مناقشه ديرپا و بغرنج قره باغ كه امروزه در سطح برخي مطبوعات و رسانه هاي منطقه از آن - در كنار ساير مناقشات موجود در قفقاز نظير آبخازيا و اوستيا - با عنوان مناقشه منجمد شده يا يخ زده ياد مي شود، علي رغم گذشت 14 سال از برقراري آتش بس ميان آذربايجان و ارمنستان در جنگ بر سر آن، همچنان بدون چشم انداز روشن و شفاف مورد مذاكره و چانه زني است. گروه مينسك سازمان امنيت و همكاري اروپا كه از سال 1992 م مامور حل و فصل اين مناقشه در قالب مذاكرات و راه حل هاي سياسي است، تاكنون هيچ توفيقي در اين راه بدست نياورده و نتوانسته در حل و فصل بحران گامي عملي به جلو بردارد.
اين وضعيت، طرف آذري را كه 20 درصد از اراضي خود را در نتيجه اين مناقشه از دست داده و تا اينجاي كار بازنده به حساب مي آيد، بيش از پيش كم حوصله كرده و به انتقاد از وضعيت موجود و اتخاذ موضع گيري هاي تند كشانده است تا جايي كه سخن از راهكار توسل به جنگ در صورت تداوم بي نتيجه بودن مذاكرات صلح بر زبان آنان جاري مي شود.
الهام علي اف طي سخناني در نشست ويژه بررسي و جمع بندي عملكرد دولت در سال 2007 م كه پس از تعطيلات اول ژانويه سال جديد ميلادي تشكيل شد، ضمن اشاره به اينكه مواضع غير واقع بينانه طرف ارمني و بي تفاوتي مجامع بين المللي دو علت اصلي ناكامي در حل بحران قره باغ در سال هاي گذشته بوده است، سال 2008 م را سالي تعيين كننده در پرونده اين مناقشه عنوان كرد. وي ياد آور شد كه:«امسال بايد بصورت دقيق و مشخص ببينيم كه در بحث قره باغ كجاي كار قرار گرفته ايم و آيا اينكه حل اين مناقشه از طريق صلح آميز ممكن است يا خير؟ پس از آن، تصميم خواهيم گرفت كه چه بايد بكنيم». 1
از منظر تعبير و تفسير مواضع و ديدگاههاي سياسي معني اين سخن آنست كه اگر رويكرد مذاكره و تلاش سياسي براي حل و فصل مناقشه قره باغ همچنان بي نتيجه و در بن بست بماند، توسل به راهكار نظامي اجتناب ناپذير خواهد بود.
متعاقب اين بيانات، در 13 ژانويه، روساي گروه مينسك سازمان امنيت و همكاري اروپا طي سفري به باكو، نمايشگر تداوم تلاش هاي سياسي خود شده و از زبان متيو برايزا رئيس آمريكايي اين گروه اعلام كردند كه هدف آنان از سفر به منطقه ( باكو و ايروان ) دريافت آخرين نظرات روسای جمهور دو كشور آذربايجان و ارمنستان پيرامون بسته پيشنهادي مادريد بوده است. در مذاكرات مادريد كه سال گذشته ميلادي صورت گرفت، روساي گروه مينسك جديد ترين و آخرين شكل يا فرم بسته پيشنهادي خود براي حل بحران قره باغ را ارائه كردند. اگرچه جزئيات مفاد و بند هاي اين بسته پيشنهادي اعلام نشد ولي متيو برايزا در مصاحبه خود هنگام حضور در باكو اشاره مختصري به كليات آن كرد. تخليه اراضي اشغالي آذربايجان از سوي ارمني ها، استقرار نيروهاي حافظ صلح در آن اراضي، تامين امنيت قره باغ و تعيين وضعيت حقوقي آن منطقه محورهاي مورد اشاره وي در ارتباط با كليات مفاد بسته پيشنهادي مادريد بود.(2)
علي رغم همه اين تلاشها و اظهار نظرهاي بعضا خوش بينانه، با توجه به ابعاد پيچيده و چند مجهولي مناقشه قره باغ ، خارج شدن تكليف حل و فصل آن از دست دو طرف درگير و گرفتار شدن آن در چنبره پروسه ها و پروژه هاي بين المللي و منفعت طلبي هاي قدرت هاي جهاني و نيز مواضع دور از هم و بسيار متفاوت رهبران باكو و ايروان، چشم انداز حل مناقشه را در آينده اي كوتاه چندان روشن و شفاف ترسيم نمي كند.3
اما آنچه در اين ميان قابل اشاره است اينكه طي دو سال گذشته چند پروژه بزرگ و مهم اقتصادي و در راس آنها افتتاح خطوط لوله نفت و گاز باكو- تفليس- جيهان و باكو- تفليس- ارضروم كه امر حياتي انتقال سوخت و انرژي از حوزه خزر به اروپا و غرب را به عهده دارند در منطقه به بهره برداري رسيده و در نتيجه، تامين و استقرار امنيت و ثبات منطقه اي در حوزه جغرافيايي اين پروژه ها را به مسئله اي جدي و حتي جبري تبديل كرده است. بر اين اساس، به نظر مي رسد اروپا و آمريكا در ماههاي گذشته تلاش خود را براي يافتن يك راه حل مسالمت آميز به منظور كمك به خاتمه اين مناقشه تشديد نموده، رايزني ها و تحركات خود را بيش از پيش كرده اند. در اين فرايند، ذخاير نفت و گاز جمهوري آذربايجان و ارتقاء موقعيت منطقه اي و جهاني اين كشور به پشتوانه داشتن اين مواد حياتي و صدور آن به اروپا و آمريكا، شرايط باكو را در پيشبرد تلاشهايش در مسير مذاكره و طريق صلح آميز تقويت كرده، بطوري كه در مواضع و اظهارات روساي اروپايي و آمريكايي گروه مينسك و ساير مقامات غربي طي يك سال گذشته، چرخش به سمت خواسته هاي باكو محسوس و نمايان بوده است.
با اين حال قابل ترديد نيست كه در اين وضعيت نيز منافع روسيه به عنوان يك قدرت منطقه اي و ميراث دار ابر قدرت فروپاشيده شوروي از يك سو و اروپا و آمريكا از سوي ديگر به نقطه مشتركي ختم نشده و رو دروري هم قرار مي گيرد. اتفاقي كه از اول شكل گيري مناقشه قره باغ هم دامنگير دو طرف مناقشه بوده و حل و فصل نهايي آن را تحت تاثير قرار داده است. روسيه بنا به دلايل متعددي دوست ندارد اولا اين مناقشه از شكل و حالت پيچيده و مركب خود خارج شده و به معادله اي ساده و راحت تبديل شود و ثانيا كليد حل و فصل آن در دست غرب بويژه آمريكا قرار گرفته و گره آن بدست آنها باز شود. چرا كه اين اتفاق، شكستي ديگر براي مسكو در رويارويي با جبهه غرب و از بين رفتن منافع روسيه در منطقه اي كه هنوز هم براي رهبران آن مهم و حياتي به حساب مي آيد، قلمداد خواهد شد.
با اين وصف، سئوال اساسي اين است كه اين مناقشه پرهزينه كه به ميدان گروكشي روسيه و غرب بدل شده است چه زماني و چگونه راه حل خود را خواهد يافت؟ بي شك پاسخ اين پرسش آسان نيست و نمي توان نسخه اي پيچيد كه با عمل به آن، به راحتي به عمر اين غائله كهنه و دمل چركين منطقه خاتمه داد چرا كه اين سئوال اساسي 14 سال پيش و در سال 1994 م كه دو كشور بر سر برقراري آتش بس به توافق رسيده و آنرا اجرا كردند نيز مطرح بود. 14 سال زمان كمي براي يافتن پاسخ يك پرسش نيست و اكنون كه اين سئوال در طي 14 سال گذشته راه حل خود را نيافته، نمي توان انتظار داشت كه دو ملت آذري و ارمني خوش بين به يافتن آن در آينده اي نزديك بوده باشند.
به رغم اين، و با پند آموزي از دردسرها و فراز و نشيب هاي گذشته اين مناقشه، مي توان خطوط و راهكارهايي ترسيم كرد كه به حل مشكل پيش آمده كمك كرده باشد. قطعا در اين خصوص بايد به عواملي كه به عنوان مانع و بازدارنده عمل كرده و سد راه بوده اند و در سطور بالا اجمالا به برخي از آنها اشاره شد، توجه داشته و گامهاي عملي نسبت به رفع آنها برداشته شود.
پايبندي به انصاف و عدالت در مسير تلاش هاي پيش رو، واقع بيني و عدم اتكا به آرمانگرايي در روند مذاكرات، گذشت متقابل از سوي رهبران و دولتمردان دو كشور با هدف كمك به باز شدن گره هاي كور مناقشه، دلسوزي براي رفاه و آسايش هر دو جماعت آذري و ارمني، احترام به قوانين و كنوانسيون هاي بين المللي از ناحيه هر دو طرف، ملاحظاتي هستند كه پايتخت ها و دولتمردان طرفين درگير در مناقشه، لاجرم بايد به اعمال و رعايت آنها تن در دهند و احترام و پايبندي خود را به اين اصول در ميدان عمل نشان دهند.
علاوه بر اينها، از آنجا كه اين مناقشه بعد فرامنطقه اي و بين المللي يافته و قدرت هاي جهاني نيز بنا بر ملاحظاتي از جمله پيگيري منافع سياسي و اقتصادي حد اكثري خود در آن وارد شده اند، صرف تلاش و تفاهم باكو و ايروان نمي تواند غائله را خاتمه دهد، بلكه اراده قدرت هاي درگير نيز بايد معطوف به اين نيت باشد تا در عمل اتفاق خوشايندي بيفتد. حد اقل اقدامي كه آنها در اين جهت مي توانند انجام دهند، انديشدن به ثبات، آرامش و رفاه دو ملت مغبون و عمل كردن به شعارهايي كه در باره حقوق بشر و مصالح ملتها سر مي دهند، است.
از اين نكته مهم و اساسي هم نبايد عبور كرد كه، هم دستگاههاي رسانه اي و تبليغاتي دو طرف درگير و هم ابزارها و امكانات ساير محافل و مجامع بين المللي رسمي و غير رسمي مرتبط، بايد در جهتي حركت نمايند كه به مدد كار فكري، رسانه اي و تبليغاتي، فاصله ها راكم كرده، نفرت ها و كدورت هاي موجود در ميان دو طرف را از بين ببرند و فضا را براي آفرينش يك محيط منطقي و عقلاني براي ايجاد تفاهم و سازش توام با رضايت دو طرفه، فراهم نمايند.
ترديدي نيست كه شرايط و وضعيت كنوني، با عطف توجه به آنچه در طي سالهاي گذشته ميان دو طرف اتفاق افتاد و تلفات انساني سنگين و خسارت هاي مالي و اقتصادي غير قابل جبراني را براي دو كشور تحميل نمود، بازي باخت - باخت محسوب مي شود و هيچكدام از طرفين نمي توانند ادعا كند كه پيروز ميدان شده اند.
پي نوشت ها:
1- پايگاه اينترنتي خبرگزاري آپا (www.apa.az ) 12 ژانويه 2008
2- پايگاه اينترنتي روز نامه يني مساوات چاپ باكو (www.musavat.com ) 27 ژانويه 2008
3- علاقمندان به مطالعه بيشتر در اين خصوص مي توانند به مقاله اي با عنوان " مناقشه قره باغ، ريشه ها و پيامدها " به قلم همين نويسنده در شماره اول مجله ايراس ( فصلنامه تخصصي موسسه مطالعات روسيه، آسياي مركزي و قفقاز) مراجعه نمايند.