در واقع مي توان گفت كه قطعنامه 598 شوراي امنيت بارزترين نوع همكاري ميان سياست فرانسه و دو ابر قدرت براي كنترل جنگ و ايفاي نقش موازنه دهندگي از جانب آنان به شمار مي رفت. فرانسه در اين زمان توجه خود را به دو پديده معطوف نموده بود : يكي تحولات قيمت نفت در رابطه با جنگ ايران و عراق و دومي رشد بنيادگرايي در كشورهاي حوزه خليج فارس كه به نظر فرانسه عامل برهم زننده ثبات منطقه به شمار مي رفت. لذا عنصر اصلي سياست خارجي فرانسه در منطقه خليج فارس مبارزه با اين دو موضوع بود. مسئله مهم ديگري كه در موضع گيري فرانسه عليه ايران بي تاثير نبود خنثي نمودن آثار نزديكي فرانسه به اسرائيل در نزد اعراب بود كه با حمايت از عراق به اين هدف خود دست مي يافت.
مجموع سياست ها و جهت گيري هاي فرانسه نسبت به عراق در خلال جنگ باعث تاثير منفي بر روابط ميان ايران و فرانسه شد. به گونه اي كه روابط ميان دو كشور به سطح بسيار پاييني تنزل يافت و ايران فرانسه را به دليل حمايت همه جانبه از عراق محكوم نمود.
البته اين تيرگي روابط دلايل ديگري هم داشت كه عبارت بودند از :
1 ـ بمب گذاري در پاريس در 1365 : در جريان اين بمب گذاري 9 نفر كشته و بيش از 150 نفر زخمي شدند. پليس در اين رابطه مقر گروهي از مسلمانان شيعه را كه خود را حزب الله مي ناميدند كشف نمود. به دنبال آن 57 عرب بازداشت و 27 تن از آنان از فرانسه اخراج شدند. در اين رابطه هشت دانشجوي ايراني نيز از فرانسه اخراج شدند.
2 ـ درخواست فرانسه مبني بر بازجويي از وحيد گرجي ديپلمات ايراني : با اين كه دولت فرانسه به عدم دخالت ايران در بمب گذاري 1365 پي برده بود اما خواهان بازجويي از وحيد گرجي بود. اين امر با اعتراض ايران روبه رو شد. زيرا گرجي از كارمندان سفارت ايران بود و اين امر مخالف كنوانسيون وين بند 1 ماده 30 بود. در اين زمان به خانه گرجي حمله شد و ديپلمات ديگر ايراني به نام محسن حسين زاده در قسمت فرانسوي فرودگاه ژنو مورد ضرب و شتم قرار گرفت. (1 ) در اين زمان فرانسه دستور ترك خاك ايران را به فرانسويان مقيم ايران داد و پليس فرانسه از 8 تير 1366 سفارت ايران را محاصره كرد. ايران هم مقابله به مثل انجام داده و سفارت فرانسه در تهران را محاصره كرد. به دنبال اين حادثه و هم چنين مورد اصابت قرار گرفتن چند كشتي فرانسوي در خليج فارس (22 تير 1366 ) در تاريخ 26 تيرماه 1366 وزارت خارجه فرانسه بيانيه اي را مبني بر اعلام قطع مناسبات ديپلماتيك با ايران منتشر ساخت و روابط دو كشور به طور كامل قطع گرديد.
پس از قطع روابط بحث در مورد چگونگي بازگرداندن ديپلمات ايراني وحيد گرجي و كنسول فرانسوي ژان پل توري ادامه داشت. در نتيجه مذاكرات گرجي و توري با يكديگر مبادله شدند و بعد از گذشت حدود ده ماه راه براي حل اختلافات تا حدودي هموار گرديد. (2 ) جهت گيري ژاك شيراك براي رفع اختلافات دو كشور در روزهاي پاياني جنگ و تصميم دولت ايران مبني بر جداسازي حساب آمريكا از كشورهاي اروپاي غربي باعث شد تا روابط دو جانبه براساس تفاهم و منافع متقابل برقرار و تقويت گردد. شيراك در اولين سخنراني خود در مجمع ملي فرانسه از ايران به منزله كشوري بزرگ ياد كرد و اظهار اميدواري كرد كه بتواند با ايران وارد مذاكره شود. ايران در اين زمان براي عادي سازي روابط خود با فرانسه سه شرط داشته و بر آنها تاكيد مي كرد :
1 ـ خودداري فرانسه از حمايت مخالفان ايران و اخراج مسعود رجوي ؛
2 ـ رفع اختلافات مالي ؛
3 ـ محدود نمودن كمك هاي نظامي به عراق.
بنابراين پس از مذاكراتي كه ميان نمايندگان دو كشور صورت گرفت. دولت ايران و فرانسه توافق كردند كه از تاريخ 26 خرداد.1367 روابط سياسي خود را از سر گيرند و به دنبال آن سفراي دو كشور (علي آهني و كريستين گراف ) در تير 1367 استوار نامه هاي خود را تسليم روساي جمهور دو كشور نمودند.
به دنبال اين مسئله وزراي خارجه تهران و پاريس در مذاكرات بر سر اختلافات مالي با يكديگر توافق كردند. فرانسه از يك ميليارد دلار بدهي خود مبلغ 630 ميليون دلار آن را طي دو قسط به ايران پرداخت كرده بود ولي پرداخت مرحله سوم و نيز بهره مطالبه شده توسط ايران با اشكال مواجه گرديد. در 8 دي.1370 ايران و فرانسه قراردادي امضا نمودند و توافق كردند كه بقيه اين وام به ايران پرداخت شود. در همين حال اعلام شد كه ميزان تجارت دو كشور در سال.1370 به بالغ بر 12 5 ميليارد فرانك فرانسه رسيده است.
به طور كلي علت بهبود مناسبات بين ايران و فرانسه در طي سال هاي 68 ـ 1367 را مي توان اين موارد دانست :
1 ـ تمامي گروگان هاي فرانسوي توسط حزب الله آزاد نشده بودند بنابراين دولت فرانسه هنوز هم به ميانجي گري ايران نياز داشت ؛
2 ـ جنگ بين ايران و عراق پيروز نداشت و چون فرانسه از اعضاي دائم شوراي امنيت محسوب مي شد ايران نيازمند حمايت و نظر اين كشور بود.
ج ) زمينه هاي گسترش و تعميق روابط دو جانبه (1384 ـ 1367 )
پس از پايان جنگ بين ايران و عراق فرانسه خواستار شركت در برنامه هاي بازسازي ايران بود. زيرا حيات اقتصادي فرانسه در گرو تجارت خارجي و مبادلات اقتصادي با ساير كشورهاست. در واقع از.1362 به بعد ما شاهد بهبود روابط ميان ايران و فرانسه هستيم زيرا اين كشور به دلايل اقتصادي سياسي و استراتژيك به بازار ايران نياز داشت. هم چنين به ثبات سياسي در ايران پي برده بود. و نيز به دليل اهميت استراتژيكي تنگه هرمز فرانسه از ديپلماسي مماشات در مورد ايران استفاده كرد و امتيازات محدود و تدريجي به ايران اعطا نمود.
ايران نيز براي بازسازي كشور پس از جنگ نيازمند همكاري با ساير كشورها بود. هم چنين ايران براي اجراي دقيق بندهاي قطع نامه 598 و عدم مذاكره در چهار چوبي خارج از مفاد قطع نامه نيازمند حمايت دولت هاي ديگر از جمله فرانسه (به منزله يكي از اعضاي دائم شوراي امنيت ) بود.
به اين ترتيب دو كشور در جهت رفع موانع موجود در راه گسترش همكاري هاي دو جانبه در صحنه بين المللي گام برداشتند. اولين گام در اين روند مسافرت يك هيئت از ايران مركب از وزير بازرگاني و رئيس بانك مركزي به فرانسه جهت مذاكره با مقامات فرانسوي بود. ولي به دليل تحريم خريد نفت از ايران توسط فرانسه اين مذاكرات با مشكلاتي رو به رو شد.
به تدريج با گسترش روند ارتباطات يك هيئت فرانسوي براي مذاكره درباره روابط دو جانبه در 5 آذر 1367 وارد ايران شدند. با گسترش مناسبات سياسي فرانسه مسعود رجوي را از خاك اين كشور اخراج كرد و با ميانجي گري ايران حزب الله لبنان نيز چند تن از گروگان هاي فرانسوي را آزاد كردند. اما مدتي بعد و در آستانه سفر فرانسوا ميتران رئيس جمهور فرانسه به تهران شاهپور بختيار در پاريس به قتل رسيد.
پس از قتل بختيار دولت فرانسه اقدام به دستگيري چند مظنون كرد و از جمله از دولت سوئيس خواست تا سرحدي زاده كارمند وزارت خارجه ايران را به پاريس بازگرداند. پس از محاكمه متهمان قتل بختيار در پاريس و با سفر دبير كل وزارت امور خارجه فرانسه به تهران روابط دو كشور دوباره رو به بهبودي نهاد.
با روي كار آمدن ژاك شيراك (همان طور كه قبلا گفته شد) وي مخالفت خود را با انزواي ايران اعلام كرد. استقبال آقاي هاشمي رفسنجاني رئيس جمهور وقت ايران از اظهارات شيراك راه تازه اي را در روابط تهران ـ پاريس باز كرد.
ماجراي سلمان رشدي ركود اقتصادي ـ سياسي در روابط تهران ـ پاريس ايجاد كرد و پس از آن فرانسه در بحران ميكونوس جبهه اي كاملا ضد ايران اتخاد كرد. فرانسوي ها نيز با نفوذ ديگر كشورهاي اروپايي سفير خود را از تهران فرا خواندند و وقتي به دستور رهبر ايران قرار شد سفير آلمان آخرين سفيري باشد كه به تهران باز مي گردد. سفير فرانسه نيز تا آخرين لحظه در كنار سفير آلمان باقي ماند و هم زمان با او وارد تهران شد. (3 )
در عين حال نقش بازدارنده فرانسه در برابر تحريم هاي اعلام شده آمريكا عليه ايران غالبا مثبت بوده است. به دنبال تصميم دولت آمريكا مبني بر اعمال تحريم هاي اقتصادي عليه ايران (داماتو) دولت فرانسه اعلام نمود كه با اين اقدامات مخالف است. هم چنين در پي پيروزي ژاك شيراك در انتخابات رياست جمهوري فرانسه (17 ارديبهشت 1374 ) وي اعلام كرد من برخلاف خيلي از كساني كه معتقدند بايد ايران را منزوي و روابط مان را با اين كشور محدود كنيم « معتقدم بايد روابط فرانسه با ايران گسترش پيدا كند براي اين كه ما نمي توانيم به دليل اين كه دولت ايران در بعضي جاها روش تندي دارد ايران را كنار بگذاريم اگر ما ايران را منزوي كنيم روش آن كشور شديدتر خواهد شد.» (4 )
رئيس جمهور ايران نيز طي ارسال پيام تبريك به ژاك شيراك ابراز اميدواري كرد كه افق تازه اي در روابط بين دو كشور پديد آمد. با روي كار آمدن شيراك نقاط تماس هاي زيادي در سياست خارجي تهران و پاريس به وجود آمد. از جمله حل مسئله الجزاير ايجاد توازن بين اهداف آمريكا و اروپاي متحد و ترسيم سياست هاي اصولي فرانسه در خاورميانه و خليج فارس و مدنظر قرار دادن ايران به مثابه بزرگ ترين قدرت منطقه (5 ) و در نهايت ورود شركت نفتي « توتال» به ميدان هاي نفتي ايران به جاي شركت آمريكايي « كونكو» در روابط اقتصادي تهران ـ پاريس گامي مثبت محسوب مي شود.
از سوي ديگر پس از انتخابات دوم خرداد و پيروزي آقاي خاتمي كه موجب جهت گيري هاي جديدي در سياست خارجي ايران گرديد روابط فرانسه با ايران كه به صورت تابعي از روابط با اتحاديه اروپايي در آمده بود از شتاب بيشتري برخوردار شد. آنان وي را مرد اصلاح طلب ناميدند. فرانسه اعلام كرد كه از اصلاحات در ايران حمايت مي كند ولي جانب احتياط را نيز در نظر مي گيرد. تنش زدايي و تفاهم بيشتر با كشورهاي مسلمان در منطقه خليج فارس حوزه درياي خزر و شمال آفريقا باعث تحول در روابط اتحاديه اروپايي با ايران و طرح مباحثاتي حول همكاري چند جانبه و توسعه آن گرديد.
تحولات بعدي نيز نشان داد كه ايران و اتحاديه اروپا تمايلي براي به خطر انداختن منافع اقتصادي خود ندارند. سفر آقاي خاتمي به چند كشور اروپايي از جمله فرانسه را مي توان نقطه عطفي در روابط بين دو كشور دانست. در واقع مي توان گفت روابط تهران ـ پاريس از زمان تصميم اتحاديه اروپا به فراخواني سفيران خود از تهران در 20 فروردين.1376 تا دعوت رسمي ژاك شيراك از آقاي خاتمي براي سفر به فرانسه در 29 مهر.1377 چرخشي بسيار سريع و مثبت داشته است. چرخشي كه در عرف روابط بين الملل مي توان از آن به عنوان بهره برداري مناسب از فرصت ها ياد كرد. علي رغم تنوع موضوعات مطرح شده در جريان سفر آقاي خاتمي ميان دو طرف هيچ سخني از تروريسم فعاليت هاي هسته اي و سلاح هاي كشتار جمعي به ميان نيامد.
به هر حال در دوران آقاي خاتمي روابط دو كشور در مسير بهبود قرار گرفت. ملاقات وزير خارجه فرانسه با همتاي ايراني خود در سال.1377 در حاشيه بيست و هشتمين اجلاس مجمع جهاني اقتصاد در سوئيس و تاكيد بر تحكيم هرچه بيشتر روابط ادامه مخالفت با قانون آمريكايي داماتو سفر والري ژيسكار دستن رئيس جمهور اسبق فرانسه به تهران ملاقات مشاور رئيس جمهور فرانسه با دكتر ظريف معاون حقوقي و امور بين الملل وزارت خارجه و تاكيد بر همكاري با ايران در زمينه هاي سياسي اقتصادي خلع سلاح و مواد مخدر ادامه همكاري هاي نفتي با ايران امضاي قرارداد اعطاي وام 900 ميليون دلاري بانك اعتبارات كشاورزي فرانسه به ايران (اسفند 1377 ) و ورود هيئت دوستي مجلس فرانسه به ايران و گفت و گو در مورد مسائل خاورميانه فلسطين و طرح صلح خاورميانه از جمله تحولات مهم سال هاي 1379 1377 به شمار مي رود. (6 )
حوادث 11 سپتامبر فصل جديدي را در روابط بين الملل رقم زد كه اثرات آن بر روابط تهران ـ پاريس نيز مشاهده مي شود. پاريس كه از ديرباز از رشد بنيادگرايي در خاورميانه و تسري آن به جهان احساس نگراني كرده است در مبارزه عليه القاعده و سرنگوني طالبان در جنگ افغانستان در كنار واشنگتن ايستاد و از آن حمايت كرد. اما مخالفت فرانسه با جنگ عراق باعث كدورت روابط پاريس ـ واشنگتن شد. نگاه اقتصادي فرانسه به منابع انرژي شمال عراق باعث شد تا لندن و واشنگتن خواست پاريس در مخالفت با جنگ ايران و عراق را زير سوال ببرند(7 ) مخالفت تهران با جنگ عليه عراق بار ديگر موجب نزديكي تهران و پاريس شد و هر دو كشور تلاش كردند تا از فرصت به وجود آمده استفاده نمايند.
نتيجه گيري
روابط ايران و فرانسه در فاصله سال هاي 1384 ـ 1357 فراز و فرودهاي زيادي را به همراه داشته كه تا حد زيادي تحت تاثير متغيرهاي سيستمي منطقه اي و ملي بوده است. در ابتداي شكل گيري انقلاب اسلامي نقش و اهميت محيط ذهني ـ رواني بيشتر بود در حالي كه فرانسه پيوسته با بلوك غرب بود ايران با سياست نه شرقي ـ نه غربي عملا با هرگونه سلطه گري دو بلوك مخالفت نمود. فرانسه در جنگ هشت ساله عراق عليه ايران همگام با محدوديت ها و فشارهاي سيستمي عليه ايران عمل نمود. متعاقب پايان جنگ ايران و عراق و جنگ دوم خليج فارس و به ويژه پس از فضاي نظام بين المللي ناشي از جنگ سرد و فروپاشي شوروي فرانسه تلاش نمود تا با استفاده از سياست مستقل و ضد آمريكايي ايران موقعيت خود را در منطقه تقويت نمايد و اين امر فرصت مناسبي را در اين مقطع براي ارتقاي روابط دو جانبه ايجاد نمود.
از طرف ديگر بايد خاطرنشان ساخت كه علي رغم تلاش فرانسه براي بهبود روابط با ايران در حال حاضر سياست خارجي اين كشور تحت فشارهاي فزاينده آمريكا قرار دارد و لذا پاريس با محدوديت هايي مواجه است از يك سو پاريس منابع انرژي در خاورميانه را مدنظر دارد و از سوي ديگر اتخاذ مواضع يكسان با ايالات متحده سبب تيرگي روابط تهران ـ پاريس مي گردد. اگرچه پاريس در تلاش است كه ديپلماسي اعلامي و اعمالي خود را منطبق نشان دهد اما عملكرد آن اين گونه نيست و به نظر مي رسد كه حداقل تا مشخص شدن پرونده هسته اي ايران ادامه يابد. فرانسه نيز همانند آمريكا با تبديل شدن ايران به قدرتي هسته اي در منطقه موافق نيست. در عين حال مخالف اعمال زور و تهديد عليه ايران است و در تضاد منافع خود با آمريكا در منطقه خاورميانه درپي جلوگيري از بسط سلطه همه جانبه آمريكا بر منطقه است و اين امر باعث مي شود تا فرانسه در سطحي ديگر از سياست هاي ايران در مقابل آمريكا حمايت نمايد. لذا به نظر مي رسد كه هم چنان دو طرف تحت تاثير شرايط محيطي از فرصت ها و محدوديت متعددي در روابط دو جانبه برخوردار مي باشند.
پي نوشت ها
1 ـ محمدكاظم سجادپور مناسبات ديپلماتيك ايران و فرانسه پس از انقلاب اسلامي (تهران : وزارت خارجه 1374 ) ص.125
2 ـ غلامرضا علي بابايي نگاهي به مناسبات سياسي ايران و فرانسه سياست خارجي ش 31 1378 ص.33
3 ـ كتاب اروپا (3 ) (تهران : ابرار معاصر 1383 ) ص.270
4 ـ غلامرضا علي بابايي پيشين ص.35
5 ـ همان ص.36
6 ـ غلامرضا علي بابايي پيشين ص.38
7 ـ كتاب اروپا پيشين ص.272