزشي خواهد بود و به صورت حرفه اي بايد مورد ارزشيابي و ارزيابي حين خدمت قرار بگيرد. براي كاستن از دغدغه هاي معلم بايد نظام جذب و نگه داشت معلمان با بهره گيري از نظام معيشتي مناسب باز طراحي شود.

براي اين كار من شخصا معتقد به ايجاد سازمان نظام معلمي هستم كه بتواند به صورت تخصصي و حرفه اي و با حضور نمايندگان معلمان و نظارت دولت اين مهم را ساماندهي كند.»

وي ادامه مي دهد: «در راستاي تحقق ارتقاي كيفيت علمي دانش آموزان نيز يك نظام جامع علمي حرفه اي و كاربردي همراه با اصول و مباني شكل خواهد گرفت. در اين صورت دانش آموز تنها حامل محتواي كتاب ها و حفظ كننده منفعل دروس نخواهد بود، بلكه قوه خلاقه آنها براي حل مسئله آماده خواهد شد.»

كيومرث امجديان براي حسن ختام بحث به موضوع فناوري اشاره مي كند و مي گويد: «اگر پيشرفته ترين ابزار و وسايل در يادگيري به كار گرفته شود، جاي معلم را نخواهد گرفت. فناوري اطلاعات وسيله اي است در جهت كمك به يادگيري، آموزش و تربيت، لذا از فناوري اطلاعات به عنوان وسيله اي در جهت گردآوري اطلاعات توسط دانش آموزان و معلم ياد مي كنيم. فرهنگيان مي توانند در زمينه تجزيه و تحليل اطلاعات و قابل استفاده كردن اطلاعات از فناوري سود ببرند.

ضمنا انتظار ما اين است كه خود دانش آموزان توليد دانش كنند، نه فقط بياموزند، بايد چيز جديدي به ما بدهند.

اگر تصور ما از سواد دانش آموزان اطلاعاتي باشد كه ما به آنها مي دهيم، تصور اشتباهي است. سواد دانش آموز با ميزان توليد دانش توسط او سنجيده مي شود.

فناوري بايد در همه مدارس مورد استفاده قرار گيرد و معلمان امكان استفاده از آن را داشته باشند.

اگر ما بياييم از معلم به صورت تمام وقت استفاده كنيم، يعني به سقف 44 تا 84 ساعت در هفته برسيم، مي توان بخشي از اين ساعات را به مطالعه و تحقيق معلمين اختصاص داد. ضمنا معلم بايد در بخشي از اين ساعات بتواند به صورت رايگان آموزش كمك درسي در قبال دانش آموزان ضعيف داشته باشد. اين گونه معضل معلم سرخانه از تعليم و تربيت برچيده مي شود، منتها بايد متناسب با افزايش حقوق اين طرح به اجرا گذاشته شود.»

 

    617 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   انقلاب اسلامي ايران (381)
●   آموزش (106)

مطالعات منطقه مرتبط:
●   ایران (749)

دسته
●  متن / گزارش

رسته :3

تاريخ ارسال:21/11/1386

تاريخ شمسی نشر:15/11/1386
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب