كاخ سفيد در سال 2008 با ارسال نامه اي به تهران ازطريق سفارت سوئيس، خواهان تشكيل كميته مشترك نظامي با ايران در منطقه خليج فارس شد. اين رخداد نيز ريشه تاريخي داشته ، آمريكايي ها اين طرح را در سال گذشته ميلادي به ايران پيشنهاد داده بودند. با اين حال، مهم اين است كه در كنار پيشروي ناتو در منطقه خليج فارس، پيشنهاد آمريكا به ايران علي رغم خصومت هاي اين كشور قابل تامل است.
خليج فارس يكي از مناطق مهم و استراتژيك جهان محسوب مي شود. به جهت اهميت اين منطقه كه عمدتا ناشي از ذخاير عظيم نفتي اين منطقه مي شود، همواره مورد توجه قدرت ها بوده و جايگاه ويژه اي در راهبردهاي آنها داشته است. افزايش قيمت انرژي از يك سو و وابستگي جهان به حدود 65 درصد نفت اين منطقه در كنار تنش هاي موجود در آبراه، قدرت هاي جهاني را بيش از گذشته حساس كرده است.
«نان لوهازن» نظريه پرداز نظامي اروپايي اظهار داشت كه «هر قدرتي كه در اينجا استقرار يابد به صرف همين واقعيت استراتژيك مي تواند به عنوان پشتيبان يا تهديدي همه جانبه براي دنيا باشد.» بنابراين اهميت اين موضوع موجب طرح هاي مختلفي براي امنيت خليج فارس ارائه و اجرا شده است. زماني طرح دوستوني نيكسون به عنوان سيستم امنيتي اين منطقه اجرا شد. با پيروزي انقلاب اسلامي اين سياست فرو پاشيد و آمريكا نيروي واكنش سريع را ايجاد كرد تا به هر نوع ناآرامي در خليج فارس پاسخ سريع دهيد اما فاصله آمريكا به اين منطقه اين طرح را با مشكلاتي مواجه مي كرد به همين جهت شوراي همكاري خليج به عنوان سيستم امنيتي منطقه شكل گرفت. اما از آنجايي كه قدرت هاي مهم منطقه مانند ايران ناديده گرفته شد نتوانست اطمينان بخش باشد به خصوص زماني كه صدام به كويت حمله كرد ناتواني اين شورا براي همگان آشكار گرديد. تحولات در سياست بين الملل و متعاقبا تحولات و چشم انداز رخدادهاي منطقه خاورميانه، سربازان كاخ سفيد را وارد منطقه كرد. آمريكا پس از 11 سپتامبر و با حمله به عراق سعي در برقراري «نظم و امنيت يك جانبه» با قدرت نظامي خود داشت. اما اكنون بر همگان ثابت شد كه اين طرح ها نه تنها امنيت را به خليج فارس نياورده بلكه اوضاع رو به وخامت بيشتر مي باشد. لذا اكنون به ويژه در يك ماه اخير شاهد طرح هاي متعددي از سوي بازيگران بين المللي براي امنيت خليج فارس هستيم. نگاهي به اين طرح ها و هدف از چنين طرح هايي و به ويژه مركز ثقل اين طرح ها نشانگر تحول و رخداد بزرگي در اين منطقه مي باشد. به عبارت ديگري اين رويكردها نشانگر عصر جديدي از خليج فارس است. اما آيا اين وضعيت به نفع جمهوري اسلامي ايران و يا كشورهاي منطقه است؟
رويكردهاي جديد
در هفته هاي اخير چند تحرك فشرده و بسيار قابل تامل از سوي بازيگران مختلف داشتيم؛
1- گسترش ناتو به خليج فارس: در هفته اخير سميناري در دوحه قطر تحت عنوان پيمان ناتو و برقراري ثبات و امنيت برگزار شد كه در اين سمينار معاون سازمان آتلانتيك شمالي (ناتو) گفت: امنيت خليج فارس براي ناتو بسيار مهم است كه موفق ترين ائتلاف در تاريخ به شمار رود. ناتو اهميت ثبات اين منطقه را درك كرده است كه علت اهميت فقط به خاطر عمليات ناتو در مناطق نزديك به منطقه خليج فارس نيست بلكه به طور كلي به خاطر وجود نگراني هاي امنيتي منطقه خاورميانه است. ناتو بر فرصت هاي همكاري ميان ناتو و كشورهاي عرب حوزه خليج فارس متمركز است. ناتو به امنيت كشورهاي هم پيمان خود و امنيت انرژي تاكيد دارد.
قابل ذكر است، سمينار فوق در ادامه توافقات ناتو با كشورهاي منطقه در سال 2004 در استانبول مي باشد. توافقاتي كه به «طرح استانبول» معروف مي باشد كه در جريان نشست ناتو در اين شهر چهار كشور؛ قطر، بحرين، كويت و امارات اين طرح را امضا كردند و عربستان و عمان در حال بررسي براي پيوستن به آن هستند. در اين راستا، العطيه رئيس ستاد ارتش مشترك نيروهاي مسلح قطر تاكيد كرد كه استفاده ازحضور ناتو در منطقه براي تحكيم ثبات است و نقش مهمي را در ايجاد توازن ايفا مي كند.
2- طرح تشكيل كميته مشترك نظامي: كاخ سفيد در 10 ژانويه سال 2008 با ارسال نامه اي به تهران ازطريق سفارت سوئيس، خواهان تشكيل كميته مشترك نظامي با ايران در منطقه خليج فارس شد. اين رخداد نيز ريشه تاريخي داشته و آنطور كه در خبرها آمده است، آمريكايي ها اين طرح را در سال گذشته ميلادي به ايران پيشنهاد داده بودند. با اين حال، مهم اين است كه در كنار پيشروي ناتو در منطقه خليج فارس، پيشنهاد آمريكا به ايران علي رغم خصومت هاي اين كشور قابل تامل است.
3- ايجاد پايگاه نظامي قدرت هاي ذينفع: اگرچه اين مسئله به عنوان يك طرح پيشنهادي محسوب نمي شود اما عملا برخي از كشورهاي اروپا در اين فاز قرار گرفته اند. توافقاتي كه بين امارات و فرانسه در جريان سفر ساركوزي به منطقه صورت گرفت حاكي از اين مسئله است. ساركوزي توافق امارات را جلب كرد كه يك پايگاه نظامي دريايي در منطقه جهت حفظ امنيت در منطقه داشته باشد.
4- آخرين طرح امنيتي مربوط به روس ها است و به نظر مي رسد كه روس ها با مشاهده رويدادهاي گفته شده و در واكنش به اين تحركات، پيشنهاد امنيت و همكاري مشترك را ارائه داد. معاون وزير امور خارجه روسيه رسما اطلاع داد كه روسيه با توجه به نگراني از اوضاع اين منطقه نظر به ايجاد سيستم امنيت منطقه اي مشاركتي را با در نظر گرفتن مناطق همه كشورهاي حاشيه خليج فارس و ديگر كشورهاي ذينفع مطرح مي سازد. روس ها همكاري ها را نه تنها در زمينه امنيتي بلكه در ابعاد ديگري مانند اقتصادي، فرهنگي و علمي نيز مدنظر قرار داد.
گمانه هاي هشداري
رويدادهاي فوق بيانگر رقم خوردن سرنوشت جديد در پهنه خليج فارس است. اما مهم انگيزه بازيگران فرامنطقه اي و سياست هاي اعمالي آنها در وراي طرح هاي پيشنهادي است. در اين رابطه چند گمانه مهم مطرح است: گمانه اول، ارائه طرح هاي فوق الذكر در واكنش به تحولات درحوزه بحران انرژي و عدم اطمينان در ثبات منطقه است. اين گمانه اگرچه بخشي از واقعيت را ابراز مي دارد لكن انگيزه هاي سياسي و منفعت طلبانه را با ادبيات اقتصادي سرپوش مي گذارد. زيرا بحران منطقه اي بيش از آنكه ريشه درون منطقه اي داشته باشد، ناشي از تعاملات غيرمنطقي غرب در منطقه است. در واقع مسئله اصلي در منطقه خليج فارس در قالب جنگ منابع در ميان قدرت هاي اقتصادي و هژمونيك جهان قابل تعريف و شناخت است و به همين جهت امنيت درون منطقه خليج فارس همواره تحت تاثير قدرت هاي خارجي بوده است.
دومين گمانه، بين المللي كردن آبراه خليج فارس به منظور كاهش تاثير تحول ساختار منطقه بر موقعيت استراتژيك منطقه است. هدف اصلي كاخ سفيد در تهاجم نظامي منطقه، تغيير ساختار منطقه در چارچوب راهبردهاي نظم جهاني آمريكا بود اما عملا شكست پنتاگون در اين تهاجم، پيامدهاي معكوسي را ايجاد كرد و در عوض وزن ژئوپليتيكي و ژئواستراتژيكي ايران به طور بنيادي متحول گردد. در چنين شرايطي از نظر غربي ها موازنه خليج فارس به نفع ايران به هم خورده است. از همين رو چند طرح امنيتي همزمان در منطقه، معطوف به مهار و مديريت رفتار ايران ارزيابي مي شود. گسترش ناتو به خليج فارس به منظور ايجاد موازنه صورت مي گيرد و درخواست آمريكا از ايران براي كميته مشترك، سياست كنترل را دنبال مي كند. اما روس ها در اين ميان احساس مي كنند كه تحركات ناتو و آمريكا در خليج فارس و درگيرساختن ايران در سيستم امنيتي به ضرر آنها تمام شود. از همين رو ماهيت طرح پيشنهادي روس ها متفاوت با طرح غربي ها است.
سومين گمانه در خصوص طرح هاي امنيتي غربي ها در خليج فارس كه مكمل گمانه دوم نيز مي تواند به شمار آيد، براي جلوگيري از خارج شدن فضاي امنيتي منطقه از اختيارات آنها است. به عبارت ديگر ريشه اين رويدادها به تحرك ديپلماتيك ايران در منطقه خليج فارس به منظور ايجاد امنيت جمعي بومي برمي گردد. قراردادهاي امنيتي دوجانبه ايران با كشورهاي منطقه كه از چندسال اخير شروع شده روند همگرايي امنيتي منطقه را بيش از پيش تقويت كرده تا جايي كه اعضاي شوراي همكاري خليج فارس پس از 28 سال انقلاب حاضر شدند كه از رئيس جمهوري ايران دعوت به عمل آورند.
نتيجه
با توجه به گمانه هاي فوق، لازم است جمهوري اسلامي ايران ضمن تهيه پاسخ مناسب به چنين طرح هايي، فعاليت هاي ديپلماتيك خود را در جلوگيري از مداخلات بازيگران فرامنطقه اي در مناسبات امنيتي منطقه معطوف سازد.